تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۸۰

حسین شریعتمداری
جرج بوش که- به گفته خود- شخصاً با ویزای ورود آقای خاتمی به آمریکا موافقت کرده است در مصاحبه با روزنامه «وال استریت ژورنال» انگیزه خویش از صدور ویزا برای رئیس جمهور سابق ایران را اینگونه توضیح می دهد؛ «مایل بودم درباره ایران سخنانی غیر از سخنان احمدی نژاد بشنوم...»
باید صادقانه اعتراف کرد که این آرزوی بوش تا اندازه ای که او و دارودسته اش را خشنود کند، برآورده شده و از آقای خاتمی - همانگونه که آرزو داشت- سخنانی متفاوت و در مواردی متناقض با سخنان احمدی نژاد شنیده است و از آنجا که بخش قابل توجهی از مواضع آقای احمدی نژاد، ترجمان نظرات حضرت امام(ره) است می توان حدس زد که خشنودی بوش از برخی اظهارات آقای خاتمی خیلی بیشتر از آن است که هیئت حاکمه آمریکا انتظار داشتند... و در این باره گفتنی هایی هست؛
1- آقای خاتمی اگرچه در سخنرانی ها و مصاحبه های پی درپی خود در آمریکا، از برخی مواضع نظام و انقلاب دفاع کرده است ولی مروری گذرا بر اظهاراتی که ایشان در نفی نظرات صریح حضرت امام(ره) و مواضع منطقی و استقلال طلبانه مردم ایران داشته اند، به هیچ زبان و قلم خداجوی و مردم دوستی اجازه چرخش در تقدیر از آنچه آقای خاتمی به عنوان دفاع از برخی مواضع نظام و انقلاب بیان داشته، نمی دهد. چرا که وقتی جناب خاتمی اساسی ترین و بنیادی ترین مواضع تعریف شده امام راحل(ره) را نفی می کند، تقدیر از برخی اظهارات مثبت ایشان، ماجرای «نقش ایوان» بر خانه ای است که جناب خاتمی در نگاه دور از انصاف و البته خیال پردازانه خود، آن را از بیخ و بن، «ویران» به تصویر کشیده است!
شرح این ماجرا، هرچند مفصل و مصداق «مثنوی هفتاد من کاغذ» است ولی از میان آن همه اظهارات سؤال برانگیز، به بازگو کردن چند نمونه بسنده می کنیم... بخوانید؛
2- خبرنگار روزنامه واشنگتن پست از آقای خاتمی می پرسد: «این نخستین سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره کشوری که شیطان بزرگ خوانده شده است چیست؟» و آقای خاتمی پاسخ می دهد؛ «من هرگز نمی گویم شیطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض میان اظهارات خود با نظر صریح حضرت امام(ره) را به نفع خویش! پر کرده و می گوید «حتی امام خمینی(ره) که این عبارت از ایشان است به سیاست های آمریکا اشاره داشتند نه مردم آمریکا یا خود آمریکا که کشوری بزرگ و پهناور است»!
باید از آقای خاتمی پرسید؛ یعنی حضرت امام(ره) به اندازه جنابعالی- نستجیربالله- درک سیاسی نداشتند؟! و یا به اندازه شما از توان لازم برای بیان مقصود خویش برخوردار نبودند؟!
کودکان دبستانی هم می دانند که منظور حضرت امام(ره) از «شیطان بزرگ»، مردم آمریکا نبوده است و ایشان وجود کشوری به نام آمریکا را هم نفی نفرموده اند، بلکه با توجه به ساختار حاکمیت در این کشور، آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیده اند و همواره نیز بر همین واژه با همین صورت تاکید ورزیده اند. بنابراین حضرتعالی با کدام منطق عقلی و توجیه قابل قبول، نظر حضرت امام را نه فقط «نفی» بلکه تحریف هم می کنید؟! امام راحل(ره) آمریکا را یک قدرت استکباری، زورگو، غارتگر، ضد بشر و دشمن انسانیت و در یک کلمه «شیطان بزرگ» می نامیدند و معلوم است که مقصود از این واژه نمی تواند سیاست های این یا آن دولت در آمریکا باشد، بلکه ساختار حاکمیت در آمریکا را شامل می شود و ربطی به دولت های ریگان و کلینتون و بوش و کارتر ندارد. گفتنی است که آقای خاتمی در یکی از اظهارات خویش از کارتر به عنوان «شخصیتی که گذشته و جایگاهش در راه مبارزه با فقر و کاهش تنش صرف شده» یاد کرده‌اند!
