تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۷۵
سنتی در همه دولت‌‌ها

صادق زیباکلام
در میان نخبگان و مسئولین سیاسى کشور ما سنت جالبى وجود دارد مبنى بر عدم پذیرش مسئولیت در قبال مشکلات و نابسامانى ها و حوالت دادن آن به دیگران. در ساده ترین شکلش، این سنت حمیده را به این صورت مى توان تعریف کرد: هر گروه از مدیران و مسئولینى که به قدرت مى رسند، ضعف ها و مشکلاتى را که با آن دست به گریبان مى شوند به گردن مدیران و مسئولین قبلى مى اندازند. آخرین دور این بازى «کى بود، کى بود، من نبودم» دارد از سوى شمارى از اصولگرایان از جمله یکى از نظریه پردازان و چهره هاى شاخص آن صورت مى گیرد. آنان مشکلات و معضلات اقتصادى را که با آن روبه رو هستند بر گردن مسئولین قبلى یعنى دولت هاى هاشمى رفسنجانى و خاتمى مى اندازند. خاتمى و اصلاح طلبان نیز به نوبه خود سیاست هاى اقتصادى درهاى باز دوران سازندگى هاشمى رفسنجانى را مسئول وضع بد اقتصادى کشور اعلام مى کردند. هاشمى رفسنجانى و مدیران اجرایى اش نیز سیاست هاى شبه سوسیالیستى و اقتصاد دولتى میرحسین موسوى را مسئول نابسامانى هاى اقتصادى کشور مى دانستند. مهندس موسوى به همراه مسئولین و دولتمردان بعد از انقلاب، «سیاست هاى رژیم طاغوت» را مسئول مشکلات اقتصادى کشور مى دانستند. نه اینکه تصور کنیم مسئولین بعد از انقلاب چنین هستند، خیر. این سنت حمیده خود را در هیبت «ناجى» دیدن و قبلى ها را مقصر دانستن یکى از ویژگى هاى عجیب نخبگان سیاسى نسل هاى مختلف ایرانیان بوده است. هر کدام از مسئولین عصر گذشته که به قدرت مى رسیدند مجریان و سیاست هاى قبلى را مسئول وضع بد کشور و نابسامانى هاى اقتصادى مى دانستند. جعفر شریف امامى در شهریور ،1357 «عدم توجه مسئولین قبلى به خواست هاى مردم و روحانیت» را مقصر به وجود آمدن بحران موجود در مملکت اعلام داشت. قریب به یک سال قبل از شریف امامى، جمشید آموزگار نخست وزیر قبلى در مرداد 1356 در حالى که به سیزده سال صدارت امیرعباس هویدا خاتمه مى داد اعلام داشت که «سیاست هاى بریز و بپاش دولت هاى قبلى» مسئولیت اصلى نابسامانى هاى موجود را بر عهده دارند. سیزده سال قبل از آن، امیرعباس هویدا، «عدم برنامه ریزى هاى صحیح و اصولى توسط مسئولین قبلى» را علت تاخیر توسعه صنعتى کشور اعلام داشت. سه سال قبل از او، على امینى نخست وزیر اصلاح طلب، «فساد، رشوه خوارى و فقدان انضباط مالى را در میان مسئولین و مدیران قبلى کشور» عامل اصلى مشکلات کنونى کشور اعلام داشت. شاه سابق در نخستین مصاحبه مطبوعاتى اش در فرداى کودتاى 28 مرداد سال ،1332 «فرصت طلبى، سیاست بازى، حزب بازى، تفرقه، هرج و مرج و سرسپردگى به قدرت هاى بیگانه» از سوى مسئولین و دولتمردان قبلى را عامل عدم پیشرفت «کشورش» برشمرد. مسئولین و دولتمردان موردنظر شاه سابق در دوران ریاست شان رضاشاه و همکارانش را مقصر مشکلات مملکت مى دانستند. رضاشاه و همکارانش به نوبه خود رجال فاسد، خائن و سرسپرده قاجار را عامل بدبختى و انحطاط مملکت مى دانستند. تدین، داور، تیمورتاش به همراه خود رضاشاه على الدوام بى کفایتى، بى لیاقتى و عامل بیگانه بودن رجال و مسئولین قبلى را به مردم یادآور مى شدند.
کمتر مدیر، مسئول، مجرى و رهبر سیاسى ظرف یکصدسال گذشته را مى توان در ایران یافت که حاضر شده باشد نگاهى، ارزیابى و بررسى اى از خود و عملکردش به عمل آورد. برعکس، همه دیگرى و درست تر گفته باشیم قبلى و پیشینیان را مسئول و مقصر اعلام داشته اند و خود را دلسوز و طیب و طاهر و بى گناه.
مسئولان امروز نه اولین جماعتى هستند که در مواجهه با مشکلات و معضلات به سراغ دیگران و گذشتگان مى روند و نه آخرین. مى توان پرسید که چه کسى غیر از این عمل کرده؟ کسى چه مى داند، روزى، روزگارى «معجزه »اى شد در این و ما هم مسئولیتى پیدا کردیم که به جاى ارسال طبق طبق دسته گل و تاج گل براى خود و متقابلاً خوار و ذلیل کردن پیشینیان، حاضر شوند که گوشه چشمى هم به عملکرد خود بیندازند و اجازه دهند به جاى آنکه آیندگان در خصوص آنان به داورى بنشینند، حضار که حى و حاضر و ناظر هستند هم بتوانند قضاوت نمایند. و اى کاش همچون جام جهانى فوتبال که فوتبال مان را بى کم و کاست و ظاهر و باطن در معرض دید و قضاوت جهانیان از جمله خودمان درآورده و عریان و بى پرده به نمایش گذارد، جام هاى جهانى مشابهى هم ترتیب مى یافت که در آن سایر چیزها از جمله توان، استعداد، لیاقت، تجربه، دانش و مدیریت مسئولین و مدیران اجرایى کشورها نیز همچون فوتبالشان مى توانست در معرض قضاوت همگان قرار گیرد.