* به عنوان سوال اول بفرمائید، پیامدها و دستاوردهاى پیروزى مقاومت حزبالله بر رژیم صهیونیستی، و تاثیر آن بر بیدارى ملتها و جهان اسلام را چطور ارزیابى مىکنید؟
** ابتدا باید دستاوردهاى این جنگ 33 روزه را بیان کرد اولا در بعد نظامى اسطوره شکستناپذیرى رژیم صهیونیستى به هم ریخت یعنى ارتشى که به عنوان چهارمین ارتش جهان مطرح بود و به عنوان ارتشى که شکستناپذیر است، این تابو شکسته شد و این اولین پیامد در دستاورد این جنگ 33 روزه بود.
یک گروه و یک حزب با شعار ایدئولوژیکى اسلامى و شیعى و با شعار یا ابا عبداللهالحسین و یا ابوالفضلالعباس توانست به اصطلاح بزرگترین ارتش خاورمیانه را شکست دهد. فراموش نکنیم که اعراب در جنگ شش روزه با ساز و برگ نظامى و هواپیما و توپ و تانک به میدان آمدند، پیروز که نشدند هرکدام از این کشورها بخشى از کشورشان را به اسرائیل واگذار کردند.
لبنان مزارع شعبا، سوریه بلندیهاى جولان، مصر صحراى سینا و اردن بخشى از کرانه ساحلى را به اسرائیل تحویل دادند و همه این کشورهاى همسایه اسرائیل هرکدام بخشى از سرزمینهایشان را واگذار و در نهایت شکست مفتضحانهاى خوردند اما یک جنبش با شعار یا ابا عبدالله الحسین این ارتش پوشالى - شکستناپذیر - را شکست داد و یک پشتوانه معنوى و دینى محکم پشت شعار ایدئولوژیکى حزبالله بود.
دومین دستاورد جنگ این بود که یک همگرایى در منطقه خاورمیانه ایجاد شد. چه کسى فکر مىکرد در عربستان، اردن و یا مصر به نفع یک گروه شیعى راهپیمایى شکل بگیرد، عکس سیدحسن نصرالله را روى دست بگیرند و درود بر سیدحسن و درود بر مقاومت را شعار دهند یعنى در منطقه خاورمیانه و کشورهاى همسایه براى اولین بار مردم به خیابانها ریختند و یک همگرایی، همگونى و سمپاتى بین مردم و جوانان منطقه علیه صهیونیسم در بین تودههاى مردم شکل گرفت.
علاوه بر آن در پاکستان، اندونزی، کشوهاى آسیاى شرقى و در خیلى از کشورهاى اسلامى و جهان اسلام یک وحدت اسلامى ایجاد شد. اگر جهان اسلام از این وحدت و ظرفیت و در این مقطع زمانى در جهت اهداف اسلامى استفاده کند یک شبه ره صدساله را مىپیماید. آنچه گفته مىشد صدور انقلاب باید صورت بگیرد، به نظر من این اتفاق افتاد ولى باید درجهت ایجاد وحدت و یگانگى بین شیعه و سنى و جهان اسلام از این حرکت استفاده کرد.
از شیخ یوسف قرضاوى گرفته تا شخصیتهایى مثل محمدعاکف از اخوان المسلمین و خیلى از کسانى که راجع به حمایت از حزبالله فتوا دادند باید تقدیر شود و خیلى محکم و گرم از این شخصیتها در میدان استفاده کرد. سومین دستاورد پیروزى حزبالله تضعیف خط سازش بود آنهایى که اعتقاد داشتند که از سر ضعف بایستى با اسرائیل سازش و مذاکره کرد و آن را به رسمیت شناخت، الان نفسشان در نمىآید و جرات بیان مطالب سازشآمیز و مطالبى که ناشى از ترس و زبونى آنهاست را از ترس مردمشان ندارند.
یعنى ملتها به گونهاى امیدوار شدهاند که خط سازش را تحمل نمىکنند
* پیروزى حزبالله چه تاثیرى بر انتفاضه فلسطین داشت؟
** حزبالله اساسا از مقاومت ایران و انقلاب ایران الگو گرفته یعنى جوانان حزبالله مثل جوانان انقلابى و پرشور ما زندگى مىکنند حجب و و حیا و متانت و دیانتشان از اسلام و تشیع است و در ثانى از ایران الگو گرفتهاند حتى در پارهاى از موارد از ما در این الگوگیرى پیشى گرفتهاند انتفاضه فلسطین و جوانان فلسطینى هم از مقاومت لبنانى الگو گرفتهاند و تاثیرگذارى مقاومت لبنان بر انتفاضه فلسطین بسیار زیاد بوده است. فلسطینىها شعارى مىدادند به این مضمون که “حزبالله کشتههاى دشمن را مىشمارد و ما کشتههاى خودمان را مىشماریم” اما این حرکت حزبالله در فلسطین امیدوارى فراوانى را ایجاد کرد یعنى یک گروه و حزب توانست ارتش رژیم صهیونیستى را شکست دهد پس این گروه و حزب در فلسطین هم مىتواند این کار را انجام دهد پس حماس و جهاد اسلامى هم مىتواند این کار را انجام دهد و این تابوى شکستناپذیرى به ظاهر پوشالى صهیونیستها شکسته شد.
* به نظر مىرسد حرکتى که در بین جوانان فلسطینى ایجاد شده مىتواند از داخل فلسطین ضربه سهمگینى را به اسرائیل بزند. با این پیروزى آیا گفتمان مقاومت در مقابل سازش به عنوان گفتمان مسلط در جهان اسلام ایجاد خواهد شد؟
** به نظر من مقاومت، سازش را مفتضح کرد و دیگر خط سازش نمىتواند حرفى براى گفتن داشته باشد چرا که یک گروه با برنامه و سازماندهى توانست اسرائیل را از بین ببرد پس دلیلى ندارد سران منطقه و گروههاى سازش در فلسطین به مذاکره و سازش رو بیاورند به نظر مىآید اگرچه خط طرفدار ابومازن علىرغم اینکه حماس را تحت فشار قرار داده است اما جایگاه و محبوبیتى در بین مردم فلسطین نخواهند داشت.
