تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۸۳۱۶۰

دایره المعارف قرآن کریم
جلد سوم دایره المعارف قرآن کریم را بوستان کتاب قم در 680 صفحه منتشر کرده است . برخی مدخل های جلد مذکور چنین است : اسباط استبداد استحسان استضعاف استعاذه استعانت استقامت استقلال استکبار اسرافیل اسلام اسم اعظم و مدخل های متعدد دیگر. برای نمونه بخشی از مدخل « استقلال » را برای بهره گیری خوانندگان درج می‌کنیم.
استقلال : حاکمیت جامعه یا دولت بر سرنوشت خویش و رهایی از سلطه بیگانه.
استقلال مصدر باب استفعال از ماده « ق ـ ل ـ ل » به معنای اندک شمردن حمل کردن و به کاری پرداختن بدون مشارکت دیگران آمده است.
در اصطلاح علوم سیاسی برای استقلال تعاریفی متفاوت ارائه شده است مانند : جدا بودن حاکمیت یک کشور از هر نوع سلطه خارجی و آزادی اراده ملی برای اداره امور داخلی و خارجی خود که از خلال سازمان سیاسی دولت پدیدار می‌شود.
میل به سلطه جویی در سرشت انسان قرار دارد و این میل در دولتها نیز تجلی می یابد به گونه ای که در پی مطیع ساختن دیگران و بهره برداری از منابع و امکانات آنان است . از سوی دیگر میل به استقلال نیز فطری انسانهاست و جوامع و دولتهای گوناگون در پی هویت و استقلال عمل خویش هستند.
استقلال از ارزشهای مسلم انسانی عامل عزت وسربلندی انسانها و جوامع و نبود آن نشانی ازذلت و زبونی آنان است . برخی با استناد به اینکه دولت شخصیت ترکیب یافته از افراد است گفته اند : چنان که استقلال حق هر فرد است حق دولت نیز هست.
بسیاری از دانشمندان سیاسی ریشه همه عقب ماندگیهای جوامع و ملتها را در وابستگی به استعمار دیده و استقلال را کلید حل مشکلات قلمداد کرده اند زیرا محور خط مشی کشورهای تحت سلطه به جای منافع خودشان منافع کشورهای سلطه گر است.
استقلال فرهنگی : موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگی آن نشئت می گیرد و فرهنگ اصلی ترین نقش را در کسب استقلال همه جانبه و حفظ و استمرار آن ایفا می کند. اگر انسان از نظر اندیشه مستقل نباشد و چنانچه از وابستگی فرهنگی رهایی حاصل نشود نجات از سایر وابستگهای سیاسی اقتصادی و... امکان ندارد.
قرآن کریم بر خلاف کسانی که اصلی ترین بعد وابستگی را وابستگی اقتصادی می پندارند وابستگی فکری را سرچشمه دیگر وابستگیها معرفی می کند از این رو نخستین شعار و پیام همه پیامبران الهی به عنوان محوری ترین اصل شعار « قولوا لااله الاالله تفلحوا » است تا فکر بشر آزاد گشته و غل و زنجیرها شکسته شود. « و یضع عنهم اصرهم والا غلل التی کانت علیهم ... » (اعراف 7 157 )
راههای حفظ استقلال فرهنگی
1. مبارزه با ارتداد: خداوند در آیه 149 آل عمران 3 نسبت به تلاش کفر پیشگان برای وابسته ساختن جامعه ایمانی به خویش هشدار می دهد و ارتداد را پیامد اطاعت و پیروی ازکافران میداند. « یایهاالذین امنوا ان نطیعو الذین کفروا یردوکم علی اعقبکم فتنقلبو خسرین » و آیه 109 بقره 2 به مسلمانان یادآوری می کند که اهل کتاب نسبت به مسلمانان حسد ورزیده و همواره می کوشند تا با پیروی از اهل کتاب مسلمانان را مرتد ساخته و به گذشته تاریک خویش باز گرداند.
