تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۳۳

تهیه و تنظیم از: عبدالرضا احمدی‌نژاد
مهدویت فقط مسأله ای اعتقادی نیست، بلکه بعد تربیتی نیز دارد. هنگامی که ما مشخص می کنیم اعتقاد به ظهور و وجود حضرت مهدی(عج) ضروری است، مجموعه دانشی را برای افراد فراهم نموده ایم. اما هنگامی که این مجموعه به همراه خود، تحولات هیجانی، عاطفی و عملی معینی را ایجاد کند که ضمن آن، افراد می کوشند خود را برای یاوری امام مهدی (عج) مهیا سازند، چهره تربیتی مهدویت آشکار می گردد. وقتی به جنبه تربیتی مهدویت واقف شویم، باید آسیب شناسی تربیتی مهدویت را مورد تأمل قرار دهیم که عبارتند از:

1- حصاربندی و حصارکشی:
از آسیب های تربیتی مهدویت است. برخی معتقدند پیروان حق، باید بریده و بر کنار از پیروان باطل، انتظار بکشند تا لحظه وقوع واقعه فرا رسد. در این تصور، دوران غیبت به مثابه «اتاق انتظار» است که باید در آن، به دور از اهل باطل نشست و منتظر بود تا صاحب امر بیاید و کار را یکسره کند. تنها تلاش افراد در این جا برای دور نگاه داشتن و مصون داشتن خود و دیگران، از اهل باطل است. این آسیب از کج فهمی نسبت به مهدویت نشأت گرفته است؛ چون اگر مهدویت، ناظر به غلبه نهایی حق بر باطل است، باید این غلبه را در پرتو قانون کلی چالش میان حق و باطل فهم کرد. در چالش با باطل است که حق غالب می گردد. حصارشکنی هر مرزی را بر می دارند و بی مرزی را حاکم می کنند. نمونه بی مرزی التقاط در عرصه مهدویت، آن است که کسانی معتقد شوند، «مهدی» اسم خاصی برای فرد معینی نیست، بلکه نمادی کلی برای اشاره به چیرگی نهایی حق و عدالت بر باطل بیدادگری است و مصداق این نماد می تواند هر کسی باشد.
2 - کمال‌گرایی (غیر واقع‌گرا) و سهل‌انگاری:
این که کمال گرایی چگونه در عرصه تربیت مهدوی آشکار می گردد، زمینه این امر آن است که مهدی (عج) عهده‌دار رسالتی سترگ است و این رسالت، جز با یارانی نستوه به انجام نمی رسد. در نظر بودن چنین غایت بلندی درمسأله مهدویت، زمینه ساز آسیب تربیتی کمال گرایی می گردد. مربیان، بدون توجه به وسع فهمی و عملی افراد، آنان را از همان ابتدا به فتح این قله عظیم می خوانند، لذا فرد از همان آغاز از مقصد و مقصود اعراض می کند. در نقطه مقابل کمال گرایی، سهل انگاری است؛ یعنی جایی برای مهدویت، درذهن و ضمیر فرد فراهم نمی آید و سهل انگاری نسبت به مهدویت در تربیت دینی، به منزله از دست نهادن این تأثیر عظیم تحول بخش در شخصیت افراد است.
3- گسست و دنباله‌روی:
هنگامی که مباحث و مطالب مربوط به مهدویت، به زبانی مهجور مطرح گردد یا با مسأله ها و مباحثی که نسل جدید با آنها درگیر است ارتباط نیابد، گسست رخ می دهد. در نقطه مقابل، قطب آسیب زای دیگر، دنباله روی نسل پیشین نسبت به نسل جدید است که می تواند در عرصه مهدویت به دو شکل آشکار شود: اول؛ سخن نگفتن از آن، به سبب این که به ذائقه نسل جدید، خوش نمی آید، دوم؛ فرو کاستن مهدویت به شکل های رایج حکومت، مانند دموکراسی. هیچ یک از دو روش مطلوب نیست. پس کسانی که مسأله مهدویت را در جریان تربیت دینی مطرح می کنند، باید هم تناسب و هماهنگی آن را با ذهن و زبان نسل جدید بازشناسی کنند و هم مراقب باشند که آن را به امیال و آرای رایج آنان فرو نکاهند.
4- مرید‌پروری و تک‌روی:
مرید پروری، صورت تحریف شده امامت است، یعنی افراد، امامان را چنان بستایند که گویی آنان، منشأ اولیه حق و حقیقت اند (محب غال). افراطی گری آنان در این است که امام را از حد خویش فراتر می برند و او را به مقام الوهی بر می کشند، در حالی که حضرت، کارگزار و فرمانبر خداست. قطب دوم آسیب، تکروی است، یعنی نفی امامت یا تعلیم امامت. در حالت تکروی، فرد تربیت شونده در حد خود محدود می شود و از بهره جستن از نمونه ها و الگوهای برجسته باز می‌ماند.
5- قشری‌گری و عقل‌گرایی:
قشری‌گری در دین، مانع فهم عمق معارف دینی میگردد و از این رو، بستری برای رشد کج فهمی و انحراف و بدعت بشمار می رود . (مانند خوارج که در زمان حضرت علی (ع) حاضر نشدند بر ورق های کاغذین قرآن تعرض کنند.) در دوران غیبت هم، قشری بودن افراد، آنان را به تعبیرهای نادرست از احکام دینی خواهد کشاند؛ چنان که هنگام ظهور حضرت، سخنان او و احکام دینی که او مطرح می سازد، در نظر مردم، جدید و ناشناخته است. از سوی دیگر، عقل گرایی نیز یکی دیگر از ورطه های لغزش است؛ یعنی این که انسان در عرصه دین، همه چیز را پس از اثبات قطعی عقل بپذیرد. چنین تصوری نه با واقعیت عقل هماهنگ است و نه با تربیت دینی. 6-خرافه‌پردازی و راززدایی:
خرافه پردازی یعنی حقایق ماورای طبیعی دین، دست خوش عوام زدگی گردد و بستر مناسبی برای خرافه پردازی فراهم آید و عده ای داعیه رؤیت حضرت در خواب و بیداری کنند. راززدایی هم یعنی امور، مانند اموری طبیعی نگریسته شوند و رد پای هر امور ماورای طبیعی در آنها محو گردد؛ مانند ابن خلدون که معتقد است مراد از ظهور مهدی (عج)، پیدایش حکومتی مبتنی بر اتحاد قبایل سادات اطراف مدینه و حجاز است.
7- انحصارگرایی و کثرت‌گرایی:
انحصارگرایی یعنی اعتقاد به حکومت عدل مهدی (عج)، موجب تحریم هر حکومتی - حتی عدل - پیش از آن گردد، که متأسفانه این دیدگاه عملا در میان برخی از معتقدان به مهدویت آشکار شده است، و این که هر حکومتی قبل از حکومت مهدی(عج) طاغوت است، فهمی آسیب زا از مهدویت است، چون پیامد عملی چنین فهمی، عدم دانش برای برقراری حکومت عادلانه پیش از ظهور است و حاصل عملی آن، تمکین نسبت به هرگونه حکومت جور پیشه خواهد آمد. در مقابل، کثرت گرایی نیز قطب دوم آسیب است. کثرت گرایی به مفهوم برابر دانستن طریقه های مختلف، می تواند موجب شود که هر وضع موجودی، شروع تلاقی شود و بالاخره کثرت گرایی به تجویز هر حکومتی ختم خواهد شد.