تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۸۳

ترانه بنی‌یعقوب: در قرن حاضر محیط‌های نامطلوب شهری مشکلات بسیاری را برای تأمین امنیت شهروندان ایجاد کرده و در رشد آسیب‌های اجتماعی مؤثر بوده‌اند.
شهرهای امروز همانند گذشته قادر به تامین آرامش و امنیت شهروندان نیستند. آنان به دلیل تمرکز بالای جمعیت و فعالیت‌های خارج از مقیاس انسانی و فراوانی ماشین به تدریج، از شاخص‌های آرامش و امنیت فضای شهری فاصله گرفته‌اند. همین امر هم موجب آن شد تا در سال‌های اخیر وضعیت شهرنشینی در شهرها مورد بررسی مجدد قرار گیرد. مطرح شدن موضوع شهر سالم به دلیل این بازنگری‌هاست.
دکتر دوهل استاد دانشگاه برکلی در تعریف شهر سالم می‌گوید: «محیط اجتماعی و کالبدی با چنان امکاناتی که انجام همهء امور و فعالیت‌های زندگی را به سهولت و با کارآیی مطلوب امکان‌پذیر می‌سازد.» امنیت از شاخصه‌های کیفی زندگی در شهرهاست و آسیب‌های اجتماعی از مهم‌ترین عواملی است که آن را به خطر می‌اندازد. در این میان فضاهای بدون دفاع شهری، زاغه‌ها، حاشیه‌ها و محلات جرم‌خیز نیز در به خطر انداختن امنیت شهرها مؤثراند.
امنیت اجتماعی و شهری
امنیت مفاهیم متعددی دارد. اگر امنیت فی نفسه به معنی آرامش قلب، اطمینان خاطر و مصونیت از تهدید، بیماری، مرگ، فقر و حوادث غیرمترقبه باشد از دو بعد ذهنی و عینی برخوردار است. در بعد عینی امنیت به معنی نبود تهدید برای ارزش‌های کسب شده است و در بعد ذهنی مشتمل بر هراس از این‌که ارزش‌ها مورد حمله قرار گیرند. از این رو امنیت از دو عنصر تهدید و فرصت برخوردار است و برقراری امنیت منوط به رهایی نسبی از تهدیدها و بهره‌گیری مناسب از فرصت‌هاست. اما امنیت اجتماعی آرامش و آسودگی خاطری است که هر جامعه‌ای موظف است برای اعضای خودزمینه‌های شخصی، اقتصادی، سیاسی و قضایی فراهم کند. بنابراین امنیت اجتماعی چیزی نیست جز حالتی از آسودگی خاطر مردم از ترس، تهدید و اضطراب و مصون ماندن جان، مال، ناموس، هویت و اعتقادات از هر گونه تهدید و تعرض.
در تقسیم‌بندی دیگر امنیت به انواع متعدد ملی، منطقه‌ای، جهانی و شغلی هم تقسیم می‌شود.
امنیت شهری هم عبارت است، از شهری امن که امکان تحرک و زندگی را برای همه شهروندانش فراهم می‌کند.
امنیت شهری در انسجام اجتماعی سهم بزرگی دارد و امکان زندگی راحت در عرصهء عمومی و تحقق حقوق شهروندی را برای همگان فراهم می‌کند.
مبانی نظری امنیت شهری
از آن‌جا که امنیت شهری و اجتماعی با نحوهء بروز آسیب‌ها و جرایم ارتباط دارد مبانی نظری نیز بیش‌تر پیرامون این موضوع است. نظریهء «فشارهای اجتماعی» یکی از این ابعاد را مورد بررسی قرار می‌دهد. این نظریه فشارهای اجتماعی را عامل کج رفتاری می‌داند. در این حوزه نظریهء فرصت‌های مشروع افتراقی کلوواد و اوهلین نیز قابل طرح است.
رابرت مرتن نیز علت اصلی کج رفتاری را فشار ناشی از عدم تواناییطبقهء محروم در دستیابی به اهداف مقبول اجتماعی می‌داند. کوهن ناکامی طبقهء محروم در رسیدن به جایگاه بالا در جامعه را عامل اصلی کج‌رفتاری ارزیابی می‌کند.
