تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۸۲۳۱۷
محمدکاظم انبارلویی

گروه سیاسی: تشنج آفرینى در سخنرانى حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى در قم با هیچ معیار منطقى و عقلانى نمى‌خواند.
هاشمى رفسنجانى از چهره‌هاى منور انقلاب و از یادگاران بزرگ روز به یادماندنى و تاریخى 15 خرداد است. هاشمى رفسنجانى فرزند حوزه است که طعم تلخ سختى‌ها و شکنجه‌هاى طاغوت را چشیده و پس از انقلاب در بحرانى‌ترین اوضاع کشور سکان‌دار بخشى از مسئولیتهاى کلیدى نظام بوده است.
مراسمى که به مناسبت بزرگداشت قیام تاریخى 15 خرداد در حرم حضرت معصومه (س) برگزار شد شایسته بود سخنرانى براى این مجلس انقلابى دعوت شود که خود از نزدیک وقایع 15 خرداد را لمس کرده باشد و چه کسى شایسته‌تر از آقاى هاشمى رفسنجانى براى این مراسم بود؟
کسانى که به بهانه طرح سئوال یا اشکال در وسط سخنرانى دست به تشنج‌آفرینى زدند یا جاهل بودند یا غافل و یا خداى ناکرده با چند دست فریب دشمنان انقلاب و اسلام را خورده بودند.
در شرایطى که دشمنان اسلام با دسیسه و نیرنگ وحدت جامعه ما را هدف قرار داد‌ه‌اند و با راه‌اندازى و فعال‌کردن اختلافات قومی- مذهبى خوابها دیده‌اند، چطور عده‌اى به خود اجازه مى‌دهند در مراسمى که باید نماد وحدت و هماهنگى و انسجام ملت باشد و از آن بالاتر پیوند وثیق ملت و روحانیت را نشان دهد، بى‌مهابا همه اصول پذیرفته‌شده اخلاقى را زیر پا بگذارند و هیچ ادب و آداب جمعى را مراعات نکنند.
بر فرض که معترضین انتقادى به سخنرانى داشته باشند، آیا طرح انتقاد باید در یک چنین محفل و یک چنین جاى مقدسى و از آن مهمتر در چنین مراسمى باشد؟
پخش اطلاعیه‌اى موهن به هنگام برگزارى راهپیمایى که احتمالا کار همین معترضین است حامل چه پیامى جز مشکوک‌بودن این حرکت و عدم همخوانى با موازین اسلامی، اخلاقى و انقلابى است.در شرایطى که غرب و به ویژه آمریکا دندان طمع تیز کرده و به بهانه پرونده هسته‌اى ایران هر روز شاخ و شانه نشان مى‌دهد باید از ایران یک صداى واحد شنیده شود و از ملت ایران یک مشت واحد دیده شود، چطور عده‌اى به خود اجازه مى‌دهند در قم، شهر خون و قیام و خاستگاه اصلى انقلاب دست به چنین عمل زشتى بزنند و فریاد اختلاف و تفرقه سر دهند.
خوشبختانه مردم قم هوشیار هستند و با شعار “مرگ بر منافق”، “هاشمى هاشمى خدا نگهدار تو” و “خامنه‌اى زنده باد هاشمى پاینده باد” پاسخ تشنج‌آفرینان را دادند.
اما در مورد این حادثه نباید ساده‌اندیشى کرد. باید ریشه آن را تا تبیین همه گزینه‌هاى “غفلت”، “جهل”، “فریب” و حتى “خیانت” پیگیرى کرد.