تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۸۲۲۶۳
نگاهى به جایگاه زن در اندیشه امام خمینى (ره)
عباس خسروانی اشاره: صد و اندى سال پیش در کشور ایران کودکى پا به عرصه وجود نهاد که بعدها امام خمینى نام گرفت و پیشواى آزادگان جهان شد و حکومتى را سرنگون کرد که تحلیگران و سیاستمداران جهان از وقوع آن حیرت‌زده شدند. کودکى که بعدها جهانى را متوجه خود نمود و مستضعفان و پابرهنگان و آزادگان جهان را شیفته و مرید خود ساخت و با اندیشه‌هاى ناب، انقلابى و سازش‌ناپذیر خود در برابر استکبار جهانى خواب را از چشمان حاکمان جور و ستم ربود. کودکى که بعدها حکومت سر تا پا مسلح زمانش در برابر اراده آهنین و ایمان خدشه‌ناپذیر او سر تسلیم فرود آورد و توانست ابهت و غرور قدرت‌هاى شرق و غرب را در برابر دیدگان جهانیان بشکند و یک بار دیگر دینى را احیا کرد که سالها بود در اغما و فراموشى به سر مى‌برد. مکتبى که دیگر در دنیاى مدرن امروزى جایگاهى برایش قائل نبودند و آن را از عرصه زندگى اجتماعى و سیاست جدا مى‌کردند و مى‌رفتند تا بشریت و انسانیت را به نابودى و اضمحلال بکشانند. این کودک زمانى پا به عرصه هستى نهاد که جهان اسلام در خواب غفلت و ناآگاهى به سر مى‌برد و سردمدارانش مات و مبهوت و دست به سینه اربابان شرقى و غربى خود بودند و مستضعفان جهان و ملت‌هاى مسلمان سرشکسته و سرافکنده و تحت استعمار، و دیگر کشورهاى جهان در عیش و نوش زندگى مادى مدرن غوطه‌ور بودند. اما در این میان در ایران کودکى چشم به جهان گشود که بعدها اثبات کرد که هنوز دین اسلام زنده است و براى زندگى همه انسانهاى جهان برنامه دارد، دینى که نه از سیاست جداست و نه از اجتماع و نه از هیچ حوزه دیگری. او اثبات کرد که دین اسلام دین سکون و ایستایى نیست بلکه دین حرکت و پویایى است. او احیاگر دین اسلام در زمان خود بود. حرکت آزادى‌خواهانه او امروز به یک حرکت جهانى تبدیل شده است و نام او به عنوان پیشواى این حرکت در تاریخ مى‌درخشد. او محبوب دلهاى آزادگان و مستضعفین جهان بود. او مصداق این آیه شریفه است که مى‌فرماید: همانا آنانکه به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدایشان آنها را محبوب دلها مى‌گرداند و این عشق و محبت بین او و شهدا بود که آن پیروزى بزرگ را نصیب ملت ما کرد. شهیدانى که در وصیت‌نامه خود نوشتند ما مى‌رویم تا خط امام بماند، خطى که از ابراهیم شروع شد و در تداوم سرخ خویش با دست‌هاى پاک محمد (ص) و على (ع) به قلب پرشور امام امت رسید تا رنجبران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند. امسال تولد بزرگ مردى را جشن مى‌گیریم که بیش از پیش محتاج اندیشه‌هایش هستیم، اندیشه‌هایى که هرگاه از آن عدول کردیم به بى‌راهه رفتیم.

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهاى رفته به خدمت قضا کنیم

اندیشه‌هاى ناب امام خمینى (ره) در عرصه‌هاى مختلف روشنگر راهى است که قرار است نظام جمهورى اسلامى براى تعالى هرچه بیشتر خود طى کند. اندیشه‌هایى که نه منحصر به یک دوره خاص بلکه براى همه دوران‌هاست و رنگ کهنگى به خود نخواهد گرفت.
راز ماندگارى اندیشه‌هاى امام راحل را باید در ماندگارى و جهان شمولى اسلام و برنامه‌هاى آن دانست. دینى که براى همه انسان‌هاى جهان هادى و رهنما است و براى همه دوره‌هاى تاریخى کاربرد دارد. امام (ره) مفسر بزرگ اسلام بود و هرچه مى‌گفت و مى‌نوشت ریشه‌اش در اسلام بود و سر ماندگارى او نیز همین است.