در حوزهء نظریه‌های یادگیری عامل اصلی کج‌رفتاری یادگیری رفتارهای اختلالی بر اثر تماس با کج‌رفتاران معرفی شده است. ساترلند نیز نظریهء «پیوند افتراقی» را مطرح کرده و معتقد است که افراد به این علت کج‌رفتار می‌شوند که تماس‌های انحرافی آنان بیش از تماس‌های غیرانحرافی‌شان است.
نظریهء آنومی هم که از جانب امیل دورکهیم جامعه‌شناس فرانسوی مطرح شده است شرط اصلی بروز ناهنجاری را افزایش و تراکم جمعیت می‌داند.
از نظر دورکهیم شهرنشینی سریع از دیگر علل بروز ناامنی است، در واقع آنومی مفهومی برای توصیف ماهیت بی‌سازمانی شهرنشینی در شهرهای بزرگ به ویژه در کشورهای درحال توسعه است. به گفتهء دورکهیم زمانی که وسایل حمل و نقل و ارتباطات توسعه می‌یابد، افراد و گروه‌های مختلف با یکدیگر ارتباط و تماس پیدا می‌کنند که در نتیجهء این ارتباط زمینهء بروز ناامنی، تضاد هنجارها و ارزش‌ها فراهم می‌شود.
به عقیدهء دورکهیم، عدم تعادل در ساختار جمعیت یکی دیگر از عوامل ایجاد آنومی در جامعه است که مناطق حاشیه‌نشین به دلیل مهاجرت روستاییان اغلب با آن روبه‌رویند. طبق نظریهء خرده‌فرهنگ‌ها هم برخی گرایش‌های ضد اجتماعی با گروه‌های خاص اجتماعی در ارتباط است. در این میان به نظر می‌آید مناطق فقیرنشین (حاشیه‌نشین) گرایش‌های ضد اجتماعی بیش‌تری را نشان می‌دهند.در این مناطق به دلیل فراهم نبودن امکانات مناسب زندگی، فقدان کنترل‌های رسمی و غیررسمی، کمبود امکانات آموزشی، جهت جامعه‌پذیری افراد، فقدان هویت اجتماعی و قومی، رفتارهای ضد اجتماعی بیش‌تری رخ می‌دهد.
بر این اساس، افراد ساکن در مناطق حاشیه‌نشین آمادگی بیش‌تری برای شرکت در جنبش‌های ضد اجتماعی که هدف آن‌ها کسب امتیازهای مادی است، دارند.
هانتینگتون در این‌باره بحث می‌کند: «برخلاف تصور نسل اول مهاجران و حاشیه‌نشینان آمادگی کمتری برای بروز خشونت دارند و برعکس نسل دوم به بعد خشونت بیش‌تری از خود نشان می‌دهند.»
به نظر وی نسل اول مهاجران به دلیل تحرک جغرافیایی و حرکت از شهر به روستا عمومائ اوضاع زندگی‌شان بهبود می‌یابد در نتیجه آمادگی کمتری برای بروز ناامنی نشان می‌دهند.
هانتینگتون، اعتقاد دارد،اما به مرور زمان که فرزندان این نسل در محیط شهری پرورش یافتند و آرزوهای شهری را جذب کردند. سطح توقع‌شان بالا می‌رود و در این بین دانشجویان که معمولائ فعال‌ترین و مهم‌ترین نیروهای اجتماعی و سیاسی وابستهء متوسط هستند آمادگی بیش‌تری برای اعتراض علیه وضع موجود نشان می‌دهند.