قرآن دشمنی اهل کتاب و مشرکان با مسلمانان را پایان ناپذیر و تنها امری که بتواند رضایت آنان را جلب کند وابسته ساختن مسلمانان به آیین و فرهنگ آنان معرفی می کند : « و لن ترضی عنک الیهود و لا النصری حتی تتبع ملتهم ... » (بقره 2 120 )
2. تغییر قبله: رسول خدا(ص ) و مسلمانان ابتدا به سوی بیت المقدس نماز می گزارند. یهودیان مسلمانان را سرزنش کرده و می گفتند : شما پیرو قبله ما هستید. پیامبر(ص ) از وابستگی دین مسلمانان به یهود و سرزنشهای آنان اندوهگین بودند از این رو جبرئیل آیه ای بدین مضمون آورد : ما نگاههای انتظارآمیز تو را برای (تغییر قبله ای که تو به آن راضی هستی بر می گردانیم پس روی خود را به سوی مسجد الحرام برگردان : « قد نری تقلب وجهک فی السما فلنولینک قبله ترضهالله » (بقره 2 145 ) باتغییر قبله استقلال دینی و یکی از شعائر مسلمانان به اثبات رسید و پیامبر را خشنود گردانید.
3. نفی تشبه به کافران و برقراری دوستی صمیمانه با آنان: فرهنگ فاسد و انحرافی تاثیر ویژه ای می گذارد از این رو خداوند در آیه 156 آل عمران 3 مسلمانان را از همسویی با کافران و بیگانگان در تفکر گفتار و کردار برحذر می دارد : « یایهاالذین امنوا لا تکونوا کالذین کفروالله » پیروی از کافران وتشبه به آنان در امور فرهنگی و دوستی با آنان (نسا 4 115 )
4. دخالت ندادن کافران در امور فرهنگی مسلمانان: آیه 17 توبه 9 از شرکت مشرکان در ساختن مساجد وبناهای دینی وفرهنگی مسلمانان نهی و صلاحیت آنان را در رسیدگی به این امور فرهنگی رد کرده است : « ما کان للمشرکین ان یعمروا مسجد الله شهدین علی انفسهم بالکفر... » وآیه 109 بقره 2 نسبت به توطئه های مشرکان به مسلمانان هشدار می دهد و از مسلمانان می خواهد که با اهل کتاب در امور فرهنگی و دینی مشورت نکنند و از نظرات و نصایح آنان در این امور پیروی نکنند (آل عمران 3 100 )
5. هجرت: خداوند در آیه 56 عنکبوت 29 پس از بیان گستردگی زمین برای مهاجرت مردم را به بندگی خود فراخوانده است و به آن گروه از مومنانی که در سرزمینهای غیراسلامی برای عمل به وظایف دینی و تصمیم گیری برای مسائل زندگی خود آزادی ندارند فرمان مهاجرت داده و هیچ گونه عذری را در پیروی از مشرکان نپذیرفته و مسلمانان را در پذیرش چنین تنگناهایی مقصر می داند : « ان الذین توفنهم الملئکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله وسعه فتهاجروا فیهالله . » (نسا 4 97 ) امام باقر علیه السلام نیز فرموده اند : آیه 56 عنکبوت 29 می گوید : از پادشاهان و حاکمان فاسق پیروی نکنید و اگر هراس دارید که شما را از دینتان منحرف کنند سرزمین من پهناور است.
6. نهی از سازش و تسامح در امور اعتقادی و دینی: انعطاف در برخی مسائل سیاسی ـ به ویژه در سیاست خارجی ـ برای مصالح جامعه اسلامی لازم است ; اما انعطاف و سازش بر سر اصول و مسائل اعتقادی و فرهنگی روا نیست چنان که خدای سبحان در آیات فراوانی پیامبر را از هرگونه سازش در اصل اساسی توحید نهی می کند . (اعراف 7 3 ; جائیه 45 19 ; کافرون 109 1 ـ 5 )
خداوند در سوره ممتحنه از ابراهیم و برنامه های او به عنوان الگو و پیشوای بزرگ مسلمانان یاد می کند و از او سخن می گوید که با نهایت قاطعیت و بدون هرگونه سازش و تسامح از دشمنان اعلام جدایی و بیزاری کرد و گفت : ما نه شما را قبول داریم و نه آیین و مذهبتان را و از شما و آیینتان بیزاری می جوییم (ممتحنه 60 4 ); همچنین مبتلا نشدن به سلطه و برتری کافران را از خداوند درخواست کرد. (ممتحنه 60 5 )
استقلال سیاسی : هیچ انسانی حق ولایت و سرپرستی بر دیگران را ندارد زیرا ولایت و حاکمیت بالاصاله از آن جدایی است که فیض هستی را به همگان بخشیده است : « فالله هو الولی » (شوری 42 9 ) « ان الحکم الا لله » (انعام 6 57 62 ) و چون انسان همه شئون هستی خود را از خداوند دریافت کرده بر اوست که از خداوند دریافت کرده بر اوست که از خداوند پیروی کند : « اطیعوالله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ..... » . (نسا 4 59 ) اطاعت از رسولان الهی نیز فقط با اذن خداست : « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله » . (نسا 4 64 ) دعوت پیامبران نیز فراخوانی به عبودیت خداوند است ; نه دعوت به سوی خود (آل عمران 3 79 ـ80 ) در حالی که جابران و ستمگران مردم را به بندگی و فرمانبری از خود فرامی خوانند . (زخرف 43 51 ; نازعات 79 24 ) قرآن کریم برای قطع ریشه ولایتهای غیرالهی هرگونه امری را که زمینه ساز سرپرستی باطل باشد باطل می داند و خواهان قطع رابطه با کسانی است که از این ولایت خارج اند. کلمه « لااله الاالله » بیانگر همین مبنا و اصل است .