از آنجایى که سالروز تولد حضرت امام (ره) مصادف با سالروز ولادت مادر بزرگوارشان بزرگ بانوى عالم، حضرت فاطمه زهرا (س) شده است مناسب دیدیم تا به بررسى اندیشه‌هاى حضرت امام (ره) نسبت به زن و جایگاه زن در اسلام بپردازیم. آنان که انقلاب ایران را به تحجر و عقب‌ماندگى متهم مى‌کنند و دین مبین اسلام را ضد حقوق زن مى‌دانند اگر براى یک بار مرورى بر اندیشه‌هاى امام راحل داشتند هیچ‌گاه این سخنان را به زبان نمى‌راندند و اگر مى‌دانند و باز هم به سردادن شعارهاى خود ادامه مى‌دهند نشان از آن دارد که آنان زن را نشناخته‌اند.
در رابطه با زن، حقوق و جایگاه او در جامعه، نظرات و ایده‌هاى بسیارى در قالب‌هاى مختلف فکرى مطرح شده است، که مى‌توان در میان این نظریات متعدد تفاوت‌هاى بسیارى را مشاهده کرد به طورى که بعضى از این نظرات در تقابل و تضاد با یکدیگر قرار مى‌گیرند. این تفاوت‌ها ناشى از نوع نگاهى است که نظریه‌پردازان آن مکاتب به زن دارند.
عده‌اى زن و مرد را در مقابل یکدیگر قرار مى‌دهند، عده‌اى زن و مرد را یکسان فرض مى‌کنند و عده‌اى یا زن را نسبت به مرد یا مرد را نسبت به زن برتر مى‌دانند. لذا هر مکتب و نظریه‌اى بر اساس مبانى فکرى و نظرى خود زن و جایگاه او در جامعه را تفسیر مى‌کند.
در کشور ما در مقاطع تاریخى مختلف نوع نگاه به زن متفاوت بود به طور مثال در دوره پهلوى یک نوع به زن نگریسته مى‌شد و در بعد انقلاب اسلامى نیز به نوعى دیگر. یکى از مکاتبى که در متن آموزه‌هاى خود یک نگاه خاص و متفاوت از سایر مکاتب بشرى به زن دارد مکتب اسلام است. مکتبى که منبعث از وحى الهى است. این دین الهى با ظهور خود توانست تا حد زیادى طرز تفکر انسانها به زن را تغییر دهد و ارزش واقعى زن به عنوان یک انسان را به جامعه بشرى معرفى نماید.
به طور مثال در عرب جاهلیت یعنى قبل از ظهور اسلام یک تفکر ضد انسانى بر جامعه عرب جاهلیت نسبت به جنبش مونث حکم‌فرما بود که بر اساس آن خانواده‌ها دختران خود را زنده به گور مى‌کردند چرا که او را مایه ننگ قبیله خود مى‌دانستند و تنها جنس مذکر بود که داراى ارزش و هویت و حق حیات بود و زنان جملگى در خدمت برآورده کردن امیال و خواسته‌هاى جنس مذکر بودند.
البته این نوع نگاه به زن را نمى‌توان صرفا به عرب جاهلیت محدود کرد چرا که شواهد و اسناد تاریخى بیانگر این موضوع است که در سایر ملل نسبت به زن از یک موضع پست‌ترى نگاه مى‌شده به طورى که این نوع برخورد و این نوع نگاه تا به امروز در اکثر جوامع ادامه پیدا کرده است و در این دنیاى مدرن و به تعابیرى فرامدرن زن به عنوان یک کالا و یک وسیله در خدمت امیال و خواهش‌هاى نفسانى مرداند و سودجوئى‌هاى سرمایه‌داران قرار گرفته است و زن از آن هویت واقعى خود به شدت فاصله گرفته است. اسلام با ظهور خود در سرزمین جاهلیت نه تنها اعراب را نسبت به رفتار غیرانسانى خود در قبال زنان و دختران آگاه ساخت بلکه تمام جهانیان را خطاب قرار داده و یک تعریف الهى و قدسى از زن ارائه نمود و همه مکاتب بشرى و طرز تفکرهاى غلط نسبت به زن را مورد هجوم قرار داد و توانست آن طرز تفکر حاکم بر جوامع را نسبت به زن تحت ستم تغییر دهد.
اگرچه هنوز با گذشت قرنها از ظهور اسلام هنوز زن در جوامع بشرى مقام و جایگاه مد نظر اسلام را نیافته است اما راه صحیح را به انسانها آموخت و ارزش واقعى زن را مشخص نمود و نشان داد که زن چه هست و چه باید باشد.
