حسن مرسلوند
گزارش سال1342
بنا بر اعلامیه پیشین آیت الله حاج آقا روح الله خمینی_ امام خمینی، رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی قدس سره این سال با سوگواری شیعیان در حرم حضرت معصومه(ع) در شهر مذهبی قم آغاز شد. حلول سال نو را مردم سوگوار در حرم در حالی سپری کردند که اعلامیه های پیشوایان دینی مبنی بر افشاگری از جنایات رژیم و عید نداشتن ملت ایران در صحن مطهر و داخل حرم، مسجد بالاسر و مسجد اعظم، دست به دست می شد. از بامداد 2 فروردین، ده ها اتوبوس شرکت واحد، کماندوها و ماموران انتظامی و امنیتی را در پوشش کارگران و کشاورزان به شهر قم بردند. بعدازظهر همین روز که مصادف با سالروز شهادت امام صادقع، بود در مدرسه فیضیه مجلس سوگواری با شرکت روحانیون و طلبه های دینی و اقشار مختلف مردم برپا بود. در میانه مجلس سوگواری، ناگهان کماندوهای لباس شخصی در آغاز با نزاعی ساختگی و دروغین، جو مجلس را متشنج کردند و سپس به طلاب و روحانیون و مردم یورش بردند.
در این هنگام برخی طلبه های جوان نیز به دفاع از حریم مدرسه، وارد درگیری شدند و زدوخورد خونینی میان آنان و کماندوهای دولتی درگرفت. طلاب در طبقات بالایی مدرسه سنگر گرفتند و با مهر و آجر و چوب به دفاع از مدرسه پرداختند. با ورود نیروهای کمکی، پلیس به طبقات بالایی مدرسه نفوذ کرد و طلاب زخمی را به حیاط مدرسه پرتاب کرد. تعدادی از طلبه ها کشته و زخمی شدند و تعداد زیادی به اسارت نیروهای پلیس در آمدند. هم زمان با این رویداد، مدرسه طالبیه تبریز هم مورد یورش نیروهای پلیس قرار گرفت و در آنجا نیز گروهی کشته و زخمی به جا ماند و تعدادی نیز گرفتار شدند. فردای آن روز باز هم دوباره مدرسه فیضیه مورد هجوم کماندوها قرار گرفت و تعدادی از طلبه ها به سختی مورد ضرب وشتم قرار گرفتند. در همین روز 3 فروردین ماه سیل تلگراف تسلیت و اظهار همدردی روحانیون سراسر کشور خطاب به آیت الله خمینی صادر شد و رفتار پلیس مورد نکوهش قرار گرفت. آیت الله نیز در پاسخ، تلگرام تندی مخابره کردند و یورش پلیس شاهنشاهی را یادآور خاطرات حمله مغولان دانستند. روز 6فروردین ماه، جامعه روحانیت تهران، قم، مشهد، اصفهان، شیراز و برخی شهرستان ها اعلامیه ای صادر و اعلام کردند به منظور همدردی و پشتیبانی از نهضت اسلامی، از رفتن به مساجد و اقامه نماز جماعت از 6 تا 12 فروردین ماه خودداری می کنند. بلافاصله بازاریان نیز در تهران و شهرستان ها واکنش نشان دادند و به تبعیت از روحانیون، مدت سه روز اعلام اعتصاب کردند. در همین روز 6 فروردین بازار مشهد در اعتراض به کشتار قم و تبریز تعطیل شد و مردم طاق نصرت هایی را که دولتیان به منظور استقبال از شاه بسته بودند، به آتش کشیدند و میان تظاهرکنندگان مشهدی با پلیس نیز زد و خورد خونینی درگرفت.
