مهدى مروتى
حضور بوش در کاخ سفید و پوتین درکاخ کرملین در طول شش سال اخیر مسائلى را رقم زده که باعث تشدید اختلاف اساسى میان مسکو و واشنگتن شده است:
مخالفت آمریکا با قدرت یافتن روسیه باعث شد تا برخى از کشورهاى اروپایى مانند انگلستان و آلمان نیز با هدف انزواى مسکو دست به کار شده و انقلابهاى رنگین و آرام در کشورهایى مانند “اوکراین” و “گرجستان” را ترسیم نمایند. پس از وقوع انقلابهاى رنگین در تفلیس و کیف معادلات آسیاى مرکزى و حیات خلوت روسیه بسیار متشنج شده است. مسکو یک بار به صورتى مستقیم به میخاییل ساکاشویلى هشدار داد که در صورت ادامه مخالفتهاى او با کاخ کرملین باید در انتظار حملهاى سخت از جانب روسها باشد. در کشور اوکراین نیز ویکتوریو شچنکو که در روزهاى اول انقلاب نارنجى از مشاهده هواداران خود در خیابانهاى کیف لذت مىبرد اخیرا غائله انتخابات مجلس را به مخالفان انقلاب نارنجى واگذار کرد تا پوچ و بىثبات بودن انقلابهاى رنگین برهمگان اثبات شود. باتوجه به کاهش محبوبیت یوشچنکودر میان مردم اوکراین احتمال مىرود سوسیالیستها با گرایشاتى کاملا متفاوت با دستاندرکاران دولت کنونى این کشور بحران زده، قدرت را در دست گیرند.
بحران گاز میان روسیه و اوکراین که هدیه سال جدید میلادى کاخ کرملین به دولت دست نشانده اوکراین بود. باعث شد تا شهروندان این کشور عواقب و تبعات انقلاب نارنجى خود را به طور کامل دریابند.
انزوا از معادلات منطقه و تحت فشارهاى سخت روسها قرار گرفتن از جمله این تبعات است. عواقبى که شهروندان اوکراین به هیچ عنوان حاضر به پذیرش آن نیستند. بنابراین پیروزى اخیر سوسیالیستها در انتخابات پارلمانى اوکراین نشان دهنده مخالفت علنى شهروندان این کشور با انقلاب نارنجى بود. در هر صورت کاخ سفید و اتحادیه اروپا سعى دارند با ایجاد زمینههاى مساعد در راستاى پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو سیاست محاصره منطقهاى روسیه را به اجراى کامل درآورند. این درحالیست که وضعیت بىثبات موجود در این کشورها قدرت دست نشاندگان آمریکا در این مناطق را به شدت کاهش داده است.
از سوى دیگر با پیروزى “الکساندر لوکاشنکو” در انتخابات سراسرى بلاروس نوار انقلابهاى رنگین در حیات خلوت روسیه پاره شده است و هیچ دورنمایى در برابر دیدگان بوش و نومحافظهکاران در خصوص ترسیم منطقهاى آمریکایى در اطراف روسیه وجود ندارد.
در ضیافت شامى که حدود یک ماه قبل در نیویورک برگزار شد درگیرى لفظى میان رایس و لائوروف به اندازهاى شدت یافت که حتى رسانههاى خارجى از پخش جزئیات مربوط به آن خوددارى کردند. دیک چنى معاون رئیس جمهور آمریکا نیز چندى پیش با شرکت در کنفرانس کشورهاى سابق مشترکالمنافع که بدون حضور روسیه برگزار شد بر انزواى روسیه از معادلات آسیاى مرکزى تاکید کرد. چنین اقداماتى باعث شد تا “پوتین” همتاى آمریکایى خود یعنى “جرج واکر بوش” را به عنوان یک گرگ خطاب کند ...
مناسبات روسیه و ایالات متحده آمریکا باتوجه به وجود اختلافات اساسى میان این دو هیچگاه در شکل و بسترى مطلوب ترسیم نخواهد شد. مقامات روس و آمریکایى هیچگاه حاضر به پذیرش مانور یکدیگر در نظام بینالملل نخواهند بود. البته در این حقیقت شکى نیست که در صورت شکست جمهورىخواهان در انتخابات ریاست جمهورى سال 2008 میلادى و ایجاد تغییرات احتمالى در معادلات سیاست داخلى روسیه فصل جدیدى از روابط میان این دو کشور گشوده خواهد شد. اما این فصل جدید در قالبى کاملا صورى و کلى تعریف خواهد شد.
در نهایت اینکه مطابق آنچه هم اکنون در اطراف روسیه رخ مىدهد اختلافات میان مسکو - واشنگتن تا سالیان دراز پایانى نخواهد داشت. به عبارت دیگر کاخ سفید و کاخ کرملین هیچگاه با یکدیگر قابل جمع نخواهند بود ...