تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۸۲۳۱۱

اسرائیل را جامعه مهاجران خوانده‌اند. اجتماع یهودیان اتیوپى (فالاشا)، یهودیان آلمان، یهودیان هند، یهودیان روس تبارها، یهودیان سایر نقاط جهان و مشتمل بر «ارتودکس‌ها» و «اشکنازى‌ها» به دور از جنبه‌هاى دینى و همسو با خواست و نظر یهودیان اروپا در سرزمین اشغالى گرد هم آمده‌اند.....
این گردهمایى در اسرائیل، با بحران‌هایى نیز همراه بوده است و پس از چند دهه از اجتماع یهودیان در فلسطین اشغالی، تل‌آویو هنوز از معضلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسى و فرهنگى رنج مى‌برد. واقعیت آن است که ملت واحد یهودى در طول تاریخ هرگز وجود نداشته و آنچه بوده اقلیت‌هایى کوچک میان ملت‌هاى مختلف مى‌باشد. به نقل ازقدسنا نوشتار حاضر به معضلات و مشکلات فزاینده اقتصادى و اجتماعى در اسرائیل اشاره دارد.
1- بحران فقر در اسرائیل
جامعه اسرائیل از بحران فقر رنج مى‌برد. در اسرائیل عوامل گوناگونى زمینه ساز و تداوم بخش فقر است. از جمله متغیرهایى که بر موضوع فقر در این رژیم به ویژه در رابطه با جامعه یهودیان اسرائیل تاثیرات جدى دارند موارد زیر را مى‌توان نام برد:
نرخ بیکارى بالا در بخش‌هایى از جامعه و ساختار ناموزون نیروى کار.
شکاف طبقاتى درآمدها و توزیع ناعادلانه ثروت‌هاى اجتماعى به همراه دستمزدهاى پایین در مشاغل کارگری.
الگوى زندگى طفیلى‌وار به همراه نرخ بالاى فرزندزایى در یهودیان حریدى (یهودیان ارتدوکس افراطی)
اتکا به کمک هزینه‌هاى دولتى به عنوان فرهنگ حاکم بر ذهنیت فقیران یهودی.
علاوه بر این موارد، بخشى از سیاست‌هاى نژادپرستانه اقتصادى رژیم صهیونیستى در قبال اقلیت عرب 1948 میلادى نیز به فقر فزاینده در جامعه عرب 48 کمک کرده است. در ذیل به بخشى از این سیاست‌ها اشاره مى‌شود:
مصادره اراضى و املاک اعراب : این امر به کاهش مساحت اراضى کشاورزى و مناطق عرب‌نشین منجر شده است. ضمن اینکه امروزه اسرائیل با هدف یهودى سازى مناطق عرب‌نشین داخل خط سبز (مناطق اشغالى 1948) به ویژه در منطقه عرب‌نشین الجلیل (شمال) و نقب (در جنوب اسرائیل) به طور گسترده‌اى شروع به مصادره املاک و اراضى ساکنان عرب این مناطق کرده است.
تخصیص نیافتن بودجه براى توسعه زیربنایى مناطق عربی.
محرومیت سرمایه‌گذاران عرب 48 از تسهیلات و امکانات همتایان یهودى خود، مانند وام، بخشودگى مالیاتى و کمک‌هاى مالى بلاعوض.
بى‌توجهى وزارتخانه‌هاى علوم و کار به آموزش‌هاى فنى و حرفه‌اى در مناطق عرب نشین.
اسرائیل در رتبه بندیهاى اقتصادى و اجتماعى جهانی، جزء رژیم صنعتى و پیشرفته در بین کشورهاى جهان به حساب مى‌آید، اما واقعیت اینست که درآمدها عادلانه بین یهودیان توزیع نشده است، علاوه بر آن سیاست‌هاى نژادپرستانه اقتصادى این رژیم به شکاف میان بخش‌هاى عربى و یهودى در اراضى اشغالى 1948 امورى چون مالکیت، درآمد و سطح زندگى انجامیده است.
