تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۵۴۴

کریم ارغنده‌پور
1- ایجاد تشنج در جریان سخنرانى هاشمى رفسنجانى در حرم حضرت معصومه(ع) با موارد مشابه آن متفاوت است و از همین رو شایان توجه و تدقیق بیشتر است. رویداد اخیر را مى توان نشانه اى بر آغاز یک سلسله مخالفت هاى «علنى» با وى دانست که با توجه به پیشینه و جایگاه آقاى هاشمى، چنین نشانه اى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌یابد.
2- اگر از ناظران عرصه سیاست ایران به ویژه آنانى که تصاویر و پاره اى شعارهاى برهم زنندگان مراسم مزبور را دیده اند، درباره هویت برهم زنندگان مراسم سئوال شود به احتمال قوى غالب پاسخ ها مشترک و به سوى واقعیت اشاره خواهد داشت. این مهم نیست که نام و مشخصات آنها چیست، همه مى دانند که عضویت در «گروه فشار» اسم مستعار و نمایانگر هویت خاص آنان است. اگر در سال هاى آغازین دهه هفتاد ابهاماتى درباره آنها در افکار عمومى وجود داشت امروز دیگر پس از فراز و نشیب هاى بیش از یک و نیم دهه، هویت و خاستگاه این گروه بر همگان آشکار شده است. به همین جهت اگر 15 سال پیش همکاران ما در روزنامه سلام براى انتشار خبرى درباره اقدامات این گروه ـ مثلاً هنگامى که به خاطر مواضع سلام در برابر روزنامه تجمع مى کردند و خط و نشانى مى کشیدند و یا شیشه اى مى شکستند ـ براى نحوه انتقال این پیام به خوانندگان خود که: معترضین ناراحت چه کسانى هستند؛ با مشکلات و محدودیت هاى زیادى مواجه بودند و همین موانع در عدم به کارگیرى پاره اى عناصر خبر و در نتیجه بهره گیرى از زبان اشاره، سوء تفاهم هایى را در میان پاره اى مخاطبان برمى انگیخت، حالا اوضاع به‌گونه‌اى است که دیگر حتى نیاز به اشاره هم نیست، همه چیز آشکار است و به اصطلاح پرده‌ها برافتاده است.
3- در روزهاى گذشته بسیارى از فعالان سیاسى با گرایش هاى مختلف این واقعه را محکوم کرده اند، سئوال این است که آیا این محکومیت ها بازدارنده خواهد بود؟ اغلب کسانى که در این باره موضع گیرى کرده اند تلاش داشته اند تا از زاویه و منطقى که گوشه چشمى بر خاستگاه گروه فشار داشته باشد نسبت به آن اعلام موضع کنند. اینکه: «این کار در جهت آمریکا و دشمن است»، «برخلاف ضرورت اتحاد و انسجام در شرایط خطیر فعلى است» و یا اینکه «آقاى هاشمى در انقلاب و نظام جایگاه و مرتبه اى والا دارد» و نظایر آن، همه و همه استدلال هایى هستند که به نظر مى رسد از خاصیت و بازدارندگى چندانى برخوردار نباشند گو آنکه اولاً نوع این استدلال ها سال ها است گفته شده و عدم تاثیر آن بر فاعل آشکار است و ثانیاً آنانى که چنین استدلال مى کنند اگرچه به ماهیت فاعلین اشاره مى کنند ولى به این موضوع کمتر توجه دارند که مشکل اصلى این نیست که آنان در تشخیص، دچار لغزش شده اند بلکه مسئله اینجاست که عاملان این فقره خشونت ها و یا خاستگاه آنان، اساساً در ریشه همین استدلال ها و نوع برداشت ها با گویندگان تفاوت نظر دارند.
4- اگر در آغاز، گروه فشار بر پاره اى جهت گیرى هاى سیاسى و فرهنگى حساسیت داشت، با گذشت زمان، رفته رفته به یک جریان سیاسى که رسالت خود را نه فقط در نفى، که بر حضور موثر در همه عرصه‌ها ـ و از جمله در قدرت ـ تعریف کرده، تبدیل شده است، این جریان بنا برماهیت خود قواعد مرسوم رقابت را برنمى تابد و در نتیجه با وجود ورود به عرصه هاى جدید، همچنان دستیابى به اهداف خود را از خلال همان روش هایى جست وجو مى کند که تاکنون از آنها ارتزاق کرده است. روش هایى که در این عرصه ها نیز آن را از راه هاى میانبر و فاقد نظارت هاى دست و پاگیر قانونى به سرمنزل مقصود برساند. سهل است که آنان از خشونت همچنان مثل گذشته بهره جویند چرا که اولاً نقطه برترى آنها نسبت به سایرین است و ثانیاً دلیلى بر تغییر این روش نیز_که اتفاقاً تاکنون کارآمدى اش را به اثبات رسانده- تاکنون نجسته اند. با این نگاه، ایجاد و یا افزایش حساسیت در این گروه نسبت به برخى افراد و نیز پاره اى تشکل ها در زمان هاى خاص آشکارتر مى‌شود. از این رو از زاویه گروه فشار مهم نیست که موضوع سخنرانى فرد مورد هدف آنان به قیام 15 خرداد برمى‌گردد و محل آن نیز در یک حرم محترم است، آنچه اهمیت دارد این است که از فرصت پیش آمده براى مخالفت لازم آمده، باید بهره گرفت.