امنیت فضاهای شهری
عواملی که امنیت شهری را از بین‌می‌بردند و موجب تهدید یا کاهش امنیت شهرهای بزرگ می شوند کدامند؟فضاهای غیر قابل دفاع شهری یکی از عوامل اصلی تهدید کنندهء امنیت شهرها هستند، این فضاها معمولائ از دیدها محفوظ‌هستند، به همین خاطر فضاهای دنج و مطمئنی برای فعالیت های غیر مجاز و ناهنجار محسوب می‌شوند. زیرپله‌های شهری، ‌داخل زیر گذرها، پل‌های هوایی، زمین های فرورفته و گودهای... و مواردی از فضاهای بدون دفاع در شهرها هستند. فضاهای بدون دفاع و آثارشان بر وجدان جمعی، می‌تواند رابطهء سالم انسان و شهر را که مجموعه‌ای از کنش‌های متقابل است به رابطه‌ای منفعل و گاه خصمانه نسبت به محیط بدل سازد.
ریشه‌یابی ایجاد فضاهای بدون دفاع شهری
فضاهای بدون دفاع شهری چگونه شکل می‌گیرند؟ این پدیده را می‌توان در سه سطح کلان، میانی و خرد بررسی کرد. در سطح کلان فرآیندهای جهانی، منطقه‌ای و تناقضات ناشی از آن‌ها در پیدایش فضاهای بدون دفاع نقش دارند. مثلائ در کشورهایی که با بحران اقتصادی مواجه اند میزان سرقت و بزهکاری در مقایسه با کشورهای پیشرفته بیش‌تر است. به عنوان مثال تحولات اقتصادی و اجتماعی شهر تهران به تبعیت اوضاع اقتصادی اجتماعی و سیاسی کشور در طول دهه‌های اخیر تاثیراتی قوی بر پیدایش فضاهای بی‌دفاع شهری ایفا کرده‌اند که خود جلوه‌ای از آسیب‌ پذیری شهرهاست.
توسعهء برون زا، اقتصاد سرمایه داری افزایش مهاجرت و رشد جمعیت نیز علل پیدایش پدیدهء فضاهای بدون دفاع در شهرهای بزرگ‌هستند. سطح میانی تحلیل پیدایش فضاهای بدون دفاع شهری، با نهادها، سازمان‌ها و تصمیم‌گیری‌ها ارتباط دارد. در این سطح تاثیر مهاجرت به شهر تهران اهمیتی بیش‌تر از سایر علل دارد.
شهر تهران در دهه‌های پس از 1320 به دلیل افزایش موج صنعتی شدن کشور وابستگی شدید به اقتصادجهانی و سرمایه داری، تمرکز، صنعت، اقتصاد و اشتغال دارد. سرعت افزایش جمعیت و عدم هماهنگی میزان ساخت و ساز مسکن، موجب پیدایش معضل آلونک نشینی، کارتن خوابی و بسیاری آسیب‌های اجتماعی و دیگری شده است. از آن‌جا که نا بهنجاری اجتماعی امری است که در فضا اتفاق می افتد. عده ای از کجروان و قانون ستیزان که به علت توزیع طبقاتی مکان، فضای مناسبی برای سکونت و ارضای خود در اختیار ندارند، واکنش تجربی‌شان به این موضوع به طور فزاینده‌ای استفاده از فضاهای بدون دفاع است. چنین واکنشی مشخصهء محیط ناسالم شهری است. در سطح خرد نیز بیش‌تر علل کالبدی و فضایی در پیدایش فضاهای بدون دفاع مطرح‌هستند. فرم فضا و کالبد نیز عامل مهمی در جان بخشیدن به فضاهای بدون دفاع شهری‌اند.برخی ویژگی‌های ساختار فیزیکی هم زمینهء مناسب استفاده از مکان های بدون دفاع را برای وقوع جرم یا آسیب فراهم می‌سازند. در این سطح به ویژگی‌های این فضاها توجه می‌شود. نمایانی یکی از آن‌هاست.کیفیتی که به احتمال بسیار تصویری روشن در ذهن هر ناظر ایجاد می‌کند. چنان‌چه فضایی از نظر ساختاری و فرم به گونه‌ای باشد که نمایانی (قابلیت دید) آن به حداقل برسد به علت دیده نشدن محل و فضا، استتار و اختفا می‌تواند به صورت بالقوه آمادگی پذیرش وقوع ناهنجاری‌ها را فراهم سازد. بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نیز نیاز شدید به مخفی ماندن از دیگران دارند. قطع تداوم بصری یعنی قرار گرفتن فضای خالی پشت ارتفاعی که دید ناظران را از بین می‌برد که دید نیز محل مناسبی را برای ارتکاب جرم فراهم می‌کند.