شیوه‌های حفظ استقلال سیاسی
1. مشروعیت انحصاری مدیریت در جامعه اسلامی برای مسلمانان: استقلال جامعه اسلامی با سرپرستی و مدیریت مسلمانان و مومنان حفظ می شود از این رو پذیرش ولایت و سرپرستی کافران حرام و ممنوع است . پذیرش حاکمیت و مدیریت کافران زمینه ساز انحطاط و سقوط در پیشگاه خداوند است : « لا یتخذالمومنون الکفرین اولیا من دون المومنین و من یفعل فلیس من الله فی شی .... » (آل عمران 3 28 و نیز توبه 9 23 )
2. توجه به پایبند نبودن کافران به پیمانهایشان: قرآن با تاکید بر اینکه همواره خطر از جانب کافران مسلمانان را تهدید می کند و با توجه به زیانهای دوستی با کافران مسلمانان را از چنین دوستی و رابطه ای برحذر می دارد و یهود و نصارا را برای برقراری روابط غیرقابل اعتماد می داند و پایبند نبودن آنان به تعهدات خویش را فلسفه حرمت ایجاد روابط با آنان می داند . (ممتحنه 60 1 ـ2 و نیز توبه 9 8 )
3. هشدار به توطئه کافران: کافران نه تنها خواهان استقلال مسلمانان و اعتلا و پیشرفت آنان در هیچ زمینه ای نیستند بلکه وقوع چنین امری آنان را غمگین و افسرده خواهد ساخت و به طور طبیعی واکنش عملی آنان را در پی داشته و آنها را برای مکر و حیله بر ضد جوامع اسلامی جهت عقب نگه داشتن آنان بر خواهد انگیخت از این رو قرآن برای خنثی سازی مکر و کینه کافران مومنان را به صبر و تقوا و ایستادگی فرامی خواند : « ان تمسسکم حسنه تسوهم و ان تصبکم سیئه یفرحوا بها و ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شیئالله » (آل عمران 3 120 ) و آنان را از دوستی با کافران برحذر می‌دارد . (نسا 4 89 )
4. مشروط کردن پیمان با کافران: براساس آیه 141 نسا 4 انعقاد هرگونه پیمان سیاسی و معاهدات که موجب سلطه جویی و نفوذ بیگانگان در امور داخلی جامعه اسلامی شود و به استقلال جامعه اسلامی آسیب برساند باطل و نامشروع است . از برخی آیات استفاده می شود که کافران به شرط آنکه قصد خیانت و توطئه گری و سلطه جویی بر مسلمانان را نداشته باشند می توان با رعایت مصلحت جامعه اسلامی با آنان پیمان همکاری و معاهدات علمی بست . (انفال 8 .6 توبه 9 4 ; ممتحنه 6 8 ـ9 ) (قاعده نفی سبیل )
استقلال اقتصادی: نیاز مادی و اقتصادی زمینه ساز سلطه قدرتمندان بر جوامع بشری است . محاصره اقتصادی پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش به دست کافران قریش نیز در این راستاست .
جامعه ای که خواهان استقلال و آزادی خویش است باید رشته های وابستگی خود به بیگانگان را بگسلد تا از خطرات تهدیدکننده وابستگی ایمن گردد.
