تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۸۲۲۵۸
محمد صرفی اشاره: دارفور منطقه ای است در غرب کشور سودان که اینک صحنه تداوم جنگ داخلی در این کشور آفریقایی است. جنگی که طی بیش از دو دهه، حدود یک میلیون کشته و چهارمیلیون آواره به جا گذاشته است.

اهمیت استراتژیک سودان
سودان وسیع ترین کشور آفریقایی است. (مساحت بیش از دو ونیم میلیون کیلومترمربع) و در شمال آفریقا واقع است. از شمال با مصر، از شمال غرب با لیبی، از غرب با چاد، از جنوب غربی با آفریقای مرکزی و کنگو، از سمت جنوب با اوگاندا و کنیا و از شرق نیز با اتیوپی، اریتره و دریای سرخ هم مرز است. جمعیت آن حدود 30میلیون است که بیشتر آنها اعراب مسلمان هستند. پایتخت سودان خارطوم و طولانی ترین قسمت رود نیل در این کشور جاری است. این کشور تا سال1899 میلادی به نام «سودان انگلستان و مصر» خوانده می شد و در نهایت درسال 1956 به استقلال دست یافت.
آنچه سودان را برای تبدیل شدن به منطقه ای بحرانی و آشوب زده مستعد می کند در دو نکته اساسی نهفته است. اول موقعیت ژئو استراتژیک سودان و دوم نفت خیز بودن آن. کارشناسان مسائل استراتژیک معتقدند سودان دروازه ورود به آفریقا است و در واقع شاهراه آفریقا محسوب می شود که تحولات این کشور می تواند بر قاره سیاه تأثیری مستقیم بگذارد. البته از موقعیت سودان در دریای سرخ هم نمی توان غافل بود چراکه درست آن سوی سواحل سودان عظیم ترین بنادر و پایانه های نفتی عربستان واقع شده است.
بحران شمال- جنوب
انگلستان یک سال پیش از استقلال سودان این کشور را ترک کرد و با خلاء قدرتی که به وجود آمد سودان درگیر شورش 17ساله ارتش سیاه پوست بر ضداعراب مسلمان شد. این شورش در سال 1972م با قرارداد صلح آدیس آبابا خاتمه یافت اما اکتشاف نفت در مناطق جنوبی در سال 1979م بار دیگر شعله های جنگ را برافروخت.
شورشان واحدهایی از ارتش جنوب به رهبری «جان گارانگ» بودند که علیه اعراب مسلمان جنگ را آغاز کرده بودند. این شورش نیز مانند بسیاری دیگر از ناآرامی های قاره آفریقا و سراسر جهان، ماحصل رقابت های استراتژیک دو بلوک غرب و شرق بود. اتحاد جماهیر شوروی از دولت رئیس جمهور «جعفر نمیری» حمایت می کرد و شورشیان که نام «ارتش مردمی آزادی بخش سودان» (SPLA) را برخود نهاده بودند از حمایت های منطقه ای اریتره و اتیوپی و فرامنطقه ای ایالات متحده برخوردار بودند.
شورش زمانی آغاز شد که دولت کوشید با گسیل ارتش به جنوب کنترل این منطقه را کاملاً در دست گیرد. تقسیم بندی مجدد زمین توسط دولت در غرب و جنوب هم نتوانست آرامش را به سودان بازگرداند. بالاخره کودتای «صادق المهدی» در سال 1985 حکومت نمیری را سرنگون کرد. المهدی 4سال قدرت را در دست داشت و در این مدت شورش نیز همچنان ادامه داشت. پس از وی نوبت ژنرال «عمرالبشیر» رسید که توانست با کودتا زمام حکومت را به دست گیرد. البشیر که درحال حاضر نیز قدرت را در سودان در دست دارد با مشکل اسلاف خود روبرو است. وجود منابع غنی نفت و استقرار اقلیت مسیحی مذهب در جنوب سودان از جمله عوامل ایجاد و تداوم بحران در این منطقه است. ظاهراً جنوبی ها حاضر به تن دادن به قوانین اسلامی حکومت به نام «شریعت» نیستند اما واقعیت چیز دیگری است. در حقیقت آمریکا تمایلی به پایان یافتن این خشونت ها ندارد مگر آنکه نتیجه هرگونه صلح و توافقی در راستای اهداف و منافع سیاسی و اقتصادی (نفتی) کاخ سفید در منطقه باشد.