فرو رفتگی از دیگر زمینه‌های غیرقابل دفاع شدن فضاهاست قطع ارتباط بصری افرادی که در روی سطح افق قرار دارند نیز سبب پنهان ماندن جرم یا بزه از دید ناظران و ایجاد امنیت برای بزهکاران می‌شوند. زیرگذرها، گودها و زیرپله‌ها از نمونه‌های متداول فضاهای غیرقابل دفاع هستند. ورودی‌ها نیز می‌توانند در شرایط طراحی خاص، محل مناسبی برای وقوع جرم یا آسیب اجتماعی باشند.
در مجموع آسیب‌های اجتماعی در نقاطی رخ می‌دهند که زمینه‌های لازم را برای به فعل رسیدن و تداوم جرم فراهم می‌کنند این نقاط به دلایل تاریخی، اجتماعی، اقتصادی وکالبدی دسترسی‌های متنوع و موقعیت قرارگیری، نقاط آسیب‌پذیر یا ناسالم شهرها محسوب می‌شوند.
ساختار مردانه امنیت شهری
شهرها برای این‌که ایمن باشند باید برای همهء گروه‌های سنی-جنسی ساخته شوند و برنامه‌ریزان شهری باید تفاوت‌های سنی و جنسیتی را در ساخت آن‌ها مورد توجه قرار دهند. در حالی که جامعهء ما روز به روز بیش از گذشته شهری می‌شود (بیش از 60 درصد جمعیت ایران شهرنشین‌اند) باید به نیازهای ملموس و محسوس شهروندان نیز با تاکید بر جمعیت، سن و طبقه توجه کرد.
نگاهی به معماری شهرها نشانگر آن است که در طراحی ساختمان‌ها کم‌تر توجهی به زندگی روزمره و همیشگی خانواده‌ها شده و حتی نیازهای یک زن خانه‌دار در ساخت آن‌ها کم‌تر رعایت شده است. خیابان‌ها معمولائ بر مبنای افراد صاحب ماشین احداث و طراحی می‌شده‌اند. خیابان معمولائ محلی است که یک ماشین باید با بیش‌ترین سرعت، کم‌ترین وقت و بدون مانع اساسی یعنی عابر حرکت کند. عابر در مفاهیم شهری یک مفهوم کاملائ انتزاعی در نظر گرفته می‌شود و در عینی‌ترین حالت یک مرد جوان در نظر گرفته می‌شود در حالی که طبق نتایج یک پژوهش شهر امن امکان تحرک را برای همه و به ویژه زنان و کودکان فراهم می‌کند.
اما این موضوع در شهرهای ما کم‌تر رعایت شده و فضای خصوصی و عمومی به وسیلهء مردان و برای مردان ایجاد می‌شود و نیازهای زنان در آن نادیده گرفته می‌شود.
نتایج پژوهشی که به این منظور و نگرش زنان نسبت به امنیت و جابه‌جایی در شهر مشهد انجام شده نیز نشان می‌دهد: «3/52 درصد افراد کم‌تر از حد نمرهء میانگین تحقیق احساس امنیت کرده‌اند که این نشانهء خیلی بدی تلقی می‌شود. حوزه‌های ناامنی نیز در این تحقیق بررسی شده‌اند در پاسخ به این پرسش که هنگام عبور از خیابان چقدر امکان تصادف با اتومبیل وجود دارد، از میان 725 پاسخ‌گو 461 نفر یعنی حدود 6/63 درصد با این جملهء موافق بوده و خطر تصادف هنگام عبور از خیابان را در سطح بالایی ارزیابی کرده‌اند.» در مورد پیاده‌روهای شهر هم این پرسش مطرح شد: «65 درصد افراد ناامن بودن آن را تایید کردند. در مورد تصادف و زمین خوردن نیز 5/63 درصد از افراد حداقل سابقهء یک بار زمین خوردن را داشته‌اند و آن را ناشی از ناهمواری سطح پیاده‌روها عنوان کرده‌اند. هم‌چنین 4/68 درصد شهروندان تجربهء ناامنی در شهر را داشته‌اند.»