آمار فقر
براساس تازه‌ترین آمارهاى منتشر شده از سوى سازمان تامین ملى رژیم صهیونیستی، بیش از 4/1 میلیون نفر در این رژیم زیر خط فقر زندگى مى‌کنند. براساس گزارش سازمان تامین ملی، در سال 2004 تعداد کسانى که زیر خط فقر زندگى مى‌کنند تا 105 هزار نفر نسبت به سال قبل افزایش یافت که از این تعداد، 53 هزار نفر کودک و نوجوان بودند. در همین حال وزارت رفاه اسرائیل نیز اعلام کرد که در خلال سال 2004 نزدیک به 2/1 میلیون اسرائیلى فقیر جهت دریافت کمک به این وزارت‌خانه رجوع کرده‌اند.
بر پایه گزارش این وزارتخانه همچنین از میان هر 5 فرد کهنسال در رژیم صهیونیستی، 3 نفر در سال گذشته میلادى زیر خط فقر زندگى مى‌کردند و از هر پنج نفر سالخورده یک نفر از گرسنگى رنج مى‌برد. گزارش یاد شده مى‌افزاید تعداد فلسطینیان ساکن در سرزمین‌هاى اشغالى سال 1948 که در زیر خط فقر زندگى مى‌کنند به نسبت سایر ساکنان این مناطق به مراتب زیادتر است.
توزیع طبقاتى فقر
با استناد به گزارش سال 1998 سازمان بیمه ملى اسرائیل به نظر مى‌رسد توزیع طبقاتى فقر به شرح زیر بوده است:
میانگین دستمزد ثروتمندترین قشر 10 درصدى جمعیت(دهک بالا)، حدود 12 برابر بیشتر از میانگین دستمزدها در کم درآمدترین قشر 10 درصدى جمعیت(دهک پایین) بوده است.
7 /24 درصد از کل خانواده‌هاى تک سرپرست به ویژه خانواده‌‌هایى که سرپرست آنها را زنان تشکیل مى‌دهند در زیر خط فقر قرار داشته‌اند. 440 هزار کودک زیر خط فقر یا در آستانه فقر زندگى مى‌کنند.
7‌/‌18 درصد از خانوارهایى که سرپرست آنها را کهنسالان تشکیل مى‌دهند، در زیر خط فقر زندگى مى‌کرده‌اند.
35 درصد از خانواده‌هاى پرجمعیت یعنى خانواده‌هاى داراى 4 فرزند و بیشتر (عموما این خانواده‌ها را یهودیان حریدى و عرب‌هاى اسرائیلى تشکیل مى‌دهند) در زیر خط فقر قرار دارند. امروزه زندگى فقیرانه و طفیلى‌وار، یک فرهنگ پذیرفته شده و رایج در بین یهودیان ارتدوکس افراطى است.
گروه دیگرى از فقرا که فقر آنان را عوامل درون‌زا تشکیل مى‌دهد، طبقات کارگرى یهودیان شرقى‌تبار و ساکن در شهرهاى در حال توسعه‌اند.
سیاست‌هاى تبعیض‌آمیز دولت‌هاى صهیونیستى طى دهه‌هاى گذشته بر ضد یهودیان شرقى‌تبار در بسیارى از زمینه‌ها مانع از آن شد که آنان بتوانند همپاى یهودیان اشکنازى و غربى‌تبار، تحرک اجتماعى صعودى داشته باشند و از لحاظ اقتصادى نیز جایگاه خوبى را در جامعه اسرائیل به دست آورند. امروزه اسرائیل گرچه یک جامعه صنعتى و پیشرفته تلقى مى‌شود، اما پدیده فقر در تار و پود حیات اجتماعى این رژیم تنیده شده و در سال‌هاى اخیر روندى روز افزون را نشان مى‌دهد. بحران اقتصادى در اسرائیل در دو بعد افزایش میزان تورم و بالا رفتن نرخ بیکارى بیش از سایر بخش‌ها نمود یافته است. یک مرکز آمار اسرائیلى به نام مرکز دموکراتیک، پژوهشى در خصوص میزان فقر و نابرابرى اقتصادى در جامعه اسرائیل انجام داده و اعلام داشته که ظرف 25 سال اخیر، درصد فقر در اسرائیل، حدود 25 درصد افزایش داشته است و در ازاى هر یک نفر یهودی، سه شهروند عرب فقیر وجود دارد که 60 درصد از شهروندان اسرائیل را تشکیل مى‌دهند.
