تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۲۲

ضمن سپاس از اینکه برای آنچه حق دانسته اید مایه گذاشته اید، که این خود ارزشی انسانی و والاست، اما نکاتی چند که از یاد رفته است:الف در همان رشته نوشته ها به همکاری بقایی با کودتاچیان سال 32اشاره شده و خیانت های وی علیه نهضت ملی کردن نفت نیز ذکر شده است.ب همچنین به نقش دکتر ارانی و یارانش در بیداری مردم و گسترش اندیشه های روشنفکری و مقاومت های آنها در برابر فشارها و زندان ها مفصل پرداخته شده است. شماره 791همچنین قربانیان حزب توده پس از کودتا نیز از قلم نیفتاده است. شماره 812ج اما اینکه حزب توده در برابر حکومت دکتر مصدق موضع مخالف داشته یا از منافع شوروی دفاع می کرده است نیز امری نبود که در گزارش آن سال ها پنهان بماند و یادآوری آن مسائل روزنامه را در راستای امپریالیسم و وابستگانش قراردهد. بی گمان جریانی پویا و رو به توسعه است که به جای نفی و طرد هر منتقدی، با سینه ای گشاده انتقادات و اشتباهات گذشته خود را پذیرفته و درصدد ریشه یابی و رفع آنها برآید. کمااینکه برخی رهبران این جریان چنین رویه ای را در پیش گرفتند. لذا خاطر ناقد محترم را به گفته هایی از آنان جلب می کنم. به خصوص که نمی توان آنها را مدافع بقایی یا سایر استبدادطلبان دانست:
فاصله با ملی کردن نفت
عبدالصمد کامبخش که از تئوریسین های معروف حزب توده است درباره فاصله گیری حزب از شعار ملی شدن نفت می گوید:«درست است که رهبری حزب ما بعدا دچار اشتباه جدی شد و به موقع شعار «ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران» را سرلوحه مبارزه خود قرار نداد ولی توانست در دوران مبارزات نفت نقش مهمی را در تجهیز نیروهای ضدامپریالیستی خلق ایفا کند.» ?بنابراین در ماه های اولیه، حزب نگاهی دیگر به ملی کردن نفت داشته است و پس از چندی حزب توانسته موضع صحیح خود را در قبال این حرکت مردمی پیدا کند که جای ریشه یابی دارد.
افشاگری علیه مصدق
در روز 23تیر1330که هریمن برای انجام مذاکره با مصدق به تهران آمده بود، حزب توده تظاهراتی علیه هریمن راه انداخت و خواستار اخراج او از ایران شد که منجر به درگیری با پلیس منجر شد و تعدادی کشته و مجروح برجای گذاشت. به دنبال این واقعه حزب توده تبلیغات شدیدی علیه دکتر مصدق به عنوان مسبب کشتار انجام داد. عبدالصمد کامبخش از این موضع گیری نیز انتقاد می کند:«رهبری حزب توده ایران این کشتار را کار خود دکتر مصدق که می خواهد مبارزه ضدکمونیستی خود را به هریمن نشان دهد می دانست ولی به طوری که بعد معلوم شد دربار شاه و وزیر کشور سرلشکر زاهدی که از موضع گیری متزلزل مصدق استفاده می کردند عاملین عمده این حادثه خونین بودند...»?قابل توجه اینکه در آن سال ها نشریات متعددی در اختیار اعضای حزب بود که مواضع حزب از جمله موضع یاد شده را تبلیغ می کردند و به گمان خود انحرافات دکتر مصدق را افشا می کردند. این روز را «یکشنبه خونین» نامیدند.
مقصرکیست، حزب توده یا جبهه ملی؟
اگرچه ناقد محترم خواسته بار دیگر با گشودن پرونده جبهه ملی آمریکایی دانستن برخی افراد جبهه ملی یا حتی گرایش مصدق و فاطمی به این سمت را دلیل موجه بودن موضع مخالف حزب معرفی کند اما رهبران منصف این جریان حزب را در این زمینه کمتر مقصر نمی دانند، ای کاش اشارتی هم به این عامل می شد:«حزب توده ایران با وجود کوشش های مداومی که برای تشکیل جبهه واحد ضداستعمار کرد، نتوانست در دوران مبارزه برای ملی شدن صنایع نفت در این زمینه کامیاب شود. در این عدم کامیابی اشتباهات رهبری حزب نقش بسزایی داشت...