5- مشکل چیست؟ چرا گروه فشار با وجودى که همه در سخن ردش مى کنند کماکان وجود دارد و نقش آفرین است؟ رویداد اخیر ثابت کرد که ساده انگارانه بوده که وجود آنها به مشکلات دولت هاى توسعه گراى گذشته از نظر برخى محدود شود.
همچنین تجربه نشان داده که حساسیت هاى آنها محدود به پاره اى افراد و جریان هاى ثابت و مشخص هم نیست. مشکل حتى برخلاف پندار عده اى که تصور مى کنند به بحران هاى مدیریتى یا پاره اى شرایط موقعیتى بازمى گردد محدود نیست بلکه مشکل اصلى عدم حاکمیت قانون است. اگر عمل به قانون بر رفتار همه حاکم بود اصولاً امکان ایجاد گروه فشار وجود نداشت که آنگاه انتظار برخوردهاى قانونى با آنها مطرح شود. در این صورت جریان هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اجتماعى در سایه قانون با یکدیگر رقابت آشکار مى کردند و رقابت آنها نیز کمتر شائبه غیر آزاد و غیر عادلانه بودن را تداعى مى‌نمود.
6- به نظر مى رسد تجارب گذشته از حساسیت جامعه ـ و حتى نخبگان ـ نسبت به اهمیت چنین حوادثى به شدت کاسته است به گونه اى که کمتر کسى اثرى بر اعلام مذمومیت آن مى یابد و یا احتمالى بر مجازات خاطیان در صورت اثبات جرمشان. این برداشت چنانچه عمومیت داشته باشد تاسف آور است. سئوال مهمى که در برابر آن مطرح مى شود این است که خط قرمز آن واقعاً کجاست؟ آیا در اواخر دهه 60 وقتى عوامل همین جریان شعار حمایت از هاشمى سر مى دادند کسى باور مى کرد که روزى در برابر خود او صف آرایى کنند؟ تجارب انقلاب هاى بزرگ دنیا در برابر دیدگان ماست. از آفات مهم اغلب آنها تلاش عده اى براى مصادره شعارهاى انقلاب و سپس خارج کردن ناهمراهان از دایره شامل انقلابیون است. به عبارت دیگر روش تقسیم بر 2 کردن حامیان انقلاب آنقدر جلو مى رود که در نهایت انقلابیونى که انقلاب با وجود آنها شناخته مى شده از گردونه خارج و افراد دیگرى که در حاشیه بوده اند به متن کشیده شوند. فهم و انطباق این روش نباید چندان دشوار باشد و در واقع آنچه در 15 خرداد گذشته در جریان سخنرانى هاشمى رفسنجانى به وقوع پیوست از این زاویه است که اهمیتى دوچندان مى یابد. این اهمیت زمانى بیشتر است که تلاش ناآشکار و آشکار برخى در خارج کردن نسل اول انقلاب ـ و یا منصرف ساختن آنان از حضور ـ از گردونه هاى رقابت مجلس خبرگان را یادآور شویم.
7- پیش از این، دگراندیشان، برخى متفکرین و چهره‌هاى تاثیرگذار، جریان اصلاح‌طلب، برخى از وزراى دولت و نمایندگان مجلس و حتى پاره اى از یاران بنیانگذار فقید انقلاب تلخى خشونت هاى گروه فشار را چشیده اند. به نظر مى رسد حالا محافظه کاران سنتى در نوبت بعدى لیست گروه فشار قرار دارند کمااینکه نشانه هایى از آن را در واکنش به مصاحبه خواندنى ناطق نورى با روزنامه شرق علیه وى علنى ساختند و این درحالى بود که ناطق در آن مصاحبه تنها یک کلمه «فضایى» با دنیاى آنها اختلاف داشت! درمیان موضع گیرى هاى پاره اى محافظه کاران این نگرانى کاملاً هویداست و آنان دیر یا زود ناگزیر به پذیرش واقعیت خواهند بود. این جریان با قدمت داراى پایگاه اجتماعى غیرقابل انکارى است، و شخص هاشمى رفسنجانى باید از ابتدا در برابر این جریان مى‌ایستادند و بر اجراى قانون اصرار مى‌ورزیدند.