وضعیت فقر در اسرائیل به ظاهر پیشرفته و صنعتی، بخش‌هاى مهمى از جمعیت را در چنگال خود گرفتار کرده است. گروههاى اجتماعى قابل توجهى گرفتار محرومیت مطلق و فقر مطلق مى‌باشند، زیرا امکان تهیه ضروریات اساسى زندگى برایشان به شدت دشوار شده است. برخى از آمارها و داده‌هاى مراکز پژوهشى از افزایش نرخ رشد فقر در مقایسه با نرخ رشد جمعیت را نشان مى‌دهند.
علاوه بر موارد ذکر شده، انتفاضه و قیام ملت فلسطین نیز به شدت به صنعت توریسم و گردشگرى این رژیم ضربه وارد ساخته است و درآمد ملى این رژیم را کاهش داده است.
صنعت توریسم یک سوم درآمد ملى اسرائیل را تشکیل مى‌داد. اما با انتفاضه الاقصى و مقاومت ملت فلسطین، این درآمد ملى کاهش یافته است. به عنوان مثال در سال 2000 میلادى قریب به 900 هزار جهانگرد از اسرائیل دیدار نمودند و 5/1 میلیارد بودجه به خزانه رژیم صهیونیستى واریز گردید، اما با شعله‌ور شدن انتفاضه و تداوم آن، طى شش ماه اول سال 2002، تنها 39 هزار نفر از اسرائیل دیدار کردند.
2 - بحران فرهنگى - اجتماعى
بحران هویت یهودی، خودکشی، استفاده بى‌رویه از مواد مخدر و الکل به ویژه در بین جوانان، پدیده مهاجرت معکوس، اختلافات نژادى و زبانى و فرهنگى بین یهودیان که از اقصى نقاط جهان در فلسطین اشغالى گرد هم آمده‌اند، وجود تبعیض طبقاتى و ا به مشکلات و بحران فزاینده فرهنگى - اجتماعى در اسرائیل دامن‌زده است.
اسرائیل، ناکام در کسب هویت یهودى
اروپا از چند دهه قبل براى آن که از شر فساد و اقدامات غیر اخلاقى یهودیان به ویژه در زمینه اقتصاد خلاص شود به این نتیجه رسید که این جماعت باید یک دولت براى خود داشته باشد و در سرزمینى خارج از اروپا گرد هم آیند. از این رو اعلامیه بالفور در سال 1917 میلادى با هدف رهایى اروپا از شر یهودیان و خارج کردن آنها از این منطقه جهان صادر و منتشر گردید و در نتیجه همراهى یهودیان و اروپایى‌ها، فلسطین به اشغال یهودیان صهیونیست درآمد. با انتشار این اعلامیه و با تلاش اروپا به ویژه انگلیس و آژانس‌هاى یهودى در سراسر جهان، گروههاى مختلف یهودى از بیش از 90 کشور جهان که به 80 قومیت وابسته بودند و به 70 زبان تکلم و سخن مى‌گفتند وارد فلسطین شدند. به عبارتى اجتماع یهودیان در دولتى صهیونیستى و در فلسطین مبتنى بر قواعد قومى و به دور از جنبه‌هاى دینى و همسو با خواست و نظر اروپا صورت گرفت. یهودیانى که امروز در فلسطین اشغالى گردهم آمده‌اند. از اختلافات شدید داخلى در جامعه خود رنج مى‌برند و این اختلافات در