تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۸۲۲۴۶
فرزان شهیدی مقدمه: بی تردید جمهوری اسلامی ایران یکی از حساس ترین شرایط سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را سپری می کند. این انگاره با توجه به حساسیت و پیچیدگی عوامل و مولفه های مختلف به ویژه در بعد پرونده هسته ای، امری روشن و مبرهن است. ما در این نوشتار درصدد طرح واثبات انگاره دومی هستیم که به ظاهر با انگاره اول همخوانی ندارد. انگاره جدید حاکی از آن است که «ایران علیرغم شرایط دشوار وتهدیدآمیز کنونی در برترین موقعیت قرار دارد.» برای اثبات این مدعا لازم است از یک سو تهدیدات دشمنان را در سطوح مختلف مورد واکاوی قرار دهیم و از دیگر سو توانمندی های جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار دهیم.

تهدیدات دشمن
به عنوان مقدمه باید گفت آن چه از آن به دشمن تعبیر می شود، جبهه ای است متشکل از غرب و صهیونیسم که سیاست های جمهوری اسلامی ایران را به ویژه در عرصه منطقه ای بر نمی تابد. وقتی از غرب سخن می گوییم به طور مشخص مقصود ایالات متحده آمریکا است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ایران روابط خصمانه ای یافته است. البته این امر مناقشات زیادی را در محافل مختلف برانگیخته و گروهی- چه در ایران و چه در امریکا- خواهان ختم منازعه و ایجاد رابطه فیمابین شده اند. با این حال اختلافات راهبردی دو طرف فراتر از آن است که طی یک یا چند مذاکره حل شود.
هم پیمانان اروپایی آمریکا خصوصا انگلیس علیرغم اختلافات نظر با سیاست های آمریکا، در موضوعاتی چون پرونده هسته ای با آمریکا همسویی دارند. تلاش برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در این چهارچوب قابل تحلیل است که واشنگتن قصد دارد منازعه خود با تهران را جهانی کند. با این حال اختلافات موجود میان اعضای دائم شورای امنیت (حتی میان پنج عضو دائم) تلاش آمریکا را قرین موفقیت کامل نکرده است. برای نمونه درباره حمله نظامی و حتی تحریم اقتصادی علیه ایران میان اعضای شورا اتفاق نظر وجود ندارد.
مواضع مخالف دشمن صرف نظر از اهداف و انگیزه ها، آن گاه که به منصه ظهور می رسد حالت تهدید می یابد و منافع ملی کشور را به چالش می کشاند. تهدیدات دشمن را می توان در سطوح مختلف دسته بندی کرد:
1-تهدیدات سیاسی
2-تهدیدات تبلیغاتی
3-تهدیدات اقتصادی
4- تهدید نظامی

تهدیدات دشمن در سطح اول و دوم از سال ها پیش تاکنون ساری و جاری است و اظهارات مقامات سیاسی و امنیتی و نظامی و نیز رسانه های تبلیغی دشمن آکنده از بدگویی ها و اتهامات علیه جمهوری اسلامی ایران است. در موضوع اقتصادی نیز ایران همچنان مشمول تحریم اقتصادی آمریکاست. هر چند این تحریم ها علیرغم اصرار آمریکا هنوز جامعیت بین المللی نیافته است.
در تهدیدات نظامی نیز در مقاطعی شاهد تهدید مستقیم دشمن مبنی بر هدف قرار دادن اهداف حیاتی جمهوری اسلامی ایران و یا جنگ تمام عیار بوده ایم، اما این تهدیدات بیش از همه حالت جنگ روانی داشته است و هنوز نشانه هایی از تحقق عملی آن مشاهده نمی شود.