در 14 همین ماه آیت الله سیدمحسن حکیم طی تلگرافی خطاب به آیت الله خمینی، رفتار دولتیان با روحانیون را مورد ملامت قرار داد و از همه روحانیون شیعه ایرانی خواست که مهاجرت دسته جمعی کنند و به عتبات عالیات بروند و یک هفته بعد، آیت الله خمینی در پاسخ به تلگرام آقای حکیم، هجرت روحانیون به عتبات را مصلحت ندانستند و نوشتند که در چنین شرایطی، مردم ایران در شکنجه و عذاب الیم گرفتار خواهند شد. در نخستین روز از اردیبهشت ماه، دولت در یک رویارویی آشکار با روحانیون، فرمان اعزام طلاب به سربازی را صادر کرد و مامورین شهربانی در کوچه و خیابان های شهر قم ضمن گشتزنی، اقدام به دستگیری و اعزام روحانیون به سربازخانه ها کردند. در همین روز اعلامیه ای از سوی آیت الله خمینی منتشر شد که در آن از مردم مسلمان ایران خواسته شده بود تا به مناسبت شهادت روحانیون در قم و تبریز، مراسم سوگواری برپا کنند. در 4 اردیبهشت ماه ژنرال مکسول رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا وارد تهران شد و سه روز بعد کمیته نظامی سنتو با شرکت روسای ستاد پنج کشور عضو از جمله ایران تشکیل شد. دین راسک وزیر امور خارجه آمریکا نیز در 8 اردیبهشت ماه به تهران آمد و با شاه، نخست وزیر و برخی وزیران کابینه، پیرامون اوضاع خاورمیانه و روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران و آمریکا مذاکره کرد. به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای روحانی و بزرگداشت آنان، روز 11اردیبهشت ماه مراسم باشکوهی در قم، تبریز، تهران، شیراز و سایر شهرستان ها برگزار شد که واعظان و خطیبان در این مراسم، بی پرده و آشکارا شاه و اطرافیانش را بر سر منبرها مورد حمله و انتقاد قرار دادند.
تضاد و رقابت در میان کشورهای امپریالیستی برای غارت کشورهای دست نشانده، کار را به جایی رساند که هنوز 6 روز از سفر وزیر امور خارجه آمریکا به تهران نگذشته، لرد هیوم وزیر امور خارجه انگلستان نیز به تهران آمد روز 20 اردیبهشت ماه، کارشناسان سازمان ملل متحد پس از یک ماه مطالعه و تحقیق در ایران، طی گزارش نگران کننده ای اعلام کردند نسل جوان ایران در معرض خطر جدی قرار دارد و مجموعا 400هزار نفر معتاد به مواد مخدر در ایران وجود دارد. روز 21اردیبهشت ماه، آیت الله خمینی به مناسبت نزدیکی ماه محرم اعلامیه ای انتشار دادند و به روحانیون و خطبا و واعظان توصیه کردند:
1- مصیبت های وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت را یادآور شوند، 2 خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذکر دهند و 3 یادآور شوند خطری که امروز اسلام را تهدید می کند، کمتر از خطر بنی امیه نیست. در واکنش به اعلامیه های آیت الله خمینی، شاه در5 خردادماه طی سخنانی در کرمان گفت: «دو دسته از افراد هستند که با جریان اصلاحات ارضی مخالفند یکی مرتجعین سیاه و دیگری خائنین سرخ» روز 13 خردادماه به مناسبت عاشورای حسینی، مردم تهران به ویژه کسبه و بازاریان و اعضای هیات های مذهبی دست به راهپیمایی بزرگی زدند و عکس هایی از آیت الله خمینی را بر در و دیوار شهر چسباندند. تظاهرکنندگان در برابر کاخ مرمر مدتی توقف کردند و فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. بعدازظهر همین روز، دانشجویان دانشگاه تهران نیز راهپیمایی بزرگی ترتیب دادند و دیکتاتوری شاه و دربار را به باد انتقاد گرفتند. در شهر مذهبی قم هم مردم تظاهرات گسترده و پرشوری داشتند و آیت الله خمینی در بعدازظهر همین روز در مدرسه فیضیه سخنان تند و آتشین علیه شاه و دربار بیان کردند که در تاریخ نهضت اسلامی ماندگار شد. ایشان در آغاز گفتند: «الان عصر عاشورا است... گاهی که وقایع روز عاشورا را از نظر می گذرانم، این سئوال برایم پیش می آید که اگر بنی امیه و دستگاه یزیدبن معاویه تنها با حسین سر جنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانی چه بود که در روز عاشورا نسبت به زن های بی پناه و اطفال بی گناه مرتکب شدند زنان و کودکان چه تقصیر داشتند طفل شش ماهه حسین چه کار کرده بود؟...