3- آقای خاتمی برخلاف نظر صریح حضرت امام(ره) و سیاست منطقی و علمی جمهوری اسلامی ایران، در یکی از مصاحبه های خود موجودیت اسرائیل را به رسمیت شمرده‌اند.
خبرنگاری از ایشان می پرسد: «آیا شما تشکیل دو کشور برای حل مسئله فلسطین و اسرائیل را می پذیرید؟» و آقای خاتمی در پاسخ می گوید «مخالفت من با اسرائیل مسئله اخلاقی است، راه حل صلح آمیز برای مسئله فلسطین، شناسایی حقوق فلسطینی هاست.» و خبرنگار می پرسد: «و ایجاد کشوری فلسطینی در کنار اسرائیل؟» و خاتمی پاسخ می دهد «آری...»
باید از آقای خاتمی پرسید؛ حضرتعالی با کدام منطق علمی، حقوقی و قانونی موجودیت اسرائیل را تائید می‌کنید؟
اگر دلیل و توجیه منطقی و علمی ندارید- که ندارید- حداقل ادعای پیروی از امام(ره) و دلبستگی به جمهوری اسلامی ایران که دارید. بنابراین چرا با نظر صریح حضرت امام(ره) که اسرائیل را یک غده سرطانی دانسته و خواستار محو آن از جغرافیای سیاسی منطقه بوده اند مخالفت می ورزید؟ در سیاست اعلام شده جمهوری اسلامی ایران که برگرفته از نگاه علمی و حقوقی امام(ره) است نیز موجودیت اسرائیل نفی شده است،... پس شما چرا؟!... شما که 8 سال متوالی رئیس جمهور همین نظام بوده اید، آیا در آن هنگام نیز همین نظر و دیدگاه را داشته‌اید؟
و اما، از سوی دیگر، مگر آقای خاتمی فراموش کرده اند که شعار مردم سالاری ایشان همه جا و همه وقت برفراز بود؟ مگر دولت حماس با رأی مردم فلسطین انتخاب نشده است و مگر این دولت به خاطر آن که حاضر نیست اسرائیل را به رسمیت بشناسد، تحت شدیدترین فشارها قرار ندارد؟ بنابراین اگر جناب آقای خاتمی به شعار مردم سالاری خود اعتقاد دارند- که انشاءالله داشته باشند - چرا با رأی و نظر صریح مردم مظلوم فلسطین مخالفت می ورزند و - با عرض پوزش- دیدگاه صهیونیست ها را تبلیغ می‌فرمایند؟!
