عباس علوی: زمان برای قضاوت درباره عملکرد 12 ماهه دولت احمدی نژاد کافی نیست و اصولا عملکرد هر دولتی در سال اول مقیاس قابل قبولی برای قضاوت نهایی نیست. این خطایی است که 50 اقتصاددان مرتکب آن شدند. اما در همین مدت می توان تغییر رویکردها را مورد اشاره قرار داد.
دولت کار و تلاش:
دولت احمدی نژاد و بویژه شخص وی در حد طاقت فرسا در حال کار، تلاش و مجاهدت است به نحوی که میزان کار و تلاش در 16 سال گذشته نبوده است. توسعه مبتنی بر عدالت در دولت های گذشته رشد و توسعه اقتصادی حتی به قیمت له شدن طبقات محروم و مستضعف به عدالت تقدم داده شد. اما دولت احمدی نژاد نمی خواهد تجربه تلخ 16 سال گذشته را تکرار کند. مردی از جنس مردم، احمدی نژاد با عملکرد و اقدامات خود و بویژه سفرهای استانی و نوع تعامل با مردم نشان داده که از جنس خودشان است. مردم باور کرده اند که احمدی نژاد فردی سلیم النفس بوده و اهل دروغ و نیرنگ نیست و صادقانه با مردم سخن می گوید. توجه به تولید و حمایت از سرمایه گذاری داخلی، عدم استفاده از توانمندی ها و ظرفیت های داخلی همواره یکی از نگرانی های تولیدکنندگان و سرمایه گذاران داخلی بوده است. تا جایی که به بهانه تعامل با اقتصاد بین الملل، حقوق داخلی ها پایمال و نادیده گرفته می شود و پروژه ها به صورت کلید در دست و حداقل با مشارکت غالب خارجی ها اجرا می شود. در مشارکت با خارجی ها هم امتیازات زیادی به آنها داده می شد. نمونه عینی این موارد را می توان در قراردادهای تاو و ترکسل و ال 90 مشاهده کرد که الحمدلله با تلاش مجلس هفتم و دولت نهم، برخی از این قراردادها لغو و برخی دیگر با اعمال نظرات طرف ایرانی مثل ال 90 اصلاح شد و بار دیگر اقتدار ایران به نمایش گذاشته شد. بحث ساخت داخل پروژه ال90، تغییر لفظ اجازه به هماهنگی با شرکت رنو در ارتباط با قراردادن طراحی شرکت های خودروسازی داخلی بر روی پلت فورم 90X، حذف بند ممنوعیت شرکت های ایران خودرو و سایپا در ارتباط با این که به جز شرکت رنو، قراردادی در کلاس خودروی ال90 با شرکت دیگری امضا نکنند و صادرات 20 درصدی خودروهای ال90 از جمله اصلاحات مدنظر مجلس و دولت ایران در مورد پروژه ال90 بود که در نهایت شرکت رنو با انجام هرچهاربند موافقت کرد. انتقاد از کارگزاران در دولت های قبل فصلی پدید آمده بود که مقام های دولتی فاصله زیادی با مردم پیدا کرده بودند و از سر کبر و نخوت با مردم سخن می گفتند. اما امروز روحیه خدمتگزاری جایگزین منت گذاری شده و حتی رئیس دولت در سفرهای استانی این گونه مدیران را که اسباب نارضایتی مردم را فراهم کرده، به باد انتقاد می گیرد و حجت را بر آنها تمام می کند.
توفیقات برجسته در سیاست خارجی:
احمدی نژاد توانسته است رویکرد منفعلانه در سیاست خارجی و امور بین الملل را به رویکردی خلاق، آرمانی و فعالانه مبدل سازد درحالیکه رخوت و سستی دستگاه دیپلماسی کشور را فراگرفته بود. سیاست تهاجمی و خلاقانه ایران به عینه در جریان هسته ای، مقابله با رژیم صهیونیستی، دفاع از مردم مظلوم لبنان، فلسطین و سوریه و طرح مباحثی درباره تشکیک در مقوله هولوکاست نمونه این ادعا است. قهرمان ملی، موضع گیری های سازش ناپذیرانه احمدی نژاد در مقابله با شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل غاصب از وی چهره های قهرمانی و ملی در جهان سوم بویژه کشورهای عربی و اسلامی ساخته است. از همین رو امروز احمدی نژاد از محبوب ترین چهره ها در بین مردم مسلمان است. اینک همگان چشم دوخته اند که احمدی نژاد چه می کند. دوره جدید را می توان پایان دوره خودباختگی در عرصه سیاست خارج نامید. عمل به وعده کاهش نرخ سود بانکی، یکی از خواسته های مردم از نظام بانکی کاهش نرخ سودهای سرسام آور بوده است. خاتمی هم در طرح ساماندهی اقتصادی بر این نکته تأکید کرده بود. اما با مخالفت یارانش، طرح ساماندهی به بایگانی تاریخ رفت و اقدامی انجام نشد. مجلس هفتم مصوبات خوبی برای کاهش نرخ سود بانکی داشت و احمدی نژاد در این راه گام برداشت. امروز از نرخ سود 22 درصدی خبری نیست و نرخ سود به 14 درصد کاهش یافته است. احمدی نژاد برنامه های زیادی برای شبکه بانکی دارد اما تکنوکرات های این شبکه در این راه با وی همراهی ندارند و جالب این است که در جلسات مختلف علیه سیاست های بانکی احمدی نژاد موضع گیری هم می کنند آنها می گفتند اگر نرخ سود کاهش یابد، مردم پول های خود را از بانک بیرون می کشند ولی در عمل با کاهش نرخ سود سپرده های مردم در بانک ها 34 درصد رشد کرد.
