تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۰۸۴
نویسنده: طارق على ترجمه: تهمینه رستاخیز مقدمه: مطلب زیر نوشته طارق على از نویسندگان نشریه new left مسائل جارى ایران را مورد تحلیل و داورى قرار داده است. قاعدتاً دیدگاه طارق على با دیدگاه روزنامه شرق بسیار متفاوت است و چاپ مقاله وى نه به معناى تایید آن، بلکه به منظور اطلاع خوانندگان محترم از دیدگاه هاى چپ جهانى نسبت به دولت هاى هاشمى رفسنجانى ،خاتمى و احمدى نژاد است.

اکنون در ایالات بصره و میسان در جنوب شرق عراق مقامات محلى شیعى دیگر حاضر به همکارى با اشغالگران بریتانیایى نیستند. این تغییر مواضع در ارتباط با موقعیت نوین آن سوى مرز است. پیروزى محمود احمدى نژاد در انتخابات ریاست جمهورى ایران در سال 2005 بزرگترین واژگونى سیاسى قرن جدید را در منطقه نشان داد. شهردار تهران و سرباز سابق جنگ ایران در مقابل عراق کاندیداى مطلوب رسانه هاى غرب و اربابان آنها را شکست داد.
مبارزات انتخاباتى رفسنجانى عملگراى سیاسى و متنفذ که در اواخر دهه 80و اوایل دهه 90 بر کشور حکم مى راند، توسط آراى اعتراضى ناچیزان درهم شکسته شد. احمدى نژاد به کمک برنامه بازتوزیع مساوات طلبانه ثروت - با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم فقیر - همراه با یک سى دى که زندگى پر زرق و برق مخالفان میلیونرش را نشان مى داد درحالى که وى بخش اعظم حقوقش را به نیازمندان مى داد، تنها کاندیدایى بود که توانست لباس رفتگران را به منظور تمیز کردن جوى هاى تهران بپوشد. او راه حل هایى ملموس براى بحران مسکن و بیکارى و مشکلاتى که آنها براى زوج هاى جوان جویاى ازدواج تحمیل مى کردند و نیز وعده خاتمه دادن به فساد مالى را طرح مى کرد. احمدى نژاد نه تنها نارضایى از دوران ریاست جمهورى رفسنجانى بلکه نارضایى از دوران خلف کم جسارت او را نیز بیان مى کرد. در دوران خاتمى  اصلاح طلب، اوضاع اقتصادى به طور ثابت بدتر شد حتى زمانى که بهاى نفت افزایش یافت. در همان حال خامدستى در سیاست هاى خارجى، به سبک گورباچف تنها به محور شرارت بوش منتهى شد. دولتى که حاضر به دفاع از حقوق سرمایه گذاران خارجى بود، اما به ندرت حاضر به دفاع از حقوق روزنامه نگاران مستقل و یا دانشجویان معترض مى شد.