پایگاه‌های، اجتماعی، سیاسی، اقتصادى و فرهنگى یهودیان اتیویی، آلمان، هند، روس، اروپاى شرقى مشهود است. علاوه بر آن اختلافات زیادى نیز بین یهودیان و اسرائیلى‌ها وجود دارد. زیرا هر یهودى اسرائیلى است، اما هر اسرائیلى یهودى نیست. «یوجین بیتار» دانشمند سویسی، یهودیان معاصر را از یک نژاد و عنصر واحد نمى‌داند. برخى نیز معتقدند یهودیان اصلا نمى‌توانند یک قوم باشند، زیرا هرگز در سرزمینى مشخص اقامت نداشته، به یک زبان تکلم نمى‌کنند و هم نژاد نیستند. ناکامى جامعه اسرائیل در کسب هویت واحد و یهودی، در حوزه سیاسى نیز تاثیر داشته است. شارون در فروردین ماه سال جارى با اظهاراتى به وجود بحران هویت براى اسرائیل اذعان کرده است. آریل شارون نخست وزیر اسرائیل در فروردین ماه امسال تاکید کرد که ضرورتا اسرائیل باید دولتى یهودى باشد. شوراى امنیت ملى اسرائیل نیز به طور همزمان طرحى پیشنهاد کرده است که به موجب آن، کسب تابعیت اسرائیلى براى غیر یهودیان محدود خواهد شد. اظهارات نخست وزیر اسرائیل و طرح شوراى امنیت ملى این رژیم نشان از بروز «بحران هویت» براى اسرائیل در سطح داخل و جامعه بین‌الملل دارد: نخست؛ اینکه اسرائیل مى‌کوشد تا براى جلب حمایت همه یهودیان جهان، به این رژیم ماهیتى یهودى بخشد.
دوم؛ گروههاى یهودى ضد صهیونیسم عمدتا در کشورهاى غربی، با توجه به باورهاى خود تشکیل دولتى یهودى در هر کجاى جهان را رد کرده و اسرائیل را پدیده‌اى نامشروع مى‌دانند. بر این اساس، برخلاف تبلیغات صهیونیسم آنها یهودیان را از سفر به سرزمین‌هاى اشغالى پرهیز مى‌دهند که این امر تا حدودى بر روند مهاجرت معکوس در اسرائیل تاثیر گذاشته است. سوم؛ براساس آمارهاى جدید، میانگین رشد جمعیتى عرب‌هاى داخل سرزمین‌هاى اشغالى 1948 رو به افزایش است تا جایى که پیش‌بینى مى‌شود تا سال 2020 میلادى نسبت 20 درصدى جمعیت عرب‌ها به 40 درصد افزایش یابد و در مقابل نسبت 80 درصدى کنونى یهودیان در همین سال به 60 درصد کاهش یابد؛ امرى که موجبات نگرانى رهبران صهیونیسم را فراهم مى‌کند. چهارم؛ با توجه به این آمارها و تشکیل 40 درصد از جمعیت اسرائیل توسط اعراب، بدون شک هویت یهودى این رژیم را که سعى در تظاهر به آن دارد، زیر سئوال خواهد برد. از این رو، اعمال محدودیت‌هاى جدید در خصوص کسب تابعیت اسرائیلى اقدامى است که ناظران و تحلیل‌گران آن را تلاش اسرائیل براى مقابله با «بحران هویت» به ویژه در بین یهودیان جهان و چالش‌هاى آتى این رژیم در حوزه‌هاى امنیتى و جغرافیایى ارزیابى مى‌کنند.