برخی بر این باورند که نیازهای کنونی جوامع راهی برای استقلال باقی نمی گذارند حال آنکه استقلال به معنای قطع رابطه با کشورها نیست و چنین استقلالی در جهان امروز ممکن نیست . استقلال اقتصادی به معنای نفی تسلط و اقتدار بیگانگان و قابل تامین است. (همین مقاله زمینه های استقلال )
استقلال اقتصادی از برخی آیات برداشت می شود; براساس آیه « ولن یجعل الله للکفرین علی المومنین سبیلا .... » (نسا 4 141 ) جامعه و دولت اسلامی باید از هر کاری که راه نفوذ کافران و بیگانگان را برای سلطه بر مسلمانان هموار کند خودداری کنند و یکی از راههای نفوذ آنان نیازمندیهای اقتصادی است ; نیز از آیات مربوط به عزت مسلمانان (نسا 4 139 ; فاطر 35 10 ) . وصف جامعه اسلامی با جمله « فاستغلظ فاستوی علی سوقه » که به معنای نیرومندی و برپای خود ایستادن است (فتح 48 29 ) و عدم سلطه کافران بر مسلمانان (آل عمران 3 28 118 ; مائده 5 51 ـ 52 ) لزوم استقلال اقتصادی و قطع وابستگی به بیگانگان استفاده می‌شود.
استقلال نظامی: استعمارگران برای تسلط بر جوامع ; نیروهای نظامی و دفاعی آنان را به ضعف می کشانند و از خارج به طور مستقیم بر آن غلبه می یابند یا از راه نفوذ در آنان زمینه کودتا و براندازی حکومت را فراهم می کنند. در جوامع وابسته پس از نفوذ سیاسی بیگانگان نوبت به نفوذ و تسلط بر نیروهای نظامی می رسد تا مانعی برای سلطه همه جانبه استعمارگران بر جوامع نباشند. خداوند در آیه نفی سبیل (نسا 4 144 ) هرگونه سلطه سیاسی نظامی و ... کافران بر مسلمانان را نفی کرده است . آیات 190 ـ 194 بقره 2 مسلمانان را به دفاع از اسلام و استقلال جامعه اسلامی فرامی خواند : « و قتلوا فی سبیل الله الذین یقتلونکم ..... فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم .... » . آیه 60 انفال 8 نیز خواستار آمادگی نظامی برای دفاع از اسلام و ارزشها و حقوق مسلمانان است . لزوم آمادگی و تقویت نیروهای نظامی و تهیه ادوات جنگی برای نبرد با دشمنان وظیفه همه مسلمانان است : « واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم .... »
زمینه‌های استقلال
1. ایمان و توکل به خداوند: خداوند در آیات 80 ـ81 مائده 5 خواهان استقلال و سلطه ناپذیری پیروان ادیان الهی در برابر کافران است . مومنان به خدا هیچ گاه تن به دوستی و ولایت بیگانگان نداده آنان را پشتوانه و تکیه گاه خود قرار نمی دهند : « تری کثیرا منهم یتولون الذین کفروالله و لو کانوا یومنون بالله والنبی و ما انزل الیه ما اتخذوهم اولیا.... » . سستی ایمان و نفاق از زمینه های گرایش به یهود و نصارا و وابستگی به آنان و طرح دوستی با آنان است . « .... لا تتخذوا الیهود والنصری اولیا..... فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبا دائره ..... » (مائده 5 51 ـ 52 ) آیه 139 نسا 4 هدف منافقان را در پذیرش ولایت و سرپرستی کافران و دوستی با آنان دستیابی به عزت می داند حال آنکه عزت از آن خدا است . « بشرالمنفقین بان لهم عذابا الیما الذین یتخذون الکفرین اولیا من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه ..... » (نسا 4 138 ـ139 ) در آیات فراوانی توکل بر خدا را ریشه خود ساخته اند : « و علی الله فتوکلوا ان کنتم مومنین » . (مائده 5 23 و نیز آل عمران 3 122 ) توکل همراه با تقوا و ایمان عامل استقلال و رهیدن از وابستگی به دیگران است از این رو خداوند از پیامبر خود می خواهد که هرگز از کافران و منافقان پیروی نکند و فقط به خدا توکل و اعتماد داشته باشد : « و لا تطع الکفرین والمنفقین و دع ادنهم و توکل علی الله ... » . (احزاب 33 48 )
