انجام امر جهان و حاکمیت و زمامداری بدست اهل البیت(ع) خواهد افتاد و بشریت در آستان اهل البیت(ع) خواهد سائید. ]و از دیو و دد ملول است و انسانش آرزو است.
و ارجاع به وعده الهی و نوید پیامبران (ع) است. همانا خداوند می فرماید ]و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون.[ «در کتاب زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح خداوند به ارث خواهند برد.»
و این وعده قطعی و حتمی خداوند است. که سرانجام صالحان براریکه قدرت خواهند نشست و جهان را عدالت فرا خواهد گرفت و دست جباران کوتاه خواهد شد و جامعه بشری گمشده خود را باز خواهد یافت.
علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: «همانا دنیا بعد از سرکشی بما رو خواهد کرد. و انعطاف نشان خواهد داد. همانند انعطاف شتر چموش و سرکش نسبت به فرزند خود» در این بیان نورانی امام(ع) به بازگشت نهائی دنیا به دامان اهل البیت(ع) و تسلیم در برابر حق و صالحان از خاندان نبوت(ع) اشاره فرموده و اینکه سرانجام جامعه بشری در برابر حق تسلیم خواهد شد. و به حکومت صالحان و عدالت جهانی رو خواهد آورد. و ناسازگاری ها و قدرت طلبی ها تداوم نخواهد یافت. و سرکشی و طغیان پایدار نخواهد ماند. که: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون.» آنحضرت پس از این بیان آیه شریفه «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلم ائمه و نجعلهم الوارثین» را تلاوت فرمودند. که خود این آیه کریمه نیز به وجود نورانی امام عصر(عج) تفسیر شده است.
در بیان دیگری آنحضرت میفرماید:
چقدر نزدیک است امروز به بشارتهای فردا (به صبحگاه های فردا) آنچه را خداوند وعده فرموده. «الیس الصبح یقرب نوید طلوع صبح امید و پیروزی حق پرستان.»
ای مردم. اینک وقت و آغاز ورود هر آنچه بدان وعده داده شده اید خواهد بود. و هنگام نزدیکی طلوع و درخشیدن و ظهور آن چیزی است، که آن را نمیشناسید.
طلعه مالا تعرفون. طلوع خورشید حقیقت. طلوع سپیده صبح امیدواران طلوع موضوعی که برای شما شناخته نیست و از غیب عالم است. (1)
آن حوادث و شرائط ظهور و تحولات عصر ظهور برای شما ناشناخته است.
احتمال نیز داده می شود که این عبارتها اشاره به فتنه های بعد از آن بزرگوار و یا فتنه های آخر زمان باشد. آگاه باشید. کسی که از ما آن فتنه ها را درک می کند، در آن فتنه ها با چراغ روشن حرکت خواهدکرد، و پا جای پای صالحان خواهد گذاشت و همانند صالحان حرکت خواهدکرد. و علی مثال الصالحین که مصداق آن رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) خواهند بود. او نیز تداوم بخش راه آن بزرگواران خواهد بود، و از آرمانهای شایستگان پیروی خواهد کرد. تا در آن فتنه ها گره ای را باز کند، و بنده ای را آزاد کند، و در میان کفر و شرک و الحاد شکافی ایجاد نماید، و در میان مؤمنان و اهل ایمان وحدت برقرار سازد. این عبارتها و عبارتهای بعد می تواند چندین مصداق داشته باشد.
الف- امامان پس از آن بزرگوار تا قیامت.
ب- علما و بزرگان دین و اصحاب یقین.
ج- مؤمنان راستین و صالحان از امت
د- وجود مبارک ولی عصر ارواحنا فداه
فتنهها نیز می تواند به فتنه های بنی امیه و بنی العباس تا فتنه های آخرالزمان و عصر ظهور اشاره داشته باشد. لیکن به نظر می رسد با عنایت باینکه خطبه در مقام بیان ملاحم و پرده برداری از حقایق آینده جامعه بشری و نقش اهل البیت(ع) در آینده و در هدایت امت است و با عنایت به کلمات بسیار عمیق و پرمعنای آلا و من ادرکها منا (از ما خانواده) انطباق آن با وجود نورانی ولی عصر ارواحنا فداه نزدیک تر به واقع باشد.
تعبیرهای «یسری فیها بسراج منیر».
شب روی است که با چراغ روشن و نورانی حرکت میکند.
در قرآن کریم سراج و هاج به رسول اکرم(ص) اطلاق شده است.
مصداق سراج منیر نیز در بیان آنحضرت در حد ائمه اهل البیت و مهدی آل محمد(ع) است.
«و یجد و علی مثال الصالحین».
مصداق آن و حرکت در سمت و سوی صالحان و بر مثال صالحان از دیدگان قرآن و نهج البلاغه و معارف اسلامی وجود مبارک آنحضرت و خلص عبادالله است.