جدایی «حسن الترابی» از دولت البشیر در سال1999م و تبدیل شدن وی به قطبی مخالف اوضاع را پیچیده تر کرد. حزب وی موسوم به کنگره ملی منحل اعلام شد و به اتهام اقدام برای کودتا علیه دولت چندین بار دستگیر و روانه زندان شد. این درحالی بود که کودتای سال 1989م را که به قدرت یافتن البشیر منجر شده بود، وی طراحی کرده و یک دهه جزء تصمیم گیرندگان اصلی دولت بوده است.
میانجیگری اتحادیه آفریقا باعث شد مذاکره میان دولت و شورشیان جنوب در کنیا آغاز شود و اولین سند آن به نام «قرارداد ماکاکاس» در ژوئیه 2002م به امضا رسید. جان گارانگ به عنوان رهبر و نماینده شورشیان متعهد شد در قبال خروج ارتش از جنوب به حملات نیروهای خود پایان دهد. از دیگر بندهای این قرارداد موضوع رفراندوم بود. طرفین توافق کردند پس از یک دوره انتقالی شش ساله طی رفراندومی در جنوب، سرنوشت این منطقه روشن شود.
این مذاکرات پس از آن نیز ادامه یافت و مقرر شد درآمدهای حاصل از فروش نفت به طور مساوی بین شمال و جنوب تقسیم شود. در سال 2004 طبق توافقات ژنرال جان گارانگ به عنوان معاون البشیر معرفی شد که گامی مثبت در جهت کاهش خشونت در سودان تلقی شد اما این امید دوام چندانی نیافت چرا که با آغاز مذاکره شمال- جنوب برای صلح، غرب سودان یعنی دارفور دچار بحران و آشوب شد.
دارفور کجاست؟
دارفور نام منطقه ای است در غرب سودان که شامل سه ایالت دارفور شمالی، جنوبی و غربی می شود.
مساحت دارفور یک پنجم کل کشور است. ساکنان این منطقه (20درصد جمعیت سودان) مسلمان بوده و به گاوداری، دامداری و شتربانی اشتغال دارند. مذهب مردم دارفور نتوانست مانع از شورش شود. بهانه آنها این بود که دولت فقط به اعراب توجه می کند حال آنکه دارفوری ها غیرعرب بودند. البته فاجعه خشکسالی نیز که تاکنون هزاران قربانی گرفته در آغاز و تداوم شورش ها بی تأثیر نبوده است.
شورش در دارفور
در منطقه دارفور دو گروه علیه دولت مرکزی دست به اسلحه برده اند. گروه اول ارتش آزادی بخش سودان (SLA) و گروه دوم جنبش عدالت و برابری (JEM) که به نوعی از حمایت الترابی برخوردار است.
ویژگی مشترک شورشیان سودان برخورداری از حمایت ایالات متحده است. البته تنها دولت مرکزی با شورشیان درحال جنگ نیست بلکه گروه های حامی دولت نیز نقش خود را دارند. رسانه های خبری از «جنجوید» به عنوان ارتش غیررسمی دولت یاد می کنند که با شورشیان دارفور مبارزه می کند. سازمان های بین المللی و حقوق بشر دارفور را جهنم توصیف می کنند و گزارشات متعددی از اوضاع اسفبار مردم منتشر کرده اند اما همین گروه ها به بهانه هایی چون بدی وضعیت راه ها و وجود باندهای مسلح از کمک رسانی به مردم خودداری می کنند. آمریکا برای اعمال فشار هرچه بیشتر به دولت خارطوم از سال 1997 این کشور را تحریم کرده است. این تحریم ها یک نتیجه روشن و عینی داشته اند، مردم فقیر و گرسنه دسته جمعی به کام مرگ فرو می روند. در جلسات بین المللی در مورد سودان، واشنگتن همیشه از نسل کشی و قتل عام مردم توسط حکومت سخن می گوید درحالی که همه می دانند موضوع اصلی نفت است.
