تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۸۲۲۲۶

ترجمه: محمدعلى فیروزآبادى
اشغال پایتخت سومالى یعنى موگادیشو توسط شبه نظامیان به اصطلاح اسلام گرا موجب بروز این نگرانى شده است که شاید بدین ترتیب راه نفوذ پیکارجویان بنیادگرا در سومالى باز شود. سناریوى به گفته رسانه هاى آمریکایى ساخته و پرداخته آمریکا براى تسخیر موگادیشو توسط اسلام گرایان، مى تواند از سومالى یک افغانستان دوم بسازد و شبه نظامیان موسوم به شریعت که نسخه دوم طالبان هستند، آن برداشت هاى سخیف و اشتباه خود از اسلام را بناى کار قرار داده و با خشونت به مردم تحمیل کنند. از سوى دیگر و همان طور که پیش از این آمد، در چنین حالتى تروریست هاى پیرامون القاعده بدون مانع جدى و با فراغ خاطر مى توانند در سومالى براى خود پایگاه و پناهگاه بیابند.
آیا مى توان سومالى را سکوى پرتاب تروریست هاى بنیادگرا براى حمله به منافع غرب در آفریقا عنوان کرد؟ این پرسش بیش از آنکه نشأت گرفته از نوعى وحشت آفرینى با انگیزه هاى سیاسى باشد، حاصل نوعى بدگمانى مستدل است. گروه کارشناسان شوراى امنیت سازمان ملل که به سفارش این نهاد مشغول تحقیق و بررسى در مورد تاثیر تحریم هاى اعمال شده بر علیه القاعده هستند، تقریباً از این مسئله اطمینان دارند که سومالى در سال 2002حکم راه ترانزیت براى انتقال تجهیزات و اسلحه هاى کنترل از راه دورى را داشت که تروریست ها به وسیله آن هواپیماى چارتر اسرائیلى را در مومباساى کنیا هدف قرار دادند. ناظران و کارشناسان سازمان ملل در گزارش هاى خود آورده اند که سومالى و یمن کشورهایى ایده آل براى القاعده و همدستانشان به شمار مى روند، کشورهایى که به راحتى اسلحه و مواد منفجره در آنها انبار و ذخیره سازى مى شود. نیروهاى اطلاعاتى و امنیتى کشورهاى کنیا، اوگاندا و اتیوپى از مدت ها قبل بر این واقعیت مسلم تاکید دارند که اسلام گرایان سومالیایى گروه «اتحاد اسلامى» وظیفه آموزش افراد و نیروهاى القاعده را در اردوگاه هاى خود در سومالى به عهده گرفته اند.
سازمان اتحاد اسلامى که در سال هاى دهه هشتاد و براساس گرایش هاى مذهبى و در عین حال تجددخواهى بنیان گذاشته شد، در واقع زمانى به اصطلاح پلت فورم ایدئولوژیک قشرهاى تحصیلکرده موگادیشو براى اعتراض به دیکتاتورى وحشتناک «زیاد باره» به حساب مى آمد. این گروه مذهبى تجددخواه پس از سقوط زیاد باره و بازگشت «افغان ها» (در کشور سومالى به شهروندانى که بر علیه اشغالگران شوروى در افغانستان جنگیده بودند، افغانى مى گفتند) به شدت رادیکالیزه شد. اما آن به اصطلاح امارت بنیان گذاشته شده بر زور اسلحه و خشونت چندان پایدار نبود و پس از مدتى در جنگ با سران قبایل و جنگسالاران سومالى که به هیچ روى تن به حکومت و مالیات هاى بالاى وضع شده توسط این گروه نمى دادند، شکست خورد. سختگیرى و خشونت هاى گروه اتحاد اسلامى در مدت کوتاه حکومتشان، تصویرى سیاه و تاریک در ذهن شهروندان سومالى باقى گذاشته است.
گروه اتحاد اسلامى پس از دورشدن کامل از قدرت، در یک مانور جدید رو به سوى مناطق اتیوپیایى تبار سومالى آورد تا از جدایى طلبان این مناطق حمایت کند. این مسئله موجب واکنش شدید اتیوپى شد و دولت این کشور طى چند مرحله عملیات نظامى برون مرزى پایگاه هاى آموزش نظامى شورشیان در سومالى را در هم کوبید و از بین برد. تا مدتى چنین به نظر مى آمد که گروه اتحاد اسلامى از به اصطلاح نقشه سیاسى نظامى سومالى حذف شده است. اما چیزى نگذشت که این گروه با برپایى به اصطلاح دادگاه هاى شریعت براى رسیدن به هدف یعنى قبضه قدرت در سومالى، ابزارى جدید پیدا کردند. اما تشکیل این به اصطلاح دادگاه ها خود نشانه اى از حرکت هاى فردى و غیر سازمان یافته درمیان رهبران گروه اتحاد اسلامى است. مثلاً «حسن طاهر اویس» که ازجمله فرماندهان نظامى سابق گروه اتحاد اسلامى به شمار مى رود یکى از این دادگاه هاى شریعت را در بخش غربى موگادیشو برپا کرد که البته شاید اولین دادگاهى از این نوع باشد که با توجه به یک همکارى سازمان یافته بر پا شده بود.
