تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۵۴۱

محمد ایمانی
این روزها در خاورمیانه چه خبر است؟ آیا آن گونه که خانم رایس وزیر خارجه آمریکا هنگام تماشا و تایید نسل کشی صهیونیست ها در لبنان و فلسطین ادعا کرد، اتفاقات جدید، درد زایمان تولد خاورمیانه جدید و «مدرن» است؟ یا آن گونه که توماس فریدمن در نیویورک تایمز ادعا می کند اتفاقات جدید نشان می دهد مردمان خاورمیانه جنون زدگانی هستند که خاورمیانه را تا ابد در آستانه مدرنیته نگه می دارند؟ آیا مسئله امروز خاورمیانه، مدرنیته و پست مدرن یا ماقبل مدرنیسم است که حالا بگویند درد زایمان گذار از مقطعی به مقطع دیگر او را دربر گرفته و ما آمریکایی ها فقط باید مامایی این زایمان را بکنیم یا جماعت دیگری از همان قوم با تمسخری مشابه بگویند که خاورمیانه با این رفتار واطوارش همواره در آستانه مدرنیته می ماند و وارد آن نمی‌شود؟!
سه روز پیش -یک روز پیش از فاجعه قانا- روزنامه نیویورک تایمز در سرمقاله ای به قلم فریدمن این گونه نوشت: «هر تلاشی برای مدرن کردن خاورمیانه، وقت تلف کردن است و این منطقه تا ابد در آستانه مدرنیته می ماند. رایس باید در سفرهای طولانی هوایی اخیر بسیار خسته بوده باشد وگرنه نمی گفت واقعیات امروز عراق و لبنان، درد زایمان خاورمیانه جدید است. آنچه می بینیم در واقع درد تولد مجدد خاورمیانه قدیم است با این تفاوت که امروز این منطقه سرشار از نفت و تسلیحات مخرب است... شما حزب الله را می بینید که می جنگد و موقعیت سیاسی خود را تقویت می کند تا فشار را از ایران بردارد... و رئیس جمهور و وزیر خارجه ما به خاطر زیر سؤال رفتن در عراق از هیچ صلاحیت و اقتدار اخلاقی برای ورود در بحران برخوردار نیستند. جرج بوش از هر رئیس جمهوری که در طول زندگی من روی کار آمده، در دنیا منفورتر است... هیچ خاورمیانه جدیدی در کار نیست».
شاید 24 ساعت از چاپ این سرمقاله مدرنیستی و شبه روشنفکرانه نگذشته بود که دولت نامشروع زاییده مدرنیته غرب (اسرائیل) با حمایت رسمی آمریکا، انگلیس، فرانسه -و آلمان- شب هنگام ساختمانی را که گروهی زن و کودک بی پناه در «روستا»ی قانا در آن پناه گرفته بودند، بر سرشان خراب کرد و جان 60 نفر بی گناه را یکجا گرفت تا خاورمیانه به مرز عصیان -به قول فریدمن جنون- رسیده، بفهمد مدرنیته کادو (بلکه تحمیل) شده تحت عنوان «خاورمیانه جدید» چقدر انسانی و مطبوع است!
خاورمیانه بزرگ این روزها و سال ها در یک محیط بحرانی چند ضلعی که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین اضلاع اصلی آن را تشکیل می دادند، مدرنیته و حقوق بشر و دموکراسی را بی واسطه و بی پرده دید و آزمود. آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان در همین 20 روز بحرانی به قدر کافی، آموزش حقوق بشر و مدرنیته به نسل نورس و کنجکاو خاورمیانه دادند که تا 7 پشت از یاد کسی نخواهد رفت. شاید اینها درد زایمان است اما نه از آن نوع که وزیر خارجه و رئیس جمهور آمریکا و تیم نومحافظه کار -صهیونیست های مسیحی- حاکم بر کاخ سفید تصورش را داشتند. به قول میشل عون، خانم رایس مادر نشده تا بفهمد درد زایمان کدام است و درد جان دادن کودک در آغوش مادر کدام.
