تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۸۲۰۷۱
«سوگیرى تاییدآمیز» آفت شناخت دقیق

مایکل شرمر
مترجم: على ملائکه

یک بررسى با استفاده از تکنیک هاى پیشرفته تصویربردارىمایکل شرمرمترجم: على ملائکه از مغز بر روى گروهى از طرفداران حزب هاى جمهوریخواه و دموکرات در آمریکا نشان مى دهد که چگونه تمایلات سیاسى در آنها نتیجه «سوگیرى تاییدآمیز» در آنها به طور ناخودآگاه است.
«ادراک انسان هنگامى که نظرى را اتخاذ کرد، همه  چیزهاى دیگر را در حمایت و موافقت با آن جلب مى کند و گرچه ممکن است مواردى با شمار یا اهمیت بیشتر به نفع طرف مقابل موجود باشد،آنها را نادیده مى انگارد یا حقیر مى شمرد... چرا که با این مقدر کردن تمام عیار و زیانبار، مرجعیت نتیجه گیرى هاى قبلى اش مى تواند تخطى ناپذیر بماند.»
(فرانسیس بیکن، ارغنون نو،1620)
من عضو هیچ حزب سیاسى سازمان یافته اى نیستم؛ من اختیارگرا (لیبرتارین) هستم. من به عنوان یک محافظه کار اقتصادى و یک لیبرال اجتماعى دست کم به یک چیز در مورد هر جمهوریخواه یا دموکراتى که دیده ام پى برده ام. من دوستانى از هر دو اردوگاه دارم، که در آنها این مورد را مشاهده کرده ام: جدا از اینکه موضوع بحث چه باشد، افراد هر دو جناح به یکسان متقاعد هستند که شواهد، کاملاً از موضع آنها حمایت مى کند. این وضعیت را «سوگیرى تاییدآمیز» (Comfirmation bias) مى نامند، به این معنا که ما شواهد تایید کننده براى عقاید از قبل موجودمان جست وجو و پیدا مى کنیم و هر شاهد متضاد را نادیده مى گیریم یا دوباره تفسیر مى کنیم. اکنون بررسى ها به کمک «تصویربردارى تشدید مغناطیسى کارکردى» (FMRI) از مغز نشان مى دهد که «سوگیرى تاییدآمیز» از کجاى مغز نشأت مى گیرد و چگونه ماهیتى ناخودآگاه دارد و تحت هدایت عواطف است.«درو وسترن» روانشناس در دانشگاه اِمورى سرپرست این تحقیق بوده است و نتایج آن در کنفرانس سالانه «شخصیت و روانشناسى اجتماعى» ارائه شد.
در حین مبارزات انتخاباتى در انتخابات ریاست جمهورى سال 2004 ، از 30 نفر که نیمى از آنها خود را جمهوریخواه «تمام عیار» و نیمى دیگر خود را دموکرات «تمام عیار» مى خواندند، خواسته شد هم سخنان جورج دبلیو بوش و هم سخنان جان کرى را مورد ارزیابى قرار دهند که در آن هر نامزد به وضوح مخالف دیگرى صحبت کرده بود و طى انجام این وظایف، مغز این افراد با FMRI تحت مشاهده قرار داشت. تعجبى ندارد که آزمودنى هاى جمهوریخواه به همان اندازه نسبت به بیانات کرى نظر انتقادى داشتند که آزمودنى هاى دموکرات نسبت به بیانات بوش، اما هر دو گروه نامزد مطلوب خود را از حیطه نقد دور نگه مى داشتند.اما تصویربردارى از مغز این افراد نشان داد که بخشى از مغز که بیش از همه با استدلال سروکار دارد- یعنى بخش خلفى- جانبى -قشر پیش پیشانى مخ (prefrontal cortex) در جریان ارزیابى هاى افراد غیرفعال است.
