تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۰۳

فیدل کاسترو رهبر کوبا در بستر بیماری افتاده و زمام امور را به رائول ، برادر 74 ساله اش محول کرده است . آنچه منابع دولتی کوبا گفته اند ، غیبت کاسترو موقتی است و به محض بازیابی سلامتی بر مسند کار بازخواهد گشت .
اگرچه این خبر در دو روز اخیر به عنوان گزارش نخست بسیاری از رسانه های جهان قرار داشت ولی شاید هیچ طرفی مانند آمریکا از مشکل پیش آمده برای کاسترو خوشحال نباشد.
از سال 1338 که فیدل کاسترو در کوبا به قدرت رسید و رژیمی کمونیستی و ضدآمریکائی درست در بیخ گوش آمریکا ایجاد کرد ، به کابوسی بزرگ برای واشنگتن تبدیل شد . آمریکائیها در طول 47 سال حکومت کاسترو ، از هیچ تلاشی برای از میدان خارج ساختن کاسترو و رهایی از کابوس کوبا فروگذار نکرده اند ولی تمامی این تلاش ها و اقدامات با شکست مواجه شده و آنها مجبور شده اند کوبا را به مثابه استخوانی در گلو تا به امروز تحمل کنند.
در اول دهه 1340 و در زمان ریاست جمهوری « کندی » ، سازمان جاسوسی آمریکا ، « سیا » طرح حمله نظامی موسوم به « خلیج خوکها » را برای سرنگونی فیدل کاسترو ترتیب داد ولی این تهاجم نیز با ناکامی مواجه شد.
این سازمان ، پس از آن نیز بارها دسیسه ترور کاسترو را طرح کرد ولی همگی با شکست مواجه شده اند. اکنون تردید نیست با وضعیت جدید ، تلاش آمریکا برای تاثیرگذاری در کوبا مضاعف خواهد شد. مقامات آمریکایی تمام تلاش خود را در خلا حضور کاسترو به کار خواهند بست تا آینده سیاسی کوبا را به سمت وسوی منافع و اهداف خود سوق دهند. آنها به این امید بسته اند تا سیستم کمونیستی کوبا با مرگ احتمالی کاسترو از بین برود. یکی از نقاط امید آمریکا ، دلبستن به جانشین وی رائول کاسترو است زیرا به زعم آمریکا ، وی حاضر خواهد شد با آمریکا کنار بیاید. تحقق ، این هدف به رغم واشنگتن ، می تواند به پنج دهه گرفتاری آمریکا در منطقه ای که کاخ سفید به آن به عنوان حیات خلوت خود می نگرد ، پایان دهد.
با این حال تحولاتی که طی سالهای اخیر در منطقه آمریکای لاتین پدیدار شده ، موجب گشته است این خوش بینی و امیدواری آمریکا رنگ ببازد. به روی کارآمدن حکومت های ضدآمریکایی کشورهای منطقه ، یکی پس از دیگری ، شرایطی را ایجاد کرده است که کمتر در محاسبات منطقه ای آمریکا در نظر گرفته شده بود. این تحول از آن جهت حائز اهمیت بوده و نگرانی شدید واشنگتن را موجب شده که اگر تاکنون ، آمریکا تنها با رژیم هاوانا و شخص کاسترو مسئله داشت اکنون تفکر ضدآمریکایی تقریبا به سراسر قاره آمریکای لاتین گسترش پیدا کرده است .
انتخاب سیاستمداران ضدآمریکایی در کشورهایی چون ونزوئلا ، بولیوی . شیلی و برزیل بیانگر این واقعیت تلخ برای واشنگتن است که مخالفت با سیاستهای آمریکا تنها منحصر به دولت کوبا و شخص کاسترو نیست بلکه اکنون این ملت های منطقه هستند که با درک واقعیات موجود و شناخت ماهیت توسعه طلبانه آمریکا ، چهره های مخالف سیاستهای آمریکا را بر روی کار می آورند.
از این رو باید گفت از صحنه خارج شدن کاسترو نیز نمی تواند رخدادی خوشحال کننده برای واشنگتن تلقی شود زیرا تفکرات ضد آمریکایی در منطقه نفوذ یافته و روز به روز گسترش می یابد و حذف شدنی نیست .