عمر سیاسی آیتالله هاشمی رفسنجانی شاید از عمر نهضت انقلابی ملت ایران که از سال 1341 آغاز شد بیشتر باشد. هنگامی که نهضت امام روییدن گرفت، هاشمی رفسنجانی طلبهای فاضل بود. در آن زمان همراهی و همگامی با امام بسیار پرهزینه بود. زندان و شکنجه و تبعید حداقل هزینههایی بود که یاران امام آن را به جان خریده بودند و در این راه شهادت را انتظار میکشیدند.
هاشمی رفسنجانی در همان روزگار سخت در میان شاگردان امام نه فقط یک سرباز ـ که این هم خودش به تنهایی یک دنیا افتخار بود ـ را ایفا میکرد که در برهههای حساس، هوشمندیها و جسارتهایی نشان داد که او را در شمار سرآمدان نهضت قرار داد.
هاشمی نه فقط در دروس حوزوی که در سیاست و فرهنگ نیز شاگرد امام بود.
قلم او در مجله مکتب تشیع و سپس در تالیف کتاب «امیر کبیر» نشان داد که میتواند در عرصه فرهنگ، جریانساز باشد.
آنها که در سالهای حکومت ستمشاهی، با انقلابیون سروکار داشتند، به یاد دارند که هر جا فعالیت سیاسی علیه رژیم پهلوی دیده میشد، نام هاشمی نیز با آن همراه بود.
تقوا، تعبد، هوشمندی، درایت، دوراندیشی و اندیشهورزی از ویژگیهایی بودند که بنیانگذار کبیر انقلاب آنها را کاملا حس کرده بود و به همین دلیل نیز هاشمی رفسنجانی در ترکیب اولیه شورای انقلاب که در پاریس بنیان نهاده شد قرار گرفت. ریاست اولین دوره مجلس شورای اسلامی که بخشی از آن تحت تاثیر جریانهای لیبرال و یا التقاطی بود، کار آسانی به شمار نمیرفت اما هاشمی به خوبی از پس آن برآمد.
در گرماگرم مبارزه با جریان بنیصدر، هاشمی در صف اول قرار داشت و هم او بود که به همراه حضرت آیتالله خامنهای و شهید بهشتی مورد شدیدترین حملات و تهاجمها قرار گرفت. یک بار نیز تا مرز شهادت پیش رفت اما اراده خدا به این تعلق نگرفته بود که امام، این یار دیرینهاش را در جریان یک ترور از دست بدهد.
طی 3 ـ 4 سال پایانی دفاع مقدس، هاشمی مرد اول جنگ بود. به اقرار فرماندهان ارتش و سپاه، مدیریت هاشمی چنان هنرمندانه بود که شگفتی همگان را برمیانگیخت. این فرازها ناگفتههای فراوان از هاشمی دارند که کاش روزی گفته و نوشته شود و در تاریخ ایران زمین باقی بماند.
با پایان جنگ و رحلت امام(ره) مشکلات کشور به حدی بزرگ بود که کمتر کسی یارای برداشتن آن بار سنگین را داشت. او در جایگاه رئیسجمهور، همه توان خود را به کار برد تا مشکلات گذشته را حل کند و اقتصاد جنگزده و بحرانزده کشور را از انهدام قطعی برهاند.
این تنها نمونههایی از نقش ارزنده هاشمی رفسنجانی است و دریغ که شاید تاریخ درباره او همه چیز را ننویسد.
چنین چهرهای شایسته تجلیل و سپاس است. حتی منتقدان آقای هاشمی نقش بسیار تاثیرگذار او را انکار نمیکنند. اما میان انتقاد تا نادیده گرفتن تلاشهای یک خدمتگزار، دریاها فاصله است.
هر کس حق دارد به هاشمی انتقاد داشته باشد و مثلا در فلان حوزه سیاسی یا اقتصادی سلیقه و دیدگاه او را نپسندد. این انتقاد باید در محیطی کاملا علمی مطرح شود و پاسخهای آن نیز بیان گردد.
قطعا در مراسمی که به مناسبت رحلت امام و سالگرد قیام 15 خرداد برگزار میشود، انتقاد (حتی سازنده) به دیدگاه و یا رفتار اجرایی آقای هاشمی هیچ محلی از اعراب ندارد، چه برسد به اینکه عدهای بخواهند با بلوا و تشنجآفرینی به شخصیت ایشان هتک حرمت کنند.
در بهترین فرض، میتوان گفت افرادی که جلسه سخنرانی آقای هاشمی را در قم به بینظمی کشاندهاند افرادی بدسلیقهاند. گرچه در فرضهای واقعیتر، گمانههای دیگری در مورد آنها متصور است.
خوشبختانه مردم حاضر در جلسه سخنرانی، پاسخی درخور به این رفتار نامناسب دادهاند و با شعارهای خود، بر حفظ وحدت تاکید کردهاند. آنچه در بالا آمد، حمایت از کیان انقلابی است که محور آن، وحدت و همبستگی ملی است.