تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۳۶
تقی عاشوری‌نیا مقدمه: « این مقاله بر آنست نقش ژئوپولیتیک جمهوری اسلامی ایران درمنطقه را مورد کنکاش و ارزیابی قراردهد. موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران در رفع منازعات وحل و فصل مناقشات منطقه ای و در فرایند تصمیم سازی های بین المللی و توانمندی های این کشور درجریان معادلات جهانی خاصه نفوذ این کشور دربسیاری از حرکتهای انقلابی و جنبش‌های آزادی بخش بر اهمیت این نقش آفرینی ها می‌افزاید.

طرح نظریه نظم نوین جهانی توسط جرج بوش و سایر دولتمردان ایالات متحده آمریکا پس از واقعه هدایت شده 11 سپتامبر و امروزه طرح نظریه خاورمیانه جدید توسط خانم رایس(وزیر امورخارجه آمریکا) همزمان با هجوم وحشیانه رژیم اشغالگر قدس به سرزمینهای فلسطینی و کشور لبنان توأم با تبانی آشکارشورای امنیت سازمان ملل را می توان نوعی رویارویی آشکار و تحریض و به مبارزه طلبیدن جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرد.
ما درصددیم اقدامات بازدارنده خود را در مقابله با چنین تهدیداتی بررسی و خواسته های جمهوری اسلامی ایران را به منصه ظهور رسانیم و درنتیجه گیری این بحث توجه به این نکته که چرا قدرتهای شاخص مدعی جهانی به چنین نظریه پردازی هایی روی آورده و چرا قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل کارایی لازم خود را ازدست داده است؟ مورد ارزیابی جهانیان قرارگیرد. توجه به این نکته ما را به تأسیس سازمانی عادلانه مبنی بر حقوق تمامی کشورها، ادیان و ملل به منظور برقراری حفظ صلح و امنیت جهانی فرا می‌خواند.
تراژدی کشتار عمومی مردم بی گناه لبنان و سرزمینهای اشغالی فلسطین از طرف دولت سفاک اسرائیل درحقیقت قلع وقمع هم پیمانان سنتی وعقبه امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. با نگاهی به گذشته پس از واقعه هدایت شده 11سپتامبر از طرف صهیونیست ها و موجی از تبلیغات سوء علیه مسلمانان و حمله ور شدن به کشورهای اسلامی خاورمیانه متأثر از انقلاب اسلامی ایران و درهمسایگی با جمهوری اسلامی ایران، عملاً محاصره جمهوری اسلامی ایران را دربرداشته است. تمامی این تهدیدات متوجه جمهوری اسلامی ایران بوده است. اقدامات سلطه جویانه و رفتار هژمونی امریکایی ها و تکتازی این کشور درجهان پس از فروپاشی شوروی سابق و همراهی زوج استعماری این کشور منجربه نفرت بیشتر جهانیان خاصه ملتهای اسلامی از دولتمردان آمریکا و انگلیس گردیده است. تکتازی و زیاده طلبی آمریکایی ها درطرح دکترین نظم نوین جهانی پس از بروز حادثه 11سپتامبر و بدنبال آن هجوم ایالات متحده امریکا و طیفی از هم پیمانان آنان به کشورهای اسلامی خاورمیانه به ایجاد تنش های جدید درمنطقه منجر شده است.
اکنون با طرح دکترین ایجاد خاورمیانه جدید از طرف خانم رایس وزیر امورخارجه امریکا و هدایت کننده سیاستهای جنگ طلبانه این کشور همراه با تحریض دولت اسرائیل به برپایی جنگ نابرابر با ملت لبنان، درچنین وضعیتی حکومتهای منطقه را در احساس ناامنی شدیدی قرار داده است. درنتیجه همه این سیاستها متأسفانه با هماهنگی آشکار همراه با تشویق اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل شکل گرفته است. این عوامل سبب گردیده تا این سازمان درگذشته در افغانستان و عراق و اکنون در سناریوی بحران لبنان از هدف اولیه خود که همانا حفظ صلح و برقراری امنیت جهانی و جلوگیری از گسترش جنگ است؛ به یکباره به فراموشی سپرده شود.
با بروز بحران جدید درخاورمیانه نظر به عملکرد این سازمان درمی یابیم که اکنون این سازمان ماهیت حقیقی و رسالت خود را نزد افکار عمومی جهانیان از دست داده است. رهاورد چنین بی کفایتی ها رفته رفته موجب ایجاد مجسمه ای از ترس و وحشت، دولتهای منطقه را در بحران فقدان امنیتی فرو برده است.
