تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۸۲۹۹۰
اشاره: آنچه می خوانید تحلیل روزنامه آسیا تایمز است در مورد ادعاهای اخیر گروهک منافقین و ارتباط آن با آمریکا این تحلیل گرچه با رویکردی از بالا به موضوع رابطه میان منافقین، آمریکا و جنگ با ایران پرداخته است اما حاوی اطلاعات مفیدی است که ما را قانع کرد تا آنرا چاپ کنیم.

ادعاهای گروهک منافقین طی ماه های اخیر در مورد تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته ای، از پوشش خبری گسترده ای برخوردار شده است و رسانه های مختلف پیرامون آن به بحث پرداخته اند. همین مسأله موجب غفلت از خطری شده است که این گروهک برای آمریکا دربر دارد.
به نظر می رسد دولت بوش اینک در عراق به دام افتاده است، در جنگ احتمالی با ایران دچار سرنوشتی بدتر از جنگ عراق شود. احمد چلبی که طی سال های منتهی به جنگ عراق، ریاست مجلس ملی در تبعید این کشور را برعهده داشت، برای ترغیب مقامات دولت بوش مانند ریچارد پرل و پل ولفوویتز به آغاز جنگ با عراق، پناهندگان سیاسی مخالف حزب بعث را تطمیع و آنها را تحریک می کرد تا وجود تسلیحات کشتار جمعی را در عراق تأیید کنند. وی سپس با ترسیم تصویری اغواکننده از استقبال عراقی ها از سربازان آمریکایی با شاخه های گل و دادن وعده تسلیم عراقی با ثبات به نیروهای مستقل عراقی، حمایت دولت آمریکا را جلب کرد.
اکنون نیز منافقین قصد دارند با طرح تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته ای، چنین طرحی را پیاده کنند. همانند چلبی که اطلاعاتی درباره رژیم نفوذناپذیر عراق به آمریکایی ها می داد، ادعاهای رجوی و گروهک او نیز از نظر آمریکایی ها معقول می نماید. با توجه به این که آمریکا شبکه اطلاعاتی در داخل ایران ندارد، حمایت از منافقین می تواند برای دولت بوش به منزل راهی آسان و سریع در گماردن جاسوسانی از این گروه در داخل ایران و کسب اطلاعات مربوط به فعالیت های هسته ای ایران باشد.
درحال حاضر حامیان منافقین در دولت آمریکا، از این سازمان با نام «گزینه سوم» یاد می کنند. پشتیبانی آنها بر این توهم غلط استوار است که منافقین نه تنها قادرند به اطلاعات مفیدی دست پیدا کنند، بلکه از حمایت عمومی نیز برخوردار هستند و از این رو می توانند در کنار گزینه های دیپلماسی و حمله نظامی به عنوان گزینه سوم مطرح شوند.
طرفداران منافقین در واشنگتن با تحت فشار قراردادن مقامات آمریکایی برای حذف نام این سازمان از فهرست گروه های تروریستی و پذیرش آن به عنوان قدرتی مؤثر برای اعمال فشار، بی ثبات و سرنگون کردن دولت ایران از سوابق آن در ارتکاب اعمال کثیف و جنایتکارانه غفلت کرده اند و همین مسأله خطری بزرگ برای آمریکا، ملت و اهداف آن است.
دولت آمریکا در زمان تصدی بیل کلینتون و پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران در اقدامی به ظاهردوستانه، نام گروهک منافقین را به فهرست سازمان های تروریستی اضافه کرد. سپس برای توجیه این اقدام به جنایت های متعددی که این گروه علیه آمریکاییان انجام داده بود، استناد نمود. از جمله تلاش به ربودن سفیر آمریکا در سال 1971، بمب گذاری دفاتر شرکت پپسی کولا، جنرال موتورز، هتل اینترنشنال، شرکت نفت مارین، انجمن ایرانیان آمریکا، و ادارات اطلاعات آمریکا در سال 1972.
منافقین طی سه سال بعد جنایات ذیل را مرتکب شدند: سرقت از شش بانک، قتل سرهنگ لوییس هاوکینز، معاون ستاد عملیات نظامی آمریکا؛ قتل رییس پلیس تهران؛ قتل پنج شهروند آمریکایی؛ ترور نافرجام ژنرال هارولدپرایس، رئیس سازمان مأموریت های نظامی آمریکا، و بمب گذاری در دفاتر خطوط هواپیمایی پان آمریکن، شرکت های نفتی شل، بریتیش پترولیوم و خطوط هواپیمایی بریتیش ایرویز.
مسعود رجوی سرکرده منافقین در دادگاهی نظامی در سال 1972 با تشریح جنایت های فوق اعلام کرد که آینده ایران وابسته به مبارزه مسلحانه است. او با نسبت دادن اکثر معضلات جهان به «امپریالیسم» تأکید کرد که امپریالیسم آمریکا دشمن اصلی ایران است چرا که این کشور عامل کودتای سال 1953 و ساقط کردن دولت مصدق است. در مقابل، شاه وقت ایران برای بی اعتبارکردن سازمان منافقین، آنها را «مارکسیست های مسلمان» خواند و ادعا کرد که ایدئولوژی مارکسیستی این گروه در ورای اسلام مخفی شده است.
