«بوش در دیدار با هوجین تائو، فهرستی از بایدها را به او ارایه کرد.»
برگردان: حبیب علیزاده
چین به راحتی دیگران را مسحور خود میکند: رشد اقتصادی دو رقمی، برنامههای فضایی بلندپروازانه، شهرهای جدید پرزرق و برق در امتداد سواحل شلوغ، چشمانداز تجارت با بزرگترین و یک روز هم شاید، ثروتمندترین بازار جهان. از سوی دیگر، کاملائ طبیعی است که برای تبدیل چین به یک شریک بزرگ در زمینهء مبارزه با تروریسم، تکثیر سلاحهای هستهای، قاچاق انسان، آلودگی جوی و... از هیچ کوششی، از چاپلوسی گرفته تا تهدید، فروگذار نکرد. در جریان دیدار هوجین تائو، رییس جمهور چین از واشنگتن، سیاستمداران آمریکا وسوسهء تمامی موارد برشمرده را در ذهن داشتند. با این حال، در اینجا خطری وجود دارد. فهرست درخواستهایی که آمریکا از چین خواسته تا به خاطر آن کشور انجام دهد به قدری طولانی شده که فهرست «بایدها» را (فهرستی از اقداماتی که آمریکا از چین خواسته تا به خاطر مردم چین به آنها عمل کند) تحتالشعاع قرار داده است.
فهرست بایدها تنها یک مورد بزرگ دارد: «چین باید به اعلامیهء جهانی حقوق بشر که بخش اعظم آن در قانون اساسی این کشور گنجانده شده، وفادار بماند.»
درحال حاضر چین به این خواسته تن نداده است. این حقیقت دارد که زندگی در چین آزادتر شده است; دولت کمتر از گذشته در زندگی خصوصی و اقتصادی مردم خود دخالت میکند و آزادی بیان و مطبوعات دیگر مانند سابق کنترل نمیشوند. با وجود این، دولت چین هنوز هم دولتی مستبد و خودکامه به شمار میرود و به هیچ وجه اجازهء تشکیل یک اپوزیسیون (جناح مخالف) سازمان یافته را که در برابر «حزب کمونیست» قد علم کند، نمیدهد. کنترل رسانهها که به مدت چند سال اندکی کاهش یافته بود، مجددائ در دورهء آقای هو تشدید شده است. تجربهء آزادانهء رای دادن (برای مردم عادی نه برای احزاب مخالف) در انتخابات محلی، تجربهای است که مردم از آن بیاطلاع هستند. سیستم قضایی چین سیستمی قابل ایراد است; گاه اتفاق میافتد که کسانی بدون داشتن کمترین گناهی ماهها یا سالها در زندان باقی میمانند. کمتر از نیم درصد از محکومیتها در مرحلهء فرجامخواهی نقض میشوند. براساس اعلام سازمان ملل، کتک زدن و شکنجه با چوب و باتومهای برقی به شکل گستردهای رواج دارد. گروههای حقوق بشر میگویند که حداقل 50 نفر به دلیل شرکت در تظاهرات میدان تیانانمن که 17 سال قبل اتفاق افتاد، هنوز در زندان به سر میبرند. در سال 2004، یکی از مقامهای رسمی گفت که سالانه حدود 10 هزار نفر در چین اعدام میشوند و صد البته، سرکوب مخالفان در مناطقی همچون تبت و زینجیانگ، بسیار شدیدتر از منطقهء «هان» است.
اغلب گفته میشود که امروزه آمریکا برای ارتقا و بهبود وضعیت حقوق بشر در چین کار چندانی نمیتواند انجام دهد. با این همه، در سال 2000 این کشور از یگانه اهرم مؤثر خود چشمپوشی کرد و آن را کنار گذاشت. یک سال بعد، هنگامی که پکن در مبارزه برای کسب میزبانی بازیهای المپیک 2008 به پیروزی رسید، آمریکا یکی دیگر از اهرمهای خود را از دست داد.
مهمتر از همهء این ها، خود آمریکا نیز با سوءاستفادههایی که در زندانهای گوانتانامو و ابوغریب به وقوع پیوست، جایگاه خود را به عنوان حامی حقوق بشر از دست داد.
آقای هو خواستار احترام است، او خواهان آن است که با چین، به عنوان یکی از قدرتهای اقتصادی بزرگ با احترام برخورد شود. او خواستار جایگاهی مساوی با دیگر اعضای جامعهء جهانی است. غرب به روشنی میتواند این مساله را برای چین روشن سازد که شرط پذیرش این کشور و قایل شدن احترام برای آن در گرو پذیرش حقوق بشر است; هرچند در این میان خود غرب نیز کارنامهء قابل قبولی ارایه نداده است. با توجه به موقعیت فعلی چین، بعید به نظر میرسد که فهرست بایدهای آمریکا مورد توجه کامل مقامهای پکن قرار گیرد.