همین سئوال اینجا مطرح می شود که دستگاه جبار ایران با مراجع سر جنگ داشت، با علمای اسلام مخالف بود، به قرآن چه کار داشتند به سید 18ساله ما چه کار داشتند سید 18ساله ما به شاه چه کار کرده بود به دولت چه کرده بود به دستگاه جبار ایران، چه کرده بود»از فردای همین سخنرانی بود که یورش نیروهای امنیتی برای دستگیری روحانیون مخالف حکومت آغاز شد. بسیاری از روحانیون در قم، تهران، مشهد و سایر شهرها و شهرستان ها، دستگیر و به ساواک تهران منتقل شدند. ساعت 3 بامداد 15خردادماه، ده ها کماندو، چترباز و نیروی گارد مسلح به سلاح های گرم و سرد، بیت آیت الله خمینی را در قم به محاصره درآوردند و شبانه وارد منزل شدند و به جست وجوی ایشان پرداختند. در این هنگام، ایشان که در خانه مجاور که به فرزندشان حاج آقا مصطفی تعلق داشت، خوابیده بودند، بیرون آمدند و خود را به ماموران معرفی کردند.
ماموران بی درنگ و شتابان، ایشان را در اتومبیلی نشاندند و یک سره به باشگاه افسران در تهران منتقل کردند. اهالی شهر مذهبی قم، همین که چشم گشودند و از واقعه آگاه شدند، با تعطیلی بازار و کسب و کار خود، به خیابان ها ریختند و تظاهرات خشمگینانه ای به پا کردند. پلیس و ساواک که از پیش برای سرکوب قیام احتمالی، سازماندهی شده بودند، آتش گشودند و عده ای را به خاک و خون کشیدند. تهرانی ها نیز ساعتی پس از بامداد، همزمان با شنیدن اخبار این رویداد به خیابان ها ریختند و خواهان آزادی فوری آیت الله شدند. طیب حاج رضایی که سرجنبان یکی از بزرگ ترین و مشهور ترین دسته های عزاداری در تهران بود، از میدان میوه و تره بار تهران، همراه با جوانان جنوب شهر تهران که مسلح به چوب و آهن و کارد بودند بیرون آمد و به سیل سوگواران و معترضان پیوست.
کشاورزان و دهقانان روستاهای پیرامون تهران نیز کفن پوشان از ورامین و کن و جماران و سایر روستاهای پیرامونی با داس و بیل و ابزار آلات کشاورزی به سوی تهران سرازیر شدند. سیل جمعیت در خیابان های مرکزی تهران به هم پیوست و پس از آتش زدن و تخریب اداره رادیو و ساختمان های دولتی سر راه و اتوبوس های شرکت واحد و قرارگاه های پلیس و سازمان فرهنگی ایران و آمریکا و کارخانه پپسی کولا و باشگاه شعبان جعفری، به سوی کاخ شاه به حرکت درآمد. در اینجا بود که ناگهان سلاح سنگین و تیربارهای کالیبر بالا به کار افتادند و فاجعه ای انسانی را پدید آوردند. آسمان تهران به خون نشست و پایتخت کشور همانند سرزمین بیگانه ای به اشغال نظامیان درآمد. نیروهای نظامی و امنیتی در سر پل باقرآباد، صدها دهقان و کشاورز کفن پوش را که راهی تهران بودند به مسلسل بستند و کشتزاران را با خون سرخ زحمتکشان سیراب کردند. اکنون در میان دهقانان، به جای تقسیم اراضی، گلوله بود که قسمت می شد بعدازظهر 15 خرداد در تهران حکومت نظامی اعلام و سپهبد نصیری رئیس شهربانی به سمت فرماندار نظامی منصوب شد. اخبار رویدادهای تهران به هر شهری که می رسید، فاجعه در پی داشت. در شهر های تبریز، قم، شیراز و قزوین نیز میان مردم خشمگین و پلیس از پیش سازماندهی شده، زد و خورد خونینی درگرفت که تا 10 هزار نفر کم و بیش، کشته بر جای نهاد.
