تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۷۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بازماندن باب مذاکرات با اروپائی ها در زمینه فعالیت های هسته ای کشورمان خوب و لازم است اما به این مذاکرات نباید دل ببندیم . ما باید راهی را که انتخاب کرده ایم با همه لوازمش ادامه دهیم و درعین حال باب مذاکره را نیز باز نگهداریم.
برای هر یک از این دو نکته دلایلی وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند.
در مورد اینکه نباید به مذاکرات دل ببندیم اولین دلیل اینست که اروپائی ها درعین حال که آمریکا را رقیب سیاسی و تجاری خود میدانند در لایه ای بالاتر که به زدوبندهای سیاسی با صهیونیسم بین الملل مربوط می شود گرفتارند. دولت های عمده و اصلی اروپائی نمیتوانند این واقعیت را بفهمند و یا اگر میفهمند نمیتوانند آنرا در تصمیم سازی های خود وارد کنند که حرکت در مدار منافع صهیونیسم جهانی به نفع آنها و ملت هایشان نیست . آنها به همین دلیل چه باور داشته باشند و چه نداشته باشند براساس اراده صهیونیست ها ایران را حتی بدون فناوری هسته ای یک خطر میدانند و البته با برخورداری از فناوری هسته ای خطری جدی تر. بنابر این جدا کردن اروپا از آمریکا در همسوئی علیه جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر نیست . پشت پرده این بازی صهیونیست ها قرار دارند و از آنجا که صهیونیست ها جمهوری اسلامی ایران را دشمن شماره یک خود میدانند این بازی به همین ترتیب که تاکنون پیش رفته باز هم ادامه خواهد یافت.
دومین دلیل برای اینکه باور کنیم از مذاکرات آبی گرم نمی شود اینست که چین و روسیه هم به منافع خود فکر می کنند و منافع جمهوری اسلامی ایران را قطعا بر منافع خود ترجیح نخواهند داد.
درست است که چین و روسیه هم از بسط نفوذ آمریکا در اروپا و آسیای میانه و آسیای دور نگران هستند ولی آنها هنگامی که بخواهند یک تصمیم جهانی بگیرند بشدت اهل معامله سیاسی هستند. پکن و مسکو به اندازه کافی مساله داخلی و منطقه ای خاص دارند که ناچار باشند بر سر موضوعاتی مانند فعالیت های هسته ای ایران با آمریکا معامله کنند. حساب کره شمالی جداست . بنابر این ما نباید روی چین و روسیه حساب کنیم.
سومین دلیل اینست که آمریکا به دلیل هم پیمانی با صهیونیست ها و به دلیل زخمی که از انقلاب اسلامی ایران بر تن دارد در مخالفت با فعالیت های هسته ای ایران کاملا جدی است . تلاش دولت بوش بر اینست که با همراهی چین و روسیه و انگلیس و فرانسه و آلمان یعنی همان 1 +5 علیه ایران اقدام کند ولی آنقدر در ضدیت با ایران جدی است که اگر نتواند آنها را تا آخر با خود به هر جا که میخواهد بکشاند حاضر است خود به تنهائی به راهی که در پیش گرفته است ادامه دهد.
اما اینکه تاکید کردیم علیرغم دل نبستن به مذاکرات باید به راهی که در پیش گرفته ایم ادامه دهیم به این دلیل است که مذاکرات اولا به ما زمان میدهد و تاکنون ثابت شده است که زمان به نفع ماست ثانیا ما میتوانیم قدرت اراده سیاسی خود را در جریان مذاکرات به حداقل چهار عضو مجموعه 1 +5 بفهمانیم و از طریق آنها دولتمردان آمریکائی را نیز از قدرت اراده خود با خبر نمائیم و ثالثا افکار عمومی جهان را بر واقعیت اهل منطق و گفتگو بودن جمهوری اسلامی ایران واقف سازم و از این طریق با تبلیغات مسموم رسانه های غربی و صهیونیستی مقابله کنیم.
کسانی که روند مثبت گذشت زمان به نفع ملت ایران و به زیان آمریکا را درک نمی کنند مذاکره را برای رسیدن به راه حلی که کوتاه آمدن جمهوری اسلامی ایران در آن گنجانده شده باشد می پسندند. این نگاهی غافلانه به واقعیت هائی است که در اطراف ما و حتی در اطراف خود آمریکا در جریان است . آمریکا در افغانستان و عراق و فلسطین شکست خورده است . صهیونیست ها جنگ را در لبنان باخته اند. در آمریکای لاتین دولتها یکی پس از دیگری به دست مخالفان آمریکا میافتند. در اروپا موج مخالفت با آمریکا هر روز ابعاد جدی تری به خود میگیرد بطوریکه دولت بلر به دلیل تبعیت بی چون و چرا از بوش در سراشیبی قرار گرفته است . آیا این واقعیت های غیرقابل انکار برای اثبات اینکه گذشت زمان به زیان آمریکا و به نفع دولت ها و ملت های مخالف آمریکا از جمله جمهوری اسلامی ایران است کافی نیست؟ !
این حضرات آمریکا را گاو شاخدار میدانند و ما را از این گاو شاخدار می ترسانند! ولی ما ثابت کرده ایم که شاخ این گاو قابل شکستن است . شرایط امروز جهان بهتر و روشن تر از هر زمان دیگری این واقعیت را عیان میسازد که امروز شکستن شاخ این گاو از هر زمان دیگری آسان‌تر است.