«اولئک الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا والصالحین و حسن اولئک رفیقا»
بنظر آنحضرت اشاره به آیه کریمه قرآن دارد. که فرمود: ان الارض یرثها عبادی الصالحون.
در توصیفات بعدی اقدام های دیگر آن بزرگوار را بیان میفرماید:
و آن آزاد کردن بردگان و بندگان از قید و غم غیر خدا و گشودن گره های امت اسلامی و جامعه بشری و گسستن پیوندهای غفلت و جهالت از یکسو و برقرار کردن محیط امن و سلام و آزادی از سوی دیگر است.
این جملات چه بسا نظیر تعبیر قرآن کریم راجع به رسول اکرم(ص) باشد که فرمود: «یضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم»: بارها گران و غل ها و زنجیرهای اسارت و بردگی و جاهلیت را از دوش آنها برمی دارد. امام عصر(عج) نیز بندها و طنابهای اسارت و غفلت و جهالت و وابستگی را باز می کند. و بردگان و بندگان خدا را که در دام شیاطین گرفتار آمده اند آزاد میسازد.
بساط وابستگی ها و اسارتهای روحی و فکری و اعتقادی و سیاسی جمع می شود، و بردگان از قیود بندگی غیرخدا آزاد میشوند.
این تحول در جهان کاری است بزرگ و کارستان، و این وعده خداوند متعال است باینکه امر امت برای آنحضرت در اسرع وقت سامان خواهد یافت و این تحول روحی و معنوی و الهی منشأ تحولات دیگر اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خواهد شد، و بشریت در مسیر تکامل واقعی و تعالی الهی قرار خواهد گرفت. و «یصدع شعبا»...
شعب کفر و نفاق و استکبار و صهیونیزم که با یکدیگر گره خورده اند و از یکدیگر پشتیبانی می کنند، و عمال شیاطین که در مقابله و ستیز با اسلام علوی و قرآن محمدی(ص) در جنگ و جدال هستند. به برکت آنحضرت متفرق خواهند شد، و شکاف در میان آنها خواهد افتاد، و بجای همگرائی بسوی واگرائی خواهند رفت، و دوستان و پیروان و امت اسلامی و آزادیخواهان عالم باهم یکصدا و متحد و هم جهت خواهند شد.
آری در میان دوستان آنحضرت و جبهه توحید همگرائی و وحدت حاکم خواهد شد، و به برکت قیام و هدایت آنحضرت جبهه کفر دچار سردرگمی و تفرقه و شکاف خواهدشد، و این از تحولات شگرف جامعه بشری خواهد بود.
صف ها از یکدیگر متمایز، همگرائی در یک طرف و واگرائی در طرف دیگر شکاف و تشتت در میان گمراهان و فتنه گران و منحرفان.
اتحاد و انسجام در میان دوستان و رهروان و رهپویان. با محوریت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه و رهبری شایسته از خاندان آل پیامبر (ص)
البته این جملات می تواند اشاره به عصر غیبت نیز داشته باشد، که آنحضرت مانند خورشیدی در پس ابرها به هدایت و عنایت و تدبیر امور اهتمام دارند. و امر ولایت امت با آن بزرگوار است و شاهد و حاضر و ولی و والی و دیده بان الهی و چراغ هدایت انسانیت و صاحب مقام ولایت تکوینی و تشریعی و قلب عالم وجوداند و نسبت به دوستان و رهروان همواره لطف و عنایت دارند.
آنحصرت پنهان از مردم عمل می کند. بگونه ای که کسانی که پی گیری می کنند آثار آن را نمی بینند گرچه اصرار بورزند.
در آن شرائط گروهی چنان در درک و ادراک و بصیرت و ایمان و معرفت و حضور و شهود خود را بسازند و بر بصیرت و معرفت خود بیفزایند همانند آهنگری که شمشیر را تیز می کند. شمشیر فکر و ادراک و بصیرت آنان نیز همانند شمشیر تیز و تیزبین و هشیار خواهد شد. البته چشمان آنان با نور قرآن بصیرت خواهد یافت. «تجلی با تنزیل البصارهم»
و در گوشهای ایشان تفسیر قرآن طنین انداز خواهد شد و در شامگاهان از کاسه حکمت بنوشند. پس از آنکه در صبحگاهان از جام حکمت و معرفت نوشیدهاند.
آری صبح و شام و بصورت مستمر از تجلیات رحمانی و عنایات الهی و الطاف ربانی و مواهب آسمانی بهره مند و متنعم اند. تا هنگامی که زمان مقدر و وعده الهی فرا برسد.