قاعدتا بیشترین نگرانی برخاسته از سطوح سوم و چهارم تهدیدات است. به عبارتی اگر شورای امنیت به تحریم و مجازات اقتصادی ایران مبادرت ورزد، آسیب هایی برای نظام جمهوری اسلامی ایران متصور خواهد بود. چه این تحریم ها هوشمند باشد و چه کلی. با این حال برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند شاخصه های اقتصادی ایران با توجه به افزایش چشمگیر بهای نفت، در وضعیت مناسبی قرار دارد و ایران توان مقابله با تحریم ها را دارا خواهد بود. در مقابل برخی ناظران قائل به آنند که اقتصاد تک محصولی و معضلات اقتصادی همچون نرخ بالای تورم و بیکاری ضریب آسیب پذیری ایران را در برابر تحریم جهانی افزایش می دهد. از این رو توصیه این گروه آن است که مناقشه هسته ای ایران در چهارچوب شیوه های دیپلماسی حل و فصل شود.
حمله نظامی
در بعد حمله نظامی شرایط ایران از شرایط منطقه ای و جهانی دشمنان برتر است. در تشریح این مطلب باید گفت حمله نظامی به ایران حداقل نیاز به تحقق دو مقدمه دارد:
1-مقدمه داخلی
2- مقدمه خارجی

زمینه داخلی حمله زمانی فراهم خواهد شد که گسست و واگرایی در داخل به مرحله خطر برسد. این گسست شامل شکاف در حاکمیت، گسست میان حاکمیت و ملت (بحران مشروعیت) و بالاخره گسست در وحدت ملی خواهد بود. شرایط فعلی جمهوری اسلامی ایران نشانی از گسست و واگرایی حاد داخلی ندارد، هرچند تلاش دشمنان آن است که به ایجاد اختلاف و واگرایی بپردازند.
«بحران مشروعیت» که زمینه ساز اصلی سقوط رژیم هایی چون طالبان و صدام بود در ایران اسلامی مصداق ندارد و حتی تهدیدات دشمن به همگرایی و اقتدار بیشتر نظام انجامیده است.
زمینه خارجی حمله به ایران نیز فراهم نیست. این زمینه در وهله اول مستلزم اجماع جهانی براساس قوانین بین المللی از جمله ماده 51 منشور سازمان ملل می باشد. این ماده برحق دفاع ذاتی تصریح دارد، مشروط بر آن که حمله نظامی علیه یکی از اعضای شورای امنیت رخ دهد.
آمریکا در سند استراتژی امنیت ملی خود در سال 2002 تفسیر خاصی از این ماده ارائه کرده و دکترین «نبرد پیشگیرانه» را مطرح ساخته است، به این معنا که برای دفاع ذاتی می توان حتی پیش از وقوع حمله دست به اقدام پیشگیرانه زد.
این تئوری از منظر قوانین بین المللی مقبولیتی ندارد و آن گونه که «روزالین هیگینز» رئیس دادگاه بین المللی لاهه گفته است برای دفاع (هرچند پیشگیرانه) باید خطر حمله ای قریب الوقوع وجود داشته باشد. بزرگنمایی خطر هسته ای ایران دقیقاً در این راستا صورت می گیرد و آمریکا تلاش دارد ایران را نزد جامعه جهانی خطرناک و تهدیدگر صلح جهانی جلوه دهد تا اگر موفق به حمله پیشگیرانه یا پیش دستانه نشد، از جامعه بین الملل علیه ایران کمک بگیرد.
در وهله دوم دشمن برای حمله به هدف جدید باید در هدف قبلی به پیروزی دست یافته باشد. براین اساس می توان گفت پیروزی آمریکا در افغانستان بستر حمله به عراق را فراهم ساخت، اما آیا عراق بستر حمله به هدف بعدی(ایران) را فراهم آورده است؟
به اعتراف مقامات کاخ سفید آمریکا در عراق ناکام بوده است و هرچند به پیروزی نظامی دست یافته، اما در ابعاد دیگر سیاسی و امنیتی و حتی اقتصادی با شکست مواجه شده است. اکنون محبوبیت جرج بوش رئیس جمهور آمریکا به کمترین حد خود رسیده و واشنگتن اذعان دارد که پیروز اصلی معرکه عراق جمهوری اسلامی ایران بوده است، نه آمریکا!
با این تفاصیل احتمال هرگونه حمله نظامی به ایران بسیار پایین است و اقدام یک جانبه آمریکا و اسرائیل علیه ایران به یک ریسک خطرناک تبدیل شده است.
