تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۸۲۱۹۵

پروفسور حمید مولانا
در اوائل دهه 1920میلادی وقتی که «مهاتما گاندی» رهبر آزادیخواهی و استقلال هندوستان، در اسارت قوای استعماری انگلستان در زندان به سر می برد، برخی از دوستان و همدردان انگلیسی او به این پیشوای ضد امپریالیسم توصیه کردند که کتاب «تاریخ افول و سقوط امپراتوری روم» به قلم تاریخ نویس معروف «ادوارد گیبسون» را بخواند تا از نحوه انهدام امپراتوری ها آگاهی و درک بیشتری داشته باشد. گاندی پس از مطالعه این کتاب، اظهار داشت که گرچه نویسنده آن اطلاعات انبوهی را جمع آوری کرده است، ولی «اطلاعات همیشه عقاید هستند» و او ترجیح می دهد که به جای تاریخ، مانند اجداد هندی خود به فلسفه بپردازد. گاندی در این اظهارات خود به رساله «مهاب هاراتا» و داستان جنگ قدیمی و باستانی هند اشاره می کرد که در آن فلسفه انگیزه جنگ توجیه شده است و نویسنده آن عقیده دارد که حقیقت همیشه متعالی تر و بالاتر از تاریخ است. طبق فلسفه «مهاب هاراتا»، طمع و تنفر دو عامل بزرگ در جنگ ها و سقوط نظام های سلطه گرا هستند و تجاوز و خشونت خصلت قدرت های خودخواه و متکبرانه است که جز منافع خود چیز دیگری را درنظر ندارند و در جنگ آنها حقیقت و پیروزی یافت نمی‌شود.
به عبارت دیگر، روشنایی و تاریکی، صلح و جنگ یک مسئله و سؤال اخلاقی و حتی شخصی است و در درون و روحیه افراد نهفته است. تاریخ قرون بیستم و بیست و یکم با تاریخی که تاریخ نویسان دنیای یونان باستان مثل «هروتودوس» و «توسیدیدس» به قلم آوردند تفاوت اساسی و کلی دارد.
هفته گذشته وقتی که موشک های حزب الله ناوچه رژیم متجاوز و جنگ طلب صهیونیستی را مورد هدف قرار داده و به آتش کشید، «سیدحسن نصرالله» رهبر حزب الله اعلام کرد که او و یارانش در خط دفاعی و جهاد اکبر هستند و مبارزه و جهاد اکبر برای مسلمانان یک امر اخلاقی و تکلیفی و درونی است.
در حقیقت حزب‌الله به عنوان یک جریان و طیف مبارزه علیه استکبار و امپریالیسم و تجاوز، بدون اینکه در ردیف یک نظام ملت- دولت سیستم بین المللی امروز قرار گیرد، بزرگترین ضربه نظامی را که حتی در جنگ های 1966 و 1973 و 1983میلادی اسرائیل و اعراب سابقه نداشت، به متجاوزین رژیم صهیونیستی وارد آورده بود. اسرائیل مانند آمریکا در حمله به عراق، در بمباران اخیر لبنان مردم غیرنظامی، جاده ها و حمل و نقل عمومی، پل ها و گذرگاه های شهروندان، فرودگاه ها، مراکز مخابرات و تلفن و لوازم اولیه مردم لبنان را مورد هدف قرار داده بود، به امید اینکه با تخریب زیرساخت های بنیادی، به صفوف مبارزه و مقاومت حزب الله و مردم لبنان نفوذ پیدا کرده و با رعب و وحشت روحیه مدافعین و اهالی محلی را بشکند. ولی رژیم صهیونیستی با جنایات مداوم و تجاوزات ضد انسانی خود تنفر جامعه بین المللی را بیش از بیش برانگیخته است. امروز هم در آمریکا و هم در فلسطین اشغالی جنگ به عنوان «ایده آل» و نه به عنوان حفظ «منافع ملی» به مردم این کشورها تحمیل شده است.
از جنبه فناوری و ساختارهای فیزیکی، تفاوت بین قرن نوزدهم و قرن بیست و یکم در این است که تکنولوژی های موجود در دنیای امروز برعکس گذشته انحصاراً در دست غرب و یا یک گروه ویژه نمی تواند باقی بماند و الگو و کیفیت جنگ با گذشته کاملا عوض شده است. اختلاف و زدوخورد بین رژیم اسرائیل و حماس و حزب الله اختلاف بین دو فلسفه و جهان بینی متفاوت است. تمایز معنوی با منافع ملی تناقض دارد. فکر اینکه «تاریخ» داستان پرمعنا برای تبیین «پیشرفت بشریت» و «خردگرائی و کنترل طبیعت» جهت رسیدن به آمال و اهداف انسانی و جوامع است، ریشه عمیق و قابل قبولی در آسیا و آفریقا و باورهای شرق ندارد. اینگونه جهان بینی بود که به مدت چند قرن پیشرفت های به اصطلاح علمی و صنعتی و اقتصادی را به وجود آورد و راه را برای استعمار و استثمار توسط اروپایی ها و آمریکایی ها باز نمود و امروز تحت این گونه جهان بینی و ایدئولوژی است که غرب به ویژه آمریکا و رژیم اسرائیل می خواهند فجایع انجام شده بدست خود را در تاریخ پنهان نگاهدارند. خشونت و کشمکش و جنایات امروزی نیز در فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و نقاط دیگر دنیا توسط غرب تحت این فلسفه تاریخ توجیه می‌شود.
ایده تحول و اصلاح جوامع بشری توسط ابزاروآلات سیاسی و نظامی یکی از اسطوره های بزرگ عصر ما است که از زمان انقلاب فرانسه و جنگ های استقلال آمریکا در سال 1789میلادی تا امروز تبلیغ شده و توسعه پیدا کرده است. ایدئولوژی های فاشیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و آرمان گرائی های لیبرالیسم و نومحافظه کاران و صهیونیسم با تفاوت های مختصری که مرکزیت داشته باشند، همه در یک خط حرکت کرده اند و آن جستجوی «خود» در تاریخ بوده است. ولی برای افراد و جوامع دیگر بشری راه معنویت تنها راه برای بشریت است و فلسفه تاریخ با ماتریالیسم و دگرگونی مادیت رابطه چندانی ندارد.
جنگ بی پایان آمریکا و رژیم اسرائیل در طول تاریخ این دو نظام، نتیجه طمع، رقابت و کمبود منافع ایده آلی و مادیات بوده است. بزرگترین تهدید برای نظام آمریکا و رژیم اسرائیل از اسلام و مسلمانان نیست، بلکه از خود آنها و از جهان بینی و آرمانگرایی تاریخی و ملی آنها است. غرب نمی تواند تمدن و عملیات خود را از آفت خودبیگانگی و ناهنجاری هایی که گرفتار شده جدا نماید. به طور خلاصه، این غرب و غرب گرایان هستند که بحران های مدرن امروزی را به وجود آورده اند، زیرا آنها بوده اند که دنیای مدرن امروزی را خلق کرده‌اند.
رویارویی و کشمکش بین «خواسته های» آمریکا و صهیونیسم و «مقاومت و برخوردهای» دیگران به ویژه مسلمانان و دنیای ستم دیده، بدون تردید به «جنگ مداوم» می انجامد. آمریکا یک چهارم نفت تولید شده دنیا را مصرف می کند و رژیم صهیونیستی بدون احترام و توجه به میلیون ها نفوسی که آن را محاصره کرده اند، می خواهد بر دیگران آقایی کند و اهداف خود را تحمیل کند. این چنین خردگرایی نمی تواند پایدار بماند.