تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۷۳۷
علی معصومی (وزوایی)

« مدیریت » به دلیل دامنه گسترده ای که دارد ، از تعاریف متعدد و متنوعی نیز برخوردار است و معمولا کم تر تعریفی پیدا می شود که بتواند تمامی ابعاد و وجوه گسترده مدیریت را در برداشته باشد. مدیریت ، هم اداره کردن و جهت دادن به فعالیت های مجموعه های خرد و کلان است وهم اداره کردن وبه کار انداختن و تنظیم نمودن کار خود انسان توسط خود انسان است ، یعنی اینکه ما از یک سو می توانیم اداره کردن یک خانواده و یا یک اداره و یا یک شهر و کشور و یا جهان را مدیریت بنامیم ، و از سوی دیگر ، می توانیم اداره کردن وجود و نفس خودمان به دست شخص خودمان را نیز مدیریت بنامیم و بگوییم هریک از ما انسان ها ، مدیر خود و نقس خود و مدیر وجود هستیم و اگر بتوانیم مدیریت نفس و وجود خودمان را به خوبی به سامان برسانیم و توانایی ها و استعدادهای وجود خودمان را به خوبی در جهت های مفید و مثبت شکوفا کنیم ، یقینا هم خود موفق خواهیم شد و هم اینکه جامعه از ما بهره مند می شود. اساسا انسان های موفق کسانی هستند که پیش از هرچیز می توانند ذات و نفس خود و وجود خود را به خوبی مدیریت کنند و از توانایی هایی که در وجودشان هست ، به خوبی بهره مند شوند.
خداوند متعال هریک از انسان ها را به گونه ای آفریده است که لبریز از استعداد و توانایی می باشند و خمیرمایه همه پیشرفت ها و موفقیت ها در وجود انسان ها به ودیعه نهاده شده است . به عبارت دیگر ، خداوند در تقسیم استعدادها و توانایی ها و ماده اصلی ترقی و تکامل ، به عدالت کامل رفتار کرده و در محفظه وجود هر کس ، بذر استعدادهای بی شمار را گنجانده است ، منتها در وجود بعضی ، حضور یک نوع بذر پررنگ تر است و در مقابل ، حضور نوع دیگری از بذر در وجود طرف دیگر نمایان تر می باشد. در این جا فقط یک چیز می ماند که دست خود انسان است و آن چیزی غیر از این نیست که انسان استعدادهای پررنگ تر وجود خود را کشف و مدیریت کند تا به موفقیت و تکامل و ترقی دست یابد.
دریک تعریف ، جامعه چیزی غیر از مجموعه افراد تشکیل دهنده آن جامعه نیست و بسیاری از قوانین و کلیات و احکامی که بر یک شخص می تواند حاکم باشد ، بر یک جامعه نیز صدق می کند و برعکس . از جمله چیزهایی که قوانین و احکام آن تا حدود زیادی هم بر شخص و هم بر جامعه حاکم است ، مدیریت است . اگر به انبوه اشخاصی که در جامعه زندگی می کنند ، نظر بیفکنیم ، مشاهده خواهیم کرد که انسان ها به همان میزان که توانسته اند استعدادها و توانایی های وجود خود را کشف و مدیریت کنند ، به همان میزان نیز موفق شده اند ، هنگامی که به عرصه جامعه می نگریم ، انسان ها را با درجات مختلف موفقیت می یابیم . برخی رامی بینیم که نفس و استعداد خود را به طور عالی مدیریت کرده و در عرصه های مختلفی که بعضی عناصر بازدارنده و یا پیش برنده کاذب اجتماعی و انسانی به آن راهی ندارد ، ترقی کرده اند و برخی نیز در این مسیر به موفقیت های کم تر دست یافته اندو....
جوامع نیز همین حالت را دارند ، یعنی اینکه اگر در جوامع نیز مدیریت عالی وجود داشته باشد و مدیران یک جامعه در سطح خرد و کلان بتوانند استعدادها و توانایی های یک جامعه را به خوبی کشف و مدیریت کنند ، یقینا آن جامعه به سرعت در هر عرصه ای که مدیریت شود ، پیشرفت سریع و حیرت انگیز خواهد داشت .
پیشرفت و ترقی نیز مثل مدیریت ، حوزه ها و ابعاد گوناگون دارد. از پیشرفت در حوزه معنوی و علمی گرفته تا پیشرفت در حوزه اقتصادی ، صنعتی ، فنی و ده های حوزه دیگر. گرچه پیشرفت در هر حوزه ای ، به عناصر و عوامل مختلف نیاز دارد ، ولی « مدیریت » عنصر محوری و اساسی همه پیشرفت ها و ترقی های مادی و معنوی جوامع است . جوامعی که در حوزه ای پیشرفت کرده اند ، قطعا در آن حوزه از مدیریت خوبی برخوردار بوده و توانسته اند توانایی ها و استعداد خود را به خوبی کشف و مدیریت کنند.