آیا حزب الله در گروگان گرفتن دو سرباز صهیونیست که ظاهرا کلید آغاز حوادث 20 روز اخیر بود دچار اشتباه استراتژیک شد؟ ژنرال وسلی کلارک از صاحب نظران امنیتی و فرمانده آمریکایی نیروهای ناتو در زمان حمله به یوگسلاوی در سال 1998 -که به قصد توسعه منطقه نفوذ آمریکا در شرق اروپا و تضعیف روسیه صورت گرفت- به تازگی طی گزارشی که در سایت «URUKNETINFO» منتشر شده، فاش کرد وزارت جنگ آمریکا سال 2001 طرح حمله به 7 کشور را آماده کرده بود. به نوشته وی «براساس این طرح، حملات از عراق شروع و به سوریه، لبنان، ایران، لیبی، سودان و سومالی گسترش می یافت. لبنان همزمان با عراق، هدف زودرس حمله قرار داشت. این طرح توسط موسسه برنامه قرن جدید آمریکا (PNAC) که توسط جمعی از نومحافظه کاران اداره می شود، تهیه شد».
پس از آن که آمریکا در عراق زمینگیر شد و در ایران برخلاف پیش بینی های غرب، دولتی اصولگرا روی کار آمد که با روی کار آمدن دولت های اصولگرا در عراق و فلسطین تقویت می شد- و حزب الله هم در عرصه سیاسی خیز مشابهی را در انتخابات محلی و پارلمانی لبنان برداشته بود- اغلب تحلیل گران و استراتژیست های مهم جهانی به حماقت بوش و نتیجه کاملا معکوس برنامه های نومحافظه کاران تحت عنوان طرح خاورمیانه بزرگ طعنه زدند ضمن اینکه اعتبار و اقتدار آمریکا هر دو یکجا زیر سؤال رفت. آخرین پروژه ای که برای پایان دادن به این وضعیت فاجعه آمیز پروژه ای شد، طرح هجوم و اشغال لبنان و پس از آن هجوم به سوریه -همزمان با سرکوب دولت حماس- بود که اگر این برنامه ها گام به گام پیش می رفت، می شد سراغ دولت عراق هم رفت و سپس قدرت بزرگ خاورمیانه (ایران) را ایزوله و زمینگیر کرد و قدرت مانور آن را بازستاند. آمریکا طرح جدید را این بار نه صرفا برای خود بلکه با نقش آفرینی ماشین جنگی قوی اسرائیل تعریف کرده بود. مناطق مورد تهاجم هم ظاهرا ضعیف ترین بودند؛ دولت حماس در غزه و دولت لبنان. گویی همه چیز از نو شروع شده بود و آمریکا امید بسیاری داشت تا بدین ترتیب خود را نجات دهد و حیثیت و سلطه از دست رفته را بازیابد اما...
حزب الله پیشدستی کرد؛ عملیات غافلگیری بزرگ در کشوری کوچک. حزب الله دوباره -پس از ماجرای اخراج اسرائیل از جنوب- معجزه کرده بود. لبنان کوچک با حزب الله چابک و تیزبین در همان مرز فلسطین اشغالی، طرحی بزرگ را به هم ریخت. لشکرهای مجهز اسرائیل در سال 1982 ظرف چند روز به بیروت دست یافته بودند و این بار تصور می شد لبنان -با مساحت 10453 کیلومترمربعی به عنوان کوچک ترین کشور آسیای جنوب غربی پس از بحرین که حداکثر طول و عرض آن 210 و 80 کیلومتر است- به همان سادگی سقوط کند و خانم رایس فاتحانه در کنار خانم «زیپی لیونی» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی پیروزی خود را در بیروت جشن بگیرند اما با گذشت 20 روز، اوضاع چنان شد که دولت لبنان، خانم رایس را حتی برای مذاکره راه نداد. وزیر خارجه تنها ابرقدرت دنیا، پشت درهای بسته یکی از کوچک ترین کشورهای در معرض جنگ و تهدید ماند.