تعداد شهدای تهران را نیز در آن روز بیش از 5 هزار نفر تخمین زدند. حکومت نظامی در قم و شیراز و برخی شهرستان ها نیز برقرار شد و بی درنگ به تعقیب و دستگیری گسترده روحانیون مخالف پرداخت. روز بعد نیز فاجعه تکرار شد. در حالی که تهرانی های خشمگین برای آزادی پیشوای دینی خود به خیابان ها ریخته بودند، آماج گلوله های آتشین نظامیان قرار گرفتند و گروهی کشته و زخمی به جا نهادند. 17 خرداد ماه امیر اسد الله علم نخست وزیر در مصاحبه مطبوعاتی به خبرنگاران خارجی گفت 15 نفر از روحانیون دستگیر شده به زودی تسلیم دادگاه نظامی خواهند شد و این دادگاه ممکن است مجازات اعدام داشته باشد روز 18خرداد ماه بنابر اعلام دولت، 418 نفر بازداشت شده بودند که در این روز آیت الله شیخ بهاءالدین محلاتی، آیت الله سید عبدالحسین دستغیب و حجت الاسلام سید مهدی دستغیب نیز به جمع آنان افزوده شدند. به رغم میل شاه و دستگاه خودکامه، افکار عمومی جهان متمدن واکنش نشان داد و از کشتار مردم ایران به دست خودکامگان و شیوه برخورد آنان با روحانیون سخن ها گفتند و نوشتند. روز 20 خرداد ماه آیت الله میلانی در تلگرامی به آیت الله خمینی نوشت:
«... البته تاسی به حضرت سید الشهدا نموده اید که جرم آن بزرگوار همین بود. ای کاش اولیای امور از واقعه کربلا عبرت گرفته و دست به چنین عملی نمی زدند همچنین در این روز، سیل تلگرام ها از سوی روحانیون ایرانی و سایر کشورهای اسلامی مبنی بر اعتراض به بازداشت آیت الله خمینی، سرازیر شد. عده زیادی از پیشوایان و روحانیون بلند پایه در این روز 20 خرداد به تهران آمدند و خواستار آزادی آیت الله یا بازداشت خودشان شدند. پلیس راه دوم را برگزید و تعدادی از آنان بازداشت شدند سرانجام آیت الله روح الله کمالوند با شاه ملاقات کرد و آزادی آیت الله را که خواست مردم و روحانیون بود، به آگاهی وی رساند. همچنین آیت الله خوانساری موفق شد تا در پایگاهی نظامی واقع در سه راه زندان به دیدار آیت الله خمینی برود و سپس مژده سلامتی ایشان را به آگاهی همگان برساند.سرانجام خرداد ماه خونین به پایان رسید و در 4 تیرماه آیت الله خمینی به پادگان عشرت آباد منتقل شدند. در 15 تیر ماه طیب حاج رضایی دستگیر و زندانی شد و در 29همین ماه، تقریبا همه روحانیونی که دستگیر شده بودند، آزاد شدند مگر آیت الله خمینی و آیت الله قمی و آیت الله محلاتی که همچنان در بازداشت به سر می بردند.
در 2 مرداد ماه، اعلامیه تندی از جانب آیت الله میلانی علیه دولت منتشر شد که در آن خواهان آزادی فوری آیت الله خمینی شده بود. همچنین در این روز اعلامیه تهدید آمیزی به امضای علامه حاج آقا سید ابوالحسن رفیعی قزوینی منتشر شد و ضمن نکوهش، هشدار داد: آیات عظام که از شهرستان ها برای تشریک مساعی با علمای مرکز به تهران آمده اند، تا زمانی که با مطالب آنها نظر موافق اتخاذ نشود، متوقف در مرکز خواهند بود. روز 11 مرداد ماه، سرلشگر حسن پاکروان رئیس ساواک در پادگان عشرت آباد به دیدار آیت الله خمینی رفت و آزادی ایشان را اعلام کرد. سپس سرهنگ مولوی آیت الله خمینی و آیت الله قمی را به داوودیه برد و در یکی از خانه های امن ساواک، حبس محترمانه نمود. چندی بعد، آیت الله محلاتی نیز به جمع آنان افزوده شد. خبر آزادی آیات عظام، سیل مشتاقان را در همان نخستین روز به سوی داوودیه سرازیر کرد. در روز های بعد مردم از سراسر کشور به سوی تهران روان شدند و به دیدار پیشوای دینی خود شتافتند. خبرنگاران و عکاسان خارجی نیز به سرعت اخبار آزادی آیت الله خمینی و روحانیون بلند پایه شیعی را به سراسر جهان مخابره کردند. همین که اعلامیه ساواک در روز 12 مردادماه به این شرح منتشر شد: «چون بین مقامات انتظامی و حضرات آقایان خمینی، قمی و محلاتی تفاهمی حاصل شد که در امور سیاسی مداخله نخواهند کرد و از این تفاهم اطمینان کامل حاصل گردیده است که آقایان برخلاف مصالح و انتظامات کشور عملی انجام نخواهند داد، علیهذا آقایان به منازل خصوصی منتقل شدند.»