ایشان با صبر و شکیبایی خود بر خداوند منتی ندارند و بذل جان را در راه حق بزرگ نمی شناسند. آری اهل صبر در راه خدا و ایثار و جهاد و فداکاری اند. تا قضا و تقدیر الهی فرابرسد و مدت بلاپایان پذیرد. آنها بصیرت های خود را بر شمشیرهای خود حمل خواهند کرد و به امر راهنما و واعظشان به پروردگار تقرب جسته و تسلیم امر او می باشند. ظاهراً واعظ کنایه و اشاره به حضرت بقیه الله امام عصر(عج) دارد.
آری چون اجل به پایان رسد و گروهی در فتنه ها آرمیده باشند. و از قیام در راه خدا و جهاد با دشمنان خدا دست بردارند. و با بهانه یا فرار از مسئولیت و یا راحت طلبی و یا پندار که فایده ندارد. از باردار ساختن و روشن کردن آتش جنگ با فتنه انگیزان دست کشیده باشند. و به خمود و جمود و عزلت و گوشه نشینی و گوشه گیری پناه بردند. و خود را از درگیر کردن با جنگ و برانگیختن آتش مبارزه و جهاد با دشمنان خدا کنار کشیدند و به نوعی از خود رفع مسئولیت کردند.
خداوند متعال انسانهای با حکمت و درایت و بصیرت را برخواهد انگیخت (مفاد آیه شریفه یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومه لائم ذالک فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم، تحلیل و تفسیر این قبیل بیانات و تحولات اجتماعی و سیاسی دهه های اخیر در رابطه با انقلاب اسلامی و تحولات عراق و لبنان و فلسطین و پیروزی و مجاهدات انسان های فداکار و بصیر و عارف بالله خود نمونه هائی از آن حقیقت کلی و فراگیر و تحولات عظیم جهانی را نشان میدهد.
اینکه در صبر و شکیبائی بر خداوند منت نمی گذارند. (لم یمنوا علی الله بالصبر) اینکه انفاق جان در راه دوست برای آنها آسان و مرگ و شهادت در کام ایشان شیرین است. (و لم یستعظموا بذل انفسهم فی الحق).
اینکه دوران بلا و امتحان و آزمایش انسانها بپایان برسد و قضا و قدر الهی فرا رسد و زمینه تحول عظیم الهی فراهم شود و استعدادها و ظرفیتها به بلوغ برسند و بشریت آمادگی لازم را برای این زایش بزرگ پیدا کند. و دردها و رنجها و بلاها او را بسمت آمادگی برای حضور عدالت گستر واقعی فراهم سازد و همه در انتظار منجی موعود باشند و یا آمادگی لازم برای این تحول بزرگ ایجاد شود.
اینکه انسانهای با بصیرت و سیراب از چشمه های علم و حکمت و معرفت برای یاری دین خدا قیام کنند و بصیرت ها را بر شمشیرها حمل کنند. شمشیرها را با بصیرت بردارند و با بصیرت بزنند در برابر زورگویان و قلدرها که نه از روی بصیرت اسلحه برمی دارند و نه از روی بصیرت دست به اسلحه می برند. بلکه براساس هواها و هوسها و قدرت طلبی از اسلحه استفاده میکنند.
اما در نهضت و قیام جهانی مهدی موعود (عج) اسلحه ها در دست مردان با بصیرت است و از روی بصیرت بکار گرفته میشود. و در جهت اسرار و علوم الهی و حقایق قرآنی و عدالت جهانی بکار گرفته شود. و برای حاکمیت حق و پاسداری از حقوق مظلومان و ستمدیدگان باشد. نه برای زورگوئی و قلدری و تجاوز و تجاسر و مانند آن. آری در عصر ظهور امکانات و تجهیزات نظامی در خدمت حق و بصیرت و عدالت خواهد بود و برای تقویت ایمان و معرفت و اجرای عدالت از آنها استفاده خواهد شد.
آن بزرگوار هواها را بسمت هدایت معطوف می سازد پس از آنکه هدایت معطوف به هواها شده است. و آراء و اندیشه ها را بسوی قرآن بر می گرداند. زمانیکه قرآن را به آراء و نظریات ساختگی خود برمی گردانند. آری آن بزرگوار مردی را که از مسیر نورانی و قرآن و حق و عدالت منحرف شده بودند و از هواها و هوسها و تمایلات نفسانی و وساوس شیطانی و نفس اماره پیروی کردند به راه هدایت الهی و صراط مستقیم ولایت آسمانی هدایت می فرماید. و آراء مخالف قرآن کریم و تفاسیر به رأی و دیدگاه های غلط و سلیقه ای و نظریات فاسد و باطل را به سمت قرآن هدایت می نماید و این از ویژگی بزرگ آنحضرت است:
1-هواها را بسمت هدایت برمیگرداند.
2-آراء را بسوی قرآن هدایت میکند.