به گونه‌ای که دولت ها با مشاهده چنین چالشی ناگزیر درصدد پیوستن به اتحادیه های امنیتی منطقه ای و ایجاد سازمانی دیگر درجایگزینی سازمان ملل فعلی به منظور تحقق «جزیره امن جهانی» و پیشگیری از بروز واقعه جنگ جهانی دیگر برآیند. پیداست مهمترین عامل در بروز دوجنگ جهانی سهم خواهی و رقابت شدید دولتهای استعماری صاحب قدرت اروپایی آن روزگار برغارت منابع کشورهای مستعمره از طرفی فقدان ضمانت اجرایی درتصمیمات متخذه جامعه ملل در نتیجه عدم کارایی این نهاد بین المللی درتحقق ایده جلوگیری از بروز جنگ و ناامنی درصلح جهانی بوده است. اکنون چنین نقیصه ای به شکلی دیگر نمود پیدا کرده است. بدین بیان اگر چنانچه جنگ اخیر در سرزمینهای اشغالی فلسطین و لبنان به خویشتنداری طرفین و اهتمام دول پیشرو صلح و استقرار آتش بس در مرزها نمی انجامید بی شک احتمال وارد شدن کشورهای ثالث و طرفهای اصلی در حمایت ازکشورهای درگیر و تغییراتی بیشتر در معادلات تئوری خاورمیانه جدید خانم رایس که تولد این حمل همانا زدودن کشور تحمیلی اسرائیل برکشورهای منطقه خاورمیانه از نتایج اولیه این جنگ می گردید. و نتیجه نهایی آن فراگیری تنازعات به مناقشات عمومی درمنطقه و شعله ور شدن آتش جنگ جهانی سوم که از پیامدهای ناگوار آن قطعاً کار برد گسترده تر تهدیدات هسته ای از طرف قدرتهای هسته ای خواهد بود.
همانطوری که بیان داشتیم جنگ طلبی ها و تهدیدات آمریکایی ها در خاورمیانه عموماً بمنظور رویارویی با جمهوری اسلامی ایران وببار نشستن ایدئولوژی انقلاب اسلامی در ایران می توان جستجو کرد. بی غرض نیست که آمریکایی ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دشمنی های دیرینه میان دو بلوک شرق و غرب به یکباره کنار گذاشته شد و این دو ابرقدرت متفقاً با تجهیز کشور همسایه غربی به نابودی و جلوگیری از صدور آن به دیگر کشورهای منطقه برآمدند. آمریکایی ها خطرات جمهوری اسلامی ایران را از شوروی بیشتر احساس می کردند از این جهت پس از فروپاشی شوروی سابق تمامی توجهات دولتمردان آمریکا و سازمان امنیتی این کشور به سمت جمهوری اسلامی ایران بوده است. خوشبختانه اکنون جمهوری اسلامی ایران با پشت سرگذاشتن جنگ و تهدیدات، فائق آمدن از تحریم های اقتصادی و رسیدن به شکوفایی همه جانبه علمی و صنعتی در حقیقت امروزه این کشور گذشته های پرافتخار شکوفایی تمدن خود را بازیافته است.
بنابر این چنین کشوری را باید با عینک دیگری نگریست و حق این کشور را در جریان معادلات منطقه ای و ساختار بین المللی محترم شمرد. چرا که جمهوری اسلامی ایران ام القسرای جهان اسلام و قلب تپنده مسلمانان جهان است. از طرفی موقعیت ژئوپولتیکی ایران به گونه ای است که در قلب خاورمیانه جای گرفته است و هر کشوری که در قلب خاورمیانه بوده باشد در حقیقت در قلب جهان جای گرفته است وبی شک بر سراسر جهان حکومت خواهد کرد.
بی بهانه نیست که امروزه جهان غرب جمهوری اسلامی ایران را بلوک جدید قدرت مقابله با غرب سرمایه داری و هژمونی امپریالیزم آمریکا و متحدین او پس از فروپاشی شوروی سابق تلقی نماید. بویژه ماهیت ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و سازش ناپذیری انقلاب با قدرت استکباری امریکا و ندای عدالتخواهی، سلطه ستیزی و التفات این نظام به مستضعفین جهان موجب تزاید بیشتر حساسیت ها و در نتیجه چالش با امپریالیزم آمریکا گردیده است. از این جهت امروزه وحشت اسرائیل از حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین موسوم به جنبش مقاومت حماس از این جهت که این مقاومت ها و جنبش ها الگو گرفته از ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران به مقاومت و رویارویی با آنها برخاسته اند و آمریکایی ها و اسرائیلی ها هدف اولیه و نهایی در مقابله با حزب الله و نابودی این مقاومت در حقیقت درصدد رویارویی غیرمستقیم با انقلاب اسلامی ایران هستند.