پس از این مباحث مقدماتی ، باید به این نکته اشاره کنیم که اگر مجموع ملل و جوامع موجود جهان را در یک چشم انداز کلی با یکدیگر مقایسه کنیم ، درمی یابیم که استعدادها و توانایی های بالقوه جهان اسلام و مواد اصلی که نیاز اولیه برای پیشرفت و تکامل است ، درجهان اسلام و جوامع اسلامی از همه ملل و جوامع دیگر بیشتر است . البته نباید از نظر دو بداریم که در مجموعه جهان اسلام ، در بعضی حوزه ها کمبودهایی وجود دارد که در جوامع دیگر این کمبودها کم رنگ تر است ، ولی هنگامی که به معدل کلی استعدادها و توانایی های جوامع نگاه می کنیم و همه حوزه ها را باهم حساب می کنیم ، متوجه می شویم که معدل کلی استعدادها و توانایی های جوامع جهان اسلام بسیار بالاتر از معدل جوامع دیگر است . گرچه وجود ذخایر عظیم انرژی در جهان اسلام ، وجود انواع ذخایر معدنی ، وجود جمعیت جوان و پرتوان ، وجود نسلی سالم تر نسبت به جوامع دیگر ، و جود جمعیتی بیش از یک میلیارد و نیم نفر در جهان اسلام ، وجود سابقه ای کهن و درخشان و تاریخ پرفروغ در جهان اسلام و ده ها مورد دیگر ، از عناصری است که کفه استعدادهای بالقوه جهان اسلام را سنگین می کند ، ولی مهم تر از همه این ها ، حضور خود اسلام است که ملل مسلمان از این نعمت بزرگ برخوردارند ولی جوامع دیگر از چنین نعمتی برخوردار نیستند. اکنون سوالی که قابل طرح می باشد ، این است که در میان اقوام و ملل جهان چه قومی به طور طبیعی (نه به طور اجباری ) می تواند رهبری جهان را در دست بگیرد و کلی جهان را به سوی سعادت و تکامل حرکت دهد. پاسخ به این سوال ، ساده است و هرکس می تواند به راحتی پاسخ دهد که طبیعتا آن قومی شایسته رهبری جهان است که معدل استعداد آن بالاتر از دیگران باشد ، به ویژه آنکه اگر آن قوم صاحب مکتبی مثل اسلام باشد که به شدت عموم جوامع جهانی تشنه چنین مکتبی هستند ، مکتبی که دین و دنیا و معنویت و مادیت آن ها را توامان تامین می کند و لازم نیست که جامعه ای برای رسیدن به ترقی و پیشرفت مادی ، از معنویت دست بردارد و یا برای رسیدن به معنویت و دین ، از مادیت و ترقی های مادی دست بشوید.
سوال دیگری که اکنون مطرح می باشد این است که پس چرا در حال حاضر اسلام و جهان اسلام با داشتن همه توانایی ها و استعدادهای بالقوه و شایستگی ذاتی برای رهبری جهان ، در جایگاه رهبری جهان قرار ندارد.
پاسخ این است که محوری ترین مشکل جهان اسلام ، نداشتن مدیریت صحیح و عالی است ، یعنی همان چیزی که واقعا اعجاز می کند. اگر در جهان اسلام مدیریت عالی و قابل قبول وجود داشت ، اکنون نه تنها جهان اسلام تا این حد هدف کینه توزی های دشمنان قرار نداشت ، بلکه راهبر و سرور جهانیان بود. امام خمینی به ضعف مدیریت در جهان اسلام اشاره می فرماید و معتقد است که اگر جهان اسلام به خوبی مدیریت شود ، اسلام فاتح جهان می شود. امام خمینی در این باره یک جمله کوتاه و بسیار مهم دارد و می فرماید : با مدیریت صحیح و خوب ، می توان اسلام را فاتح جهان نمود(صحیفه امام ، جلد 21 ، ص 195 )
امام خمینی کسی نبود که فقط حرف بزند و پشتوانه عملی برای سخنانش نداشته باشد. آن بزرگوار پیش از آنکه حرف بزند ، عمل می کرد و در عمل حرف های خودش را به اثبات می رساند. ایشان در زمینه مدیریت خوب و عالی نیز ابتدا عمل کرد و پس از آنکه با مدیریت عالی و کلان خود ، مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد ، چنین سخنی را به زبان آورد تا نسل های بعد ، هم عمل او را در مدیریت صحیح و معجزه آسا ببینند و هم سخن ایشان را بخوانند.
امام خمینی با مدیریت الهی خود به همه مسلمانان اثبات کرد که به راحتی می توان مسیر تاریخ ظلمانی بشر را عوض کرد ، به راحتی می توان گردن کشان جهانی را منکوب کرد ، به راحتی می توان همه آنچه را که بانیان ظلم برجهان تحمیل نموده اند ، برهم ریخت و دنیای جدیدی به وجود آورد.
البته بعد از آنکه امام خمینی چنین تفکری را به جهان اسلام آورد و جوامع اسلامی را به جنبش واداشت ، در جهان اسلام این تفکر جا افتاد و بسیاری از هوشیاران جهان اسلام متوجه شدند که با مدیریت صحیح و الهی می توان اسلام را فاتح جهان و مسلمانان را سرور جهانیان نمود. البته مجموعه جهان استکباری غرب نیز متوجه شد که این تفکر امام خمینی در جهان اسلام طرفدارانی پیدا کرده است و این طرفداران هر روز نیز افزون تر می شوند و اگر چاره ای برای آن اندیشیده نشود ، فردا جهان اسلام ، سرور ملل جهان خواهد شد و مجموعه استکبار به قعر گور خواهد رفت . به همین دلیل بود که جهان استکباری غرب به مقابله با جهان اسلام برخاست و اکنون چندین سال است که این تقابل ادامه دارد و جهان غرب می خواهد نگذارد جهان به پرواز درآید. ولی استکبار غرب در آینده ناگزیر خواهد شد که واقعیت ها را بپذیرد ، زیرا تفکر امام خمینی اکنون متعلق به همه ملل اسلامی شده است .