در حالیکه آنها بعکس کرده بودند و قرآن را براساس هواها تفسیر می کردند و هدایت را براساس نفسانیت و هواها سوق میدادند.
این پیمان نورانی بطور دقیق عنایت و اشاره دارد، به وجود مبارک امام عصر اروحنا فداه و رسالت عظیم آن بزرگوار در احیای قرآن کریم و احیای هدایت الهی در برابر تحریفها و انحرافها و بدعتها و التقاطها و تحجرها که قرآن را براساس رأی و نظر و سلیقه تفسیر می کنند و هدایت الهی را نیز براساس هواها توجیه و تأویل و تعبیر مینمایند.
در دنبال این بیان نورانی سخن دیگری از آنحضرت آمده که مطلب فوق را تأیید و تکمیل نموده و خود نیز بیان دیگری در رابطه با برنامه های امام زمان(عج) و تحولات عصر ظهور است.
آگاه باشید، در آینده ای که درپیش است. و زود باشد فردا و فرداها حوادث را با خود پیش آورد که شما نمیشناسید.
حاکم و زمامدار (اسلامی) کارگزاران را بر زشتی اعمالشان مواخذه می کند. (سلامت و صلاح برکارگزاران و حاکمان حاکم خواهدبود و دست فاسدان و مفسدان از سر مردم کوتاه خواهدشد. و نظام حکومتی از صلاح و سداد وسلامت و عدالت برخوردار خواهدبود) و زمین پاره های جگر خود را بیرون می ریزد و تمامی کلیدهای خود را درکمال تسلیم دراختیار آنحضرت قرار خواهد داد. کلید گنجهای الهی و ذخایر زمین و آسمان و دربهار رحمت و عنایت حضرت حق و تحولات عظیم الهی و تحولات عظیم صنعتی و مدیریتی در جهان بوجود خواهد آمد.
3- گنجینه های زمین وکلیدهای رحمت و کرامت حق و منابع ظاهری و باطنی همه و همه در اختیار آن حضرت قرار خواهدگرفت و کلیه ظرفیتها و استعدادها به فعلیت می رسد و مغزها و فکرها تکمیل و صنایع الهی درمیان انسانها به اوج کمال خواهد رسید.
و از کلیه ظرفیتهای انسانی و طبیعی به نحو مطلوب و احسن بهره برداری خواهدشد و همه چیز رنگ و بوی الهی خواهد کرد و در جهت اهداف عالیه ربوبی بکار گرفته خواهدشد. و نظام آفرینش در راستای اهداف بلند خلقت به پرواز خواهدآمد و عقلها بیدار - دلها روشن ، چشم ها بینا و گوشها شنوا و همه تسلیم امر واعظ بزرگ خلقت و خاتم اوصیاء الهی حضرت صاحب الزمان خواهند بود.
«و دانوا ربهم بامر واعظهم» (2)
آنگاه حاکم عادل و عدالت پرور به جهان و جهانیان نشان خواهدداد که: «فیریکم کیف عدل السیره و یحیی میت الکتاب و السنه؛ در این موقع عدالت در سیره را نشان خواهد داد و کتاب و سنت مرده را احیا خواهدکرد. با امید آن روز.
کارگزاران آنحضرت امین ترین، پاک ترین، عدالتخواه ترین و خدمتگزارترین انسانها خواهندبود، و دست فاسدان و مفسدان و جباران را از سر جوامع انسانی کوتاه خواهدنمود. روشن است که تحقق عدالت فراگیر و جهانی جز در سایه دستگاه حکومتی عدالتخواه و عدالت پرور محقق نخواهدشد و چنانچه نظام حکومتی و مدیران در سطوح گوناگون و کارگزاران از عدالت لازم برخوردار نباشند نمی توان انتظار داشت که چرخها بسمت عدالت حرکت کند. درگذشته تاریخ اسلام نیز این معنا را درابعاد مختلف شاهد هستیم. آنگاه که انسانهای پاک و برگزیده ای مانند سلمان فارسی یا مالک اشتر و یا عثمان بن حنیف انصاری و یا هارث همدانی و ده ها کارگزار دیگر حکومت اسلامی وعلوی(ع) دست بدار می شدند. تاریخ در برابر حسن عدالت و زهد و قناعت امثال ایشان انگشت حیرت به دندان میگزد.
باید مخالف با هوا و مطیع امر مولا باشند. باید امین دین و دنیا باشند. باید عارف به حلال و حرام باشند.
باید از خود صیانت کنند. و عامل به احکام نورانی اسلام باشند. و باید امانتدار و پاسبان حریم عدالت وتقوی باشند. البته عناوین یادشده و عناوین فراوان دیگر همه در روایات آمده است.
