تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۸۳۰۰۹

نهضت آزادی ایران با صدور بیانیه‌ای به بررسی وضعیت لبنان و پیامدهای جنگ در این کشور پرداخته است.
زمینه‌ها
در سال 1982میلادی، در هنگامه ورود ارتش اشغالگر اسرائیل به لبنان که در عرض یک هفته به بیروت رسیده بود مقاومت گروه کوچکی از جوانان مسلمان شیعه لبنانی وابسته به سازمان «امل» مانع ورود نیروهای مهاجم اسرائیلی به نواحی جنوبی بیروت شد و توجه جهانیان را به خود جلب کرد. با گسترش نفرات و امکانات این هسته اولیه در سال های بعد، گروه یاد شده «حزب الله لبنان» نام گرفت. در پی شهادت سید عباس موسوی رهبر پیشین حزب الله، به دست جوخه های ترور اسرائیل در سال 1991، سید حسن نصرالله دبیر کلی حزب الله را عهده دار شد و پس از آن، امنیت نیروهای اشغالگر بیش از پیش در معرض هجوم و خطر قرار گرفت. سرانجام، در سال 2000، پس از 18سال حضور نیروهای اسرائیلی در لبنان، با فروپاشی افسانه و اسطوره شکست ناپذیری اسرائیل، ارتش متجاوز مجبور به خروجی خفت بار از لبنان شد و پس از نیم قرن، برای نخستین بار، ملت های منطقه نشانه های شکست را در سیمای سیاستمداران اسرائیلی دیدند.
 این پیروزی ملت لبنان در سال 1984با بازگشت اسیران لبنانی رنگ و بویی خوش تر گرفت و این مردم رنج دیده از رویدادهای تلخی چون کشتار گسترده آوارگان فلسطینی مهمان آنان در اردوگاه های صبرا و شتیلا شاهد ورود عزیزانشان پس از سال ها تحمل اسارت در زندان های اسرائیل شدند، اگرچه همه اسیران آزاد نشده بودند. به دنبال صدور قطعنامه 1559شورای امنیت سازمان ملل متحد که تاکید بر خلع سلاح حزب الله داشت در عصر روزی که گفته می شد توافقی مهم و مشروط در این زمینه میان نخست وزیر لبنان و حزب الله یعنی تغییر کسوت نظامی حزب الله از میلیشیای محلی به ارتش ملی پس از تخلیه مزارع شبعا به وسیله نیروهای اسرائیلی صورت گرفته بود، رفیق حریری در یکی از پیچیده ترین صحنه های ترور سیاسی جهان در ساحل بیروت از صحنه معادلات منطقه حذف می شد. با ابتکار سیاسی حزب الله که به گفته سید حسن نصرالله همه امور مهم و راهبردی آن به صورت شورایی و با برخورداری از فعالیت های تشکیلاتی قوی صورت می گیرد در تشکیل میتینگی 5/1میلیون نفری در قلب بیروت و در حمایت از یکپارچگی ملی لبنانیان، به میزان زیادی آثار منفی این ترور حساب شده، ولی مبهم و مشکوک، را خنثی کرده، قسمت اعظم نقشه توطئه گران نقش بر آب شد.
توطئه جدید اسرائیل
بن بست سیاسی حاکم بر رژیم نژادپرست اسرائیل که خود را با روند تشکیل دولت و کشور مستقل فلسطینی و غرق شده در امواج مردم فلسطین می دید نیاز به مانع شکنی داشت. تحمل 18ماه آتش بس با نیروهای حماس و حزب الله برای نیروهای نظامی همواره در تحرک اسرائیلی بسیار سنگین بود. در نخستین گام برای برون رفت از بن بست، سواحل غزه بر اثر موشک باران کور ناوچه های اسرائیلی به خون نشست و غیرنظامیان بی گناه در هنگام گذراندن تعطیلات تابستانی جانشان را ناباورانه در برابر دیدگان بازماندگان آن جنایت از دست دادند. در پی تلافی نیروهای حماس در اسیرکردن یک سرباز اسرائیلی، ارتش اسرائیل با یورشی گسترده به دولت منتخب فلسطینیان تعداد زیادی از وزیران و سیاستمداران دولت حماس را به اسارت برد و دفتر نخست وزیر فلسطین را منفجر کرد.پس از بروز این رخدادها، حزب الله لبنان، ناکام از باز پس گیری بقیه اسیرانش در سال 2004و شاهد ادامه تجاوزات رژیم اسرائیل در فلسطین و جنوب لبنان، در عملیاتی محدود به اسیر کردن دو سرباز اسرائیلی در 6 ژوئن 2006مبادرت کرد و این آغازی برای درگیری های چند جانبه اسرائیل با نیروهای حزب الله و در واقع، با ملت لبنان در مرز، شهرها، و روستاها و پناهگاه هابود.
