تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۸۹۷
اشاره : عملیات کربلای 2 از جمله عملیاتهایی است که در قالب عملیات متوسط رزمندگان اسلام دسته بندی شده و در اواخر سال چهارم جنگ انجام شد. از جمله ویژگی های مهم این عملیات حضور یک گردان از اسیران داوطلب عراقی در زیرمجموعه تیپ 9 بدر در این عملیات است که به نوبه خود برای اولین بار در طول جنگ این اتفاق افتاد. دومین ویژگی شهادت شهید محمود کاوه فرمانده لشکر ویژه شهدا که آوازه شجاعت و دلاورمردی آن زبانزد همگان بود. لذا به منظور توجه بیشتر به این دو خصوصیات عملیات ، دو گزارش مستند که یکی عملکرد تیپ 9 بدر در عملیات و دیگری نحوه شهادت شهید محمود کاوه قهرمان لشکر ویژه شهدا در ادامه شرح عملیات ارائه می گردد.

شرح مختصر عملیات :
عملیات کربلای 2 در 10 شهریور 1365 در منطقه حاج عمران ، با شرکت یک تیپ از لشکر 10 سیدالشهدا(ع ) و تیپ 9 بدر ، 12 قائم ، 21 امام رضا ، 105 قدس ، 155 شهدا ، در مجموع به استعداد 28 گردان از سپاه انجام شد.
هدف های عملیات عبارت بودند از : ترمیم خط پدافندی ، خارج کردن عقبه خودی از دید و تیر دشمن و دست یابی به راه کارهای مناسب به منظور عمق دادن به منطقه برای عملیات بعدی .
مانور عملیات از دو محور طرح ریزی شده بود : محور راست ، شامل ارتفاعات گردکوه (معروف به شهیدصدر) ، تخته سنگی ، تپه شهدا و تپه سرخ و 2 محور چپ ، شامل ارتفاعات 2519 ، واراس و یال های آن ، تپه تخم مرغی ، شیار « انه » ، و دو یال ارتفاع مسکران .
فرماندهی این عملیات به قرارگاه سیدالشهدا(ع ) ، یکی از قرارگاه های تابعه نیروی زمینی سپاه واگذار شد. در شب اول عملیات ، تپه شهیدصدر ، تخته سنگی و مقر فرماندهی دشمن به تصرف نیروهای خودی درآمد و در جناح چپ ، به علت عدم دست یابی کامل به هدف ها ، رزمندگان عقب نشینی کردند. در شب دوم ، باردیگر نیروها از محور چپ دست به حمله زدند ، اما موفقیتی به دست نیامد و عملیات با تصرف نیمی از هدف ها ، به پایان رسید.
عملکرد تیپ 9 بدر در عملیات کربلای 2 :
تیپ 9 بدر تشکلی از نیروهای مجاهد و ارتشیان عراقی است که از شروع جنگ تحمیلی و یا در طول آن با هجرت یا پناهنده شدن به ایران ، در کنار نیروهای سپاه پاسداران شروع به فعالیت کرده اند. این نیروها عموما در عراق افسر و درجه دار بوده اند. بیشتر افراد کادر تیپ نیز از نیروهای عراقی می باشند.
این تیپ ابتدا در قالب گردان های « شهیدصدر » به وجود آمد و در کنار نیروهای خودی در عملیات بدر حضوری شایسته داشت . پس از آن نیز در چند عملیات در « هور » از جمله عملیات « قدس » و « عاشورای 4 » شرکت کرد و موفقیت هایی را نیز به دست آورد. سپس با ادغام در نیروهای « قرارگاه رمضان » همکاری خود را با این قرارگاه آغاز کرد.
این تیپ به استعداد سه گردان از نیروهای مجاهد عراقی و یک گردان از اسیران داوطلب ، در مجموع با 650 نیرو در عملیات کربلای 2 شرکت کرد . آنچه برای اولین بار در طول جنگ در این عملیات انجام شد ، حضور یک گردان از اسیران داوطلب شامل سربازان ، درجه داران و افسران عراقی بود.
