تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۸۲۴۹۵

بخش سیاسی داخلی
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌اى در سالروز میلاد با سعادت امام على علیه‌السلام و در دیدار با اقشار مردم نکاتى را متذکر شدند که تامل روى آنها ریشه بسیارى از بحرانهاى امروز خاورمیانه و جهان اسلام را مورد واکاوى دقیق قرار مى‌دهد:
«در چنین شرایطى دو پدیده تلخ در امت اسلامى بروز کرده است که هر کدام از آنها درخور تامل و عبرت‌آموزى است و مسلمانان باید به سبب این دو پدیده به درگاه خداوند توبه کنند. فجایع کنونى در لبنان و فلسطین و کشتار مردم بى‌گناه و کودکان به دست رژیم صهیونیستى یکى از این دو پدیده تلخ است... دومین پدیده تلخ در شرایط کنونی، تفرقه دولتهاى اسلامى به ویژه نظاره‌گرى برخى دولتهاى عربى است که اینگونه رفتار، بسیار اشتباه و خسارت‌بار است...»
بدون شک بحران کنونى خاورمیانه را باید فضاى ناشى از جمع میان این دو پدیده تلخ تعریف، تجزیه و تحلیل کرد. مسلما میان آنچه امروز در لبنان و فلسطین رخ مى‌دهد و سکوتى که برخى سران کشورهاى عربى در پیش گرفته‌اند رابطه‌اى مستقیم و کامل وجود دارد. پس از سال 1948 میلادى و اشغال اراضى فلسطین برخى از کشورهاى منطقه بدون نگرش دقیق نسبت به آنچه در خاورمیانه مى‌گذرد با سکوت و بعضا حمایت خود راه را براى مانور صهیونیسم گشودند. این در حالى بود که استراتژیست‌هاى صهیونیست با حمایت آشکار کاخ سفید در حال برنامه‌ریزى مدون و زمانبندى شده با هدف تحقق خاورمیانه غیر اسلامى و ایستا در جهان بودند.
پس از جنگ سال 1967 که در آن خروج از محور اسلام‌گرایى و اتکا بر محور پان عربیستى و قهرمان‌پروری، جمال‌ عبدالناصر و انورسادات را به همراه ابهت پوشالى اعراب در شنهاى صحراى سینا مدفون ساخت، رفتار کشورهاى عربى در مسیر «بقاى صرف» متمرکز گردید. بر این اساس بقا در خاورمیانه براى اعراب به اندازه‌اى مهم بود که در این راستا حاضر بودند اوامر بلوک شرق و غرب را به صورت کامل جامه عمل بپوشانند. «حسنى مبارک»، «صدام‌حسین»، «ملک حسین» و دیگر سران کشورهاى عربى دیگر به اندازه‌اى ساکن و بى‌تحرک شدند که کاخ سفید و تل‌آویو آنها را جزئى از خود مى‌دانستند. در جریان جنگ تحمیلى عراق علیه ایران مقامات این کشورها همانند ماشینهایى بدون اراده‌ در کنترل ریگان و بوش پدر و حامیان اروپایى صدام قرار داشتند.
صفحات تاریخ ورق خوردند و در سال 2003 صدام حسین مهمترین عامل و مهره بازى کاخ سفید و اسرائیل توسط خود آنها و با خفت تمام از مسند قدرت سقوط کرد. اما سران کشورهاى عربى از این مسئله عبرت نگرفتند...
اکنون بحران منطقه را فرا گرفته است و حزب‌الله با اتکا بر قدرت لایزال الهى در حال مقاومت در برابر صهیونیستهاست. در این میان برخى سران کشورهاى عربى هنوز در پیله تاریکى به سر مى‌برند که از سال 1967 به دور خود تنیده‌اند.
مقام معظم رهبرى در بیانات اخیرشان به صورتى شفاف این دولتها را مورد خطاب قرار داده‌اند:‌ «برخى دولتهاى اسلامى که به دلیل ملاحظه آمریکا و قدرتهاى استکبارى سکوت کرده‌‌اند، بدانند که آمریکا هیچ‌گاه ملاحظه آنها را نخواهد کرد.»
مسلما افرادى مانند ملک عبدالله یا حسنى مبارک که با خنده‌هاى تصنعى بوش پسر مورد تشویق قرار مى‌گیرند در آینده نسبت به رفتار غلط خود آگاه خواهند شد.
اتحاد در میان ملتها و دولتهاى اسلامى با محوریت «اسلام» تنها عاملى است که مى‌تواند از تکرار چنین پدیده‌هاى تلخى پیشگیرى کند. اتحادى که موجب ظهور قدرت اسلام در خاورمیانه خواهد شد. قدرتى که حزب‌الله امروزه تنها گوشه‌هایى از آن را در مقابل چهره‌هاى بهت‌زده بوش و اولمرت نمایان ساخته است...