خاتمى درحالى که به دیالوگ هاى مبهم با پاپ بر سر ارزش هاى معنوى مشغول بود، اما قادر نبود از حقوق مدنى حمایت موثر کند. بنیان احمدى نژاد بر طبقات مردمى تنها حساسیت اجتماعى عظیم ترى را به ریاست جمهورى نوین منتقل کرد اما هیچ ضمانتى براى نتایج عملى بهتر وجود ندارد. میلیون ها جوان، بیکاران طبقه کارگر که در شرایط زندگى پرمشغله و پرازدحامى چپانده شده اند، در امید یک سیاست منسجم براى توسعه ملى اند. اما اراده گرایى اسلام گرایانه آلترناتیو پایدارى در برابر نفوذ نولیبرالیسم نیست و وسوسه سرکوب فرهنگى در برابر ناامیدى اقتصادى معمولاً نیرومند است. در نظام سیاسى غیرشفاف و پراکنده ایران ریاست جمهورى در محاصره مراکز قدرت متعددى است. پیوندهاى رفسنجانى تلاش هاى احمدى نژاد براى تصفیه وزارت نفت را عقیم گذاشته است. طبقه متوسط طرفدار غرب که با خاتمى شناخته مى شد در حال مداواى زخم هاى خود است و براى بازگشت آماده مى شود. پشت صحنه اجتماعى چنین کشمکشى در نوع خود به شدت متراکم است. مدل توسعه نامتوازنى که از شاه به ارث ماند و طى نزدیک به یک دهه جنگ خرد شد، و در معرض توسعه تورم زاى دولت رفسنجانى و سپس خصوصى سازى خاتمى  قرار گرفت، باعث ایجاد یک بازار سیاه گسترده، نرخ بیکارى غیررسمى 25درصد و بحران در حال ظهور کشاورزى شده است. این موارد مصالح فراوانى براى هرگونه مانع تراشى داخلى و خارجى در حرکت برنده ناخوانده انتخابات را فراهم مى آورند. اما در این لحظه این نقش خارجى ایران است که در مرکز صحنه قرار دارد.
تهران طى جنگ خلیج فارس در سال 1991 به صورت تاکتیکى سکوت کرد. به همپیمانان خود در ائتلاف شمال افغانستان اشاره کرد که در مسیر مداخله آمریکا سنگ اندازى نکنند. با سى آى اى در تهیه مقدمات اشغال عراق همکارى کرد و به همپیمانان سیاسى خود اجازه داد تا با حاکم آمریکایى بغداد همکارى کنند. در این معامله با شیطان بزرگ ایران چه دریافت کرد؟ ارتش آمریکا در مرزهاى شرقى و غربى آن اردو زد و ایران را تهدید کرد که رآکتور هاى آن کشور را منهدم خواهد کرد. حتى با معیارهاى امروزى اجتماع بین المللى، کارزار غرب براى وادار ساختن ایران در جهت دست برداشتن از تحقیقات هسته اى دچار مشکلاتى است. ایران توسط کشورهاى اتمى - هند، پاکستان، چین، روسیه و اسرائیل - محاط شده است و زیردریایى هاى اتمى  آمریکا به گشت زنى در سواحل جنوبى این کشور مشغولند. از نظر تاریخى نیز دلایل بسیارى براى هراس از بیگانگان وجود دارد. ایران که در جنگ جهانى دوم خود را بى طرف اعلام کرده بود توسط نیروهاى انگلیسى و شوروى اشغال شد. حکومت انتخابى آن در سال 1953 توسط یک کودتاى انگلیسى- آمریکایى سرنگون شد و اپوزیسیون سکولار آن منهدم شد. از سال 1980 تا 1988 قدرت هاى غربى از حمله صدام حسین به این کشور پشتیبانى کردند، جنگى که طى آن صدها هزار ایرانى کشته شدند.
در مراحل پایانى جنگ ایالات متحده نزدیک به نیمى از نیروى دریایى ایران را در خلیج فارس از بین برد و نیز یک هواپیماى غیرنظامى  مسافربر را سرنگون کرد. در حال حاضر ایران در مراحل ابتدایى آزمایش بر روى فناورى هاى مورد نیاز براى دفاع هسته اى از خود است. با این حال همین آزمایش ها از طرف بوش، بلر، شیراک و اولمرت (که دولت هاى خود آنها به صدها و در مورد آمریکا هزاران جنگ افزار هسته اى مسلح است) عملى جنگ افروزانه تعبیر شده است. ایران براى مقابله با دشمنان متعددش به انسجام و نظمى  احتیاج دارد که در حال حاضر نشانه هاى کمى از آن به چشم مى خورد. با این حال با توجه به توان ایران در بسیج توده ها و مبارزان شیعى در عراق در صورتى که این کشور بتواند بر اعصاب خود کنترل داشته باشد، غیرمحتمل است که پنتاگون و همپیمانان آن خطرات حمله نظامى را بپذیرند.