تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۵۶۷
نقدی بر سرمقاله همه ما لبنانی هستیم:

مسعود رضایی*
هنگامی که تیتر سرمقاله روزنامه شرق8/5/85 به قلم جنابعالی را دیدم: «همه ما لبنانی هستیم»، بسیار خوشحال شدم از این بابت که احساس کردم مقاومت جانانه نیروهای حزب الله در برابر ارتش جرار و خون ریز صهیونیست ها، چه تبعات مبارکی بر فکرها و نگاه ها داشته است. کسی که پیش از این به هنگام تهاجم نیروهای آمریکا به خاک عراق در سرمقاله اش «جنگ، صلح است» 26/3/85از ورود نیروهای آمریکایی به «خاک خاورمیانه» برای از میان برداشتن «فاشیسم خاورمیانه» استقبال کرده و شادمانه گفته بود: «آمریکایی ها همان گونه که در ساحل نورماندی پیاده شدند تا با دخالت در اروپا برادر بزرگ تر خویش را از چنگال فاشیسم نجات دهند از ساحل خلیج فارس وارد خاک خاورمیانه شدند تا فاشیسم خاورمیانه را نیز نابود کنند» و آنگاه در آستانه تشکیل جلسه شورای حکام با دستور کار رسیدگی به پرونده فعالیت های هسته ای ایران به آنها توصیه کرده بود که تلاش کنند تا «بنیادگرایان» را که قصد دستیابی به سلاح اتمی دارند ناکام بگذارند چرا که «دستیابی بنیادگرایان به بمب اتم آغاز دوره ای جدید از صلح مسلح در جهان است» اینک خود را به مثابه یک رزمنده لبنانی و یک نیروی مقاومت در مقابل متحد استراتژیک آمریکا می خواند. اما هنگامی که متن سرمقاله جنابعالی را خواندم آن خوشحالی به کلی از بین رفت چرا که دیدم در بر همان پاشنه می چرخد. این بار نیز دقیقا همان را گفته بودید که مطبوع طبع دیگران بود اما تحت یک تیتر فریبنده: «همه ما لبنانی هستیم».
در این سرمقاله اگرچه از «کابوس هلال شیعی» برای دولت های عربی سخن به میان آورده اید، اما در ادامه با لحن و عبارت سازی خاص خود به آنها و مهمتر از آنها، آمریکا و غرب، تاکید می کنید که آن کابوس در حال تعبیر شدن است: «عراق امروز نزدیک ترین عراق تاریخ به ایران است. قدرتمندترین شخصیت اجتماعی عراق آیت الله سیدعلی سیستانی زاده مشهد است و به جز ایاد علاوی دیگر سران حکومت و مجلس موقت و دائم عراق همه از دوستان ایران به حساب می آیند. در سوریه و لبنان نیز دوستان ایران بخش مهمی از قدرت سیاسی را در اختیار دارند. به این ترتیب شیعیان می توانند مسیر طلایی مدیترانه تا خلیج فارس را بدون هیچ مانعی طی کنند و ذخایر فراوان نفت و گاز و سواحل و مزارع و... را در اختیار بگیرند. در این جغرافیای شیعی به همه زبان های اصلی جهان اسلام از فارسی ایران و ترکی آذربایجان ایران تا عربی عراق و لبنان و اردو پاکستان از جنبش شیعه دفاع می شود.»
در شرایطی که به گفته خود شما حساسیت های جهان عرب نسبت به شیعه بودن حزب الله موجب شده بسیاری از حکام آنها در برابر جنایات رژیم صهیونیستی چشم برهم نهند و از سوی دیگر سیدحسن نصرالله با عنایت به همین مسئله تمامی تلاش خود را به کار برده تا وحدت «امت اسلامی» را در مقابل صهیونیسم مورد تاکید قرار دهد، این همه تاکید و اصرار جنابعالی بر شیعه بودن حزب الله و امکان حاکمیت شیعیان بر «مسیر طلایی مدیترانه تا خلیج فارس» و تسلط بر تمامی منابع آن چه معنا و مفهومی دارد آیا این سخنان از سر اظهار دوستی و ارادت به شیعه است آیا باید باور کنیم که جنابعالی متوجه نیستند با این گونه سخنان و تحلیل ها احساسات اهل سنت داخل ایران و نیز ملت های سنی مذهبی منطقه به شدت برانگیخته می شود آیا وقتی می گویید: «اکنون شیعیان با سربلندی می توانند جغرافیای سیاسی خود را در دل خاورمیانه عربی و خاورمیانه غربی تثبیت کنند»، انتظار دارید ساده لوحانه و ابلهانه از این همه تعریف و تمجید جنابعالی از «شیعه» در شرایط حساس کنونی به وجد آییم و برایتان آرزوی توفیق بیشتر در خدمت به شیعه و شیعیان بنماییم؟
با کمال تاسف باید بگویم آن استقبال گرم و شایان از پیاده شدن نیروهای آمریکا در خاک خاورمیانه برای نابودی فاشیسم خاورمیانه و این اظهار شور و شعف از مسلط شدن شیعه بر مسیر طلایی مدیترانه تا خلیج فارس همان هلال شیعی که مدت ها است به سوژه ای جدی در دست رسانه های صهیونیستی تبدیل شده است دو روی یک سکه‌اند.