بحران هویت در جامعه یهودى اسرائیل به مشکلات و بروز ناهنجاریهاى اجتماعى نیز در اسرائیل کمک کرده است و امروز این جامعه از انواع بیمارى‌هاى اجتماعى چون خودکشی، سرخوردگی، استفاده بى‌رویه از مواد مخدر، روسپى‌گرى و فساد، بردگى مدرن (تجارت انسان) وخودکشى رنج مى‌برد. به گزارش سازمان صهیونیستى تشخیص قربانیان حوادث اجتماعى (زاکا) بیش از 92 صهیونیست از ابتداى سال جارى میلادى (2006) تاکنون به خودکشى اقدام کرده‌اند. در این گزارش فقر، بیکاری، استفاده فزاینده از مواد مخدر و الکل از دلایل ارتکاب خودکشى در اسرائیل عنوان شده است. بیشترین ناهنجاریهاى اجتماعى در میان قشر جوان یهودیانى است که به تازگى به سرزمین‌هاى اشغالى فلسطین توسط سازمان‌هاى صهیونیستى انتقال یافته‌اند.
رژیم صهیونیستى و سازمان‌هاى تابعه آن از جمله «آژانس ملى یهود» و «آژانس مهاجرت»، با وعده رفاه اجتماعى بیشتر به جذب یهودیان در سراسر دنیا اقدام مى‌کنند، اما با ورود آنان به سرزمین‌هاى اشغالی، یهودیان مهاجر با مشاهده واقعیت‌ها و بحران‌هاى اجتماعی، فرهنگى و اقتصادى در این جامعه، تصمیم به خروج از اسرائیل مى‌گیرند و بعضا نیز با مخالفت و ممانعت روبرو مى‌شوند. در این شرایط براى تامین معاش خود نیز دست به ارتکاب جرم مى‌زنند و با انواع بحران‌هاى روحی، عاطفی، سرخودگى و بحران هویت روبرو مى‌شوند. بروز ناهنجارى‌هاى اجتماعى با سرعت فزاینده‌اى در درون جامعه اسرائیل سست بنیان، آن را با معضل بزرگ مواجه کرده است. این رژیم هنوز از بحران مشروعیت و مقبولیت در دنیا به ویژه در منطقه خاورمیانه روبرو است و وجود معضلات و مشکلات اقتصادى و اجتماعى در جامعه اسرائیل نیز، رژیم صهیونیستى را با سردرگمى بیشتر و بحران مدیریت روبرو ساخت. رهبران اسرائیل اکنون در برابر معضلات با نوعى سردرگمى همراه با ناتوانى در کنترل آن مواجه‌اند.
تجارت روسپى در اسرائیل
بنا بر گزارش‌هاى منتشر شده، اسرائیل جزو بزرگترین نقاطى است که تجارت روسپى در آن رونق فراوانى دارد. عمده روسپى‌هاى که در عشرتکده‌هاى اسرائیل مشغول فعالیت هستند، عمدتا از کشورهاى مشترک المنافع اتحاد جماهیر شوروى سابق یعنى ازبکستان، اوکراین، روسیه، مولد اوی، قزاقستان قاچاق شده‌اند. در بین زنان روسپی، سن‌هاى 14 و 15 سال نیز مشاهده مى‌شود. فضاحت این وضعیت به حدى رسیده که کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا اعتراف کرد: اسرائیل در لیست سیاه آمریکا از جاى بد به جاى بدتر سقوط کرده است. «مناخیم آمیر» کارشناس جرم شناس اسرائیلى هم تل آویو را از نظر میزان تجارت زنان روسپى در جهان، در مکان سوم قرار داد.
بردگى مدرن (تجارت انسان در دوره معاصر)
بردگى مدرن داستان تجارت انسان در دوره معاصر است. قاچاق انسان به ویژه زنان و کودکان در دنیاى امروز یکى از پر درآمدترین جرایم سازمان یافته پس از مواد مخدر است. زنان و کودکانى که در اثر فقر، گرسنگى و وجود برخى از بحران‌هاى اجتماعى در کشورهاى متبوع آنان، در دام باندهاى قاچاق انسان و روسپى‌گرى گرفتار شدند و در کشورها و رژیم‌هایى مانند اسرائیل مهاجرپذیر و تحت شرایط غیر انسانى و خشونت بار مجبور به ادامه زندگى ذلت‌بار هستند.
