تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۰۷

نویسنده: نوام چامسکى
ترجمه: مجید روحى
«نظم جهانى تحت سلطه آمریکا توسط روح جدیدى از استقلال در جنوب جهان به چالش کشیده شده است.»

این چشم انداز که اروپا و آسیا ممکن است به سمت استقلال بیشترى حرکت کنند، برنامه ریزان ایالات متحده را از زمان جنگ جهانى دوم آزار داده است. موضوعاتى که تنها ناشى از «نظم سه قطبى» - اروپا، آمریکاى شمالى و آسیا - که در پى رشد و پیشرفت بیشترى هستند، افزایش یافته است.همچنین هر روز آمریکاى لاتین به سمت استقلال بیشترى در حال حرکت است. اکنون آسیا و آمریکاى لاتین در حال نیرومند کردن علاقه و پیوندهاى خود هستند، درحالى که آنها تحت سیطره یک ابرقدرتى هستند که تک و تنها مانده و توانش در بداقبالى و گرفتاریهاى خاورمیانه تحلیل رفته است.
همگرایى منطقه اى در آسیا و آمریکاى لاتین موضوع حساس و بسیار مهمى است که از منظر واشنگتن حاکى از یک جهان گستاخ و جسورى است که از کنترل خارج مى شود. در میان این موضوع، انرژى به عنوان یک عامل متمایز، باقى مى ماند؛ موضوعاتى که در هر نقطه جهان مورد رقابت و مشاجره است.
چین اما مسیر دیگرى را طى مى کند. یک دلیل اصلى براى ترس برنامه ریزان ایالات متحده از چین نیز وجود همین راه متفاوت است. گامهایى که در جهت این مواجهه وجود دارد، اعتماد مشترک به چین به عنوان یک منبع صادرات و بازار مترقى است که ایالات متحده را آزار مى دهد. چنانچه گزارش شده که منابع مالى چین به مقیاس ژاپن نزدیک مى شود.
در ماه ژانویه، «ملک عبدالله» پادشاه عربستان از چین دیدار کرد و بر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال این دیدار منجر به امضاى تفاهم نامه چین - عربستان شد که به افزایش همکارى و سرمایه گذارى بین دو کشور در زمینه هاى نفت و گاز طبیعى و سرمایه گذارى در این زمینه انجامید. اکنون بیشتر نفت ایران به سمت چین مى رود. همچنین هند نیز در این زمینه اظهار علاقه مى کند.
دهلى نو ممکن است که این را انتخاب کند که یا به عنوان مشترى آمریکا باشد یا اینکه ترجیح بدهد تا به طور مستقل ترى به بلوک آسیایى ملحق شود، بلوکى که در حال شکل گیرى است. این موضع حتى با تمایل بیشترى نسبت به تولید کنندگان نفت خاورمیانه دنبال مى شود. جانشین مدیر هندوها، «سیدارتا وارادرجان»، اظهار داشت که اگر قرن 21 یک قرن آسیایى باشد، انفعال آسیایى ها در بخش انرژى در حال پایان یافتن است.
کلید این مسأله در همکارى هند و چین است. در ماه ژانویه موافقنامه اى در این باره بین دو کشور در چین امضا شد. وارادرجان در این باره گفت: «راهى براى چین و هند هموار شد تا نه تنها در زمینه تکنولوژى، بلکه در اکتشاف هیدروکربن و صنایع تولیدى همکارى کنند، یک همکارى که واقعاً مى تواند معادله اساسى در بخش نفت و گاز طبیعى جهان را دگرگون سازد.»
یک گام بعدى اکنون در حال کامل شدن است و آن یک بازار نفتى است که با یورو معامله مى شود و این عمل روى سیستم مالى بین المللى و توازن قدرت جهانى مى تواند مهم و جدى باشد.
شگفت انگیز نبود که بوش اخیراً از هند دیدار کرد تا با ارائه همکارى هسته اى و دیگر انگیزه ها به عنوان پاداش و تطمیع هند، این کشور را در طرف خود حفظ کند. با وجود این در آمریکاى لاتین حکومتهاى چپ میانه رو از ونزوئلا گرفته تا آرژانتین پیروز شده اند. توده هاى بومى بویژه در بولیوى و اکوادور خیلى فعالتر و بانفوذتر شده اند.
