تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۸۳۱۲۴

احسان صالحى طالقانی
برخورد دوگانه و گزینشى با رویدادهاى مشابه همواره در دادگاه وجدان بشرى نکوهیده بوده و صاحبان آن نیز منزوى و از دایره اعتماد عمومى خارج شده اند. اعتماد عمومى همان سرمایه اى است که اندک اندک و با زحمت فراوان گرد آمده و گاه و بیگاه به آتش تغافل و تجاهل و تعامدها سوخته است. برخوردهاى دوگانه هم آنقدر که به حکم فطرت ناپسندند، به جهت تطابق و تلازم شرع و فطرت، در آیات و روایات اسلامى نیز مورد نکوهش قرار گرفته اند. آیاتى که امر بر شهادت حق ولو علیه والدین و اقربا مى کند و یا روایاتى که به بیان سخن حقى که حتى در جهت خلاف منافع شخصى انسان است، تصریح دارند.
برخورد دوگانه به لحاظ ماهوی، متاثر از تقابل جمعى و در ارتباط با اجتماع و افراد آن تعریف شده و از حوزه صرفا خصوصى و فردى خارج است به همین دلیل نیز در مقام نقد آن نسبت به آسیب پذیرى اعتماد عمومى از این رهگذر تحذیر داده مى شود.
سلب حسن ظن و اعتماد عمومى نه تنها به تزلزل در بنیانهاى جامعه مى انجامد بلکه روابط فى مابین شهروندان و رابطه متقابل دولت- ملت را نیز با یک بدبینى مزمن همراه مى نماید که از اثرات آن مى توان به رواج شایعات و اتهامات، رکود در حوزه هاى مختلف اجتماع، پریشانى جامعه و... اشاره کرد.
مقدمه نسبتا طولانى بالا را با این جمله پایان مى بخشم که صاحبان رفتارمذموم برخوردهاى دوگانه هرچه از جایگاه عام تر و استراتژیک ترى برخوردار باشند، اعتماد عمومى پیش گفته را در معرض آسیب هاى جدى ترى قرار خواهند داد.
قریب به 8 ماه پیش فضاى سیاسی- رسانه اى کشور به دنبال اظهارنظر یکى از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و یکى از شاگردان وى حول منشا و مبدا مشروعیت یک حکومت، به آوردگاه انتقادات تند و تخریب هاى زننده علیه این دو بزرگوار تبدیل گردید. حال آنکه این نظرات فصل نویى در دیدگاههاى آیت الله مصباح یزدى نبوده و آراء ایشان که برگرفته از اصول اعتقادى شیعه مى باشد، در طول سالهاى متمادى بدون گرفتارآمدن در تلون هاى روزمره اى که بسیارى از مدعیان به آن دچار شدند، از خطى ثابت و استدلالى برخوردار بوده است.
بن مایه و جان این اعتقاد آنست که منشا مشروعیت الهى است و اقبال مردم به مثابه بیعت، ایفاکننده شرط لازم براى تحقق حکومت است و نه شرط کافی. اعتقادى که برگرفته از سیره نبوى (ص) و ائمه مصومین (ع) و مورد اجماع فقها و علماى شیعه از پس از رحلت رسول اکرم (ص) بوده و نقطه افتراق نظرى شیعه و اهل سنت محسوب مى شود. با اینهمه کلام و اعتقادى چنین روشن و مورد اتفاق، به سرعت به پروژه اى تخریبى و از پیش تدوین شده در رسانه هاى زنجیره اى علیه آیت الله مصباح تبدیل شد. در آن مقطع زمانى اما آنچه بیش از آتش توپخانه این رسانه ها سوزاننده بود، نامه اى تفصیلى از جایگاه ریاست مرکز حفظ و نشر آثار امام (ره) در تخطئه دیدگاههاى روشن یکى از متقدمین شاگردان امام (ره) بود. نامه اى مطول که با خلق پیش فرضهایى نادرست به نقادى در فضایى موهومى دست یازیده بود. اگرچه بر این نامه که حاوى مفروضات و احکام اساسا نادرستى بود، نقدى جدى وارد است اما نوشتار پیش روى بیش از آنکه در پى اثبات این نادرستى ها باشد درصدد رونمایى از برخوردهاى دوگانه مرکز حفظ و نشر آثار امام (ره) است.
اگر آن روز جناب حمید انصارى بر کنار هم نهادن بیانات امام و استنتاج الهى بودن منشا مشروعیت یک حکومت اسلامى در مقابل حکومت طاغوت آنگونه شورید و روزنامه توقیف شده شرق در سه روز متوالى با این مستمسک به جریان سازى علیه مصباح یزدى پرداخت، انتظار حداقلى آن بود که در مقابل تفسیر به راى آشکار فرد دیگرى نیز که از قضا چند صباحى به عنوان فرد اول اجرایى کشور بر مسند قوه مجریه تکیه زده و به مدد بیت المال مسلمین در دنیا شناخته شده، اثرى از آثار آن عتاب ها و نامه هاى مفصل آشکار گردد. انتظارى که تاکنون رو به عبث بوده است.
موضوع هنگامى تاسف بارتر مى شود که تفسیر به راى سخنان امام و در مقابل سکوت تامل برانگیز مرکز حفظ و نشر آثار امام (ره) در دو مورد از کلیدى ترین بیانات ایشان که در زمره مبانى ایدئولوژیک انقلاب اسلامى است، صورت پذیرفته است:
“اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.”
“آمریکا شیطان بزرگ است.”
یقینا برخورد دوگانه و آفت بى اعتمادى عمومى رهاورد آن، موضع گیریهاى آتى مرکز را نیز تحت تاثیر قرار داده و عینک بدبینى را بر دیدگان عموم خواهد نشاند و این یعنى مرکزى که رسالت و فلسفه وجودى آن اعتمادزایى و رفع شبهه و تردیدهاست، از جایگاه حقیقى خود تنزل و به یک سوى منازعات برحسب حب و بغض هاى گردانندگان آن تقلیل یافته است.
مرکز فوق الذکر نه ملک مطلق یک یا چند نفر بلکه محملى براى حفظ و نشر آثار محبوبترین و اثرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران است و این انتساب بر حساسیت هاى ویژه آن افزوده و هرگونه انحرافى را غیرقابل توجیه مى نماید لذا در این گزاره تردیدى نیست که دامان مرکز باید از لوث برخوردهاى دوگانه تطهیر و میدان بازیهاى سیاسى برخى افراد به زمینى جز این زمین منتقل گردد.