امروز 60 تن از مجرمین بزرگ اسرائیل داراى باندهاى بین‌المللى هستند. این مجرمین روابط حسنه‌اى با باندهاى مواد مخدر در کلمبیا، هلند، ونزوئلا، آمریکا و ا دارند.
اگرچه در باره میزان روسپى‌گرى و قاچاق زنان و کودکان به اسرائیل هیچ‌گونه آمار و ارقام رسمى وجود ندارد، اما اسرائیلیان معتقدند این پدیده، روز به روز در سال‌هاى اخیر رایج‌تر و متداول‌تر شده است. به گزارش روزنامه نیویورک تایمز زنانى که از اروپاى شرقى به اسرائیل قاچاق مى‌شوند مانند برده‌هاى دوران باستان به صورت برهنه در ازاى 5000 الى 10000 دلار به دلالان تل‌آویو فروخته مى‌شوند. در کنار این ناهنجاریها و بحران‌ها باید به فساد دستگاه حکومتی، همکارى پلیس اسرائیل با باندهاى قاچاق انسان، پولشویى و دموکراسى مبتنى بر فساد در ساختار نهادهاى حکومتى رژیم صهیونیستی، بحران جمعیتى و کاهش جمعیت اسرائیل و یهودى در مقایسه با رشد جمعیت فلسطینیان و اعراب 48، غارت اموال یهودیان توسط همکیشان و ا اشاره کرد.
نتیجه
جامعه مهاجرپذیر اسرائیل به شدت از بیمارى‌ها و بحران‌هاى متعدد اجتماعی، فرهنگى و اقتصادى رنج مى‌برد. اما دولتمردان اسرائیلى سعى دارند تا بر وجود این بحران‌ها سرپوش بگذارند و جامعه اسرائیل را متمدن، پیشرفته و صنعتى به دنیا معرفى کنند. هرچند اسرائیل در رتبه‌بندیهاى اقتصادى - اجتماعى جهانی، جزء رژیم پیشرفته و صنعتى در بین کشورهاى جهان به حساب مى‌آید، اما ناعدالتى اجتماعی، اقتصادی، تبعیض طبقاتی، شکاف و اختلاف سطح درآمد بین یهودیان غربى‌تبار (اشکنازی) و یهودیان شرقى‌تبار (سفاردی) و همچنین بین یهودیان و اعراب جدى و گسترده است.
جامعه اسرائیل به علت ضعف‌هاى اساسى آن در ایجاد یک ملت واحد که روح زندگى و همکارى مشترک داشته باشد و نیز به دلیل وجود بحران هویت یهودی، به شدت براى بروز انواع بیمارى‌ها و مشکلات اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى از جمله خودکشی، تبعیض طبقاتی، روسپى‌گری، سرخوردگى و سایر ناهنجاریهاى اجتماعى و فرهنگى مستعد است. برخى از منابع بعضا از غارت اموال یهودیان توسط هم‌کیشان خودشان نیز خبر مى‌دهند. اسرائیل به دلیل وجود چنین فضا و شرایطى در جامعه صهیونیستى به مکان امنى براى مافیا و باندهاى بین‌المللى فساد، قاچاق مواد مخدر، روسپى‌گرى و تجارت انسان و قاچاق زنان و کودکان در دنیا تبدیل شده است. سرانجام اینکه اسرائیل در کناره بحران سیاسى (بحران مشروعیت و مقبولیت در سطح جهان و در داخل سرزمین اشغالی)، با بحران‌هاى جدى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى نیز روبرو است و تا به امروز راه حل کارآمد و گام جدى براى رهایى از این وضعیت برنداشته است. به نظر مى‌رسد حکومتهاى صهیونیستى برنامه مشخص و مدونى براى حل این معضلات ندارند یا به دلیل چند پارگى جامعه یهودى و شکاف مشهود بین یهودیان اقصى نقاط جهان که در فلسطین اشغالى گردهم آمده‌اند،حکومتهاى صهیونیستى در حل این بحران‌ها ناتوان و سر درگم هستند.