راه های مقابله
برای مقابله با تهدیدات دشمنان به ویژه در بعد حمله نظامی در مرحله اول باید به تدابیر بازدارنده روی آورد و در مراحل بعدی (در صورت وقوع حمله) به اقدامات تدافعی پرداخت.
بازدارندگی در عوامل متعددی نمود می یابد. که برآیند آن به «اقتدار ملی» می انجامد. اقتدار ملی ناشی از تحقق مؤلفه های اقتدار یک کشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی می باشد. در بعد سیاسی می توان به کارآمدی نظام سیاسی، قوانین مترقی، آزادی و نیز موقعیت منطقه ای و بین المللی به عنوان شاخصه های اقتدار اشاره کرد.
در عرصه اقتصاد، مؤلفه هایی چون تکنولوژی، درآمد سرانه ملی، ذخائر، تولید، صادرات، موقعیت و وسعت جغرافیایی از مشخصه های توانمندی اقتصادی و در نتیجه اقتدار ملی محسوب می شوند.
در بعد نظامی، تسلیحات و تجهیزات پیشرفته نظامی از یک سو و سازماندهی و وجود نیروی انسانی آماده به رزم از سوی دیگر، توانمندی نظامی یک کشور را رقم می زنند. در گستره فرهنگ نیز عواملی چون اعتقادات دینی، هنجارها، تاریخ و اسطوره ها و بالاخره هنر و ادبیات، نشانگر اصالت و اقتدار فرهنگی ملت ها می باشد.
با مروری به وضعیت جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف فوق الذکر به نظر می آید ایران از اقتدار ملی در حد مطلوب برخوردار است. البته این تنها ادعای ما نیست بلکه تصریحات تمجیدآمیز دوست و دشمن درباره ایران این واقعیت را بیشتر ثابت می کند.
اقدامات دفاعی
در صورت وقوع هجوم نظامی باید به اقدامات تدافعی و تلافی جویانه دست زد. از آن جایی که میان ایران و دشمنان موازنه نظامی- تسلیحاتی وجود ندارد، هرگونه تقابل، حالت جنگ نامتقارن خواهد یافت. در چنین جنگی اولویت با اهداف راهبردی و در دسترس دشمن می باشد که با توجه به پیشرفت نظامی ایران به ویژه در سیستم موشکی، کار چندان دشواری نخواهد بود.
از جمله نقاط ضعف دشمن مراکز و شهرهای اسرائیل است که با هدف قرار دادن آن، معادله نبرد تا حد زیادی به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر خواهد یافت. البته این به معنای مصونیت ایران در هرگونه جنگ احتمالی نیست، بلکه ایران به دلیل آن که شروع کننده جنگ، دشمنان خواهند بود، متحمل آسیب های فراوانی خواهد شد اما نکته مهم در جنگ های نوین کسب پیروزی در میادین سیاسی و امنیتی و تبلیغاتی می باشد که این امر برای دشمنان خصوصاً رژیم صهیونیستی آسان نخواهد بود.
از سوی دیگر در صورت حمله به ایران، متحدان ایران در جهان اسلام که عمدتاً شامل گروه های شبه نظامی و مردمی می باشند، ساکت نخواهند نشست. برای مثال اسرائیل به شدت از جانب حزب الله لبنان نگران است و بی جهت نیست که تلاش زیادی در قالب قطعنامه 1559 برای خلع سلاح این جنبش انقلابی از سوی آمریکا و اسرائیل در حال جریان است.
حضور بیش از 130 هزار سرباز آمریکایی درعراق نیز با توجه به احساسات ضد آمریکایی عراقی ها، این کشور را تبدیل به بشکه باروت خواهد کرد. البته این خیزش مختص منطقه نخواهد بود و بسیاری از نقاط جهان شاهد اعتراضات و مخالفت های گسترده با اقدامات یک جانبه آمریکا خواهد بود. این وضعیت بی تردید ایالات متحده را با ناکامی بزرگی در عرصه تصاحب افکار عمومی مواجه خواهد کرد، عرصه ای که محافظه کاران جدید آمریکا تلاش زیادی برای تسخیر آن با عناوین متعددی چون مبارزه با تروریسم و بسط دمکراسی به خرج داده اند، اما همواره ناکام بوده اند.