پژمان کریمی: تردیدى نیست که قطعنامه 1701 شوراى امنیت با موضوع توقف جنگ و آتشبس میان نظامیان اسرائیلى و حزبالله، پیش از آنکه امنیت لبنان را محقق سازد ناظر به منافع تلآویو است!
در این قطعنامه که داراى یک مقدمه و 19 بند است؛ هیچ اشاره به تجاوزگرى رژیم صهیونیستی، جنایات جنگى این رژیم و جبران خسارات وارد آمده به مردم و کشور لبنان نشده است. در بند 2 قطعنامه، شوراى امنیت خواستار اجراى قطعنامه 1559 سازمان ملل شده که در آن از لزوم خلع سلاح شبه نظامیان لبنان یعنى حزبالله سخن رفته است. درست یکى از دلایلى که تلآویو با اشاره بدان، از 22 تیر تا به امروز دست به فاجعهآفرینى در لبنان زده است.
در بند 10 قطعنامه، به دبیرکل سازمان ملل ماموریت داده است درباره ترسیم مرز بینالمللى فلسطین اشغالى و لبنان و حل و فصل مناطقى که قیمومیت آن مورد اختلاف تلآویو و بیروت است، ظرف 30 روز دست به اقدام بزند.
یکى از مناطق مورد اختلاف مزارع 25 کیلومتر مربعى شبعاست که هماکنون در اشغال نیروهاى صهیونیستى است. در واقع در قطعنامه 1701، پیوستگى و قیمومیت شبعا از لبنان محل تردید شوراى امنیت قرار گرفته و بدون اشغالگر معرفى کردن رژیم صهیونیستی، موضوع قیمومیت این مزارع به شخص دبیرکل سازمان ملل واگذار شده است.
آنچه اشاره شد تنها گوشهاى از امتیازهاى قطعنامه 1701 شوراى امنیت به اسرائیل است. امتیازهایى که موجب شد نخست وزیر رژیم صهیونیستى سر از پا نشناخته در تماس تلفنى با جورج بوش از تلاش ایالات متحده در تصویب قطعنامه یادشده قدردانى کند.
با توجه به آنچه اشاره رفت، قطعنامه شوراى امنیت، همسویى سازمان ملل با رژیم صهیونیستى را دگرباره اثبات کرد و نشان داد نهادى بینالمللى که باید مانعى بر تنشها و مدافع و متضمن حقوق ملل باشد، خود ابزارى در دست قدرتها و تنش آفرینان است.
قطعنامه 1701، جفاى آشکارى نه فقط در حق مردم و حزبالله لبنان بلکه ستمى بر حقوق ملتهاست.
شک نکنیم که این جفاى سازمان ملل، منشاء بحران در سطح جهانى خواهد بود. اما در پس قطعنامه 1701، نوید پیروزى حزبالله و مقاومت مردم لبنان نهفته است.
صدور قطعنامه آتشبس و استقبال هیجانزده تلآویو از آن گویا و موکد این واقعیت است که ارتش اسرائیل در رسیدن به هدف خود- نابودى حزبالله و تسلط سیاسى بر بیروت و اشغال بخش جنوبى لبنان- دچار شکست فاحشى شده است.
استقبال از قطعنامه سازمان ملل از سوى رژیمى که هیچ اعتنا و التزامى نسبت به موازین و توصیههاى حقوقى بینالمللى ندارد، عمق شکست اسرائیل در مواجهه با رزمندگان حزبالله را نمایان مىسازد.
بنابراین حزبالله لبنان مىتواند رسما پیروزى خود را در جنگ اخیر با رژیم صهیونیستى اعلام کند و پس از پیروزى سال 2000 در آزادى بخش وسیعى از جنوب لبنان، این بار نیز پرچم سربلندى را در سراسر لبنان به اهتزاز در آورد.
امروز قرار است که طرفین درگیر، گشودن آتش به سوى یکدیگر را متوقف سازند. چه این اتفاق بیفتد و چه نیفتد، پیروزى حزبالله مخدوش نمىشود.
حزبالله در بیش از 30 روز نبرد نابرابر، ارتش صهیونیستى را به عنوان ششمین ارتش مجهز و قدرتمند جهانى زمینگیر کرد و با پرتاب بیش از 3000 موشک، جنگ را به درون خانههاى صهیونیستها کشاند، بیش از یک و نیم میلیون اسرائیلى را آواره کرد و بیش از 6/5 میلیارد دلار به اقتصاد اسرائیل خسارت زد.
صدها صهیونیست را به هلاکت رساند و در نخستین جنگ دریایى علیه اسرائیل، سه ناوچه پیشرفته را به قعر آبهاى مدیترانه فرستاد. بدین ترتیب بنا به اذعان تحلیلگران داخلى و خارجى افسانه شکستپذیرى اسرائیل در نگاه جهانیان درهم شکست!
حزبالله با نمایش تکنیک و تاکتیک پیچیده نظامى خود و مستاصل کردن دشمن از یک سو، دفاع جانانه از مردم لبنان و آرمانهاى دینى از دیگر سو، نه فقط شهرت و محبوبیتى جهانى یافت بلکه حوزه اقتدار سیاسى خود در سطح داخلى لبنان را گسترش داد و جایگاه خود را در صحنه تحولات آینده کشورش تحکیم بخشید.
از 22 تیرماه مردم لبنان تا امروز لطمات زیادى از ناحیه بمبارانها و موشک پرانىهاى وحشیانه نظامیان صهیونیست متحمل شدهاند. بخش وسیعى از تاسیسات زیربنایى لبنان از بین رفته است و بیش از یک هزار و یکصد نفر از مردم بىدفاع به شهادت رسیدهاند.
این بهاى گزاف پیروزى مقاومت مردم و حزبالله در برابر رژیم صهیونیستى است که در پشت سر او دولتهایى چون آمریکا، انگلیس و فرانسه قرار دارد.
اینک حزبالله لبنان تبدیل به یک الگوى جهادى شده است که پیامدها و میوههاى این الگو در آینده آشکار مىشود.