تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۳۲

با ادامه جنایات رژیم اشغالگر قدس در فلسطین ، بار دیگر جهان اسلام نشان داد که برای دستیابی به یک وحدت مواضع راهی طولانی در پیش دارد.
طی روزهای اخیر بار دیگر شاهد یورش های ددمنشانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه و مناطق فلسطینی نشین بودیم . این اقدام با هر بهانه و هدفی صورت گرفته باشد با بازتاب های مختلفی در عرصه جهانی مواجه گردید:
الف) در یک نقطه کشورهای غربی و متحدان رژیم صهیونیستی همچون گذشته راه حمایت از این جنایات را در پیش گرفتند.
بسیاری از آنها در سیاستی متحد اعلام داشتند که اقدام این رژیم برای حفظ امنیت و دفاع از خود بوده است . در همین راستا برخی از آنها از جمله انگلیس و فرانسه در حالی به محکومیت این تحرکات پرداختند که در متن بیانیه های خود دلیل این جنایات را حضور مقاومت معرفی و خواستار مقابله با این گروه ها شدند.
ب) در این چارچوب عملکرد افکار عمومی جهان روندی دیگر را در پی داشت . در بسیاری از نقاط جهان گروه های مردمی با برپایی تظاهرات هایی ضمن محکوم کردن این جنایات ، خواستار تحریم رژیم صهیونیستی و مقابله جامعه جهانی با آن شدند. راهپیمایی ها و فعالیت های ضدصهیونیستی در بسیاری از کشورهای اروپایی ، خاورمیانه به ویژه در کشورهای اسلامی خود گواهی بر آغاز نهضت ضدصهیونیستی مردمی در جهان می باشد. این اعتراضات سرانجام سبب شد تا سازمان ملل وادار به عکس العمل گردیده و خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت شود.
ج) نکته قابل تامل در جنایات اخیر صهیونیستها ، مواضع انفعالی دولت های اسلامی و سازمان های وابسته به آنهاست . یکی از نکات منفی در چند دهه حیات رژیم اسراییل ، عملکرد ضعیف جهان اسلام در مبارزه با این رژیم و حمایت از ملت فلسطین است . هر چند این کشورها از ظرفیت های بالایی برای حمایت از فلسطینیان در عرصه داخلی ، منطقه ای و حتی بین المللی برخوردارند ، اما هنوز از این توانایی ها در راه صحیح استفاده نشده است. در ادامه این روند مشاهده می شود که در جریان جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در غزه ، همچون گذشته کشورهای سلامی در قالب نهادهای سازمان کنفرانس اسلامی ، اتحادیه عرب ، شورای همکاری خلیج فارس اقدام مثبت چندانی صورت نداده و صرفا برخی از کشورها به محکومیت لفظی این جنایات پرداختند.
به عبارتی دیگر ، عملکرد آنها نشان داد که آنها همچنان در سکوت در قبال تحولات فلسطین اتحاد دارند و در مقابله با رژیم صهیونیستی کارآمد نبوده اند. هر چند که عملکرد این کشورها پس از تشکیل دولت جدید فلسطین ، نوید آن را می داد که اتحادی پایدار در جهان اسلام ایجاد شود ، اما تحرکات جدید صهیونیست ها نشان داد که همچنان کشورهای اسلامی از وحدت برای تسریع در مقابله با اشغالگران رنج می برند ، و بنظر می رسد مسیر طولانی را برای اجرایی شدن این مهم در پیش دارند.
متاسفانه شاهد این حقیقت می باشیم که بسیاری از دولت ها در آفریقا ، آمریکای لاتین و سایر نقاط دور در واکنش تحولات فلسطین به محکومیت و حتی تحریم رژیم صهیونیستی پرداخته اند اما نهادها و سازمان های اسلامی واکنش چندان مثبتی در حمایت از فلسطینیان نداشته‌اند.
این نکته قابل ذکر است که این گونه موضع گیری های همراه با تردید از سوی مجامع اسلامی اولا موجب تشدید جنایات رژیم صهیونیستی می گردد ، چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی یکی از دلایل تشدید جنایات صهیونیست ها را ارزیابی مواضع کشورهای اسلامی در قبال تحولات فلسطین پس از حمایت های مالی آنها از دولت جدید فلسطین دانسته اند که متاسفانه با شکست سازمان های اسلامی همراه بود. ثانیا ملت فلسطین از جهان اسلام دلسرد و از آن فاصله می گیرد ، ثالثا کشورهای غربی برای حمایت از صهیونیست ها تقویت می شوند ، رابعا وقتی جهان اسلام سکوت می کند مسلما سازمان های بین المللی نیز دیگر نیازی برای مقابله با صهیونیست ها ندیده و آنها نیز راه سکوت در پیش می‌گیرند.
بر این اساس ، می توان گفت که در شرایط کنونی که رژیم اشغالگر قدس و متحدان غربی آن برای تحقق اهداف توسعه طلبانه در اراضی اشغالی و حتی کل خاورمیانه فعالیت می کنند ، سکوت سازمان های اسلامی به ویژه سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب هر چند که اثراتی بر تحولات این مناطق خواهد داشت ، اما تاثیرات آن بیشتر بر این نهادها خواهد بود ، چرا که ملت فلسطین در سال های اخیر نشان داده است که به هیچ نیروی خارجی وابستگی ندارد و شخصا برای تحقق آرمان های خود فعالیت می‌کند.
نکته قابل تامل آن است که نهادهای اسلامی با موضع گیری متزلزل به هنگام تحولات فلسطین اولا جایگاه خود را در کشورهای اسلامی و افکار عمومی از دست داده ، ثانیا موقعیت بین المللی آنها تحت الشعاع قرار می گیرد ، لذا در چنین شرایطی آنها برای حفظ موقعیت خود اجبارا باید در کنار ملت فلسطین به اقدام سریع و همه جانبه علیه اشغالگران بپردازند تا محکوم به انزوا نگردند. به عبارتی دیگر وحدت آنها در سکوت ، باید به وحدت در عمل مبدل گردد.