راوی تیپ 9 بدر (علی مژدهی ) روحیه نیروهای این تیپ را قبل از حرکت آنها برای عملیات ، چنین تشریح کرده است : « کلیه نیروها با داشتن روحیه ای بسیار قوی ، دسته دسته ضمن آماده شدن برای حرکت ، با برگزاری مراسم سینه زنی و نوحه خوانی به پادگان شور و حال عجیبی داده بودند. عده ای از برادران نیز مشغول نوشتن وصیت نامه بودند و همگی بی صبرانه منتظر حرکت به سمت منطقه عملیاتی بودند. در گردان اسرا نیز این وضعیت به چشم می خورد ، عده ای در حال نوحه خوانی و سینه زنی بوده و هر کدام با دیدن فرمانده تیپ او را در بغل گرفته و با خنده به وی نوید پیروزی می دادند. »
راوی در شرح اقدامات این تیپ در عملیات کربلای 2 ، نوشته است : « در حالی که منطقه با خمپاره های منور دشمن روشن شده است ، نیروهای تیپ حرکت خود را به آرامی به سوی اهداف تعیین شده ادامه می دهند. کلیه گردان ها قصد دارند که در بین ساعات 22 تا 23 به پای کار برسند . گردان شهیدصدر در ساعت 22 به نزدیکی خط اول دشمن می رسد و دسته خط شکن با استقرار در جلو گردان ، آماده هجوم نهایی می شود. برادران واحد تخریب در حال خنثی سازی مین معابر در زیر نور منورها و شلیک خمپاره های دشمن هستند ، که ناگهان دشمن متوجه نیروهای خودی می شود و آنها را به رگبار گلوله می بندد و به دنبال آن درگیری آغاز می شود.
نیروها با عبور از معابر ، خود را به خاک ریز دشمن می رسانند و زیر آتش و نارنجک هایی که به سوی آنان پرتاب می شود ، به داخل کانال جلو خود می روند و جنگ تن به تن را در داخل کانالی با عرض کم و ارتفاع نزدیک به یک و نیم متر آغاز می کنند ، دشمن که با هجوم قدرت مندانه نیروهای خودی مواجه شده است ، به رغم مقاومت شدید ، سنگر به سنگر عقب می رود. در این هنگام یکی دیگر از گردان های تیپ 9 بدر (شهیددستغیب ) موفق می شود با شکستن خط دشمن ، از پشت به او حمله کند. این امر سبب می شود که نیروهای دشمن با ناامن دیدن وضعیت خود ، دست از مقاومت بردارند. به دنبال آن ، گردان شهیدصدر موفق می شود با گردان شهیددستغیب الحاق کند و هر دو به سوی مثلث انتهایی ارتفاع پیش روی کنند ، براثر این حرکت ، بقیه افراد دشمن به عقب می گریزند و نیروهای دو گردان روی مثلث انتهایی مستقر شوند.
یکی دیگر از گردان های تیپ 9 بدر (گردان حمزه ) که عمدتا از اسیران عراقی تشکیل یافته است ، به منظور کمک به آنها وارد عمل می شود و با حرکت سنگر به سنگر در داخل کانال ها ، به پیش روی ادامه می دهند.
با روشن شدن هوا تمام منطقه پاکسازی می شود و در نتیجه ، ارتفاع شهید صدر و یال آن و ارتفاع صخره ای به دست نیروی چهار گردان از تیپ 9 بدر تصرف می شود و دشمن با برجاگذاشتن کشته ها و اسیران بسیار ، از این منطقه عقب نشینی می کند. »
حرکت فرمانده تیپ 155 شهدا به سوی شهادت :
در وضعیت فوق طاقت و به شدت دشواری که نیروهای عمل کننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پیروزی را نیز دور از دسترس ببینند . تیپ ویژه 155 شهدا ، به خصوص فرمانده آن ، مومنانه و شجاعانه در عرصه درگیری وارد شدند. شهید امیری مقدم راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ در این تیپ ، در گزارش خود از عملیات کربلای 2 ، درباره این وضع و حرکت نیروها برای ادامه عملیات و سرانجام آن ، چنین روایت کرده است : « تغییرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقیت کامل تیپ ویژه 155 شهدا در عملیات شب گذشته ، موجب تردید در مسئولان ، خصوصا فرماندهان این تیپ شده بود. این تردید اگرچه در خود فرمانده تیپ (برادر محمود کاوه ) نیز وجود داشت ولی وی با توجه به حساسیت زمان و مصلحت کل عملیات ، این تردید را بروز نمی داد و به همین دلیل تصمیم گرفت برای زدودن تردیدها و تقویت روحیه عملیاتی در افراد تیپ ، به همراه نیروهای عمل کننده در منطقه درگیری حاضر شود. وقتی که مسئولان تیپ از این تصمیم آگاه شدند در صدد برآمدند که وی را از این عمل بازدارند. فرمانده یکی از گردان ها (برادر صلاحی ) برای منصرف کردن وی ، می گوید : « شما این کار را نکنید ، آتش دشمن زیاد است ، مسیر ، بدمسیری است ، خدای نکرده طوری می شود. » فرماندهی در جواب می گوید : « خب ، اگر این طور است ، ما هم شهید می شویم . اگر کار مثل شب گذشته بشود ، ما هم حاضریم امشب شهید شویم . » به همین اندازه که خود وی در رفتن به خط درگیری مصمم بود ، سایر مسئولان تیپ مخالف بودند.