البته این مضامین متعالی درصدها حدیث و آیه قرآن کریم آمده است:
4- عدالت گستری و احیای کتاب و سنت، عطف هواها و هوسها و تمایلات بر هدایت الهی و عطف آراء برحقایق نورانی قرآن کریم و اینکه زمین گنجینه های خودرا برای آن حضرت بیرون می ریزد. و در اختیار آنحضرت قرارمی دهد و یا شاید بتوان گفت با توسعه علوم و فنون درعصر آن حضرت بشریت از کلیه ظرفیتهای نظام آفرینش بنحو احسن استفاده خواهدکرد و عقلها بیدار می شود ودلها زنده می گردد و چشمها بصیرت می یابد. و همه چیز در جهت الهی بکارگرفته می شود و با فقر و فساد و تبعیض مبارزه می شود. با کارگزاران نامناسب برخورد می شود و صلاح و سلامت و عدالت در کلیه شئون جامعه بشری حاکم می گردد و دست طاغوتیان قطع می شود و میدان برای خدمتگزاران و امانتداران آماده میگردد.
5- دربیان دیگر آنحضرت میفرماید:
آگاه باشید مثل خاندان پیامبر(ص) درمیان شما مثل ستارگان آسمان است که هرگاه ستاره ای غروب می کند ستاره ای دیگر طلوع مینماید.
چنانچه می بینیم در پس این تحولات صنایع الهی درمیان شما به تکاملی نهانی رسیده است و استعدادها به برکت عنایات خداوند منان شکوفاشده وآنچه جزء آرزوها و آرمانهای الهی است لباس عمل و تحقق پوشیده است.
اینکه آن بزرگواران صنایع پروردگارند و مردم دست پروردگان ایشان «فانا صنایع ربنا و الناس بعد صنایع لنا»(3) اینکه ایشان واسطه در فیض اند و قلب عالم امکان و اینکه مردم تربیت یافتگان و دست پروردگان ایشان باید باشند و همانگونه که درعالم تکوین سرسفره رحمتشان هستند درعالم تشریع نیز باید مطیع ایشان باشند.
دراین خطبه امام(عج) میفرماید.
آری آن زمان فراخواهد رسید که به برکت فضل و عنایت الهی صنایع الهی در جامعه بشری تکمیل شود و تکامل یابد و آرمانها لباس عینیت بپوشند.؟!!
و این جز در سایه ظهور بدورالسرور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه نخواهد بود.
نشسته قرار گرفته. آن انسان عارف بالله بقیه الله از بقایای حجج الهی و جانشینی از جانشینان پیامبران اوست.
«بقیه من بقایا حجه و خلیفه من خلائف انبیائه.»
در توضیح این فرازها از خطبه شریف 183 نهج البلاغه یادآوری چند نکته لازم است.
1- این خطبه در هفته آخر عمر شریف آن حضرت ایراد شده و بنحوی خبر از شهادت خود آن بزرگوار نیز در آن مشاهده می شود. و براعت استهلال خطبه با کلمه الحمدلله الذی الیه مصاع الخلق و عواقب الامر آمده است. و بحث فراق یاران و بحث بی وفائی دنیا و اینکه اگر بنا بود کسی در دنیا جاودانه بماند. این خاص سلیمان بن داود(ع) بود لیکن او هم چون تقدیر و اجلش رسید. به لقاء الهی شتافت نکات دیگر نیز در این رابطه به چشم می خورد تعریض به مستکبران و فراعنه و قلدرهای عالم و نیز درس بزرگ راهیان نور و اولیاء خدا که (از مع الستر حال عباداله الاخیار.)
2- لذا بنظر می رسد حضرت که در این بخش از خطبه حضرت اشاره به حضرت بقیه الله (عج) و ابعاد شخصیتی و سیره و سلوک آن بزرگوار داشته باشند.
3- صفاتی که در این بخش آمده بطور کامل و جامع در آنحضرت جمع شده و تأکیدات سخن با آنحضرت منطبق است.
4- «قدلیس للحکمه جنتها»، جنه یعنی سپر اگر حضرت می فرمود- «قد لیس الحکمه نیز صحیح بود لباس حکمت را پوشیده است لیکن استحکام جنتها را نداشت. معلوم می شود حکمت درجات و مراتبی دارد. آن مرحله سخت و در مقام کارزار است که انسان سپر می پوشد- آن انسان الهی نیز سپر حکمت را در برابر هر گونه غفلت و جهالت و تمایلات پوشیده است.
5- و با تمامی آداب آن آنرا اخذ نموده مؤدب به تمامی آداب حکمت است.
بحث آداب حکمت و آداب هر چیزی آنهم تعبیر حضرت که می فرمایند بجمیع ادبها با تمامی آداب آن بازنشان دهنده انسان کامل و ولی الله اعظم ارواحنا فداه است. چون اخذ بجمیع ادب حکمت درباره دیگران کمتر صادق است.