4- رئیس جمهور سابق ایران در مصاحبه خود با یک روزنامه آمریکایی از افسانه دروغین هولوکاست با عنوان «یک واقعیت مطلق تاریخی»! یاد می کند و کمترین توضیحی نمی دهد که نظر ایشان از کدام تحقیق تاریخی، کاوش علمی و... برخاسته است؟ اظهارنظر بی پایه و غیرعلمی آقای خاتمی در حالی است که بسیاری از محققان برجسته اروپایی و آمریکایی با تحقیقات جامع و علمی خود ثابت کرده اند «هولوکاست» فقط یک افسانه است که صهیونیست ها و آژانس بین المللی یهود با حمایت آمریکا و چند کشور اروپایی جعل کرده اند. تمامی محققان غربی- بدون استثناء- که تحقیقات علمی و مستند آنان به نفی هولوکاست منجر شده بود در کشورهای اروپایی به دادگاه کشیده شده و محاکمه و محکوم شده اند! بنابراین معلوم نیست آقای خاتمی با کدام پشتوانه علمی و منطقی از این افسانه به عنوان «یک واقعیت مطلق تاریخی»! یاد کرده است. آیا تحقیقات دانشمندان بلندآوازه ای نظیر «روبر فوریسون»، «روژه گارودی»، «کریستوفرسون»، «ایروینگ» و ده ها دانشمند دیگر درباره دروغ بودن هولوکاست به گوش آقای خاتمی نخورده است؟ اگر پاسخ منفی است که باید پرسید چرا سخن غیرعلمی بر زبان می آورند و اگر پاسخ مثبت است و ایشان از تحقیقات یاد شده باخبرند پرسش این است که چرا میان نظر علمی و مستند دانشمندان اروپایی و دیدگاه جعلی سیاستمداران اسرائیلی، نظر اسرائیلی ها را ترجیح داده اند؟! آیا عجیب نیست؟!
... بگذریم از این که در چالش اخیر جهان اسلام با آمریکا و اسرائیل درباره هولوکاست آقای خاتمی ناخود آگاه به طرفداری از اردوگاه مشترک آمریکا و اسرائیل برخاسته اند؟! انشاءالله رویکرد مردم به دولت اصولگرا و عدالت خواه احمدی نژاد باعث نشده باشد که آقای خاتمی در اعتراض به انتخاب مردم، جانب دوست رها کرده و خدای نخواسته، به خشم یا سیاست بازی از افسانه پردازی دشمنان تابلودار مردم ایران حمایت کند!
5- آقای خاتمی در پاسخ به این سؤال که؛ نظر شما درباره عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق چیست؟ می گوید «اشغال عراق باید هرچه سریعتر خاتمه یابد» و بلافاصله می افزاید «اما به باور من نمی توان این دولت دموکراتیک نوپا را در دستان تروریست ها، شورشیان و جویندگان خشونت رها کرد»! همانگونه که ملاحظه می کنید جناب خاتمی از ادامه حضور اشغالگران آمریکایی در عراق حمایت می فرمایند! و این پرسش منطقی و مردمی را بی پاسخ می گذارند که مگر اشغالگران آمریکایی برای ایجاد امنیت و دموکراسی به عراق حمله کرده اند که ادامه حضور آنان ضروری باشد؟! آقای خاتمی در این بخش از اظهارات خود نیز آشکارا به جانبداری از بوش برمی خیزد و تایید می کند که اولا؛ هدف بوش از حمله به عراق- همانگونه که خود او ادعا می کند- گسترش دموکراسی در این کشور بوده است؟ و ثانیا؛ عامل ناامنی عراق و قتل عام مردم بی پناه و مظلوم این کشور، شورشیان مخالف اشغالگری آمریکا هستند! و ثالثا؛ برای مقابله با این شورشیان، ادامه اشغال عراق از سوی آمریکا ضروری است!! این همه در حالی است که همان دولت دموکراتیک عراق خواستار پایان اشغال عراق است. بنابراین اگر آقای خاتمی به دموکراسی اعتقاد دارند و دولت عراق را برخاسته از رای مردم می دانند چرا باز هم مانند ماجرای فلسطین میان خواست مردم عراق و خواسته زورگویانه اشغالگران آمریکایی و انگلیسی، حمایت از خواست اشغالگران را ترجیح داده اند؟!، هر چند به تلویح!
6- برشمردن اظهارات سؤال برانگیز آقای خاتمی در مخالفت با نظرات صریح حضرت امام (ره) و همراهی آشکار ایشان با دشمنان تابلودار ملت های مسلمان، از جمله حمایت وی از سیاست های آمریکا و اسرائیل و... به درازا می کشد و بیرون از محدوده این نوشته محدود است که به همین اندازه بسنده می کنیم، اما...