آمریکا و منافقین در طول 25 سال اخیر به صورت مستقل علیه نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت کرده اند. اینک منافقین و حامیان آمریکایی آنها قصد دارند به منظور براندازی جمهوری اسلامی موقتاً اختلافات خود را کنار گذارند و با هم متحد شوند. منابع اطلاعاتی به سرعت دریافتند که اطلاعات ارایه شده از سوی منافقین تنها در بعضی موارد صحت داشته است. برای مثال در شانزدهم سپتامبر، سخنگوی منافقین اعلام کرد که ایران در زیر کوه های پارچین تونل مخفی احداث کرده و برای نقل و انتقال مواد هسته ای تولیدشده در مجتمع پارچین و سایر فعالیت های هسته ای از آنها استفاده می کند. این سخنگو همچنین مدعی شد که تونل های پارچین در واقع کارخانه های مخفی تولید تسلیحات هسته ای هستند و انبار این تسلیحات نیز محسوب می شوند. وی افزود مقامات دولت ایران در واکنش به افشای فعالیت های هسته ای این کشور و نیز مقابله با تسلیحات آمریکایی که به راحتی اهداف زیرزمینی را تخریب می کنند، اقدام به احداث این تونل‌ها کرده‌اند.
با وجود این، هیچ تحقیقی برای تعیین صحت و سقم این ادعاها صورت نگرفت و هیچ منبع معتبری نیز آنها را تأیید نکرد. با توجه به این که ماهواره های جاسوسی آمریکا قادر به کنترل کلیه تحرکات و نقل و انتقال های احتمالی دراین تونل های فرضی هستند و همچنین با توجه به بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی، صحت اظهارات فوق مورد تردید قرار می‌گیرد.
شبکه های اطلاعاتی آمریکا همانطور که صحت ادعاهای چلبی را مورد تردید قرار دادند جا دارد نسبت به صحت ادعاهای منافقین نیز مشکوک باشند. برخلاف چلبی، نفرت منافقین از دموکراسی مشهود است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنگامی که سازمان منافقین از محبوبیت عمومی و قدرت برخوردار بود، برای تصدی پست های رده بالای خود از برگزاری انتخابات سر باز زد و از هیچ یک از اصول دموکراتیک در طراحی استراتژی رسمی خود استفاده نکرد.
در آن زمان مسعود رجوی، ریاست سازمان را به عهده گرفت و درنتیجه سایر گروهک های مخالف دولت از آن جدا شدند چرا که تصمیم گیری ها تحت کنترل او بود.در واقع سازمان منافقین بود که تعیین می کرد چه کسی می تواند به سازمان بپیوندد و چه کسی درمجامع بین المللی نمایندگی سازمان را برعهده گیرد.
گروهک منافقین در طول سالیان اخیر سعی کرده خود را حامی دموکراسی، سرمایه داری، قائل به حقوق مساوی برای اقلیت ها و زنان معرفی کند اما همچنان اعضای خودرا شدیداً تحت کنترل دارد. مسعود رجوی پس از معرفی خود به عنوان رهبر ملت ایران، همسرش مریم رجوی را نیز به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم معرفی کرد اما بنا به دلایل و شواهد متعدد به نظر می رسد مردم ایران هرگز زیر بار رهبری فردی مثل رجوی نروند. آنها فراموش نکرده اندکه این گروهک پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چه جنایات وحشتناکی (از جمله قتل مقامات دولت جمهوری اسلامی) برای براندازی نظام ایران انجام داد.
علاوه بر این، اقدامات منافقین در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز باعث نفرت مردم از این سازمان می باشد. در اواخر جنگ صدام سعی کرد از منافقین به مثابه ستون پنجم خود استفاده کند که البته با واکنش ایران وهلاکت منافقین به هدف خود دست نیافت. بنابراین، برخلاف عقیده کسانی که ادعا می کنند همکاری با منافقین می تواندد به بوش درجنگ احتمالی علیه ایران کمک کند، باید گفت این حمایت تنها به ضرر آمریکا تمام خواهد شد چرا که ملت ایران هیچگاه خائنانی را که دستشان به خون مردم آلوده است، نمی‌بخشند.
عرق وطن پرستی ایرانیان باعث می شود آنها پیشینه سیاه منافقین را هرگز از یاد نبرند. دنیا در قرن حاضر شاهد مصادیق میهن دوستی ایرانیان بوده است، جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری مصدق، پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 و سرانجام هشت سال دفاع مقدس همگی مثال های بارزی از حس میهن دوستی ایرانیان هستند.
منافقین و هواداران آنها در صورت درگیری با ایران با مقاومت شدیدی روبرو خواهند شد. این گروهک و حامیانش در واقع دشمن مشترک تمامی گرایش ها و گروه ها درایران هستند اعم از اصلاح طلبان، محافظه کاران، دانشجویان و عموم مردم. در صورت بروز جنگ تمامی گروه های فوق علیه منافقین بسیج می‌شوند.
اما هم اکنون جمهوری اسلامی ایران بسیار مسلح تر از سابق است، در سرتاسر خاورمیانه شبکه ارتباطی گسترده ای دارد، و از حمایت مجموعه ای از اقمار خود از روسیه گرفته تا بوسنی و از عراق گرفته تا لبنان و افغانستان برخوردار است.
آیا فقط به این دلیل که ایران اصلی ترین دشمن آمریکا درخاورمیانه است، آمریکا قصد دارد خود را به مخصمه اندازد و با میهن دوستی ایرانیان درگیر شود؟ پیامدهای جنگ عراق و بهای سنگینی که آمریکا در این جنگ پرداخت باید موجب شود آمریکا بیش از این فریب توهمات و خیالات افرادی همچون منافقین را نخورد و اشتباهات گذشته را تکرار نکند.