6- اقبال کامل بر حکمت و معرفت به آن و فراغت برای آن همه در شأن ولی اولیاء است.
7- حکمت تنها گمشده اوست. و تنها حاجتی است که از آن سؤال میکنند.
8- گمنامی و غربت در غربت اسلام غربت اهل البیت(عج) در طول تاریخ و...
9- او بقیه الله و بقیه حجج الهی (ع) است.
10- او خلیفه ای از خلفای پیامبران علیهم السلام است.
11- بحث حکومت و عالیترین مراحل آن ویژه پیامبران و اولیاء الهی است.
«یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیراً کثیراً.»
در قرآن کریم می خوانیم خداوند بهر کس حکمت بدهد همانا خیر و کوثر عنایت فرموده. و حکمت استحکام و اتقان در اعتقاد و اخلاق و عمل و علم و بصیرت و تشخیص حکیمانه و عمل حکیمانه است.
و حکیم صفت خداوند و صفت فعل اوست.
و حکیم قرآن اوست. یس و القرآن الحکیم.
و حکیم پیامبر عظیم الشأن و پیامبران(ع)اند.
آنهم نه تنها لباس حکمت را بلکه سپر حکمت را پوشیده برای صیانت از حکمت و استواری و استحکام در راه و در رابطه با اهداف متعالی الهی و حکمت از مراتب یقین است. (در نامه(3) به حکمت و عملی تقسیم می شود.) در هر صورت آن امام همام(ع) پاسدار حکمت و حافظ شریعت و چشمه سار حقیقت و مایه صیانت از حقایق نورانی قرآن است.
12- آن بزرگوار مؤدب بآداب الهی است. همانطور که جد اطهرش فرمود:
«ادبنی ربی فاحسن تأدیبی»- و یا نحن (انا) «صنایع ربنا و الناس بعد صنایع لنا» صفات دیگر نیز جهات یاد شده را تأیید و تقویت مینماید.
در هر صورت بنظر می رسد مصداق کامل و اتم این بیان نورانی وجود مبارک حضرت بقیه الله ولی عصر ارواحنا فداه باشد. بلکه ظاهر وجود نورانی آنحضرت است نه اینکه مصادیق فراوان داشته باشد و فرد اکمل و اتم امام عصر(عج) باشد.
ح- اللهم بلی لاتخلوا الارض من قائم لله(ع) بحجه اما ظاهراً مشهوداً و اما خائفا مغموراً لئلاتبطل حجج الله و بیناته تا آخر. بار خدایا. آری زمین از قیام کننده برای خداوند بعنوان حجت خالی نمی ماند. و زمین خالی از حجت نمی باشد. یا در میان مردم ظاهر و آشکار است و یا ترسان و پنهان تا حجت های خداوند و دلایل روشن او باطل نگردد. و چه تعداد هستند ایشان و کجایند آنها.
سوگند بخداوندی خدا که ایشان از نظر عدد و شمارگان بسیار کم اند و از لحاظ ارزش و قدر و منزلت در پیشگاه خداوند با عظمت هستند.
خداوند بوسیله آنها حجت ها و دلایل روشن خود را حفظ می کند. و معارف حقه را پاس می دارد. تا آنها را در نزد امثال خود بودیعت گذارند. و در دلهای اشباه خود بکارند.
علم به حقیقت بینانی و بصیرت به آنها هجوم آورده و با روح یقین مباشرت و ارتباط نزدیک دارند و آنچه را مترفان سخت و مشکل دیده اند برای آنان آسان و نرم است. و از آنچه را جاهلان و نادانان وحشت دارند ایشان انس و الفت دارند. و در دنیا با بدنهانی مصاحبت دارند که ارواح آنها به محل اعلا تعلق دارد. ایشان خلفای خداوند در زمین و دعوت کنندگان بدین خدا هستند.
آه آه چه قدر اشتیاق ملاقات و دیدار ایشان را دارم. در این خطبه شریفه مردم به گروه علمای ربانی و متعلمان در راه نجات و فرومایگان نابخرد و بی هویتی تقسیم می شوند که با هر بادی بسمتی حرکت خواهند کرد.
و جوهره بحث ایشان علمای ربانی اند- که چراغ هدایت و مشعل نجات را به دست گرفته و عارفانه و عاشقانه در راه حق می کوشند. و از بصیرت و اخلاص لازم برخوردارند. و دچار شک و تردید نمی شوند. و خود را به دنیا و مال و منال و جاه نمی فروشند- و فریب زرق و برق و شبهات را نمی خورند. و اسیر لذات و شهوات دنیا نمی شوند. و اهل جمع و ذخیره سازی و مال اندوزی و غرور و غفلت نیستند. و جهات فراوان دیگر.
