تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۸۲۵۵۰

حبیب‌الله عسگراولادی*
1- چهره امام خمینى(ره) نه تنها به عنوان درخشان ترین چهره تاریخ معاصر بلکه به عنوان درخشان ترین چهره تاریخ ایران و حتى تاریخ اسلام پس از ائمه طاهرین(ع) مطرح مى باشند به گونه اى که در دوران بعد از ائمه(ع) نظیرى براى معظم له نمى توان یافت. ما در میان رهبران جنبش هاى ملى و اسلامى نداریم شخصیتى که هم فقیه باشد و هم حکیم! هم فیلسوف باشد هم عارف، هم سیاستمدار باشد هم خطیب و در عین حال انقلابى. ما در میان رهبران انقلابى که در صد سال اخیر با استکبار جهانى درگیر بودند کسى را نداشتیم که علاوه بر مدیریت یک انقلاب در داخل سرزمین خود معادلات قدرت در جهان را هم برهم زده باشد.
امام خمینى(ره) از حدود 15 خرداد 42 که حرکت خود را علنى کرد به تدریج یک قدرت بزرگ را در ایران که مستظهر به پشتیبانى ابرقدرت ها بود شکست داد و کمتر از یک دهه بعد از پیروزى معادلات قدرت در جهان را دچار دگرگونى کرد. او با قدرت تمام یک جنگ 8 ساله را مدیریت کرد به گونه اى که تمامیت ارضى کشور را حفظ نمود و در عین حال همه متحدین علیه کشور را به جان هم انداخت و الان چهره امروز عراق و مناسبات آن با همسایگان عرب و دوستان آمریکایى و انگلیسى را مى بینیم که در اوج ذلت و گرفتارى هستند. نسل جوان امروز ما هوشیارتر از دو نسل گذشته هستند. آنها این عظمت را درک مى کنند.دوست و دشمن به بزرگى و عظمت و نقش امام خمینى(ره) در تاریخ کنونى و حتى تاریخ فردا اعتراف دارند. امام(ره) اساسى را بنیان گذاشتند که به جرات مى گویم ان شاءالله تا ظهور امام زمان(عج) پویایى، قدرت، زیبایى و اثرگذارى خود را حفظ خواهد کرد.
2- تجزیه شخصیت امام به دو وجه ملى و مذهبى نمى دانم بر اساس چه هدف گذارى و منظورى صورت مى گیرد. امام یک بنده صالح خدا بود. او از جنس همین مردم بود و در میان همین مردم زندگى مى کرد. او یک مسلمان ایرانى پاکباخته بود. فرقى که او با دیگران داشت این بود که از فرصت هاى زندگى خود براى بروز و ظهور عظمت اسلام و ایران و عزت مسلمان ایرانى خوب بهره برد.امام (ره) یک الگوى تمام عیار براى همه ایرانى ها و حتى مسلمانان و انسان هاى جهان است. او رابطه خود را با خدا تنظیم کرد و در نتیجه رابطه اش با همه بندگان خدا تنظیم شد. همان احساسى که یک مسلمان ایرانى نسبت به امام دارد و به او عشق مى ورزد یک عراقى، لبنانى، اندونزیایى، پاکستانى، هندى و... همین احساس را نسبت به امام دارد.
3- خط امام(ره) یعنى خط خداشناسى و عبودیت، یعنى خط اداى تکلیف، یعنى خط خودسازى و مبارزه با نفس، یعنى خط قیام براى خدا، یعنى خط دلسوزى و چاره اندیشى براى محرومین و گرسنگان و مستضعفان، یعنى خط اقامه حدود الهى و اجراى احکام اسلام در همه زمینه هاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى... اینها خطوطى است که در ذهن بنده است که بحمدالله بیش از نیم قرن در خدمت اسلام، مردم و انقلاب و امام بودم.اما به طور کلى کسى که معتقد به نظام اسلامى که امام بنیان نهاده، کسى که وفادار به قانون اساسى باشد، کسى که به مبانى امام در باب حکومت یعنى مبانى فلسفه سیاسى اسلام که در تئورى ولایت فقیه جمع شده معتقد باشد، او را خط امامى مى شناسیم. خط امام(ره) شفاف و روشن است.
برخى ممکن است خود را خط امامى معرفى کنند اما به قول مقام معظم رهبرى درک درستى از مبانى امام نداشته باشند و یا از روى عمد یا غفلت در جهت سرمایه دارى جهانى حرکت کنند و یا حرف غربى ها را تکرار کنند.مهم ترین محور اعتقادى خط امام پذیرش عدم جدایى دین از سیاست است. کسانى که معتقد به جدایى دین و سیاست هستند ولو مدعى از خط امام(ره) باشند، ادعاى آنها درست نیست.امام آنقدر روشن و شفاف سخن گفته که خط او تفسیر بردار نیست. مجموعه 20جلدى صحیفه نور همه مواضع امام را در خود جمع دارد. خطوط روشن سیر فکرى امام(ره) را نشان مى‌دهد. کسى که واقعاً اهل حقیقت باشد و سلوک روحى درستى داشته باشد مى تواند از صحیفه نور بهره مند شود.