تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۵۷۸

مهدی محمدی
جنگ در لبنان اکنون شدت فراوانی یافته است. برای ما که اینجا در تهران پشت میزهایمان نشسته ایم و از طریق صفحات اینترنت یا حداکثر صحبت کردن با کسی از آن سوی خط تلفن خبردار می شویم که در جنوب لبنان چه خبر است، شاید چندان قابل درک نباشد که ایستادگی موفق یک گروه کوچک شبه نظامی در مقابل ارتشی کاملا مجهز و مدعی یعنی چه. حزب الله لبنان حدود 100هزار نفر عضو رسمی دارد (به طور غیررسمی می توان گفت تمام ملت لبنان عضو حزب الله هستند)، از آن میان حدود نیمی آموزش نظامی چریکی دیده اند و از بین آنها اکنون فقط حدود 2000 نفر در جبهه جنوب لبنان با نظامیان اسرائیلی در جنگند (و بقیه در حالت آماده باش به سر می برند). حزب الله هیچ شناوری در دریا ندارد، از هیچ وسیله نظامی پرنده ای روی هوا (به جز موشک) سود نمی برد، به هیچ نوعی از ادوات زرهی مجهز نیست و فقط به نیروهای رزمنده خود روی زمین که آنها هم عمدتاً از سلاح های سبک استفاده می کنند و به شیوه های «نامتقارن» می جنگند، متکی است. از آن سو، ارتش اسرائیل- اگر از بزرگنمایی های عمدی منابع غربی با اغماض بگذریم- یکی از 5 ارتش بزرگ جهان است. غربی ها به طور سیستماتیک و کاملاً برنامه ریزی شده طی زمانی دراز به مدت چند دهه، اسرائیل را به انواعی از سلاح های متعارف و غیرمتعارف مجهز کرده و نیروهای آن را مرتباً آموزش داده اند. علاوه بر این ارتش رژیم اشغالگر به لحاظ اطلاعاتی، تسلیحاتی و حتی عملیاتی به طور مدام از جانب آمریکا و انگلستان تغذیه می شود. به این معنا و بر مبنای یک تحلیل مبتنی بر داده های واقعی از توان نظامی طرفین، همه چیز روشن است. اسرائیل باید در همان چند روز اول- همانطور که خود هم برآورد کرده بود- کار حزب الله را می ساخت و غائله فیصله می یافت. آیا آنچه ما جلو چشممان می بینیم، همین است؟
در این 25روزی که از آغاز جنگ می گذرد، پیشروی اسرائیلی ها در تمامی محورهایی که گشوده اند به معنای دقیق کلمه میلیمتری بوده است. به رغم عدم برقراری موازنه تسلیحاتی، حجم آتش نیروهای حزب الله تقریباً در تمام موارد با حجم آتش نیروهای اسرائیلی در صحنه نبرد برابری کرده و گاه حتی (مثلاً در بنت جبیل) برتر از آن بوده است. حزب الله با وجود بی بهرگی از نیروی هوایی، صحنه جنگ را به نحوی مدیریت کرده که عملاً نیروی هوایی اسرائیل هم به هیچ دردی نخورد. اکنون درگیری رزمندگان حزب الله با نظامیان صهیونیست در فضایی کاملاً فشرده و به شکل تن به تن در حال انجام است و پیداست که در چنین نبردی که عملاً فاصله ای میان نیروی خودی و حریف نیست، استفاده از نیروی هوایی امکان پذیر نیست. حزب الله نیروی دریایی ندارد اما نیروی دریایی دشمن را هم از کار انداخته است. از روزی که یک بار در آغاز نبرد و یک بار هم بعد از جنایت قانا رزمندگان مقاومت دو ناوچه «ساعر» را (اسرائیل مجموعاً 3 ناوچه از این نوع در اختیار دارد) منهدم کردند عملیات آبی خاکی ارتش دشمن به طور کامل متوقف شده و نیروی دریایی صهیونیست ها دیگر نقش جدی در صحنه نبرد ندارد. به این ترتیب اسرائیلی ها مجبور شده اند روی زمین بجنگند آن هم در خاک لبنان که حزب الله پیش از این (در فاصله سال های 2000 تا 2006) آن را کاملاً تسلیح کرده و به زیر و بم آن تسلط کامل دارد. علاوه بر همه اینها اسرائیلی ها از زمان آغاز جنگ تاکنون حتی برای یک دقیقه هم قادر به مختل کردن ارتباطات رادیویی نیروهای مقاومت نبوده اند، در این مدت حتی یک سایت موشکی حزب الله با موفقیت هدف قرار نگرفته و حزب الله با یک برنامه ریزی منظم تا پیش از جنایت قانا روزانه به طور متوسط 120 موشک و پس از آن حدود 200 موشک به سرزمین های اشغالی شلیک کرده است. موشک های حزب الله اهداف صنعتی، نظامی و امنیتی کاملا ویژه ای را (مانند پادگان های نظامی، پایگاه های موساد، مجتمع های حساس صنعتی و...) هدف می گیرد و دقت آتش آن فوق حد تصور تمامی برآوردهای موجود بوده است. همین خود به خوبی نشان دهنده این است که اسرائیلی ها هم در تشخیص تعداد موشک های حزب الله (که گمان می کردند ظرف چند روز اول تمام می شود) هم در برآورد دقت آنها در منهدم ساختن هدف های مورد نظر و هم در مورد میزان اشراف اطلاعاتی حزب الله به نقاط ضعف خود، عمیقا خطا کرده اند. ضمن این که خود این موضوع هم که برد نهایی موشک های حزب الله بالاخره چقدر است و تل آویو چه زمانی هدف قرار خواهد گرفت، برای اسرائیلی ها تبدیل به شکنجه ای زجرآور شده است.
