تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۸۲۸۴۳

گرچه در یک سال گذشته نام فاطمه رجبی به واسطه انتصاب همسر او غلامحسین الهام به سخنگویی دولت محمود احمدی نژاد بیش از پیش به گوش می خورد اما رجبی برای خوانندگان نشریات تندرو در دهه گذشته نام ناآشنایی نیست.
فاطمه رجبی فرزند علی دوانی محقق و نویسنده آثار دینی و تاریخی است گرچه ظاهرا جز نسبت خانوادگی با پدر و نیز برادرانش نسبتی دیگر ندارد و حتی یکی از برادرانش با انتشار نامه ای سرگشاده از دیدگاه های خواهرش درباره هاشمی، خاتمی و کروبی از طرف خود و پدرش اعلام برائت کرد.
دیدگاه‌های فاطمه رجبی بیشتر در نشریاتی مانند «صبح» به مدیریت مهدی نصیری و نیز «یالثارات» به مسئولیت انصار حزب الله چاپ شده است. نشریاتی که نسبت به مطبوعات محوری راستگرایان در ایران نیز تندتر به حساب می آیند. شاید به همین دلیل است که مقالات رجبی تقریبا هیچ کدام از رجال سیاسی ایران به جز محمود احمدی نژاد و غلامحسین الهام را بی نصیب نمی گذارد. به جز چند مقاله اخیر رجبی از او چند کتاب درباره مفاهیمی مانند فمینیسم و لیبرالیسم از سوی انتشارات کتاب صبح چاپ شده است. آخرین کتاب او «احمدی نژاد معجزه هزاره سوم» نام دارد که در بیش از سیصد صفحه کلیه رجال سیاسی ایران را به باد نقد و اتهام کشیده است.
فاطمه رجبی، که ظاهرا از نزدیکترین همفکران رئیس جمهور است، در آغاز کتاب می نویسد: «دموکراسی به لحاظ مبنا، انگیزه و هدف بشرانگارانه با ادیان الهی به ویژه اسلام ناسازگاری دارد.» ص 15در حالی که رهبری واژه مردم سالاری دینی را معرف نظام سیاسی ایران معرفی کرده اند. رجبی می نویسد: «واژگان دموکراسی اسلامی، مردم سالاری دینی، اصلاح طلبی دینی و... تنها در عرصه سیاست صرف کارآمدی دارد. کارنامه 16سال گذشته ایران اسلامی موید ادعای فوق است. نمی توان از این قالب غربی، انتظار محتوایی اسلامی داشت و نباید و نمی توان نواقص، چالش ها و پیامدهای دین ستیز این ظرف را در همین قالب و محتوا پیگیری کرد و به نتیجه رسید.» ص16
در واقع فاطمه رجبی نماینده ای از طرز فکری است که سنت گرایی را به بنیادگرایی تبدیل کرده و عمده بلکه همه مظاهر تجدد را در ستیز با تدین می بیند. سخنان رجبی بارها از سوی افرادی مانند محمدتقی مصباح یزدی تئوریزه شده است.
فاطمه رجبی تبارشناسی جریان احمدی نژاد را به انتخابات مجلس ششم بازمی گرداند. آنجا که می نویسد: «یکی از علل عدم اعتماد ملت به سلامت انتخابات مجلس ششم حضور چهره های سرشناس و موجه در فهرست جناح مقابل اصلاح طلبان بود. به عنوان مثال برخی از نامزدهای این فهرست در تهران عبارت بودند از دکتر احمدی نژاد، دکتر توکلی، دکتر الهام، مهندس جهرمی، دکتر محسن رضایی، دکتر دانش جعفری و... این اسامی در برابر منتخبینی که اکثرا ناشناخته بوده و به لحاظ اعتقادی و سیاسی مورد قبول مردم نبودند، حیرت ملی را به وجود آورد.» ص32
ترکیبی که فاطمه رجبی به آن اشاره می کند همان شکست خوردگان انتخابات مجلس ششم هستند که هم اکنون بخشی از آنها ترکیب دولت نهم را تشکیل می‌دهند.