حمله اسرائیل به لبنان
رژیم اسرائیل، با بهره برداری از فضای مساعد، در راستای برنامه های راهبردی آمریکا در منطقه برای تشکیل خاورمیانه جدید، برخوردار از کمک های از پیش هماهنگ شده غرب و وعده فتح زودهنگام لبنان و با هدف تحریک افکار عمومی مردم لبنان علیه حزب الله، بمباران شهرهای لبنان و نقاطی که آنها را مواضع حزب الله در روستاها می نامد از زمین، هوا و دریا از سر گرفت وبا ویران کردن زیرساخت های اقتصادی لبنان به کشتار مردم غیر نظامی پرداخت و فجایعی چون کشتار روستای قانا را برای چندمین بار مرتکب شد. در طول 33روز جنگ ویرانگر در لبنان، در حالی که افکار عمومی جهان خواستار توقف کشتار وحشیانه مردم بی گناه بود، دولت زورگوی آمریکا، با بهره گیری از حق وتو، از تصویب قطعنامه ای درباره آتش بس فوری و بی قید و شرط در شورای امنیت سازمان ملل جلو گیری کرد و در نتیجه، جنگ و کشتار ادامه یافت تا شاید هدف های اسرائیل در حمله به لبنان تحقق یابد.
در جنگ لبنان، بنابر اظهارات رسمی آمریکائیان، بیشتر کشته شدگان اسرائیلی نظامی و برعکس، بیشتر جان باختگان لبنانی غیرنظامی بوده اند. به باور اکثر ناظران بی طرف بین المللی، حاصل شش سال تجهیز و تدارک ملی و منطقه ای حزب الله بر محصول نزدیک به شصت سال تدارک و تجهیز بین المللی ارتش اسرائیل آن هم در بالاترین سطوح نظامی مطرح در جهان غلبه کرد. سرانجام، برای نجات اسرائیل از باتلاق لبنان، قطعنامه 1701شورای امنیت درباره قطع بمباران شهرهای لبنان از سوی اسرائیل در برابر پایان یافتن موشک باران شمال اسرائیل از سوی حزب الله، صادر شد.
محورهای اصلی قطعنامه 1701
1- نخستین و فوری ترین بند قطعنامه، توقف عملیات نظامی یا آتش بس است. تداوم حملات نظامی اسرائیل به لبنان نه تنها دستاوردی برای اسرائیل نمی داشت، بلکه به دلیل واکنش های شدید جهانی به زیان بیشتر آن دولت می انجامید. از این رو، صدور قطعنامه و برقراری آتش بس راه محترمانه خودداری اسرائیل از ادامه عملیات بی فایده نظامی بود. از سوی دیگر، ادامه حملات نظامی اسرائیل به لبنان برای حزب الله نیز زیان آور بود. بنابراین، آتش بس به سود حزب الله نیز تمام می شد.
2-  آزادی دو سرباز اسرائیلی اسیر در لبنان. 
3- خلع سلاح حزب الله و ممنوعیت تداوم تدارک و تجهیز نظامی غیر دولتی در لبنان.
این بند در واقع تکراری بر مفادی از قطعنامه های 425-1978، 426-1978، 520-1982، 1559- 2004، 1655- 2006، 1680- 2006 و 1697- 2006 و 1697- 2006 به علاوه همه بیانیه های رئیس شورای امنیت درباره اوضاع لبنان، به ویژه بیانیه های 18ژوئن 2000، 19اکتبر 2004، 4 مه 2004، 23ژانویه 2006و 30ژوئیه 2006است. برگرفته از بند اول قطعنامه 1701
البته خلع سلاح حزب الله یا پیوستن نیروهای مسلح آن به ارتش لبنان هنگامی قابل اجرا خواهد بود که اسرائیل شبعا را به طور کامل تخلیه کند، اسرای دو طرف مبادله شوند و میان دولت لبنان و حزب الله بر سر پایان دادن به خطرات خارجی توافق صورت گیرد. نخست وزیر و وزیر دفاع لبنان بارها بر این نکته تاکید کرده اند. حزب الله نیز در سالیان اخیر بارها بر تخلیه کامل لبنان از اشغالگران خروج اسرائیلی ها از شبعا به عنوان پیش شرط پایان دادن حزب الله به اقدامات مسلحانه و تبدیل به یک حزب سیاسی سخن گفته است.
4- ایجاد خط حائل به عمق حدود 20کیلومتر در خاک لبنان، در حاشیه جنوبی رود لیطانی.
البته باید توجه داشت که ایجاد منطقه حائل با کمک نیروهای سازمان ملل موسوم به یونیفل و ارتش لبنان مانع تردد و سکونت دائم نیروهای حزب الله که به واقع شهروندان عادی و دارای کار و پیشه در آن منطقه هستند نخواهد شد.
5- پذیرفتن اصل مذاکره در زمینه آزاد سازی بقیه لبنانیان به اسارت گرفته شده در سال های دهه 80و دهه 90میلادی و این که برای تخلیه کامل مزارع شبعا اسرائیل باید با دولت لبنان مذاکره کند.