2. سپردن رهبری به نخبگان جامعه: رهبریهای ناصحیح رهبران و سردمداران از عوامل وابستگی به کافران است . مراد از رهبران کسانی هستند که به نحوی در تصمیم گیریها و اجرای برنامه های سیاسی یا ساختن افکار جامعه و هدایت آن نقش دارند. با توجه به نقش مهم رهبران جامعه خطر به سازش کشیده شدن سستی در برابر فشارها تهدیدهای دشمنان و سازش با خواسته ها و تمایلات نامشروع آنان همواره رهبران را تهدید می کند و این عوامل موجب انحراف آنان می شود از این رو خداوند پیامبر خود را از هرگونه سازش و پیروی و تسلیم در برابر خواسته کافران نهی می کند : « واستقم کما امرت و لا تتبع اهواهم » . (شوری 42 15 ) گرچه در این آیات ظاهر خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و از یهود و نصارای آن زمان سخن می گویند; ولی در حقیقت خطاب برای همه مسلمانان و حاکم آنان در همه اعصار است . صراحت لهجه و تسلیم ناپذیری رهبران در بیان مواضع اعتقادی خویش امری لازم است : « فلا اعبدالذین تعبدون من دون الله ... » (یونس 10 104 و نیز سوره کافرون ) از این رو قرآن در معرفی الگوهای رهبری الهی از ابراهیم و برنامه های او سخن گفته است که با قاطعیت تمام از دشمنان خدا اعلام انزجار و بیزاری و بر اهداف صحیح خود پافشاری می کند . (ممتحنه 60 4 ) براساس آیه 150 اعراف 7 رهبران دینی جامعه باید درباره حفظ عقاید دینی و استقلال فرهنگی مردم حساس باشند و از مبارزه با انحراف و منحرفان کوتاهی نکنند.
3. استقامت و پایداری: قطع دوستی مسلمانان با دشمنان و به دست آوردن استقلال و مبارزه با سلطه گری و مداخله آنان در امور مسلمانان دربردارنده محرومیتها و ناگواریهای ناشی از محاصره اقتصادی و مانند آنهاست از این رو پایداری در برابر این محرومیتها عامل مصونیت جامعه از آثار کینه ها و نقشه های دشمنان است ; آیات 118 ـ 120 آل عمران 3 به مسلمانان هشدار می دهد که هیچ گاه از دشمنی و کینه های درونی و نقشه های دشمنان غافل نباشند و در پیشبرد اهداف الهی خود همواره در برابر دشمنان پایدار بوده تقوا پیشه کنند : « و ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شیئا » . در آیه 15 شوری 42 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امر به استقامت و پایداری و پیروی نکردن از خواسته های کافران می شود : « واستقم کما امرت و لا تتبع اهواهم » . ( و نیز هود 11 112 ـ 113 )
4. دشمن شناسی و هوشیاری در برابر توطئه های آنان: قرآن مسلمانان را از هرگونه ساده انگاری و زودباوری در برابر دشمن برحذر داشته و خواستار هوشیاری در برابر توطئه های آنان است . (منافقون 63 4 ) دشمنی کافران نسبت به مسلمانان پایان ناپذیر و تنها نقطه پایانی که می توان برای آن فرض کرد وابستگی فکری و پیروی از آیین و مسلک آنان است : « و لن ترضی عنک الیهود و لا النصری حتی تتبع ملتهم .... » . (بقره 2 120 ) مناسبات و روابط دوستانه با بیگانگان هموارکننده نفوذ و اخلال آنان در جامعه اسلامی است از این رو مسلمانان باید در برابر توطئه ها و نفوذ آنان هوشیار (آل عمران 3 18 ; توبه 9 8 ) و برای دفاع در برابر تهاجم آنان آماده باشند : « .... ولیاخذوا حذرهم واسلحتهم ودالذین کفروا لو تعفلون عن اسلحتکم وامتعتکم .... » . (نسا 4 102 ) در آیات 77 ـ80 مائده 5 خداوند خواستار استقلال و سطله ناپذیری پیروان ادیان الهی در برابر کافران است و نظارت عمومی جامعه ایمانی بر روابط خارجی و هوشیاری مومنان را لازم دانسته است.
جهانی شدن : جهانی شدن از موضوعاتی است که در روابط بین الملل مطرح و نظریه استقلال را در عمل و نظر با موانعی مواجه ساخته است . درباره ماهیت جهانی شدن و پیامدهای آن برای جوامع بشری با فرهنگهای مختلف نظریه ای گوناگونی با رویکردهای متفاوتی از سوی صاحب نظران مطرح شده است .
جهانی شدن روندی است که نتیجه آن تعامل وابستگی و روابط متقابل بین حقایق دیدگاهها مفاهیم و انسانهاست و نه تنها وابستگی متقابل فکری و فرهنگی را در پی دارد بلکه وابستگی سیاسی و اقتصادی را نیز پدید می‌آورد.