فاطمه رجبی از منتقدان جدی هاشمی رفسنجانی است. از نظر او: «ثمره دوران حاکمیت هاشمی دگرگونی ارزش ها، خدشه در اصول، ترویج لیبرالیسم و به کارگیری مدیرانی غیرانقلابی بود... مهم ترین چرخش هاشمی رفسنجانی در اصول، رویکرد به خردگرایی و جایگزینی آن به جای دین مداری بود.» ص47
با وجود این رجبی منتقد افرادی مانند احمد توکلی نیز هست: «چرخش دیدگاه اقتصادی وی اطمینان به ثبات نظر او را در عرصه های مختلف برای آگاهان خدشه دار ساخته بود.» ص52در جایی دیگر رجبی برنامه انتخاباتی توکلی را این گونه معرفی می کند: «نبود پیام اسلام خواهی و فقدان راهکار جدی و بنیادین عدالت طلبی در برنامه ها و شعارهای توکلی برای مردم امیدواری عملی را به همراه نداشت.» ص61فاطمه رجبی در نقد سران جناح راست به ناطق نوری نیز می پردازد: «برای ملت، هاشمی و ناطق نوری از حیث دیدگاه، برنامه و راهکار دو روی یک سکه بودند.» ص58فاطمه رجبی در نقد اصلاح طلبان تا جایی پیش رفته است که درباره ترور سعید حجاریان تروری که همه جناح های سیاسی آن را محکوم کردند چنین اظهارنظر می کند: «بیدادی که حجاریان رئیس شورای شهر تهران و عضو مرکزیت حزب مشارکت علیه دین و فرهنگ ملت برپا کرد به ترور او منجر شد.» ص69
رجبی در کتاب خود شیوه قدرت گرفتن همان حلقه شکست خورده در انتخابات مجلس ششم را این گونه گزارش می کند که: «از آنجا که احمدی نژاد منتخب شورای شهری بود که با نام آبادگران به صحنه آمده بودند او پایه و مایه آبرو و اعتلای سیاسی و دینی این گروه شد...
گروه‌های پشت صحنه آن بیش و پیش از هر مسئله با محوریت احمدی نژاد بود.» ص74رجبی در ادامه با انتقاد از بی توجهی دیگر اصولگرایان به نقش احمدی نژاد در تشکیل مجلس هفتم می نویسد: «اما آیا در عمل این مجلس طریق اصولگرایی را پیمود یا اینکه حرکت مجلس با انتظار و امید ملت همخوان و همسو بود اینها پرسش هایی است که در آرای ملت به مجلس هفتم پاسخ داده خواهد شد.» ص74بر همین اساس است که فاطمه رجبی به انتقاد از افرادی مانند احمد توکلی می پردازد که تا پایان مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری با نامزدی محمود احمدی نژاد مخالف بودند. او عملکرد احمد توکلی را به یاد می آورد و می‌پرسد: «آیا توکلی که سابقه چرخش های کلان نگرشی داشت و رفتارها و شعارهایش در انتخابات گذشته با آنچه پس از انتخابات از او مشاهده می شد در تعارض بود می توانست گزینه نهایی مردم باشد» ص 82 فاطمه رجبی در میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بیش از همه منتقد محمدباقر قالیباف است:
«قالیباف با استعفای کامل از سپاه پاسداران قاطعانه خود را مهیای گرفتن پست ریاست جمهوری کرد. این کار گرچه اجرای قانون بود ولی از دید افکار عمومی و از منظر شاخص های ارزشی مردم نامطلوب تلقی گردید.» ص84با این وجود به نظر رجبی تایید صلاحیت قالیباف در شورای نگهبان قابل انتقاد است چرا که او «رجل سیاسی» نبود و «رجل نظامی» به حساب می آمد: «با اینکه قالیباف نهایتا در شورای نگهبان تایید صلاحیت شد اما این پرسش سرنوشت ساز همچنان باقی ماند که آیا مصلحت سنجی های مقطعی معضل ساز آینده نخواهد بود» ص85بدین ترتیب روشن می شود فاطمه رجبی قالیباف را معضل آینده می داند. در ادامه این تاریخ نگاری، رجبی به انتقاد از تایید صلاحیت مصطفی معین به دستور مقام رهبری می پردازد: «اما با