برعکس فعال ترین بخش هاى مغز در این افراد، قشر مخ در ناحیه حدقه اى پیشانى (Orbital fronta) است که پردازش عواطف را به عهده دارد، قشر «سینگولیت قدامى» (ventral cingulated) مغز به حل و فصل تعارضات مى پردازد؛ قشر «سینگولیت خلفى» (posterior cingulate) مغز با داورى کردن در مورد پاسخگویى اخلاقى ارتباط دارد و هنگامى که آزمودنى ها به نتیجه گیرى مى رسیدند که از نظر عاطفى آنان را آسوده مى کرد- «استریاتوم قدامى» (Ventral Striatum) فعال مى شد که با پاداش و لذت مرتبط است.
وسترن مى گوید: «ما هیچ افزایش فعالیتى در بخش هایى از مغز که حین استدلال به کار مى افتد مشاهده نکردیم. در عوض آنچه ما دیدیم فعال شدن شبکه اى از مدارهاى عاطفى از جمله مدارهاى عصبى بود که تصور مى شد در تنظیم عواطف دخالت دارند و نیز مدارهاى عصبى که معلوم شده در حل و فصل تعارض ها دخالت مى کنند.» نکته جالب فعال بودن مدارهاى عصبى دخیل در پاداش دادن رفتارهاى انتخابى بود.
وسترن مى گوید: «اساساً به نظر مى رسد گویى طرفداران یک حزب سیاسى، کالئیدوسکوپ (شکل نماى) شناختى خود را آنقدر مى چرخانند تا نتیجه گیرى هایى را که مى خواهند به دست آورند، و سپس به شدت این نتیجه گیرى ها را با حذف حالات عاطفى منفى و فعال کردن حالات عاطفى مثبت، تقویت مى کنند.»کاربردهاى این یافته هاى پژوهشى به فراسوى سیاست مى رود، هیات منصفه اى که شواهد علیه یک متهم را ارزیابى مى کند، مدیرعاملى که اطلاعاتى در مورد یک شرکت را بررسى مى کند یا دانشمندى که داده هاى به یک نظریه را سبک و سنگین مى کند، فرآیند شناختى مشابهى را از سر خواهند گذراند. اما در این باره چه کارى مى توانیم بکنیم؟ما در علم دستگاه هاى ذاتى -خودتصحیح کننده داریم. در تجربیات علمى وجود «کنترل هاى کاملاً دوسوکور»لازمند که در آنها نه افراد مورد آزمایش و نه آزمایشگران از شرایط تجربه ضمن مرحله جمع آورى داده ها بى خبرند. نتایج بررسى ها در کنفرانس هاى حرفه اى مورد بررسى قرار مى گیرد و هنگام چاپ در نشریات توسط کارشناسان مستقل بازبینى مى شود.
 نتایج باید در سایر آزمایشگاه هاى غیروابسته با پژوهشگر ابتدایى تکرار شود. شواهد غیرتاییدآمیز و نیز تفاسیر متضاد از داده ها باید در مقاله آورده شوند. دانشمندان به خاطر شکاک بودن پاداش مى گیرند. مدعاهاى غیرعادى، شواهد غیرعادى را هم طلب مى کنند.ما نیازمند وجود کنترل هاى مشابهى براى جلوگیرى از «سوگیرى تاییدآمیز» در حوزه قانون تجارت و سیاست هستیم. قضات و وکلا باید به یکدیگر در مورد استخراج انتخابى داده ها براى پشتیبانى از یک استدلال تذکر و به هیات هاى منصفه در مورد «سوگیرى تاییدآمیز» هشدار دهند.
مدیران شرکت ها باید پیشنهادهاى پرحرارت معاونانشان را به شکلى انتقادى ارزیابى کنند و از آنها بخواهند که شواهد متضاد و ارزیابى هاى متفاوت در مورد طرحى مشابه را به آنها ارائه دهند. سیاستمداران هم نیاز به نظام قوى تر بررسى توسط همردیفان مستقل دارند که فراتر از حد سرزنش هاى غیراخلاقى در ایام مبارزات انتخاباتى باشد و من دوستدار مباحثه سیاسى هستم که در آن لازم باشد موضع مخالف را هم درنظر گرفت. شکاک بودن پادزهر هر سوگیرى تاییدآمیز است.