آیت الله سیدشهاب الدین مرعشی نجفی واکنش تندی نشان دادند و با صدور اعلامیه ای در 14 مردادماه یادآور شدند که در اطلاعیه منتشره از سوی ساواک، طرز تنظیم خبر و ادای احترام نسبت به حضرات آیات ، آیت الله خمینی و آیت الله قمی و آیت الله محلاتی دامه برکاتهم، رعایت وظیفه اخلاقی و دینی نشده است و در پایان اعلامیه آمده بود که موضوع متن اطلاعیه ساواک، ساختگی و به کلی بی اساس است و به هیچ وجه مقرون به حقیقت نیست. روز 26مردادماه دادگاه نظامی محاکمه دستگیرشدگان در روز 15خرداد را پایان داد و طیب حاج رضایی، غلامرضا قائنی، امیر کریم خانی، حاج اسماعیل رضایی و فضل الله ایزدی سلحشور را به اعدام محکوم کرد. در این دادگاه همچنین تعداد زیادی از دستگیرشدگان به حبس ابد و عده ای نیز به 15سال زندان محکوم شدند. همچنین در این روز کمیته دانشجویان نهضت آزادی ایران در اعلامیه ای هشدار داد آیت الله خمینی را به خانه ای خصوصی که تحت مراقبت سازمان امنیت است، منتقل کرده اند و ایشان از ابتدایی ترین حقوق خود محروم هستند.
جامعه روحانیت ایران نیز در اعلامیه ای انتخابات دوره بیست و یکم مجلس را تحریم کرد و هشدار داد آیت الله خمینی مدظله العالی را فقط یک روز از زندان آزاد کردند، ولی بلافاصله ایشان را محصور کردند و در حقیقت از زندانی به زندان دیگر منتقل ساختند. حزب زحمتکشان دکتر بقایی نیز در اعلامیه ای از محصور ساختن آیت الله خمینی به شدت انتقاد کرد. روز 26 شهریورماه انتخابات بیست و یکمین دوره مجلس شورای ملی و دوره چهارم مجلس سنا در سراسر کشور برگزار شد و لیست کاندیداهای دولتی که از پیش اعلام شده بود، همگی وارد مجلس شدند. روز 13 مهرماه به دنبال انتشار اعلامیه های متعدد از سوی روحانیون و بازرگانان و اصناف تهران، بازار و مغازه های تهران بسته شد و تظاهرات گسترده ای پیرامون بازار تهران در گرفت که با سرکوب پلیس روبه رو شد. روز 14 مهرماه مجلسین با نطق شاه گشایش یافت و بازار تهران در اعتراض به گشایش مجلس فرمایشی دست به اعتصاب و تظاهرات زدند. پلیس به بازار هجوم برد و آنجا را اشغال نظامی کرد. در چند شهر بزرگ نیز تظاهرات مردمی به شدت از سوی پلیس در این روز سرکوب شد.
روز 22 مهرماه دادگاه تجدیدنظر نظامی حکم اعدام طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی را تایید و بقیه را به زندان های طولانی مدت محکوم کرد. در آخرین روز مهرماه محاکمه هفت تن از سران و بنیانگذاران نهضت آزادی ایران به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در دادگاه ویژه نظامی واقع در پادگان عشرت آباد آغاز شد.شادروان مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، آیت الله سیدمحمود طالقانی، مهندس عزت الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، احمدعلی بابایی، ابوالفضل حکیمی، سیدمحمدمهدی جعفری و پرویز عدالت منش در این دادگاه که سرتیپ فخر مدرس دادستان و سرتیپ حسین زمانی رئیس آن بود محاکمه شدند.سحرگاه 11آبان ماه شادروانان طیب حاج رضایی و اسماعیل حاج رضایی در برابر جوخه آتش ایستادند و تیرباران شدند. فردای آن روز حوزه علمیه قم به مناسبت بزرگداشت شهادت حاج رضایی ها ضمن صدور اعلامیه یک روز درس حوزه را تعطیل کردند. در اصفهان و تبریز و تهران نیز به همین مناسبت مجالس ختم و سوگواری های متعدد به طور علنی برگزار شد. در 20 آبان ماه این سال آیت الله سیدمحمد بهبهانی فرزند آیت الله سیدعبدالله بهبهانی که در راه مشروطه ایران پایمردی ها کرده بود در سن 92 سالگی درگذشت. در 26 آبان ماه دولت اسدالله علم، لایحه کاپیتولاسیون حق قضاوت کنسولی را به مجلس سنا برد. به موجب این لایحه نظامیان آمریکایی در ایران مصونیت قضایی داشتند و چنانچه جرمی در خاک ایران مرتکب می شدند، دستگاه قضایی ایران حق محاکمه آنان را نداشت!