اعلام اسامی نامزدهای تایید صلاحیت شده در انتخابات ریاست جمهوری سال 84که نام معین در میان آنان نبود یک حرکت عجیب و بی سابقه رخ داد. حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی با نگاشتن نامه ای به محضر مقام معظم رهبری تایید صلاحیت برخی از رد صلاحیت شدگان را درخواست نمود» ص 86فاطمه رجبی که در نامه اخیر خود از غلامعلی حدادعادل نیز انتقاد کرده است به نقد علی لاریجانی نیز می پردازد: «وی در فیلم تبلیغاتی خود گام تندتر برداشت و از شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه نوبل نام برد و او را ستود. این حرکت که از نظر سیاسی و فرهنگی پیامدی منفی در پی داشت برخلاف انتظار او ضربه بزرگی به او وارد کرد.» ص112
رجبی در تحلیل رای لاریجانی می نویسد: «یک و نیم میلیون رای لاریجانی در جای خود پیام هایی داشت: ناخرسندی شدید و مبنایی مردم نسبت به عملکرد 10ساله وی بر رسانه ملی. این امر که در سال های گذشته به روشنی از سوی گروه های مردمی ابراز می شد تفاوت یا تعارض نگاه لاریجانی با مردم را در فرهنگ سازی تبیین می کرد.» ص126رجبی حمایت توکلی از قالیباف در مرحله اول انتخابات را به نقد می کشد و می نویسد: «افکار عمومی به روشنی شاهد آن بود که افرادی چون دکتر توکلی با شعارهای تند عدالت خواهی و انتقاد و اعتراض و حمله به حیف و میل و سوءاستفاده از بیت المال توسط کارگزاران سازندگی نامزدی چون قالیباف را برگزیده اند. این گزینش بار محتوایی داشت. پرسش بنیادین و تاثیرگذار مردم این بود که چگونه ایثارگران و آبادگران و اشخاصی مانند دکتر توکلی در مورد محتوا، شیوه و هزینه سرسام آور تبلیغاتی نه تنها به قالیباف اعتراض ندارند بلکه او را مورد حمایت همه جانبه خود قرار داده اند» ص 122فاطمه رجبی تحلیل آرای قالیباف را بهانه توهین به احزاب و مجلس اصولگرا قرار می دهد و می نویسد: «حزب هایی که در چرخش سریع و صریح قالیباف را رئیس جمهور قطعی و حتمی می دانستند منظور جمعیت ایثارگران و آبادگران است فاقد پایگاه قابل توجه اجتماعی هستند... چهره های شاخص حامی قالیباف که در کسوت نمایندگی مجلس تمام توان خود را در حمایت از وی به کار بردند منظور افرادی مانند توکلی و افروغ است دارای کمترین نقطه اشتراک و ارتباط فکری و سیاسی با ملت می باشند.» ص 125فاطمه رجبی حتی به روزنامه هایی مانند رسالت و کیهان هم رحم نمی کند: «روزنامه رسالت از اردوگاه اصولگرایان یا جناح موسوم به راست در اردیبهشت ماه تخریب احمدی نژاد را آشکارا... آغاز کرد.» ص 183«روزنامه کیهان به رغم آن که غیرجناحی بودن خود را به اثبات رسانیده بود در نهمین انتخابات ریاست جمهوری با دکتر احمدی نژاد برخوردی مسئله ساز داشت...
نوشته‌ها و سرمقاله‌های شبهه ناک روزنامه کیهان را هم در مسیر مخالف احمدی نژاد قرار داد... خود شریعتمداری هم نمی دانست قالیباف بیشترین بخت را دارد یا احمدی‌نژاد.» ص 186
فاطمه رجبی یک شخص نیست. او نه تنها همسر سخنگوی دولت بلکه یکی از نزدیک ترین همفکران رئیس جمهور است. رئیس جمهوری که معتقد است بدون حمایت هیچ یک از احزاب سیاسی به قدرت رسیده است و اکنون یکی از همفکران او حتی اصولگرایان را با انتخابات مجلس هشتم تهدید می کند.
جناحی در راه است که هم به حذف راست و هم به حذف چپ می اندیشد، هم خاتمی و هم ناطق نوری و حتی احمد توکلی و علی لاریجانی را رد می‌کند.