قربانعلی دری نجفآبادی، دادستان کل کشور*
نظام بانکی نقش قابل توجهی در تحقق سیاستهای نظام و برنامههای کلان اقتصادی دارد لذا سیستم بانکی باید به معنای واقعی کلمه «اسلامی» باشد و جایگاه واقعی خود را نیز در حکومت جمهوری اسلامی ایران پیدا کند.
اما پرسش اینجاست که نظام واقعی بانکداری اسلامی چیست و آیا این نظام واقعا در ایران پیاده شده است؟
در پاسخ به بخش نخست این پرسش باید گفت نظام بانکی اسلامی یک نظام مشارکتی است و همین قید مشارکت است که وجوه ربوی بانک را از میان میبرد و تفاوت بانکداری اسلامی با غیر آن را مشخص میکند. مشارکت در بانکداری اسلامی بدین معناست که بانک با دریافت وجوهی از مردم یا سپردهگذاران وکیل است تا در فعالیتهای مختلف اقتصادی شرکت کند و سود به دست آمده را میان خود و سپردهگذار به طور عادلانه تقسیم کند. اما درباره پاسخ به بخش دوم پرسش که آیا نظام فعلی بانکداری ما واقعا اسلامی است، باید به مقدمهای اشاره کنم.
قانون بانکداری اسلامی در مجلس دور دوم شورای اسلامی به تصویب رسید و مقرر شد بانکها براساس نظام مشارکت در فعالیتهای اقتصادی عمل کنند. این قانون به لحاظ تئوریک قانونی کامل است که مبانی واقعی بانکداری اسلامی را در خود مستتر دارد اما به دلایل مختلف امکان پیادهسازی آن در نظام فعلی بانکداری کشور میسر نشده و یا اگر شده به صورت ناقص بوده است لذا با اذعان به این که پیادهسازی بانکداری اسلامی در بانکهای کشور اصلیترین چالش نظام بانکی کشور محسوب میشود، باید به نکات زیر اشاره کرد:
1) قانون بانکداری اسلامی مصوب مجلس دوم در حد کلیات که ویژگی قوانین مادر است، باقی مانده است و تشکیلات و آییننامههای لازم برای آن که قاعدتا همزمان و همگام با تصویب قانون مادر میبایست تصویب میشد، لحاظ نگردیده است. لذا به عنوان مثال پرسنل و مدیرانی که تا قبل از تصویب قانون بانکداری اسلامی با نظام قبل کار میکردند، بیهیچ آموزش و دستور اجرایی مشخصی میخواهند در نظام بانکداری اسلامی نیز کار کنند که طبیعتا چنین تقاضایی تحقق امر را مشکل میکند.
2) مشکلات درونی و بیرونی سیستم بانکی فعلی باعث شده است که بانکها بخش کوچکی از فعالیت خود را صرف مشارکت در فعالیتهای اقتصادی کنند. به عنوان مثال وامهای صوری پرداخت کنند و سودهای غیرمنطقی به سپردهگذارانشان پرداخت کنند. سودهایی که براساس بهرهبرداری از یک مشارکت واقعی تعیین نشده و عوامل بیرونی آن را تعیین کردهاند.
3) سیستم بانکی کشور چون استقلال به معنای واقعی کلمه ندارد، درگیر دستورات دولتی مانند تسهیلات تکلیفی یا قرضدهی به دولت شده است. این فشارها باعث شده است تا بانکها به جای تبدیل به بنگاههای اقتصادی فعال و پویا، به اداراتی تحتنظر اراده دولت تبدیل شوند و از نقش واقعی که همانا در بانکداری اسلامی پیش بینی شده است، باز بمانند.
4) به عقیده بنده، بانکداری اسلامی آن طور که باید و شاید در نظام بانکی کشور جا نیفتاده است. چالشهای تئوریک و اجرایی زیادی که به برخی از مهمترین آن پرداخته شده در این مسیر وجود دارد لذا پیشنهاد من این است که یک دانشکده مستقل به نام دانشکده بانکداری اسلامی تاسیس شود چارچوبها و دستورالعملهای لازم برای اجرایی شدن بانکداری اسلامی در نظام بانکی کشور را از طریق پژوهش آماده کند. در حالی که میشنویم انگلیس و ژاپن درباره بانکداری اسلامی پژوهش میکنند تا با استفاده از آن، منابع مالی عظیم جهان اسلام را جذب کنند، شایسته نیست در کشور مسلمان ایران، از چنین قید مهمی غفلت شود.