با توجه به نتایج این پژوهش زنان به هنگام تردد در سطح شهر به میزان بالایی احساس ناامنی می‌کنند، پل‌های زیرگذر ترسناک و وحشتناک‌اند پیاده‌روها ناهموارند و باعث زمین خوردن عابران می‌شوند. تصادف‌های عابران با وسیلهء نقلیه در سطح بالایی است و شمار زیادی از پاسخ‌گویان تجربهء یک بار تصادف را داشته‌اند. ایستگاه‌های اتوبوس هم از نظر روشنایی وضع مناسبی ندارند. در مناطق حاشیهء شهر هم احساس ناامنی بسیار بیش‌تر از مناطق مرکزی گزارش شده است.
محله و امنیت شهری
محلهء خوب و امن هم در افزایش ضریب اجتماعی و شهری نقشی بسیار تعیین‌کننده دارند. تا آن‌جا که طبق نتایج پژوهش یک جامعه‌شناس که در 28 استان کشور به منظور سنجش امنیت میان دانش‌آموزان مدارس انجام شده نشان می‌دهد: «بیش از یک‌چهارم دانش‌آموزان معتاد به الکل و سیگار در محله‌هایی زندگی می‌کردند که در آن تعداد زیادی معتاد دیده شده بود و محله‌شان به محلهء «خلاف‌کارها» شهرت داشت. برخی شهرها در این زمینه مستعدتر بوده‌اند: «استان سیستان و بلوچستان در مصرف هرویین رتبهء اول، تهران، خوزستان و آذربایجان‌شرقی به ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.»
نتایج این تحقیق حاکی از آن است که آلودگی فضای محله، مدرسه و شهر خطر آلودگی دانش‌آموزان به مواد مخدر را به شدت افزایش می‌دهد.
راهکارهایی برای تأمین امنیت شهری
امنیت اجتماعی و به‌طورکل امنیت ارتباط مستقیمی با فضای شهری دارد. یک فضای شهری مناسب تا حد زیادی تامین‌کنندهء امنیت و فضای نامناسب از بین برندهء آن و زمینه‌ساز انواع آسیب‌ها و معضلات اجتماعی است. فضاهای نامناسب شهری، فضاهای بی‌دفاع، محلات ناامن، شهرهایی با معماری صرفائ مردانه همه و همه از عوامل به خطراندازندهء امنیت شهری و اجتماعی هستند.
در یک نتیجه‌گیری کلی، می‌توان با اقدامات کالبدی، قانونی و عملکردی، کنترل فضاهای شهری را در دست گرفت تا وقوع آسیب، جرم و ناامنی در آن‌ها کاهش و یا از بین برود.
اقدامات کالبدی تغییر در فرم فضا، میزان روشنایی و قابلیت دید فضا، تغییر در مکان قرارگیری مبلمان‌های شهری که محل تجمع شهروندان هستند را می‌طلبد. مثلائ باجه‌های تلفن و روزنامه‌فروشی‌ها از این جمله‌اند. هم‌چنین حذف فضاهای فرو رفته یا L شکل یا U شکل از طریق محصور کردن، استفاده از فضاهای خالی زیر پایه‌های پل‌های هوایی برای پر کردن فضا، هماهنگ کردن وسعت و حجم فضا با میزان و نوع عملکرد جاری در آن همه در افزایش ضریب امنیت شهری مؤثرهستند.اقدامات قانونی همچون برچیدن بساط دست‌فروشان و محل تجمع آن‌ها به ویژه در حوالی بازارهای بزرگ، تمرکززدایی از شهرهای بزرگ و از بین بردن محله‌های خلاف‌کارها همه در بالا رفتن ضریب امنیت شهرها مؤثرند.