«اوضاع نامساعد بین المللی، دودلی و تردید بورژوازی ملی و اشتباهات بزرگ رهبری حزب ما موجب شد که جنبش آزادیبخش ملی مردم ایران با آن همه کامیابی هایی که به دست آورده بود سرکوب شود.»3
در مقابله با کودتا
آنها حتی در کودتای 28مرداد نیز حزب توده را مقصر می دانند:«رهبری حزب توده ایران نیز در این مورد در خور سرزنش است. زیرا با اینکه حزب به طوری که پس از کشف سازمان افسری معلوم شد، بیش از 600افسر از رسته های مختلف ارتش در اختیار داشت، اقدامات لازم به عمل نیاورد.»4
مواضع حزب توده در برابر حکومت مصدق در آن سال ها چنان سئوال برانگیز شد که درمیان اعضای پایین دست حزب بحرانی فکری و سیاسی ایجاد کرد و بخش مهمی از پلنوم چهارم حزب اجبارا به بررسی این مسئله اختصاص یافت.«اشتباهات حزب توده ایران در قطعنامه های چهارمین پلنوم کمیته مرکزی به شرح زیر تعیین شده است: 1 سیاست حزب در مورد بورژوازی ملی و دولت مصدق که ناشی از چپ روی و سکتاریسم در تاکتیک حزب بود و به ویژه برخی اقدامات چپ روانه در فاصله بین 25تا 28مرداد موجب رمیدگی بورژوازی ملی شده بود.» 2 عدم آمادگی و تدارک حزب برای مقابله با کودتا، اگر چه حزب از یک سال پیش یعنی از زمان سرکار آمدن قوام خطر کودتا را پیش بینی می کرد.»5موضع گیری حزب در قبال حکومت مصدق سال های بعد نیز یکی از مسائل بحث انگیز در میان مارکسیست های ایرانی بود و همواره مورد انتقاد واقع می شد. سخن بیژن جزنی در این باره خواندنی است.6وی در جزوه جنبش ضداستعماری که درباره استراتژی مبارزه با رژیم پهلوی است، بحث خود را از نقد موضع حزب توده در قبال حکومت مصدق و کودتای 28مرداد آغاز می کند: «عدم مقابله با کودتای 28مرداد باعث شد که حزب توده ایران از نظر سازمانی متلاشی و از نظر سیاسی دچار تفرقه و بحران بسیار شدیدی شود که از صدر تا ذیل حزب را دربرگیرد. تا به آنجا که در سال 1336کمیته مرکزی حزب در خارج از ایران به طور رسمی اعلام کرد که هیچ گونه سازمانی در ایران ندارد.»ص5«ما که به نقش پیشقراولی حزب طبقه کارگر اعتقاد داریم همه مسئولیت عدم مقابله با کودتای 28مرداد را متوجه رهبری حزب توده ایران می دانیم... کمیته مرکزی حزب توده ایران در تحلیل های گوناگونی که درباره 28مرداد منتشر ساخت علت العلل شکست نهضت را در 28مرداد «عدم وحدت نیروهای ضداستعماری» می داند. به نظر ما این دلیل برای بیان علت شکست نهضت در 28مرداد نادرست و عاری از واقع بینی سیاسی و ایدئولوژیکی است و قبل از همه برای توجیه عدم تحرک انقلابی رهبری و برای فرار از قبول مسئولیت و انداختن آن به گردن عوامل خارج از رهبری عنوان می شود. »ص2مسلما نمی توان عبدالصمد کامبخش و بیژن جزنی و امثالهم را هم راستای وابستگان امپریالیسم واستبداد معرفی کرد. هرچند خطاکردن از همه کس انتظار می رود. در مقالات اشاره شده توسط ناقد محترم نیز چه بسا خطاهایی صورت گرفته باشد که نویسنده پاسخگو است.