امام راحل ره در این باره مى‌فرمایند: اسلام به زن خدمتى کرده است که در تاریخ همچون سابقه‌اى ندارد، اسلام زن را از توى لجنزارها برداشته است و آورده شخصیت به او داده است” (1) و در جاى دیگر به خدمت بزرگ اسلام به زن اشاره مى‌کنند و مى‌فرمایند: “اسلام زن‌ها را نجات داده است از آن چیزى که در جاهلیت بوده است، آنقدرى که اسلام به زن خدمت کرده است خدا مى‌داند که به مرد خدمت نکرده است، شما نمى‌دانید که در جاهلیت زن چه بوده است و در اسلام چه شده” (2.) با این همه هنوز اسلام عزیز مهجور مانده است و براى حل مشکلاتمان کمتر به آموزه‌هاى آن مراجعه کرده‌ایم. آنان که اسلام و نظرات آن نسبت به زن را به خوبى شناختند، فهمیدند که هیچ مکتبى در جهان به اندازه اسلام در پى عظمت و رشد ارزش‌هاى انسانى زن نبوده و لذا براى تعالى زن هیچ‌گاه دست به دامان ایسم‌هاى بشرى نشدند.
امام از جمله این شخصیت‌ها است که بارها در سخن خود به مناسبت‌هاى مختلف این واقعیت را گوشزد کردند. ایشان در سخنان خود در جمع بانوان قم در سال 58 مى‌فرمایند: مقام زن مقام والاست، عالى‌رتبه است، بانوان در اسلام بلندپایه هستند” (3) و در همین جمع به این نکته اشاره مى‌کنند که اسلام نظر خاص به شما بانوان دارد، اسلام در وقتى که ظهور کرد در جزیره العرب، بانوان حیثیت خودشان را در پیش مردان از دست داده بودند، اسلام آنها را سربلند و سرافراز کرد.
اسلام آنها را با مردان مساوى کرد، عنایتى که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتى است که بر مردان دارد.” (4) با توجه به بیانات امام (ره) که یک اسلام‌شناس واقعى و توانا بود به خوبى مى‌توان به نگاه خاص و متفاوت اسلام به زن نسبت به سایر مکاتب پى برد. نگاه اسلام به زن نه از دید یک انسان به زن است بلکه از دید خالق انسان و خالق زن به اوست و بى‌شک این خالق انسان است که بیش از هر موجود دیگرى نسبت به زوایاى وجودى انسان آگاه است و بهتر از هر کس دیگرى صلاح و خیر او را تشخیص مى‌دهد و ما امروز شاهد این واقعیت هستیم که مکاتب انسانى از جمله فمنیسم به طرق مختلف به بیراهه رفتند، چرا که نتوانستند زن را به خوبى بشناسند.
این اسلام است که در برنامه‌ها و آموزه‌هاى خود به دنبال کمال انسانهاست و به انسان بیش از یک موجود مادى ارزش قائل است. امام راحل بارها در بیانات خود به این مهم اشاره فرمودند. “ما مى‌خواهیم زن به مقام والاى انسانیت برسد. زن باید در سرنوشت خود دخالت داشته باشد” (5) و یا مى‌فرمایند: “ما مى‌خواهیم زن به مقام والاى انسانیت خودش برسد، نه ملعبه باشد و نه ملعبه در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد” (6) بى‌شک این نوع توجه خاص به زنان از سوى اسلام بى‌دلیل نخواهد بود، چرا که خداوند حکیم است و هیچ‌کار و دستور او بى‌حکمت نخواهد بود.
این اهمیت خاص قائل شدن براى زن در جامعه نشان از کارآمدى و اهمیت زنان است که اینقدر در نزد اسلام مورد تاکید و توجه قرار گرفته است. امام ره در این‌باره با سخنان روشن و صریح خود به این موضوع پرداخته و اهمیت و کارآئى زن در جامعه را بارها تشریح نموده‌اند. ایشان در این‌باره مى‌فرماید: “اگر زنان شجاع و انسان‌ساز از ملت‌ها گرفته شوند، ملت‌ها به شکست و انحطاط کشیده مى‌شوند.” (7) در این باره امام که برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) است زن در جامعه نقش انسان‌سازى دارد، نقشى بس حساس و ارزشمند که فقدان توجه به آن یک جامعه را به نابودى مى‌کشاند و در بیان دیگرى از زن به عنوان مربى یاد مى‌کند و مى‌فرمایند: “زن انسان است آن هم یک انسان بزرگ، زن مربى جامعه است از دامان زن انسانها پیدا مى‌شوند. مرحله اول زن و مرد صحیح، از دامن زن است.
