تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۳۴

تأکید رهبری بر خردمندانه بودن مواضع جمهوری اسلامی
مقام معظم رهبری، پس از اتمام جنگ در پیام خود به حجاج بیت الله الحرام با اشاره به پیشنهاد بسیاری از کشورها، گروه ها و شخصیت ها مبنی بر ضرورت حمایت جمهوری اسلامی ایران از صدام در این جنگ که با انگیزه های متفاوتی ارائه می شد، موضع ایران را بسیار خردمندانه و حکیمانه عنوان کرده و جنایات صدام در سرکوبی مردم مظلوم عراق را دلیلی بر نادرستی تحلیل دیگران و ساده لوحانه بودن آن دانستند:
«هنگامی که ارتش عراق برای ارضای جاه طلبی و فزونخواهی سران رژیم آن کشور به کشور کویت حمله و آن را تصرف کرد و بهانه یی نقد، به دست آمریکا برای حضور بی سابقه ی نظامی و بالطبع نفوذ شوم سیاسی و اقتصادی در منطقه ی خلیج فارس داد و منطقه ی خلیج فارس از هر دو طرف - رژیم عراق و متحدین غربی به آتش کشیده شد، کسانی از مسلمین غالباً از روی ساده اندیشی و خیرخواهانه و شاید معدودی از سر بدخواهی و حسابگرانه، به جمهوری اسلامی مصرانه پیشنهاد می کردند که به کمک رژیم بعثی عراق شتافته، به سهم خود ابعاد جنگ را گسترده تر سازد. این نظر، البته برخلاف اصول مسلم اسلام بود که جهاد را فقط در راه گسترش دین خدا یا دفاع از ملت های مستضعف و یا دفاع از دولت اسلامی واجب می شمرد، و نه در دفاع از رژیمی مهاجم و اشغالگر و قدرت طلب، آن هم با ایدئولوژی حزب بعث که رسماً و علناً منکر و معرض دین و معنویت است، آن هم با سوابق ظلم و فساد و اختناق و نسل کشی که رژیم عراق در آن دارای وضعی استثنایی است و بالخصوص رژیمی که سابقه تسلیم و فرمانپذیریش در برابر قدرت های سلطه گر را ایرانیان در طول هشت سال جنگی که به خواست استکبار و با سلاح و کمک همه جانبه ی آنان بر نظام اسلامی تحمیل کرد، بخوبی دریافته‌اند.
آری، اسلام دفاع از چنین رژیمی را جهاد نمی شمرد و آن را جایز نمی داند، لیکن این پیشنهاد کنندگان بعضاً تحت تأثیر اظهارات ریاکارانه و فرصت طلبانه ی مسئولان ویرانی عراق، که در برهه یی کوتاه برای جلب نظر ساده لوحان بدروغ دم از اسلام و مقدسات دینی می زدند و بعضاً با اعتراف به خباثت و فساد و ظلم سران آن رژیم، دفاع از ملت عراق را انگیزه ی خود از این پیشنهاد می دانستند، ما به آنان یادآوری می کردیم که کمک به مردم مظلوم عراق واجب است، اما ورود در جنگ به نفع رژیم عراق و تحکیم سلطه ی آن رژیم، کمک به مردم عراق نیست، بلکه کمک به رژیم ضد مردمی عراق و ظلم به مردم عراق است که ده سال است آن رژیم منحوس، جنگی ناخواسته را بر آنان تحمیل کرده است.
اکنون با تسلیم و فرار مفتضحانه ی رژیم و ارتش عراق در برابر آمریکا و متحدین غربی و قبول همه ی شرایط مستکبران آن رژیم توانسته خود را برای مدت نامعلوم دیگری بر سریر حکومتی بی افتخار و قدرتی ذلت آمیز تأمین کند و در این حال باز مردم عراق - این ملت مظلوم که سال هاست گروگان رژیمی خشن و ظالم و فاسد و شکنجه گرند - باید علاوه بر تاوان جنگی که فقط به هدف افزونخواهی سران رژیم بر آنان تحمیل شده غرامت شکست و ذلت و عقده های حقارت آن رژیم را نیز بپردازند.
همان رژیم و ارتشی که بیش از صد ساعت نتوانستند با دشمنان خارجی که به داخل خانه ی آنان آمده بودند، بجنگد و از مرگ نترسند، اکنون بیش از صد روز است که به جان ملت عراق افتاده، خانه ها را ویران، شهرها را بمباران، عتبات عالیات را هتک، مردم را از وطن آواره، علما و بزرگان را دستگیر و بسیاری را شکنجه و ملت را قتل عام می کنند. در شمال، کردها و در جنوب، اعراب را طوری کشتند و زدند و در به در کردند و به عزای عزیزان نشاندند که واقعاً در مورد هیچ یک از جنایتکاران شناخته شده در روزگاران اخیر ما نشنیده و گمان نبرده ایم. با مردم عراق رفتاری کردند که انسان های با وجدان با حیوانات نمی‌کنند.
