* در تحزب چه فوایدی می بینید؟
** در کشور ما که نظام پارلمانی است، احزاب می توانند کارآمد باشند و مانیفست خود را به صورت قانونی اجرایی کنند و بنابر قانون اساسی و قانون احزاب، احزاب می توانند از راه های عملی به خواسته و مطالبات خود برسند.
* پس چرا برخی از فعالان اصولگرا با تحزب مشکل دارند و به نقد تند علیه آن می پردازند؟
** در مورد احزاب یک پیشینه بدی وجود دارد. در قبل از انقلاب احزابی فعالیت می کردند که در خدمت مردم نبودند و در خدمت رژیم گذشته قدم برمی داشتند. لذا اکنون رسوباتی منفی از تحزب در ذهن مردم و برخی از فعالان سیاسی وجود دارد. همچنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تحزب واقعی یعنی براساس مرامنامه مانیفست، آموزش های تشکیلاتی و خواسته های حزبی به وجود نیامد.
* پس شما موانع تحقق تحزب در ایران را چه می دانید؟
** سه نوع مانع بر سر راه احزاب وجود دارد.
1- هیچ حزبی شکل نگرفته است تا کار حزبی بکند. یعنی ماهیت آنان با عضوگیری، عرضه اندیشه ها و برنامه ها به جامعه بیگانه است. حزب باید چه در دولت باشد، چه نباشد فعالیت مفیدی را انجام دهد و کار تشکیلاتی خود را ادامه دهد و خواسته های خود را به نهادهای قانونی ارائه کند اما اکثرا این طور نیستند.
2- به دلیل اینکه ما به دنبال این هستیم که حرفمان به کرسی بنشیند والا حرف دیگران را قبول نداریم. وقتی فردی وکیل و وزیر می شود به دلیل گرفتاری های کاری و همچنین این صفات قدرت تحملش پایین می آید و از تحزب و قبول نظرات حزب خود استنکاف می کند. این است که تحزب در ایران همواره راکد است.
3- افراط و تفریط دیگر عامل است. فردی که رای می آورد دیگر تمام کارهای خود را درست می داند و هیچ عیبی در آن نمی بیند و اگر شکست بخورد دیگر منفعل و راکد می شود.
* چرا روحانیون ایران با وجود حضور در عرصه سیاست، از فعالیت حزبی استنکاف می کنند و مجموعه های خود را حزب نمی دانند نه جامعه روحانیت و جامعه مدرسین و نه مجمع روحانیون و مجمع مدرسین ؟
** اصولا روحانی یک حالت عام و عمومی دارد که تحزب و حزبی شدن خاص است. روحانی با این ویژگی نمی تواند حزبی عمل کند و می خواهد همچنان پدرانه رفتار کند. از سوی دیگر به دلیل سابقه و رسوبات ذهنی نسبت به تحزب این مسئله تشدید شده است.
* شما هم برای انتخابات لیست می دهید و احزابی همچون موتلفه هم همین کار را می کنند. پس چرا از کمیسیون ماده 10 مجوز نمی گیرید و خود را حزب نمی دانید؟
** احزاب در غیر از زمان انتخابات هم فعالیت می کنند، اما ما فقط هر دو هفته جلساتی داریم و فقط زمان انتخابات لیست می دهیم. این تفاوت ما با احزاب است. باید گفت که جامعه روحانیت فقط برای مبارزه در ایام انقلاب دور هم جمع شده اند.
* واقعا دلیل اصلی شما برای تشکیل جامعه روحانیت و یا ادامه حیات این تشکل چیست؟
** جامعه روحانیت براساس توصیه امام که فرمودند روحانیت دور هم جمع شوند تشکیل شده است. ما همچنین در نامه هایی به بزرگان تذکراتی هم می دهیم.
* پس فرقی میان جامعه روحانیت و جامعه مدرسین وجود ندارد شما در تهران هستید و آنها در قم. تازه می خواهید برای خبرگان هم یک لیست دهید.
** ما برای خبرگان معیارهایی داریم. البته خبرگان زیاد به گرایش های فکری ربطی پیدا نمی کنند. افراد معدودند و باید به عنوان مثال ویژگی های یک امام جمعه را داشته باشند نامزدهای خبرگان استانداردهای مورد نظر خودشان را دارند زیاد حزبی و تشکیلاتی نیست. سعی ما بر تفاهم و تعامل با جامعه مدرسین است. البته اگر بر سر برخی افراد به نتیجه نرسیم، ما لیست خودمان را اعلام می کنیم.
* چرا دبیرکل شما یعنی آیت الله مهدوی کنی این قدر کم فعالیت می کند؟
** این طور نیست. ایشان در اکثر جلسات حضور می یابند، نظر می دهند و وظیفه جمع بندی نظر اعضا را برعهده دارند و بیانیه ها و اطلاعیه ها با امضای ایشان معتبر است.
* ولی ایشان با توجه به انتخابات ریاست جمهوری و عدم قبول نظرش، آن گونه همچون گذشته به فعالیت سیاسی نمی پردازد.
** به خاطر این مسئله ای که شما می گویید، نیست. دیگر هر فردی که پا به سن می گذارد و کسالت داشته باشد، نمی تواند مثل گذشته فعالیت کند. دلیلش فقط همین است.