مربى انسانها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مى‌کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد مى‌کند. مبدا همه سعادت‌ها از دامن زن بلند مى‌شود. زن مبدا همه سعادت‌ها باید باشد.” (7) اما متاسفانه بیش از آنکه جوامع به اهمیت این موضوع پى ببرند سودجویان و سرمایه‌سالاران و استعمارگران به خوبى از این نکته بهره‌بردارى کردند و در طى برنامه‌هاى استعمارى خود سعى در غفلت زن از نقش واقعى خود که همان انسان‌سازى و تربیت انسان‌هاست، داشته‌اند و توانستند نقش تربیتى او را تحت‌الشعاع قرار داده و با ترفندها و شعارهاى مختلف او را از مسیر اصلى خود خارج کنند و از این طریق بود که توانستند بر منابع کشورها چیره شوند و آنها را به غارت ببرند و آنان را در زمره ملت‌هاى عقب‌مانده و وابسته قرار دهند و به فرموده امام (ره) ملت‌ها را به شکست و انحطاط کشیدند.
بعضى از مکاتب هم با رواج اندیشه‌هاى انحرافى سعى کردند زنان را از نقش مادرى خود غافل ساخته و به بهانه مبارزه با مردسالارى در جوامع به رواج زن‌سالارى پرداختند، بدون توجه به این واقعیت که همانقدر مردسالارى یک جامعه را به عقب‌گرد و پسروى مى‌کشاند، زن‌سالارى نیز جامعه را به انحطاط خواهد کشاند و در این میان هیچ‌گاه از مادرسالارى سخنى به میان نیامد و حتى از آن به عنوان وسیله‌اى براى محدودکردن، بهره‌کشى و تحت انزوا قراردادن زن یاد کردند. اما اسلام هیچ‌گاه این مکاتب را نپذیرفته و بر نقش و اهمیت مادرى در جامعه و نه زن‌سالارى تاکید کرده است.
تجلیل زن شناخت مقام حقیقى او یعنى مادرى است. اگر زنى حقیقتا از مقام اصلى خود که همان مادرى است اطلاع داشته باشد و به‌خصوص وظایفت مادرى را بشناسد و بدان عمل کند، یعنى سعى کند خود را به صورت مادر حقیقى درآورد نه تنها مقامش بر هر مردى برترى دارد بلکه خودش به هیچ‌وجه راضى نخواهد شد قدمى از آن پائین‌تر بگذارد و اینجاست که گفته مى‌شود بهشت زیر پاى مادران است.
امام خمینى (ره) در این‌باره مى‌فرمایند: “مادرها مبداء خیرات هستند و اگر خداى نخواسته مادرانى باشند که بچه‌ها را بد تربیت کنند مبداء شرند” (8) و به راستى که این تربیت غلط بود که در طول تاریخ، جوامع را به نابودى کشانده است. و به فرموده امام: “قرآن کریم انسان‌ساز است و زن‌ها نیز انسان‌ساز، وظیفه زن‌ها انسان‌سازى است و اگر زن‌هاى انسان‌ساز را از ملت‌ها گرفته شود ملت‌ها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد شکست خواهند خورد، منحطا خواهند شد. ” (9)
و این همان مسیرى بود که جامعه‌ ما در دوره پهلوى در حال طى کردن آن بود. با توجه به این سخنان ارزشمند امام خمینى (ره) واضح است که برخلاف آنچه از اسلام در ذهن بسیارى از اندیشمندان غربى و حتى اندیشمندان ناآگاه داخلى وجود دارد اسلام یک جایگاه ارزشی، با اهمیت و استراتژیک براى زنان در جامعه قائل است و به برکت اسلام و به فرموده امام به برکت نهضت اسلامى زن عضو موثر جامعه تا حدودى مقام خود را یافته است” (10.) امید است که زنان به جایگاه والاى خود پى ببرند و به فرموده حضرت امام (ره) “امید آن است که جامعه زنان از غفلت و خواب مصنوعى که از جانب چپاول‌گران بر آن تحمیل شده است برخیزند و همگان دوش به دوش هم به داد بازى خوردگان برسند، وزن را به مقام والاى خود هدایت کنند و امید است که زنان سایر کشورهاى اسلامى از تحول معجزه‌آسایى که براى زنان ایران در اثر انقلاب اسلامى حاصل‌شده عبرت گرفته و بکوشند تا جامعه خود را اصلاح کنند و کشورهاى خود را به آزادى و استقلال برسانند”(11)