ریچارد هوگلاند سفیر آمریکا در تاجیکستان در روزهای اخیر نسبت به رویه ها و سیاست های آمریکا در قبال آسیای مرکزی و نتایج این سیاست ها ابراز نگرانی کرده است. براساس گزارش خبرگزاری ها وی در این اظهارات علاوه بر انتقاد از رویه های برخی از رهبران حاکم بر کشورهای منطقه خاطرنشان کرده است که سیاست های آمریکا در طول سال های اخیر باعث ایجاد یک جبهه ضدآمریکایی در منطقه شده است. براساس یک گزارش دیگر روزنامه «کامرسانت» روسیه نیز اخیراً در تحلیلی به بررسی تقابل روسیه با آمریکا در آسیای مرکزی پرداخته است. این روزنامه روسی برگزاری نشست اخیر سران «سازمان همکاری شانگهای» و دعوت از ایران جهت حضور در این نشست را یکی از نمودهای بازر تقابل آشکار آمریکا و روسیه در آسیای مرکزی قلمداد کرده است.
همزمان با اظهار نگرانی برخی از مقامات واشنگتن در ارتباط با تضعیف موقعیت و جایگاه آمریکا در آسیای مرکزی پایگاه اینترنتی «یوروآبزرور» نیز در تحلیلی به چالش اتحادیه اروپا در قبال آسیای مرکزی پرداخته است. براساس این گزارش اتحادیه اروپا در شرایط کنونی بین دو مسئله رعایت حقوق بشر در منطقه آسیای مرکزی و منافع بلند مدت اقتصادی و سیاسی خود در تعارض بوده و به نظر می رسد تأکید بر روی عامل اول در طول سال های اخیر باعث افت جایگاه این اتحادیه در رقابت با سایر مراکز قدرت شده است.
در طول سال های اخیر یکی از مشکلات اساسی غرب و در رأس آن ایالات متحده در قبال منطقه آسیای مرکزی اجبار به عبور از برخی از شعارها و ادعاهای خود در جهت نیل به اهداف اقتصادی و سیاسی در منطقه آسیای مرکزی بوده است. تجربه ثابت کرده است که دنیای غرب و ایالات متحده در شرایطی که تداوم خواست ها و ادعاهایشان در رابطه با آزادی و حقوق بشر به منافع اقتصادی و سیاسی آن در مناطق مختلف لطمه وارد نماید بدنبال منافع اقتصادی و سیاسی خود حرکت نموده اند.
در شرایط کنونی نیز اعتراض سفیر آمریکا در تاجیکستان نسبت به سیاست های واشنگتن در قبال منطقه و ابراز نگرانی اتحادیه اروپا در رابطه با تهدید منافع اقتصادی و سیاسی این اتحادیه در منطقه آسیای مرکزی نشان دهنده تلاش آمریکا و اتحادیه اروپا جهت چشم پوشی از مسایلی همچون حقوق بشر و دموکراسی می باشد.
دنیای غرب در طول سال های اخیر دو رهیافت سیاسی عمده را در رابطه با منطقه آسیای مرکزی دنبال کرده است:
الف) ایجاد تغییرات در نظام های سیاسی حاکم بر منطقه:
یکی از راهبردهای اساسی غرب در رابطه با منطقه آسیای مرکزی تلاش در جهت حاکمیت الگوی سیاسی غرب در این منطقه می باشد. در این چارچوب علاوه بر استفاده از ابزار سازمان های به ظاهر غیردولتی مانند خانه آزادی (Freedom House) و رسانه هایی چون رادیو آزادی، اعمال فشار مستقیم به دولتمردان جهت ایجاد تغییرات و اصلاحات سیاسی در سطح منطقه در دستور کار قرار داشته است. یکی از بازتاب های اولیه این رویه ایجاد شائبه قوی دخالت غربی ها در امور داخلی کشورهای منطقه بوده است. این مسئله نیز باعث ایجاد فاصله ای چشمگیر بین دولتمردان منطقه و غرب شده است. در کشورهائی مانند ازبکستان تعطیلی غالب سازمان های به ظاهر غیردولتی فعال در زمینه حقوق بشر را در پی داشته است. بنابراین غالب کشورهای منطقه اعمال نظر غرب و علی الخصوص آمریکا در مسایلی چون حقوق بشر و رعایت آزادی در سطح این جوامع را بهانه ای برای دخالت در امور داخلی خود ارزیابی کرده و با دید منفی نسبت به آن می نگرند.