کردهای شمال عراق بر اثر اخم و تهدید آمریکا و دولت های غربی، فعلاً وضع بهتری دارند، تا بعدها چه پیش آید، اما شیعیان جنوب که به دلایل متعدد مورد بغض و کینه ی آمریکا و متحدینش می باشند - و دلیل عمده آن است که داعیه ی اسلام و تشکیل حکومت اسلامی در آنان هست - همچنان در تهدید دایم و مورد بلا و مصیبت دایم از سوی رژیم ضد دینی و طغیانگر و نسل کشی عراقند. این تصویر ساده یی از وضع عراق است که گفته شد، ملتی ستمدیده و مظلوم و بی پناه با دست خالی در برابر حکومتی بس خشن و بی اعتنا به همه ی معیارهای اسلامی و انسانی و بین المللی و بی باک در ریختن خون مردم و ظلم به مردم. . . و صدای یاللمسلمین آن مردم بلند است. و در همین چند روز علایم آشکار محاصره و حمله یی خونین به صدها هزار نفر فراریانی مشاهده شد که از بیم ارتش به مرداب های میان بصره و عماره و ناصریه پناهنده شده اند و زن و مرد و کودک و بیمار و - بنا بر خبر - بعضاً وبا زده و دچار بیماری های واگیر می باشند. غرب و بخصوص آمریکا، جز نقل بعضی خبرها، آن هم کوتاه و بی کشش هیچ کمکی نکرده اند و آنان تنها امیدشان به خداست و به توده های مسلمان، که البته می توانند حداقل به شکل اعتراض به این اعمال، آنان را یاری دهند. »88
جنگ افغانستان
یکی دیگر از مهم‌ترین بحران های منطقه‌ا‌ی که ایران را نیز به سرعت تحت تأثیر خود قرار داده بود، تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان پس از انفجارهای مخرب نیویورک و واشنگتن در بیستم شهریور 1380 (یازدهم سپتامبر 2001) بود. حادثه یازدهم سپتامبر موجب پدید آمدن تحولات بسیار مهم در جهان گردید و بیش از هر چیز بر دنیای اسلام و کشورهای منطقه پیرامون خلیج فارس، تأثیر گذاشت.
آمریکایی‌ها بلافاصله پس از این انفجارها که مهم ترین مراکز اقتدار سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور را هدف قرار داده بود، انگشت اتهام را به سوی کشورهای اسلامی گرفتند و با متهم کردن تعدادی از گروه ها و کشورهای اسلامی به عنوان مظنونان این حادثه و حامیان آنها، بسترهای لازم برای پی جویی اهداف شیطانی خود را فراهم کردند. بوش در اولین روزهای حادثه به همه دنیا اعلام کرد که حمله به نیویورک و واشنگتن اعلان جنگ علیه آمریکاست و آمریکا در حدّ یک جنگ به آن پاسخ خواهد داد. کنگره آمریکا نیز با تأیید این مواضع به بوش اجازه داد تا در صورت لزوم علیه کلیه کشورها، سازمان ها و یا افرادی که به نحوی در حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر دخالت داشته اند یا مظنون به دخالت هستند، در هر نقطه ای از جهان که باشند، دست به عملیات نظامی بزند. 89
جرج بوش پس از دریافت مجوز از مجالس این کشور و جلب یک بودجه سنگین چهل میلیارد دلاری برای مبارزه با تروریسم 90 و نیز با جلب شرکای نظامی خود، ناقوس جنگ را در جهان به صدا درآورد و با تشکیل ائتلاف ضدتروریست، متشکل از نوزده عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و شمار دیگری از کشورها، خود، رهبری حرکت های ضدتروریستی را به عهده گرفت.
بوش اولین هدف تهاجمی خود را افغانستان اعلام کرد؛ چرا که مدعی بود عامل اصلی انفجارهای نیویورک و واشنگتن، «بن لادن»، رهبر شبکه القاعده است که در افغانستان تحت حمایت طالبان قرار دارد. از این رو لشکر عظیمی را بدان سو گسیل داشت و به رغم مخالفت های جهانی که خواستار توقف هر گونه عملیات علیه مردم بی دفاع و مظلوم افغانستان بودند، امّا سرانجام در شامگاه پانزدهم مهرماه 1380 به این کشور یورش برد و آنها را آماج حمله سنگین و بی رحمانه خود قرار داد که در اثر آن شمار زیادی از زنان، کودکان و انسان های بی گناه جان خود را از دست دادند.
تلاش آمریکا برای الحاق ایران به ائتلاف ضد تروریست
در این واقعه نیز مانند جنگ اول خلیج فارس، تلاش های گسترده ای از سوی جناح ها، گروه ها و کشورهای مختلف صورت گرفت تا ایران نیز به هر نحو ممکن، همراه با آمریکا وارد این جنگ شود.
سیاستمداران آمریکا معتقد بودند که حضور ایران در ائتلاف ضدتروریست برای آمریکا دارای منافع و ارزش های زیادی است و دولت آمریکا نباید این منافع را نادیده بگیرد. 91 از این رو فرصت را مغتنم شمرده و از همان روزهای آغازین حادثه، تماس هایی را با ایران برقرار کردند. ارسال دو نامه از واشنگتن به تهران از کانال سوئیس (حافظ منافع آمریکا در ایران) و نیز نامه نگاری «بلر» نخست وزیر انگلیس به آقای خاتمی از جمله آنها بوده است.
«جک استراو» وزیر امور خارجه انگلیس نیز در همان روزها سفری را به ایران ترتیب داد و تصریح کرده بود که مهم ترین هدفش از این سفر تشویق ایران به شرکت در ائتلاف ضدتروریستی است. 92