تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۵۷

صالح اسکندری
تیتر یک دیروز روزنامه شرق «تکذیب دیدار هاشمى و مصباح» و سرمقاله آن نیز با عنوان «کاهى که کوه شد» به همین خبر پرداخته بود. نویسنده این سرمقاله خبر «دیدار گرم و دوستانه مصباح یزدى و هاشمى رفسنجانی» که چندى پیش توسط آیت‌الله مرتضى مقتدایى نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام شده بود را به کاهى تشبیه کرده است که توسط برخى روزنامه‌ها و خبرگزارى‌هاى جریان اصولگرا به کوهى تبدیل شد.
جالب‌تر اینکه این روزنامه در تیتر دوم خود به خبرى با این عنوان پرداخته که «فاطمه رجبى خواستار خلع لباس خاتمى شد.»
از این چینش خبرى در صفحه اول، به وضوح مى‌توان بى‌مهرى روزنامه شرق به نهاد روحانیت را دریافت. برجسته‌سازى کاذب اخبار و حواشى این نهاد در یک روز، آن هم در صفحه اول و به صورت فتنه‌انگیزانه نماد این بى‌مهرى است.
در تمام فرهنگ‌ها مسئله وحدت ملى یکى از سرمایه‌هاى بزرگ اجتماعى است. در کشور ما به اقتضاى فرهنگ شیعی، ریشه وحدت ملى در نهاد روحانیت است. روحانیت در طول تاریخ ایران همواره مرجع اعتماد مردم بوده و اغراق نیست اگر بگوییم اصلى‌ترین عامل همبستگى ملى ایرانیان، این نهاد دینى است. در جنگ‌هاى ایران و روس، در نهضت تحریم تنباکو در انقلاب مشروطه و نهضت ملى و از همه بارزتر در انقلاب اسلامى ایران این نقش بى‌بدیل روحانیت بود که باعث وحدت و یکدلى اجتماعى گشت.
البته ریشه این همبستگى ملى همیشه در یکصدایى روحانیت بوده و اگر در مشروطیت و نهضت ملى شدن نفت با عدم توفیق همراه بودیم نوعى تفرقه و تشتت بین روحانیون در حضور در صحنه سیاسى وجود داشت اما وحدت کلمه در همه مقاطع تاریخى براى پیروزى حرف اول را مى‌زد. البته این «وحدت کلمه» روحانیت منافى تنوع افکار و حتى نقد درون گفتمانى نیست که یکى از عوامل پویایى این نهاد، همین افکار نوشونده مى‌باشد. با در نظر گرفتن این مفروضات که به صراحت مى‌توان ادعا کرد یک امر مقبول ادراک عمومى جامعه ایرانى است، صفحه اول دیروز روزنامه شرق دلالت بر چه معنایى مى‌تواند داشته باشد؟ اشتیاق زایدالوصف این روزنامه در دامن زدن به تفرقه در نهاد روحانیت مى‌تواند حاکى از چه منظورى باشد؟
یا اصحاب روزنامه شرق به اصول مسلم منافع ملى آگاه نیستند و یا اینکه مى‌خواهند هر روز زاویه خود را با افکار عمومى بیشتر کنند.
از سویى باید به این نکته نیز اشاره کرد که ادراک و فهم سیاسى روحانیت به طور اعم و آقاى هاشمى و آقاى مصباح به طور اخص بالاتر از آن است که این دو روحانى برجسته که هر دو جزو یاران دیرین حضرت امام (ره) هستند را بازیچه دست تیترهاى شیطنت برانگیز روزنامه‌ها قرار دهد.
آقاى هاشمى رفسنجانى و آقاى مصباح یزدى هر دو جزو آن دسته از مبارزانى هستند که قبل از سال 42 حرکت تشکیلاتى را از عقبه حوزه آغاز کردند و باورکردنى نیست امروز که ثمره آن همه مبارزه به بار نشسته است، لحظه‌اى در رشد و پویایى آن قصور کنند. اما بى‌تردید نمى‌توان انتظار داشت که این دو مبارز قدیمى لزوما مثل هم فکر کنند و یک شیوه خاص را براى اداره جامعه بپسندند.
بهتر است پسندیدن و پذیرفتن طرز تلقى هر یک از این دو مبارز را به افکار عمومى بسپریم و اجازه بدهیم که افکار عمومى با این انتخاب، به نظام دانایى کشور سامان دهد و هر روز بر غناى نشانه ها و مفاهیمى که حول این نظام دانایى در گردش است، بیفزاید. تزریق سوء تفاهم و ترویج تخاصم بین این دو متفکر و تبلیغ و بزرگنمایى اختلاف در حوزه‌ها و جوامع روحانى اگر یک ماموریت براى اهداف دشمنان اسلام نیست پس چیست؟ به تعبیر رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با اعضاى مجلس خبرگان «متاسفانه عده‌اى با انگیزه‌هاى گوناگون، تا فصل انتخابات مى‌شود، تخریب‌هایشان هم از همان نزدیکى انتخابات شروع مى‌شود. حالا بعضى با انگیزه‌هاى سیاسى و بعضى با انگیزه‌هاى حتى دینى اشخاص- چهره‌هاى سیاسی، چهره‌هاى دینی، چهره‌هاى انقلابی، موجهین حوزه‌هاى علمیه و حتى محترمین از علما و روحانیون- را مورد تخریب قرار مى‌دهند. این چه کارى است؟! این نه منطق شرعى دارد و نه منطق عقلایی.»