امیر محبیان
مقام معظم رهبرى در پنجشنبه هفته گذشته در دیدار استادان و اعضاى هیئت علمى دانشگاهها تاکید کردند: علاج دردها و مشکلات کشور در پیشرفت علمى است. ایشان در همین حال فرمودند که جایگاه ما در جهان علم راضىکننده نیست.
تردیدى نیست که این آسیبشناسى برآمده از سالها تدقیق در امور کشوردارى و حکمرانى در بالاترین سطوح ممکن است؛ این آسیبشناسى البته توسط دادههاى علمى نیز کاملا مورد پشتیبانى قرار مىگیرد.
پیشرفت علمى در همه حوزهها و بهکاربرى علم در مدیریت کشور قادر است درهاى شکوفایى را بر روى ایران بگشاید و جایگاه مناسب و در شان ایرانیان در سطح جهانى را براى آنان تدارک بیند.
مدتهاست که رهبرى با تمام وجود در همه دیدارها بر ضرورت پیشرفت پرشتاب در عرصه علم تاکید مىکنند ولى علىرغم پیشرفتهاى اخیر هنوز در مقایسه با آن جایگاهى که براى ایرانیان شایسته است؛ راه طولانى براى پیمودن داریم.
سالهاست در ایران اسلامى از توسعه پایدار سخن به میان آورده مىشود ولى شاید جاى خالى مدل ویژه ایرانى در این مسیر خود به سردرگمىها دامن زده باشد. جهان پذیرفته است که توسعه پایدار علاوه بر سیاستهاى جهانى باید به نیازهاى منطقهاى نیز بپردازد؛ به این آمارهاى جهانى دقت کنید: مثلا در آفریقا توسعه پایدار مستلزم از بینبردن فقر زیاد و ایدز است و یا در آمریکاى لاتین مستلزم نابودى دلالان مواد مخدر است. اگر 10 درصد جمعیت دنیا در کشورهاى صنعتى به مصرف 90 درصد منابع جهانى ادامه دهد، پایدارى اجتماعى ممکن نیست. در تمام قارهها، سطح آبهاى زیرزمینى در حال پایینرفتن است. بیش از یک میلیارد نفر آب آشامیدنى سالم ندارند. نیمى از مردم جهان سیستم فاضلاب مناسب ندارند و 80 درصد کل بیمارىها در کشورهاى در حال توسعه داراى منشا آب ناسالم هستند. زمینهاى کشاورزى در تمام جهان در حال بایرشدن است. حدود 40 درصد جامعه بشرى در حوضههاى آبریز رودخانههایى که بین بیش از 2 کشور مشترک است، زندگى مىکنند. اگر روندهاى کنونى تداوم یابد تا سال 2050 میلادى از هر 3 نفر، 2 نفر در مناطقى که مشکل کمبود آب دارند، زندگى خواهند کرد. ادامه وضع فعلى به بحرانهاى جهانى آب منجر خواهد شد که باعث مهاجرتهاى جمعی، بیمارى و جنگ خواهد شد، لذا سرمایهگذارى در مدیریت آب و ایجاد پیمانها و توافقهاى همکارى در زمینه حقوقى آب ضرورت مىیابد. جمعیت و منابع در مناطقى که مردم کمترى دسترسى به نیازهاى روزانه زندگى دارند، بیشترین رشد را دارد. تغذیه کافی، سرپناه، آب و بهداشت باید براى آنها تامین شود. در غیر اینصورت افزایش مهاجرت، برخورد و انواع بیماری، اجتنابناپذیر به نظر مىرسد. هرچند نرخ رشد جمعیت در حال کاهش است، انتظار مىرود جمعیت 6 میلیارد نفرى در سال 2050 به 9 میلیارد برسد و 98 درصد این رشد در کشورهاى فقیر خواهد بود. حدود 40 درصد جمعیت جهانى در چین و هند زندگى مىکنند که صنعت روبهرشد آنها مصرف منابع و صدمه به محیط زیست را شتاب مىدهد. برنامه توسعه سازمان ملل تخمین مىزند که ارزش روز طبیعت براى اقتصاد جهانى 38 تریلیون دلار در سال است و 40 درصد اقتصاد کشورهاى در حال توسعه به تنوع زیستى وابسته است؛ در حالى که این سرمایه در حال نابودى است.
چشمانداز جهانى بر اساس این آمارها چندان امیدوارکننده نیست ولى باید به روشنى دریابیم که در این مسیر پرتلاطم جهانى طى پنجاه سال آینده جاى ایران کجاست؟ به عبارت روشن به این پرسش پاسخ دهیم که ما در کجا هستیم و قصد داریم به کجا برویم؟ اینها پرسشهایى است که در سند چشمانداز بدان پاسخ گفته شده است ولى این پاسخها باید در دل یک برنامه عملیاتى توسط قواى کشور به صورت هماهنگ در بسترى از عزم ملى به پیش رود.
لازمه این امر نگاهى نواندیشانه و اصولى به امر حکمرانى است که در آن علم جایگاهى ویژه داشته باشد. رهبرى اکنون نه تنها این باب را گشوده بلکه با اصرار بر همگان عبور از مسیر پیشرفت را چونان تکلیف خواستار است.
بعضى از چهرههاى سیاسى دوم خرداد گرایش به علم در سالهاى اخیر را نوعى از علمزدگى یا اتکا بر علم بدون معرفت در جهت سیاستزدایى دانستهاند. این دیدگاه کاملا نادرست است زیرا آنچه که رهبرى بر آن تاکید دارند گسترش علم بدون معرفت نیست بلکه ارجاع بسیارى از پتانسیلهاى هرز رفته در حوزه سیاست، به حوزه علم و دانش است؛ جایى که آینده ایران در آنجا رقم مىخورد. فراموش نکنیم در جهان کنونى پیشرفت علمى یک شایستگى نیست، یک بایستگى است.