حزب الله به وسط هدف زد. شلیک دقیق و حساب شده حزب الله در اتاق استراتژی آمریکا- اسرائیل اصابت کرد و آن را به هوا فرستاد. اگر در طرح جدید، اختلاف داخلی لبنان از یک سو و نزاع و فاصله شیعه و سنی در خاورمیانه از سوی دیگر -برای فتح سنگر به سنگر منطقه- پیش بینی شده بود، این طرح اکنون با پیشدستی حزب الله تماما برعکس عمل شده است.  امروز فؤاد سنیوره نخست وزیر سنی و امیل لحود رئیس جمهور مسیحی لبنان همان قدر ستایش آمیز از حزب الله یاد می کنند که اخوان المسلمین در مصر و برژینسکی در آمریکا و فرانس پرس در فرانسه. درحالی که اخوان المسلمین با تکریم حزب الله، برخی هم پیمانان سازشکار آمریکا در منطقه را «بزدل، تسلیم طلب، خائنان ساکت و تن داده به خفت و خواری» می خواند، فرانس پرس اعلام می کند «حزب الله به جریان انسجام بخش لبنان تبدیل شده» و فایننشال تایمز اضافه می کند «حزب الله در لبنان و خاورمیانه -برخلاف میل آمریکا- هر روز محبوب تر می شود». راستی چه کسی باور می کرد ابتکار عمل و قدرت نمایی حزب الله، حتی استراتژیستی چون برژینسکی را چنان مقهور کند که به ستایش از این جریان بپردازد و با سرزنش برخی سران سست اراده و بی عرضه کشورهای عربی بگوید «اگر آنها هم مانند حزب الله عمل می کردند، احترام بیشتری کسب می کردند... تحرکات رایس درباره شعار خاورمیانه جدید، مضحک و کوته بینانه است. حزب الله دو نظامی اسیرشده را که اسرائیل به خاطر آنها جنگ را آغاز کرد، آزاد نخواهد کرد».
حالا این امیل لحود رئیس جمهور مسیحی لبنان است که فارغ از مرزبندی های مذهبی در ستایش از حزب الله به آمریکا دهن کجی می کند و می گوید «دیدیم که اسرائیل بسیار مجهز در رویارویی با نیروهای مقاومت شکست سختی خورده و حتی نتوانسته دو کیلومتر از خاک لبنان را اشغال کند. آنها حتی نتوانسته اند یک روستا را تصرف کنند درحالی که تلفات گسترده ای داده اند بنابراین مجبورند به سیاست زمین سوخته روی آورند... حالا معلوم شد اسرائیل در ترور رفیق حریری برای دامن زدن به جنگ داخلی نقش داشت... بی شک مقاومت لبنان پیروز جنگ میدان است و می تواند آمریکا و اسرائیل را مجبور کند به حرف هایش گوش دهند.»
اسرائیل قافیه را باخته است. این را شبکه بی بی سی که طی 20 روز اخیر صرفا در خدمت ماشین جنگی و سیاسی اسرائیل تحلیل پراکنی کرده، شهادت می دهد آنجا که در پایان 20 روز پرتلاطم اعلام می کند حمله جنگنده های ارتش اسرائیل به قانا و کشته شدن گروهی غیرنظامی، پاشنه آشیل اسرائیل است و موقعیت دولت اولمرت را برای ادامه جنگ متزلزل کرده است. آمریکا هم قافیه را باخته است، نشان به آن نشان که روزنامه های زنجیره ای که عنوان پایگاه مطبوعاتی دشمن برای آنها زیبنده تر است و تا همین اواخر صراحتا در سرمقاله ها و گزارش های خود روزشماری می کردند تا ارتش آزادیبخش آمریکا از عراق وارد ایران شود، مجبور شده اند تیترهای حزب اللهی بزنند و پس از 72 ساعت که از انتشار خبر عقب نشینی اسرائیل گذشته، تیتر اول خود را به این پیروزی های حزب الله اختصاص دهند و حزب الله را بستایند تا از افکار عمومی خیلی عقب نمانده و زیر علامت سؤال و اتهام بیشتر قرار نگیرند!
آری خاورمیانه روزهای پررنج و محنتی را پشت سر می گذارد اما نه برای رسیدن به دروازه های گدایی آمریکا و اروپا. آن جنین مشئوم در همان ماجرای عراق سقط شد. خاورمیانه جدید در راه است با همه درد و رنج هایش. اما اگر قرار است درد و رنجی در میان باشد، این بار فقط مردم مظلوم خاورمیانه نیستند که باید تحمل کنند. از این پس آمریکا، اروپا و اسرائیل هم باید هزینه بدهند و زجر بکشند؛ چه بسا رنج بارتر از رنج های مردم خاورمیانه.