بحران دارفور و دخالت خارجی
در بررسی ناآرامی های دارفور از نقش همسایگان و دیگر قدرت ها نمی توان غافل بود. چاد در غرب سودان از همسایگان تأثیرگذار در این بحران است. «ادریس دبی» رئیس جمهور چاد در سال 1990 با حمایت البشیر به قدرت رسید اما وی که با شورشیان دارفور هم نژاد است پس از شروع ناآرامی ها به حمایت از قبیله خود برخواست و سودان را وارد چالشی جدید کرد. «دبی» خارطوم را به صدور جنگ به چاد متهم می کند. خارطوم نیز معتقد است چاد از شورشیان حمایت مالی و تسلیحاتی کرده و به آنان پناه می دهد.
در بررسی بحران سودان نمی توان نقش رژیم صهیونیستی را نادیده گرفت. اوایل سال جاری میلادی وزیر مشاور در امور خارجه سودان در یک کنفرانس مطبوعاتی، این رژیم را عامل همه مشکلات سودان خواند و اعلام کرد اسرائیل با آموزش و تسلیح شورشیان به بحران دارفور دامن می زند. وی علت این دخالت ها را به رسمیت نشناختن این رژیم توسط کشورش دانست. نشریه «المنار» نیز سال گذشته از فعالیت 21 ساله موساد در سودان پرده برداشت و فاش کرد گروه های یهودی از سال 1983 م در جنوب سودان در پوشش تیم های امداد و کمک رسانی به نفع اسرائیل فعالیت می کرده اند و اینک نیز در دارفور فعال هستند. اسرائیل اردوگاه آوارگان دارفوری را به محلی برای آموزش شورشیان تبدیل کرده است. دولت سودان معتقد است این رژیم در پی تجزیه سودان است و به طور گسترده ای پیشرفته ترین تسلیحات سبک و نیمه سنگین را دراختیار شورشیان قرار می دهد. منابع اطلاعاتی سودان سفارت اسرائیل در اریتره را محل ملاقات و هماهنگی موساد و شورشیان دارفور معرفی کرده اند. گرچه نقش این رژیم در بحران سودان آشکارتر از آن است که قابل انکار باشد اما دولت های غربی و مجامع بین المللی برای تحت فشار گذاشتن آن در این مورد تاکنون اقدامی انجام نداده اند.
چشم‌انداز بحران سودان
با آغاز جنگ در دارفور چشم انداز توافق شمال- جنوب تیره و تار شد. شورشیان دارفور معتقدند این توافقات نسبت به منافع مردم غرب کشور بی اعتنا و صرفا توافقی بین عمرالبشیر و ژنرال گارانگ بوده است.
حدود یک سال قبل و در پی کشته شدن ژنرال گارانگ در حادثه سقوط با هلی کوپتر وی در مرز سودان با کنیا و اوگاندا اوضاع از آنچه بود پیچیده تر شد. دولت به منظور کنترل ناآرامی ها در خارطوم حالت فوق العاده اعلام کرد و «سالواکایر» معاون گارانگ به عنوان جانشین وی و معاون البشیر معرفی شد. «کایر» در مراسم سوگند اعلام کرد راه گارانگ را برای رسیدن به صلحی پایدار ادامه خواهد داد.
در این میان آمریکا به منظور تأمین منافع خود در این منطقه استراتژیک سعی دارد از طریق سازمان ملل با تحت فشار قرار دادن خارطوم، البشیر را مجبور به موافقت با حضور نیروهای بین المللی در منطقه دارفور کند. دولت سودان نسبت به ادامه گفتگوها برای حل بحران نظر مثبتی دارد اما معتقد است لزومی به حضور کلاه آبی ها نیست و نیروهای حافظ صلح اتحادیه آفریقا که هم اینک نیز در دارفور استقرار دارند، می توانند همان مأموریت را به خوبی انجام دهند.
تحولات چند وقت اخیر در سودان حاکی از آن است که این کشور به سوی پایه گذاری صلحی همه جانبه با گروه های شورشی در حرکت است. توافق دولت با دو گروه اصلی شورشی در اردیبهشت ماه سال جاری از جمله این تحولات است. اختصاص بودجه برای بازسازی دارفور و خلع سلاح شبه نظامیان از مفاد این توافقات است. به نظر می رسد مردم سودان می توانند به آرامش کشورشان امیدوار باشند.