مکالمه زیر که در آخرین دقایق قبل از عزیمت برادر کاوه به منطقه و در هنگام پوشیدن پوتین ، بین وی و قائم مقام تیپ (برادر منصوری ) انجام گرفته ، بیانگر این واقعیت است که ایشان چه قدر به رفتن و دیگران چه اندازه در بازداشتن وی مصمم بوده اند. متن مکالمه این چنین است :
منصوری : رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع ...
کاوه : نه
منصوری : اگر نظر شما این است که نیروهای عمل کننده آدم قوی تری می خواهند ، من قوی نیستم ولی می روم جلو و یکی دیگر را این جا می گذارم .
کاوه : نه ، من می خواهم امشب ، شما اینجا باشید.
منصوری : من نمی خواهم .
کاوه : امشب کارها جور نمی شود.
منصوری : خب ، اگر جور نمی شود با رفتن شما هم جور نمی شود.
کاوه : چه می گویم ! جور می شود ، ان شاالله جور می شود.
منصوری : البته اگر خدا بخواهد جور می شود. شما هم این جا کلی کار دارید : مسئله قرارگاه ، هماهنگی توپخانه و...
کاوه : این ها همه اش حل می شود ، این ها مشخص است .
منصوری که از بحث کردن نتیجه نمی گیرد ، با پیش کشیدن تصمیم خودش برای رفتن به جلو ، می گوید : حالا در هر صورت شما بروید ، من کار ندارم . من هم برای انجام ماموریت ، گردان امام حسین (ع ) را برمی دارم و می روم .
کاوه : خب ، شما این کار را بکنید.
منصوری : ولی این جا در مقر فرماندهی تیپ کارها می خوابد.
کاوه : مسئله ای نیست ، شما همین اول درگیری که من جلو هستم ، این جا باشید.
منصوری وقتی بازهم نتیجه نمی گیرد ، به طور جدی تری می گوید : آقای کاوه ، می خواهید به زور متوسل بشویم جلو رفتن شما اصلا درست نیست . منطقی نیست .
کاوه : امروز با روزهای دیگر فرق می کند. من یک چیزهایی می دانم ، یک چیزهایی هست ، می دانم تردید هست .
منصوری : خب ، تردید طبیعی است ، باید باشد.
کاوه : خب اگر آدم خودش جلو باشد و یک وقت مسئله ای پیش آمد ، می تواند هم پیش خدای خودش و هم پیش خلق خدا و...
برادر کاوه سکوت می کند و برای هدایت گردان امام حسین (ع ) از سنگر فرماندهی خارج می شود. »
راوی تیپ ویژه 155 شهدا سپس افزوده است : « به هنگام اعزام گردان ها برای اجرای ماموریت ، ابتدا گردان امام حسین (ع ) ، سپس گردان امام سجاد(ع ) در حالی که فرماندهی تیپ (محمود کاوه ) پیشاپیش آنها قرار داشت ، حرکت خود را برای تصرف ارتفاع « 2519 » آغاز کردند . طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسین (ع ) پایگاه های 1 و 2 و گردان امام سجاد(ع ) پایگاه های 3 و 4 را تصرف کنند . حساسیت دشمن نیز نسبت به شب اول کم تر شده بود و احتمال جدی نمی داد در این محور مجددا عملیات شود ، از این رو اجرای آتش و پرتاب منور آنها نیز اندکی کاهش یافته بود.
به هر ترتیب ، حدود ساعت یک بامداد بود که نیروهای پیاده پس ازپیمودن فاصله خط خودی تا دشمن به زیر اهداف موردنظر رسیدند تا با هماهنگی آتش خودی ، درگیری را شروع کنند. در همین حین یک گلوله خمپاره کنار براد کاوه به زمین اصابت کرد و او جان به جان آفرین تسلیم کرد. »
روحش شاد و راهش پرثمر باد.
تهیه و تدوین : روابط عمومی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