در مناطق مرکزى و جنوبى سومالى که به دلیل جنگ هاى گروهى و قبیله اى از هم پاشیده و تجزیه شده است یعنى در آن مناطقى که دیگر اثرى از دادگسترى و دادگاه نیست، دادگاه هاى شریعت حداقلى از تضمین حقوق و عدالت را نوید مى دهند. از آنجایى که در احکام این دادگاه ها به حقوق سنتى نژادها توجه مى شود و تا به اینجاى کار از صدور احکام مجازات هاى بدنى تا اندازه اى خوددارى شده است، مردم هم چندان از کار آنها ناراضى نیستند. اما برخى از شبه نظامیان اسلام گرا درصدد هستند تا حداقل تعدادى از این دادگاه ها را تبدیل به پلت فورمى ایدئولوژیک کرده و از آنها ابزارى براى رسیدن به قدرت بسازند. این عده پس از شکست اتحاد اسلامى در سال هاى دهه نود، در حال حاضر خیزش جدیدى را آغاز کرده اند تا به این وسیله جامعه سومالى را در عرصه اخلاق اجتماعى به تمکین از برداشت هاى غلط و ابتدایى خود از اسلام وادار کنند. آنها به تازگى سینماهاى موگادیشو را که همیشه فیلم هاى غربى و هندى نمایش مى دادند، تعطیل کردند و بدین ترتیب حتى امکان تماشاى بازى هاى فوتبال جام جهانى نیز از مردم گرفته شد.
قدرت ناگهانى این اسلام گرایان ناشى از ضعف ها و خطاهاى سیاسى دشمنان آنها است، یعنى همان جنگ سالارانى که تا چندى پیش شهر موگادیشو را بین همدیگر تقسیم کرده و با وضع مالیات ها و عوارض براى خود و شبه نظامیان شان کسب درآمد مى کردند. زمانى بین اسلام گرایان با همین جنگ سالاران جبهه مشترکى بر علیه دولت موقت مستقر در «بایدوآ» گشوده بودند تا بدین صورت پروژه اصلى آن دولت گذار را، که خواهان ورود نیروهاى حافظ صلح آفریقایى بود، به شکست بکشانند. در حال حاضر هیچ نشانه اى دال بر توانایى آن دولت موقت براى کمک به اتحاد از هم پاشیده جنگ سالاران وجود ندارد. اما این احتمال وجود دارد که اسلام گرایان با آن دادگاه هاى شریعت و به پشتوانه جسارتى که به خاطر تصرف موگادیشو و شهر «جوهر» به دست آورده اند، همچون آوارى بر سر دولت موقت در بایدوآ خراب شوند.
بر پایه گزارش هاى رسانه ها، نیروهاى امنیتى آمریکا با وعده هاى مالى، گروه جنگ سالاران را براى مقابله نظامى با شبه نظامیان دادگاه هاى شریعت و همین طور براى دستگیرى و کشتار مظنونین به عملیات تروریستى تحریک کرده اند. اگر این گزارش ها صحت داشته باشد، بدون تردید آمریکا نه تنها راهى کاملاً اشتباه رفته بلکه به دست خودش همه سیاست هاى خود در سومالى را از بین برده است. این در حالى است که دولت ایالات متحده همواره على الظاهر تحریم هاى تسلیحاتى سازمان ملل بر علیه سومالى را که از سال 1992برقرار شده بود رعایت مى کرد و در مقابل کسانى که از دولت این کشور به عنوان مانعى در راه صلح در سومالى یاد مى کردند، موضع مى گرفت و این ادعا را انکار مى کرد.
تحریم ها و اقدامات سازمان ملل مى توانست موجب همکارى سودمند برخى از کشورها براى مبارزه با پیکارجویان بنیادگرا در سومالى شود. در صورت اجراى صحیح برنامه هاى سازمان ملل این امکان وجود داشت که اتیوپى و اریتره که به ترتیب براى دولت موقت و شبه نظامیان اسلام گرا اسلحه ارسال مى کنند، با ابزار تهدید به تحریم هاى نظامى از این کار دست کشیده و به جاى آن با کمک نمایندگان محلى و بومى خود به اختلافات با سومالى خاتمه دهند.
اجراى موثر تحریم هاى تسلیحاتى سومالى، این امکان را براى کشورهاى غرب ایجاد مى کند که مشارکتى مثبت و تاثیرگذار در منطقه شاخ آفریقا داشته باشند، اما به فراموشى سپردن رویاى یک سومالى متحد و پافشارى بر استقلال این کشور آن هم به صورت دوفاکتو در واقع به معنى نادیده انگاشتن حق حاکمیت ملى مردم سومالى است. سومالى یعنى همان مستعمره سابق بریتانیا این قابلیت را دارد که با عمل به قانون اساسى و ثبات قدم بر وضعیت بحران زده نواحى مرکزى و جنوبى خود فائق آمده و در صورت استقلال کامل مى تواند به تلاش هاى غرب براى مبارزه با تروریسم بین المللى در شاخ آفریقا سرعت بخشیده و در آن مشارکت داشته باشد. متاسفانه تا امروز دنیاى غرب موضع اصلى خود در مورد یک سومالى مستقل را به دلیل پافشارى بر وجود یک دولت موقت در سومالى پنهان کرده است. اتحاد خطرناک جنوب و مرکز سومالى تحت رهبرى بنیادگران زنگ خطرى است که استقلال این کشور را تهدید کرده و هر روز سومالى را به تجزیه کامل نزدیک تر مى کند.