این را به دو نکته دیگر اضافه کنید. که فرمود: ان هذه القلوب اوعیه فخیرها اوعاها (این دلها ظرفهائی هستند و هر چه ظرفیت دل بیشتر باشد نشان از گنجایش و بهتر بودن آن دارد.)
و پس از تقسیم و دسته بندی طالبان ظاهری علم هر بار فرموده «لاذا و لاذاک» نه اینان نه آنها آنگاه به ترسیم چهره حقیقی علماء ربانی و عارفان صمدانی می پردازد. و ابعاد شخصیت ملکوتی ایشان را به تصویر می کشد، و عالیترین مصداق اهل حکمت و یقین را توصیف نموده و مجسم میسازد.
جمع بندی و نتیجه گیری. موضوع امامت و اهل البیت(ع) و اخبار غیبی و ملاحم و از جمله موضوع مهدی موعود(عج) در نهج البلاغه از جایگاه بلندی برخوردار است. امام امیرالمؤمنین(ع) در لابلای سخنان شیرین و گرانسنگ و خطبه های بلند و جاویدان خود به موضوع امام زمان(ع) و شرائط عصر غیبت و ظهور و تحولات آینده جامعه بشری پرداخته اند. و در رابطه با ویژگیها و شخصیت امام عصر ارواحنا فداه و برنامه ها و اقدامات آن حضرت و تحولاتی که به دست با کفایت آن بزرگوار در جامعه بشری بوجود خواهد آمد. اشاره نموده اند و از یاران و همراهان و برنامه های عصر ظهور و افق سپهر وجودی دولت کریمه سخن گفته اند؛ در این رابطه بر محورهای ذیل تأکید شده است.
1- سیره عدالتخواهانه و رویکرد عدالت گسترانه یکی از ویژگیهای آن حضرت بوده و منطبق با هدف گسترش عدالت در سطح جهان و احیای سیره عادلانه رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین است. که بدست توانای ولی عصر(عج) در جهان تحقق خواهد یافت. و هدف بزرگ پیامبران عظیم الشأن الهی عملی خواهد شد «لیقوم الناس بالقسط».
2- مبارزه با فساد و بکارگیری کارگزاران عدالتخواه و عدالت پرور از دیگر ویژگیها و برنامه های آن حضرت خواهد بود. دستگاه دولت کریمه در تمامی سکنات عدالتخواه بوده و با کارگزاران نامتناسب قاطعانه برخورد خواهد نمود و دست اشرار و مفسدان و تبهکاران را از سر مردم کوتاه خواهد کرد. و با فاسدان و منحرفان برخورد خواهد نمود. و آنها را به بدیشان مؤاخذه خواهد کرد.
3-تکامل عقول بشری و تکامل صنایع الهی در جامعه انسانی و تحولات عمیق و عظیم روحی و فکری و معنوی از دیگر آثار و برکات آن عصر است.
4- گنجینه های زمین در اختیار آن حضرت قرار خواهد گرفت. و زمین گنج های خود را آشکار خواهد کرد. به معنی وسعت علم و دانش و توانائی و مهارت بشر در مهار طبیعت و استفاده از ظرفیتها و استعدادهای خدادادی عالم وجود است -چه انسانها متعالی و متکامل خواهند شد و چه راه دسترسی به منابع و امکانات خلقت تسهیل خواهد شد.
5- قرآن حاکم می شود. پس از آنکه آراء باطله و سلیقه های انحرافی قرآن را به نفع خودشان تفسیر می کردند و مردم را به بیراهه می بردند. اکنون زمان احیای قرآن و احیای احکام نورانی آن و قطع دست شیاطین و اجانب است.
همه به سرچشمه های نورانی قرآن دسترسی پیدا خواهند کرد و از شهد حقایق قرآن سیراب خواهند شد. و از لطائف و معارف قرآن بهره مند خواهند گشت.
6- همه جا آثار هدایت تجلی خواهد کرد. به جای آنکه هواها و هوسها حاکم باشد.
7- امام و رهبر و کارگزاران حکومت بهترین الگوها خواهند بود.
8- در افکار و اندیشه ها و بینش ها و روشها تحولات همه جانبه ای ایجاد خواهد شد.
9- عقلها کامل، بصیرت ها عالی، چشمها بینا و گوشها شنوای حق و حقیقت و تشنه معرفت خواهند شد.
10- دست تطاول ستمگران و زیاده خواهان و باطل اندیشان از سر جوامع انسانی کوتاه خواهند شد.
11- چراغ اهل البیت دوباره جهان را روشن خواهد ساخت. و فرشته عدالت بر جهان حاکم خواهد شد. «بقیه من بقایا حجه خلیفه من خلائف انبیائه».