بر همه اینها می توان این نکته را اضافه کرد برای نخستین بار در طول تاریخ منازعه عربی- اسرائیلی نرخ تلفات طرفین به نفع نیروهای حزب الله معکوس شده و به ازای هلاکت هر 3 نفر اسرائیلی فقط یک نفر از نیروهای حزب الله به شهادت می رسد به طوری که می توان گفت برتری عددی- تسلیحاتی اسرائیل به هیچ وجه به برتری عملیاتی در صحنه نبرد نینجامیده است.
دقیقا به همین دلایل- و بسیاری دلایل دیگر از این دست که به تدریج آنها را در گزارش های اختصاصی کیهان از تحولات نبرد خواهید خواند- اسرائیلی ها در موقعیتی کاملا شکننده قرار گرفته اند و تلاش آنها نه برای پیروزی بلکه برای حداقل کردن آبروریزی ناشی از شکست است.
دشمن صهیونیستی به دلیل وقوف به این مسئله که برآوردش از قدرت خود و ضعف حزب الله تا پیش از شروع جنگ به میزان غیرقابل تصوری تخیلی بوده، تا امروز بیش از چند بار هدف استراتژیک خود در صحنه جنگ را تعدیل کرده است. روز اول اسرائیلی ها از «نابودی مقاومت» سخن می گفتند، پس از حدود یک هفته به هدفی به نام «خلع سلاح» تنزل کردند و حالا حتی از آن هم دست برداشته اند و از «منطقه حائل» حرف می زنند. در مورد خود موضوع منطقه حائل هم ابتدا سخن از منطقه ای به عمق 30 کیلومتر در خاک لبنان (حد فاصل رودخانه لیتانی تا مرز لبنان و فلسطین) بود، بعد از چند روز اسرائیلی ها با مشورت آمریکا اعلام کردند عمق منطقه حائل لازم نیست بیش از 10 کیلومتر باشد و حالا با استیصال تمام فقط درپی یک نوار حائل به عمق دو کیلومتر هستند آن هم نه برای این که آن را در تصرف خود نگه دارند بلکه با این هدف که بلافاصله بعد از تصرف آن را به نیروهای بین المللی بسپارند تا حائلی باشند میان حزب الله و سرزمین های اشغالی.
سناریوی اسراییلی ها برای آینده جنگ دقیقا همین است: ایجاد یک نوار حائل به عمق دو کیلومتر برای استقرار نیروهای بین المللی و همزمان صدور یک قطعنامه در شورای امنیت که به حضور این نیروها در خاک لبنان وجاهت حقوقی ببخشد، این کجا و آن هدف اعلام شده روز اول کجا.
روند تحولات جنگ به نحو غیرمنتظره ای علیه اسراییل در حال پیش رفتن است. حزب الله که قرار بود نابود شود اکنون هم از جانب مردم و گروه های داخلی لبنان و هم توسط برخی کشورهای خارجی و مراجع بین المللی (از جمله کوفی عنان) در حال به رسمیت شناخته شدن به عنوان ارتش یا گارد ملی لبنان است، به طوری که می توان گفت زمینه ای فراهم آمده است تا حزب الله پس از پایان این جنگ، بازوهای دریایی و هوایی هم برای خود به وجود بیاورد. علاوه بر این اسراییلی ها از روز اول به تشدید درگیری ها و اختلافات میان نیروهای لبنانی امید فراوان بسته بودند اما خصوصا پس از خطای بزرگی که در قانا مرتکب شدند. آنچنان اتحادی در داخل لبنان و در حمایت از حزب الله به وجود آمده که در طول تاریخ این کشور بی سابقه است.
معادلات آمریکا که با مشارکت ذهن معیوب صهیونیست ها طراحی شده دوباره در حال منجر شدن به نتایجی کاملا معکوس است. حزب الله هنوز کارت های فراوانی برای رو کردن دارد در حالی که اسراییل همه کارت هایش را همان روزهای اول خرج کرده است. آنها بازی ای را شروع کرده اند که اختیار پایانش را در دست ندارند. پایان این نبرد ایجاد یک شگفتی خواهد بود از جانب حزب الله و حزب الله نشان داده که راه و رسم شگفت زده کردن دیگران را به خوبی می داند.