بازسازی اعتماد مردم: عناصر دوم خردادی با افراطی گری و پرداختن به مسائل غیرضروری و مهم اعتماد مردم را به مسئولان سلب کردند. اما احمدی نژاد این اعتماد را بازسازی کرده و روح تازه ای در مردم دمیده است. نظرسنجی ها هم نشان می دهد که امید مردم به آینده و اصلاح امور بیشتر شده است. صرفه جویی یادمان نرفته است که تنها برای افتتاح فرودگاهی که برای بهره برداری هم آماده نبود بالغ 936 میلیون تومان هزینه شد. امروز از آن ریخت وپاش ها خبری نیست و با مراسم افتتاح پرهزینه بشدت برخورد می شود.
عدم جرأت در ارتکاب فساد:
امروز آن دسته از کارگزارانی که جیب آنها با جیب بیت المال تفاوتی نداشت جرأت فساد و رانتخواری ندارند یا از عرصه مدیریت حذف شده و یا دیگر امکان ادامه روش های نادرست گذشته را ندارند بسیاری از قراردادهای قبیله ای، فامیلی و حزبی بسته می شد همین امر زمینه میلیون ها دلار صرفه جویی را فراهم کرده است. به همین خاطر اصولا شکل گیری باندهای سازمان یافته فساد، در بسیاری از موارد منتفی شده است.
برقراری آرامش روانی: افراطی گری خصوصاً در دوره دوم خرداد و علم کردن بحران های تصنعی و وقایعی از قبیل 18 تیر و جار و جنجال های بیهوده رسانه ای آرامش روانی را از مردم سلب کرده بود. متأسفانه تمام این اتفاقات، به بهانه آزادی صورت می گرفت. حال آنکه آزادی بدون مسئولیت نتیجه ای جز هرج و مرج و بی بندوباری اثر دیگری نداشت که برخی خیابان های تهران گواه این مدعا است. امروز دیگر از آن بحران ها خبری نیست و آرامش به کشور بازگشته است. جوانگرایی و تغییر مدیریت های سندزده برخی مدیران در دوره های قبل به گونه ای عمل می کردند که کانه مادام العمر بوده و مدیریت به صورت دائمی بر آن ها سند زده شده و همین امر نوعی یأس را در جوانان پدیده آورده بود. با ورود احمدی نژاد سیل عظیمی از جوانان وارد عرصه مدیریت شدند که آثار و برکات عملکرد آنان در آینده نمودار خواهد شد. این همان موضوعی است که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان گردش نخبگان یاد می شود، احیای گفتمان انقلاب اسلامی مردم پس از عملکرد هشت ساله دولت آقای هاشمی به شدت میل به تغییر برای تحول و اصلاح داشتند. این میل به تغییر، میل به تغییر فرد نبود بلکه میل به تغییر گفتمان بود ولی جریان دوم خرداد نگذاشت این اتفاق بیافتد و مانع تغییر گفتمان شد و آمد گفتمان گذشته را با پرچم توسعه سیاسی استمرار بخشید و هیچ تغییری رخ نداد اگر تبلیغات دوم خردادی ها را نگاه کنید مملو از توجه و توسل به گفتار امام و مسائل دینی است. ابتدا این احساس وجود داشت که ممکن است یک بازگشتی به گفتمان انقلاب اسلامی رخ دهد اما در مقابل این تخطی از شعارها، هیچ پاسخی به مردم داده نشد و بلکه احزاب جدید به گونه ای عمل کردند که مردم آرام، آرام دیدند این جریان در حال فاصله گرفتن از اصول و ارزش های انقلاب است و لذا با آگاهی از سرنوشت جریان و حزب گذشته به نام کارگزاران و برداشتی که از نوع ظهور و عملکرد حزب جدید بنام مشارکت پیدا کرده اند، متوجه شدند که این دو حزب دست در دست هم داشته و یکی هستند و اگر چه اختلافات جزئی دارند ولی جوهر و ماهیت آنها یکی است و لذا مردم به دنبال نه گفتن به اینها بودند. در سال های اول انقلاب، طرفدار مستضعفین و گفتمان انقلاب اسلامی بودند و به فراخور زمان، رنگ عوض کردند و در زمان حاکمیت اندیشه توسعه اسلامی به روش غربی، خود را به رنگ این اندیشه درآوردند و در زمان حاکمیت اندیشه توسعه سیاسی، مدعی طرفداری از توسعه سیاسی شدند که جوهره اندیشه همه اینها اندیشه لیبرالی است و به الگوی بومی، دینی و مذهبی برای اداره جامعه اعتقادی ندارند. این افراد به آن میزان که خودشان را با روحانیت و شعارهای ظاهری که از امام و رهبری سرمی دادند در افکار عمومی خود را موجه جلوه می دادند ولی بعد از مدتی که کنه عملکرد آن ها برای مردم روشن می شد مردم دست رد به سینه اینها می زدند. این جریانات امروز هم در جامعه فعال هستند اما سوم تیر بر بستر گفتمان انقلاب اسلامی که گردوغبار روی آن را گرفته بود، شکل گرفت و این جریانات را از مسند امور نظام کنار زدند.