پیامدهای جنگ 33روزه 
1- اسرائیل از طریق جنگ به دو هدف اصلی و اعلام شده اش که آزادی دو سرباز اسرائیلی و خلع سلاح حزب الله بود نرسیده است. با آن که هر دو خواست اسرائیل در قطعنامه آمده است هر دو مورد، نیاز به آمادگی ها و فراهم کردن مقدماتی دارد. بنابراین، می توان گفت که این جنگ برای اسرائیل دستاوردی نداشته است. 
2- حملات نظامی گسترده اسرائیل، اگرچه خرابی ها و تلفات عظیمی برای مردم لبنان داشت، نتوانست مردم لبنان را علیه حزب الله بشوراند. اما تا زمانی که شبعا تخلیه نشود و مبادله اسیران جنگی صورت نگیرد، حزب الله خلع سلاح نخواهد شد. و از سوی دیگر، در صورتی که شبعا آزاد شود و حزب الله نیز با پذیرش خلع سلاح به یک حزب سیاسی تبدیل شود، این دو رویداد به عنوان دستاوردهای جنگ 33روزه برای مردم لبنان تلقی شده، تبلیغات تهاجمی علیه حزب الله را بی اثر یا کم اثر خواهد ساخت. 
3- جنگ 33روزه یک شکست سیاسی اقتصادی برای دولت اسرائیل به شمار می رود و بی تردید یک تلاطم سیاسی روانی برای اسرائیل پدید آورده است که آثار درازمدت خواهد داشت.
این درحالی است که مقاومت دلاورانه حزب الله در برابر تهاجمات جنایتکارانه اسرائیلی یک پیروزی سیاسی برای حزب الله نه تنها در لبنان، بلکه در میان اعراب و مسلمانان رقم زده است. بنابراین، قدرت حزب الله نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش پیدا کرده است.
4- بنابر دلایل زیر، جنگ یادشده بر فلسطینیان و روابط میان اسرائیل و فلسطین نیز بی تاثیر نبوده است:
1- دولتمردان اسرائیلی به ضرورت اجتناب ناپذیر دستیابی به یک توافق عام و جامع با فلسطینیان بیش از پیش توجه پیدا کرده اند. برخی از مقامات اسرائیلی تصریح کرده اند که اسرائیل نه تنها باید از غزه کاملا خارج شود، بلکه باید شهرک های یهودی نشین در کرانه غربی رود اردن را نیز تخلیه کند. 
2- دولت فلسطین به رهبری حماس و رئیس حکومت خودگردان فلسطین محمود عباس در پی مذاکرات گسترده و فشرده با تمام گروه های سیاسی فلسطینی به توافق هایی دست یافته اند. حماس، به عنوان دولت، آمادگی اش را برای ادامه یافتن مذاکرات صلح، در چارچوب های تصویب شده به وسیله شورای ملی و دولت سابق فلسطین و پیگیری اجرای قطعنامه 242شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرده است.
جمع بندی
نهضت آزادی ایران بر پایداری و تلاش دلیرانه نیروی مقاومت لبنان، پیشتر در عرصه های نبرد و اینک در بازسازی، ارج می نهد و انتظار دارد که شورای امنیت سازمان ملل متحد به رسالت اصلی خویش در پیشگیری از وقوع چنین حوادثی عمل کند و مانع گسترش جنگ و خونریزی و خرابی باشد.نهضت آزادی ایران نیروی مقاومت حزب الله و دولت و ملت لبنان را در عرصه سیاسی پیروز جنگ اخیر ارزیابی می کند. در عرصه نظامی، اگرچه این جنگ نابرابر پیروز واقعی نداشته است، ارتش مجهز اسرائیل به رغم حمایت های بی دریغ آمریکا و سایر هم پیمانان در اجرای برنامه هایش ناکام بوده است. از سوی دیگر، نیروهای حزب الله، هماهنگ با دولت و مردم لبنان، با مقاومت و ایستادگی در برابر تهاجم اسرائیل از حیثیت خودشان، ملت لبنان و همه ملت های مسلمان و عرب به ویژه در منطقه دفاع کرده و تحولی شگرف در مناسبات سیاسی و نظامی منطقه پدید آورده اند.
نهضت بر این باور است که به دنبال محکوم شدن اسرائیل در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، پرونده جنایات جنگی و نسل کشی اسرائیل در لبنان و فلسطین باید به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع شود.همچنین امیدوار است که حزب الله لبنان نیز با بهره گیری کامل از هوشیاری و تدبیر سیاسی بر اهمیت فعالیت برنامه ریزی شده و نظام مند در چارچوب حاکمیت دولت لبنان کماکان پایبند بماند.
نهضت آزادی ایران مقاومت اخیر لبنان را یادآور خاطره پایداری و فداکاری های مجاهدان رشید و فروتن از کشورمان، چون امام موسی صدر و شهید دکتر مصطفی چمران می داند که در شب های تاریک سال های دور آن دیار خوش درخشیدند و راه های صبر و تلاش و پیروزی را به آیندگان و روندگان نشان دادند... یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.