7- ممکن است آقای خاتمی ادعا کند به عنوان یک فرد مستقل حق دارد دیدگاه ها و نظرات خویش را آزادانه مطرح کند! هرچند که این دیدگاه ها مخالف نظر صریح امام و در تایید سیاست های آمریکا و اسرائیل باشد!!... که هست. در این باره باید- با عرض پوزش- خطاب به آقای خاتمی گفت؛ شخصیت حقیقی حضرتعالی برای بوش و دار و دسته اش، ارزش و اهمیتی بیشتر از یک شهروند معمولی ندارد و شما در کیسه شخصی خویش متاع درخور اهمیتی نداشته اید که در این سفر به حمایت- انشاءالله ناخواسته- از سیاست های آمریکا و اسرائیل و در مخالفت صریح با نظرات حضرت امام (ره)، هزینه کنید؟! اهمیت شما برای آمریکا به خاطر ریاست جمهوری هشت ساله جنابعالی در ایران اسلامی است و اگر غیر از این بود، به یقین بوش و دار و دسته اش برای فریب حضرتعالی کمترین زحمتی به خود نمی دادند. چرا...؟! پاسخ روشن است...
جناب آقای خاتمی در این سفر، شخصیت حقوقی خود به عنوان رئیس جمهور سابق ایران اسلامی را که متعلق به مردم است، سخاوتمندانه! خرج کرده اند و این ضمن آن که از سوابق انقلابی ایشان بعید و غیرمنتظره بود، بدون کمترین تردیدی یک رانت خواری سیاسی است و مذموم و ناپسند... که فعلا می گذاریم و می گذریم با این امید که آقای خاتمی به خود آیند و ضمن توبه در پیشگاه خدای سبحان، از مردم مظلوم و شریف ایران نیز عذرخواهی کنند و این کمترین انتظار منطقی، شرعی و حقوقی از ایشان است.
8- مدتی قبل یکی از خواهران انقلابی و دلسوخته علیه آقای خاتمی اظهارات ناپسندی داشت که کیهان نیز این اظهارات را غیرمنصفانه دانسته و به آن اعتراض کرد و در همان حال بسیاری از گروه های مدعی اصلاحات با همه توان خود به حمایت از خاتمی برخاسته و خانم رجبی را به باد انتقاد گرفتند. اما تمامی آنان در برابر اظهارات آقای خاتمی که فقط چند نمونه از آن مورد اشاره قرار گرفت سکوت کرده اند!... چرا؟!
به عقیده نگارنده از برخی گروه های مدعی اصلاحات هیچ انتظاری نیست ولی از افراد و جمعیت هایی نظیر مجمع روحانیون مبارز و شماری از شخصیت های دیگر مدعی خط امام تعجب آور است که چرا در مقابل مخالفت های آشکار آقای خاتمی با نظرات صریح حضرت امام (ره) و حمایت های غیرمنطقی ایشان از برخی سیاست های آمریکا و اسرائیل سکوت اختیار کرده اند؟ آیا خدای نخواسته در نگاه این آقایان، اهانت خانم رجبی به آقای خاتمی غیرقابل تحمل است ولی تعریض صریح آقای خاتمی به امام (ره) قابل اغماض است؟!... آن خواهر که همگان به دلسوختگی او اذعان دارند و اهانتش به آقای خاتمی را مذموم و ناپسند می شمارند- و حق هم دارند- در یادداشت خود- و البته به خیال واهی خویش - از خاستگاه نظرات امام و انقلاب به آقای خاتمی اهانت کرده بود، اما آقای خاتمی برخی از نظرات خود حضرت امام را نفی کرده و از سیاست های دشمنان امام و انقلاب- هرچند ناخودگاه و به تلویح- حمایت کرده است... انصاف بدهید، کدامیک بیشتر قابل انتقاد و اعتراض است؟! و آیا میان اظهار نظر خانم رجبی علیه آقای خاتمی و اظهارات آقای خاتمی در نفی نظرات حضرت امام (ره) تفاوت از زمین تا آسمان نیست.