برخى از مردم بومى نمى توانند بپذیرند که زندگى اجتماعى و معیشتى شان در هم گسیخته باشد، اما نیویورکى ها در ماشینهاى بسیار مدرن خود نشسته اند.
ونزوئلا رهبر صادر کننده نفت در این نیمکره، احتمالاً بیش از هر کشور آمریکاى لاتین روابط نزدیکى با چین به پیش برده است. و این کشور در صدد است تا مقدار زیادى از نفت خود را به چین به عنوان بخشى از تلاش خود براى کاهش وابستگى به دشمنى آشکار، یعنى آمریکا بفروشد.
ونزوئلا به «مرکوسور»، اتحادیه گمرکى آمریکاى جنوبى پیوسته است، حرکتى که ا ز سوى رئیس جمهور آرژانتین به عنوان یک «مرحله برجسته» در توسعه این بلوک تجارى تشریح شد و به عنوان یک «فصل جدیدى در همگرایى منطقه اى» از جانب رئیس جمهورى برزیل مورد استقبال قرار گرفت.
ونزوئلا صرف نظر از تأمین سوخت نفتى آرژانتین، تقریباً یک سوم وام آرژانتین را در سال 2005
پذیرفت. یک نشانه از تلاشى سراسر منطقه اى تا کشورها را از کنترل صندوق بین المللى پول بعد از دو دهه همنوایى خطرناکى که این قانونها به وسیله نهادهاى مالى تحت سلطه آمریکا تحمیل شده بود، آزاد گرداند.
گام برداشتن به سوى همگرایى مخروط جنوبى [دولتهاى جنوبى آمریکاى جنوبى] بعداً در دسامبر با انتخاب «اوو مورالس» در بولیوى، نخستین رئیس جمهور بومى نتیجه داد. مورالس سریعاً به سمت بستن یک سرى قراردادها و موافقتنامه انرژى با ونزوئلا حرکت کرد. فایننشیال تایمز گزارش داد که اینها زمینه هایى براى انجام اصلاحاتى در اقتصاد و بخش انرژى بولیوى هستند، ذخایرى که این کشور را بعد از ونزوئلایى ها در آمریکاى جنوبى در مکان دوم قرار مى دهد.
روابط ونزوئلا و کوبا هر کدام با استناد به برترى قابل مقایسه اش حتى در حال کاملتر شدن و نزدیکتر شدن است. ونزوئلا نفت را با هزینه کمى براى کوبا فراهم مى کند. در عوض کوبا برنامه هاى سلامت و سواد را ساماندهى مى کند، هزاران نفر از اشخاص ماهر و متخصص، معلمان و دکترهایى را به این کشور مى فرستد که حتى در فقیرترین مناطق و در هر جاى این جهان سوم انجام وظیفه مى کنند.
همچنین کمک دارویى کوبا در هر جایى با استقبال مواجه مى شود. یکى از مهیب ترین تراژدى ها در سالهاى اخیر در اکتبر گذشته در پاکستان رخ داده است.
علاوه بر مرگ و میر بالا، تعداد نامعلومى از بازماندگانى بودند که باید آب و هواى بسیار سرد، غذاى اندک و مواد دارویى بسیار کمى را تحمل مى کردند.
«جان کارین» در مجله فرونتلاین نوشت: «کوبا بزرگترین سهم را در اعزام دکتر و کمکهاى دارویى به پاکستان داشته است.»
«پرویز مشرف» رئیس جمهور پاکستان، قدردانى عمیق خود را نسبت به فیدل کاسترو براى «احساس همبستگى و روح فداکارى» تیمهاى پزشکى کوبایى اعلام داشت. گزارش شده که بیش از 1000 متخصص که 44% آنها را زنان تشکیل مى دادند، در پاکستان ماندند تا در مناطق کوهستانى صعب العبور و دوردست کار کنند، آن هم در شرایطى که باید در چادرها با آب و هواى فوق العاده سرد و با یک فرهنگ بیگانه کنار مى آمدند. این درحالى است که تیمهاى امداد غربى از قبول چنین وضعیتى شانه خالى کرده بودند.
با این اوصاف مى توان گفت رشد جنبشهاى مردمى در آسیا و آمریکاى لاتین نشانگر حرکتى به سوى استقلال بیشتر است.