در نخستین روز از آذرماه این سال، جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا هدف گلوله قرار گرفت و در دم جان سپرد. به همین مناسبت پرچم های رسمی ایران در سراسر کشور به حالت نیمه افراشته درآمد و جلسه مجلس شورای ملی پس از اظهار تاسف از این رویداد تعطیل شد. روز 13 آذرماه در پی مبارزات گسترده روحانیون تبریز نیروهای امنیتی تعدادی از روحانیون سرشناس و مبارز تبریزی را دستگیر و به پادگان زرهی تهران منتقل کردند.شادروان آیت الله قاضی طباطبایی نیز در میان دستگیرشدگان بود. در واکنش به این رویداد مردم تبریز و بازاریان و اصناف دست به اعتصاب زدند و خواستار آزادی فوری روحانیون تبریزی شدند. دولت نیز بی درنگ در شهر تبریز اعلام حکومت نظامی کرد و به سرکوب و دستگیری معترضان پرداخت. روز 25 آذرماه حزب قدرت ساخته «ایران نوین» که با شرکت اکثر نمایندگان مجلسین بنیانگذاری شده بود، اعلام موجودیت کرد و حسنعلی منصور پسر علی منصور از نخست وزیران دوره رضا شاهی به دبیرکلی حزب برگزیده شد. امیرعباس هویدا عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت نیز که از یاران و همفکران نزدیک منصور بود، قائم مقام دبیرکل حزب شد. در 16دی ماه نیز دادگاه ویژه شماره یک دادرسی ارتش که به اتهامات سران نهضت آزادی ایران رسیدگی می کرد، پس از برگزاری 31جلسه دادرسی به کار خود پایان داد و آیت الله سیدمحمود طالقانی و مهندس مهدی بازرگان را به 10سال زندان، دکتر یدالله سحابی و دکتر عباس شیبانی و احمدعلی بابایی را به شش سال حبس مجرد، مهندس عزت الله سحابی و ابوالفضل حکیمی و محمدمهدی جعفری را به چهار سال حبس مجرد و پرویز عدالت منش را به یک سال حبس تادیبی محکوم کرد. رای دادگاه هم از سوی دادستان و هم از طرف متهمین مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفت. در 29دی ماه کارخانه پتروشیمی آبادان مورد بهره برداری قرار گرفت و در 28بهمن ماه قرارداد نظارت و ایجاد صنایع پتروشیمی در ایران با انستیتو نفت فرانسه امضا و مبادله شد. دادگاه تجدیدنظر ارتش، کار دادرسی به پرونده سران نهضت آزادی را از روز 14اسفندماه آغاز کرد. ریاست دادگاه تجدیدنظر با سرتیپ عباس قره باغی و دادستانی آن برعهده سرهنگ نبهی بود. در 17اسفندماه تغییر سیاست در دولت اتفاق افتاد. بنا به فرموده، اسدالله علم نخست وزیر استعفا داد تا حسنعلی منصور دبیرکل تازه نفس حزب ایران نوین به جای او بنشیند. جالب توجه اینکه حسنعلی منصور که از ماه ها پیش آماده تحویل گرفتن دولت از امیر اسدالله علم شده بود، در همان روز کابینه خود را بی درنگ معرفی کرد.امیرعباس هویدا در این کابینه به سمت وزیر دارایی معرفی شد. مجلس شورا در 19اسفند به اتفاق آرا و مجلس سنا در 22اسفند با 51رای از 52رای به کابینه تازه به میدان آمده رای اعتماد داد.بدین ترتیب اکنون شاه خودکامه هر سه قوه قضائیه و مقننه و اجراییه را در چنگ خود داشت و دولتمردان و نمایندگان و قاضیان همچون عروسک خیمه شب بازی سیاست های او بودنددر آخرین روزهای این سال، کارخانه اتومبیل سازی ایران ناسیونال که عملیات ساختمانی آن از سال پیش آغاز شده بود، به تولید رسید و با ظرفیت تولید روزانه چهار دستگاه اتوبوس آغاز به کار کرد.