ب) جایگزینی نسل جدید رهبران به جای نسل قدیم:
یکی دیگر از رویکردهای اصلی غرب در قبال کشورهای منطقه آسیای مرکزی در سال های اخیر، بدگمانی شدید نسبت به رهبران حاکم بر این کشورها بوده است. به عبارت دیگر آمریکا از یک طرف به علت وابستگی شدید فکری و اعتقادی رهبران فعلی حاکم بر منطقه به تفکر حاکم بر شوروی سابق و از طرف دیگر به علت مساعد بودن زمینه برخی از نخبگان جدید این کشورها برای تحکیم روابط با غرب، به شدت درصدد جایگزینی رهبران سنتی حاکم بر این کشورها بوده است. این رویکرد که براساس سناریوی انقلاب های رنگین پیاده شده است ترس کشورهای منطقه از افزایش مداخلات آمریکا را به حداکثر رسانده است. این سناریو با موفقیت در کشورهایی مانند گرجستان، اوکراین و قرقیزستان پیاده شد اما برخلاف پیش بینی ها اجرای آن در ازبکستان با مقاومت شدید دولت ازبکستان و حمایت قاطع روسیه از دولت این کشور به شکست انجامید.
دو رویکرد فوق ذهنیت ایجاد شده در رابطه با مداخله گرانه بودن سیاست های ایالات متحده در قبال منطقه آسیای مرکزی را در نزد رهبران حاکم بر این منطقه تقویت کرده و آمریکا را در رقابت با سایر مراکز قدرت مانند روسیه و چین دچار ضعف نموده است. درک ابعاد و بازتاب های منفی مداخلات غرب در امور داخلی کشورهای منطقه باعث افزایش اعتراضات مقامات این کشورها نسبت به رویکرد غرب در قبال این منطقه شده است. این مقامات اعتقاد دارند که هرچند وضعیت حقوق بشر و آزادی ها در غالب کشورهای واقع در منطقه آسیای مرکزی روند مطلوب ندارد اما غرب نباید به خاطر این مسئله از منافع کلان اقتصادی و سیاسی حضور در این منطقه چشم پوشی کند. برخی از سیاستمداران غربی نیز پا را فراتر گذاشته اعتقاد دارند که این رویه غرب باعث تقویت حضور قدرت های رقیب در منطقه است.
با عنایت به انتقادات فوق و افزایش حضور و نفوذ روسیه در منطقه آسیای مرکزی به نظر می رسد در ماهها و سال های آتی، رویکرد غرب در قبال آسیای مرکزی تغییراتی را شاهد باشد و از دامنه طرح مسائلی چون حقوق بشر و آزادی در این جوامع کاسته شود. در حقیقت غرب با این رویکرد جدید ثابت کرده است که ماهیت سیاست خارجی آن نسبت به دوران جنگ سرد تغییرات اساسی را شاهد نبوده و اولویت منافع اقتصادی و سیاسی بر مسایلی چون حقوق بشر و آزادی همچنان بر سیاست خارجی آن حاکم است. نکته جالب در این زمینه نیز این است که برخی از مقامات آمریکایی ضعف و اشتباه سیاست خارجی خود در منطقه آسیای مرکزی را متوجه مسکو نموده و اعتقاد دارند که روسیه مهمترین مانع توسعه آزادی و دموکراسی در منطقه آسیای مرکزی می باشد. به عبارت ساده تر سیاست حفظ وضع موجود روسیه در مقابل سیاست تغییر وضع موجود غرب در منطقه آسیای مرکزی اعتراض مقامات غرب را در این رابطه برانگیخته است.