ما چنین رویارویی هایی را نوعی واکنش به رفتار آرمان گرایی و انقیاد به اصول و اعتقادات خود می دانیم. در نتیجه بمنظور مقابله با چنین تهدیداتی می بایست تمهیدات زیر را بمنظور اقدامات پیشگیرانه بکار گیریم:
نظریه دفاع مشروع
1- لزوم تسریع در انباشت، گسترش و آزمایش انواع تجهیزات و تسلیحات تدافعی خصوصاً سلاحهای استراتژیک بازدارنده و حمایت های تسلیحاتی به کشورها و مرزهای ایدئولوژی انقلاب اسلامی و آمادگی لازم جهت ضربه رعد آسا به مهاجمین بمنظور اقدامات غافلگیرانه در برابر حملات پیشدستانه دشمن.
ما درصدد جنگ آفرینی و سلطه طلبی نظامی و گشودن مرزهای جدید جغرافیایی و سیاسی در منطقه نیستیم بلکه همواره مصمم برحفظ مرزهای اعتقادی خود در جهان و منطقه به عنوان برخورداری از رهبری انقلاب اسلامی و منادی رهایی مستضعفین جهان از سلطه استعمار و استکبار جهانی در قالب کاپیتالیزم، امپریالیزم و صهیونیزم هستیم. چنین سیاستی و اقامه حقی از حقوق مشروع و مسلم جمهوری اسلامی ایران است. لذا مدعیان تئوری نظم نوین جهانی و خاورمیانه جدید که بدنبال قدرت انحصاری جهانی هستند در چنین شرایطی مجبور خواهند بود که با گرایش به دین، اخلاق، اصول و ارزشهای متعالی انسانی و رفتار نوعدوستانه به حقوق مشروع ملت ها و جامعه بشریت خاصه به حقوق ملل حامی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران احترام گذاشته و ضمن اتخاذ سیاست همزیستی مسالمت آمیز با جهان اسلام، آنان را در سهم خواهی های کنونی بر منابع ثروت و قلمرو نفوذ مدارا نمایند. اکنون آمریکایی ها به این واقعییات رسیده اند که چنین اتخاذ تصمیم و سیاستی در نهایت به صلاح منافع استراتژی آنان است.
2- تقویت، سازماندهی، بسیج و آمادگی بیشتر نیروهای ویژه عملیاتهای واکنش سریع در مواجهه با بحرانهای احتمالی و لزوم پاسخگویی به ندای عدالتخواهانه ملل اسلامی سرزمینهای ایدئولوژی و سایر ملل مستضعف جهان بمنظور برقراری عدل و قسط، صلح و امنیت جهانی برپایه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران.
3- جهت‌گیری به سمت سیاستگذاری خلاقیتهای ایجاد و دستیابی به سیستم پدافند هسته ای - بمنظور مقابله و دفاع از تهدیدات هسته ای و اقدامات بازدارنده.
4- خروج فوری از پیمان همکاری های هسته ای T.P.N و عدم همکاری با بازرسان آژانس در صورت استمرار رفتار تبعیض آمیز و نادیده گرفتن به حقوق هسته ای جمهوری اسلامی ایران و ایفاء تعهدات متقابل آژانس در قبال جمهوری اسلامی ایران و هرگونه تمهیدات و اقدامات تهدیدآمیز از سوی شورای امنیت سازمان ملل و ایجاد پدافند ویژه خنثی سازی تماجمات هسته ای احتمالی با ابداع خنثی سازی انفجار هسته‌ای.
5- افزایش توانمندی های بازدارنده جنگ امواج صوتی موسوم به جنگ های الکترونیکی و ضد الکترونیکی و سیاستگذاری راهبردی سیطره بر امواج ماهواره ای و رسانه ای (رسانه‌ها).
6- وادار کردن قدرتهای مدعی جهانی در محترم شمردن حق مسلم جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه وحق حاکمیت این کشور در مرزهای ایدئولوژی و لزوم مصالحه با ایران و اتخاذ رفتار مسالمت آمیز در جریان مراودات بین‌المللی.