¤ امیرمؤمنان در فرازی از سخنان گوهربار و فیوضات لاهوتی خود شرایط و مسائل دوران آخرالزمان را ترسیم و تبیین میفرمایند:
«فاذا کان ذلک ضرب یعسوب الدین بذنبه فیجتمعون الیه کما یجتمع قزع الخریف.»(4)
و چون آن روزگار فرا برسد، پرچمدار دین با پیروان خود حرکت کند پس یاران او چون ابر پائیزی گرد او جمع شوند، یا چون آن روزگار و آن شرائط فراهم شود، سرور و بزرگ دین حرکت کند(ضرب) و در زمین مستقر شود. (بذنبه) و یاران و اصحاب و انصار او نیز گرداگرد او جمع شوند. و ندای قل جاءالحق در زمین بلند شود و پرچم توحید به اهتزاز در آید و...
یعسوب به معنی ملکه زنبور عسل و امیر یخل به معنی سید و سرور و مدیر و مدبر قوم به معنی رهبر و صاحب اختیار آمده و در جای دیگر نهج البلاغه امام(ع) فرموده اند، انا یعسوب الدین و المال یعسوب الفجار به معنی من یعسوب و امیر دین هستم و مال امیر فجار و نابکاران است.
سید رضی(ره) می فرماید: سید عظیم که مالک و صاحب اختیار امور مردم باشد. لقب یعسوب الدین از القاب مشهور حضرت امیرالمؤمنین(ع) است (حکمت 316) در اینجا که امام(ع) به شرائط خاصی اشاره فرموده و از نابسامانیها و گرفتاریهای آن روزگار و شرائط عصر ظهور سخن گفته چون آن شرائط و روزگاران فرا برسد. یعسوب دین حرکت خواهد کرد. و یاران او همانند پاره هایی (برکه به یکدیگر متصل می شوند. به آن حضرت خواهند پیوست (و انقلاب جهانی مهدی موعود(ع) شکل خواهد گرفت).
واضح است، که امام(ع) به شرائط قیام امام عصر(عج) و انقلاب جهانی آن حضرت اشاره دارند و آن بزرگوار است که بعنوان یعسوب الدین به پا خواهد خواست. و چه بسا مفهوم ضرب بذنبه یعنی حرکت خواهد کرد. به پا خواهد خواست قیام خواهد کرد.
در کتاب لسان العرب اینگونه آمده یعنی آن حضرت (یعسوب دین) با پیروان خود در زمین به راه خواهد افتاد. یا به عبارت دیگر پیشوای دین و رهبر امت اسلامی قیام خواهد کرد. پس مسلمانان و یاران آن حضرت چون ابرهای پائیزی گرد او آیند.
در خطبه 281 نیز این تعبیر راجع به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه آمده است و قبلا اشاره شد و ضرب بعسیب ذنبه و الصق الارض بحرانه.
البته در ترجمه جمله قبلی و با کمک جمله های دیگر آن بخش از خطبه شریفه به نظر رسید که آن حضرت خود را بر زمین می گذارد و مانند شتر خوابیده اصطلاحا بروک می کند. و جلوی سینه را روی زمین گذاشته و می خوابد و دم را بر زمین می زند. کنایه از عدم تحرک، عدم فعالیت فهو مفترب تا زمان مقدر و اراده الهی فرا برسد؟! در اینجا جمله دوم بکار نرفته البته می توان به معنی حرکت گرفت و چه بسا به معنی قرارگرفتن و مستقر شدن باشد.
مرحوم ابن میثم بحرانی در اینجا سه احتمال میدهد:
1- ذنب را کنایه از یاران و اصحاب و انصار گرفته و جمله را چنین معنا فرموده، آن حضرت با یاران و اعوان و انباءش حرکت میکند.
2- ضرب النحل بذنبه به معنی گزیدن و حمله زنبور با نیشش گرفته و کنایه از تجهیزات و ابزار و ادوات دفاعی و تهاجمی و آمادگی همه جانبه در برابر دشمنان و فتنه گران گرفته (عن نصبه سیوفه و سمامه فی اعدائه)
3- آنرا کنایه از انقلاب و غضب و ثوران برای دین خدا و اقامه قسط و عدل گرفته و این وجه را شبیه دانسته و جمله دوم را کنایه از سرعت اجتماع و الفت یاران آن حضرت برای پیروزی و قیام جهانی آن بزرگوار دانسته است.
در روایات دیگر نیز مطالب ارزشمند و آموزنده ای از سخنان امیرالمؤمنین درباره امام عصر(عج) رسیده است از آن جمله تفسیر آیه شریفه کوکب دری بوجود مبارک امام عصر(ع) شده یا بعنوان یکی از مصادیق این آیه کریمه با آن حضرت منطبق شده و الکواکب الدری هم القائم المنتظر(ع).