7- حفظ وضع موجود و گسترش موقعیت استراتژی ایدئولوژی سلطه ستیزی و مقابله با استکبار جهانی با استفاده از اهرمهای رفتار سیاسی و دیپلماسی فعال به عنوان کشور محور و تأثیرگذار درجریان سازی معادلات منطقه ای و تلاش برای ایجاد سازمان جهانی حل و فصل مناقشات منطقه ای و جهانی مبتنی بر عدالت و رعایت حقوق بشری با احترام به حق حاکمیت سرزمینی کشورها.
کالبد شکافی نظریه قلب جهانی
اکنون جمهوری اسلامی ایران قلب ملت های جهان اسلام و کشورهای رهایی بخش از سلطه استکبار جهانی و تمامی ملل مستضعف تحت ستم عالم بویژه کشورهای مستقل و رهاجسته از چنبره هژمونی استکبار جهانی است و هر قدرتی که درصدد آسیب رساندن و تعرض به قلمرو قلب جهان باشد با واکنش انتحاری ملت ها و هجمه شدید کشورهای پیرامونی مرزهای ایدئولوژی آن مواجه خواهد شد. در این فرایند هر کشوری که جرأت جسارت و مقابله نظامی با این کشور را درسر بپروراند بی شک با واکنش های شدید و غیرقابل پیش بینی بصورت ضربات مهلک و رعدآسای حامیان این کشور مواجه می گردد. در چنین شرایطی تحمل فجایع عظیم جاری در کشتار عمومی بلکه نسل کشی حامیان و کشورهای پیرامونی همچون ملل عراق، لبنان و فلسطین برای این کشور با چنین خصوصیات و داعیه ای بسیار دشوار خواهد بود.
کشورها و دولتهای هژمون اسرائیل، آمریکا، انگلیس و فرانسه باید از ورود به چنین خطوط قرمزی اجتناب ورزند و از اعمال فشار به قلب محوری کشورهای اعتقادی منطقه پرهیز دارند و به صلاح منافع عمومی این کشورهای هژمون نیست که خود را بیش از این درگیر مسائل تهدیدآمیز منطقه ای و جهانی خصوصا در محل تلاقی غرب و جمهوری اسلامی ایران و مرکزیت منابع سرشار اقتصادی نفت، گاز و عرضه محصولات صنعتی نمایند. حیات اقتصادی این کشورها به منابع این منطقه از جهان وابسته است و امنیت جمهوری اسلامی ایران به امنیت این کشورها گره خورده است و در نتیجه امنیت این منطقه به امنیت اقتصادی کشورهای صنعتی گره خورده است. از این جهت آنان چه بخواهند و چه نخواهند به این نتیجه رسیده اند که جمهوری اسلامی ایران قلب تپنده ملت های ستمدیده، رهایی بخش و مسلمان جهان امروز است و هرگونه ایجاد ناامنی بر قلمرو این کشور و جمله کشورهای پیرامونی با واکنشهای انتحاری مرزهای اعتقادی مواجه می شود در نتیجه ایجاد ناامنی بر منافع آنان است از طرفی آنان اکنون در روابط بین المللی به این واقعیت رسیده اند که نظام حاکم بر روابط جهانی نظام سلطه و زور نمی‌تواند باشد.
راهکار ممکن به منظور ایجاد صلح و ثبات در منطقه
لذا بهترین گزینه ممکن برای استراتژی اسرائیل و آمریکا اتخاذ استراتژی مبتنی بر احترام به حقوق ملت ها و مشی سیاست بلند مدت اعتمادسازی و راهبرد همزیستی مسالمت آمیز با نظام جمهوری اسلامی ایران و کشورهای اقماری آن و ایفای حقوق و اعطای آزادی تصمیم سازی به مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان و خروج بی قید و شرط از این سرزمینها و کشورهای مستقل جهان و از طرفی برحذرداشتن از روی آوری به تهدیدات و بحران آفرینی ها و ایجاد ناامنی در مرزهای کشورهای همسایه خصوصا اجتناب از اعمال زور، تهدید و گسترش جنایات بر ملت لبنان و فلسطین تنها راه ممکن به منظور صلح و ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه و عبور از چالش های امنیتی و تهدیدات در منطقه و نگرش به سمت دهکده جهانی همزیستی مسالمت آمیز است.