* برنامه دولت حماس در مقابل فشارهاى داخلی، منطقهاى و بینالمللى چیست و آیا با تفکر و گفتمان مقاومت مىتوانند در مقابل این فشارها ایستادگى کنند؟
** براى شکستن حماس و به زانو درآوردن آن تلاشهاى زیادى صورت گرفت اسرائیلىها و آمریکایىها به صراحت اعلام کردند که سه ماه زمان مىخواهیم تا حماس را به زانو در بیاوریم و با برنامههاى خودمان هماهنگ کنیم این سه ماه خیلى بر حماس سخت گذشت و اگر حزبالله شیعى به حمایت از حماس سنى بر نمىآمد امروز ما شاهد شکستن حماس بودیم هرچند توقع مىرفت که حماس موضعگیریهاى محکمترى را در حمایت از حزبالله در جریان جنگ انجام مىداد اما یکى از علل ورود حزبالله به جنگ با اسرائیل حمایت از حماس بود. حماس تحت فشار مسائل داخلی، منطقهاى و بینالمللى به سمت شکسته شدن مىرفت ولى ورود حزبالله به صحنه نبرد درگیرى با رژیم صهیونیستى از این اتفاق جلوگیرى کرد و حزب الله ضمن آنکه قدرت اسلام را به نمایش گذاشت. مقاومت، پیام مهمى براى مردم جهان و منطقه در پى داشت اینکه مىگفتند شیعیان در عراق دستشان در دست آمریکاست حزبالله نشان داد که سرسختترین دشمن آمریکا در منطقه تفکر شیعى و تفکر اباعبدالله و شهادتطلبى است.
* ارزیابى شما از طرح خاورمیانه بزرگ بوش و رایس چیست؟ با این وجود آیا خاورمیانه بزرگ با محوریت تفکر اسلام و مقاومت شکل خواهد گرفت؟
** طرح خاورمیانه بزرگ به دنبال این بود که جهان اسلام را تحت فشار قرار دهد آمریکایىها تعریف دیگرى از خاورمیانه کرده بودند.
از مرزهاى هند و پاکستان و مغرب و آسیاى میانه، قفقاز و اواسط آفریقا را طرح خاورمیانه بزرگ بوش و رایس در بر گرفته یعنى یک منطقه جغرافیایى در جهان اسلام.
آمریکاییها به دنبال تحت تاثیر قراردادن جهان اسلام و تضعیف این تفکر بودند. آنها چند هدف آشکار و پنهان در طرح خاورمیانه داشتند. هدف آشکارش ایجاد کشورهاى کوچک و خرد کردن کشورهاى خاورمیانه براى همگرایى با آمریکا بود. و براساس قومیتها و به دنبال تجزیه و تغییر ساختار حکومتهاى منطقه بودند، براساس مدلهاى پیشنهادى آمریکا مىخواستند این ساختار را تغییر دهند.
دومین حرکتشان این است که در ابعاد آموزشى و فهم دینى تغییرات ایجاد کنند یعنى در کتب درسى کشورها آیههایى که مربوط به جهاد، شهادت و مقاومت است را حذف کنند و رسمالخط کشورها را تغییر دهند و ایجاد کشورهایى در منطقه که در چارچوب یک ساختار واحد براى مهار کردن کشورهایى مثل ایران و سوریه بگنجد . در طرح خاورمیانه که بحث ایجاد دموکراسی، حقوق زنان و امثالهم را مطرح مىکردند. بهدنبال غارت انرژى ارزان منطقه خاورمیانه بودند. 67 درصد انرژى انرژى نفت و گاز جهان از خاورمیانه تامین مىشود، 70 درصد نفت آمریکا از عربستان و ونزوئلا تامین مىشود 82 درصد نفت اروپا وارداتى است که بخش عمدهاش از خاورمیانه تامین مىشود.
پس اولین هدفشان این است که این انرژى ارزان را به دست بیاورند و بازار فروش کالاهاى مصرفى را در خاورمیانه در دست خود بگیرند.
دومین هدفشان حمایت از رژیم صهیونیستى براى تثبیت یک غده سرطانى در منطقه خاورمیانه بود تا از سیاستهاى غربیها و آمریکاییها حمایت کند یعنى هدفشان تثبیت و تقویت رژیم صهیونیستى است.
سومین هدفشان ایجاد بحران در منطقه است، اساسا امنیت آمریکا در ایجاد بحران است، اگر جنگ نباشد آمریکا نمىتواند دوام بیاورد. محور فعالیتها و سلطهگریهاى آمریکا دور محور جنگ، تنش و بحران است در این طرح خاورمیانه و براى تغییر وضعیت ساختارهاى منطقه آمریکاییها و صهیونیستها در هیچکدام از این اهداف موفق نشدند.
غربیها براى محورهاى مخالف و مزاحم این کشورها در خاورمیانه پروندهسازى کردند. جنگ افغانستان، اشغال عراق و براى ایران پرونده انرژى هستهاى را مطرح کردند و براى سوریه پرونده رفیق حریرى را مطرح کردند، نقشه حمله به حزبالله را کشیدند که قرار بود در شهریورماه اتفاق بیفتد اما با پیشدستى حزبالله این جنگ زودتر شکل گرفت، براى از بین بردن حماس هم نقشه کشیدند.
در هیچ کدام از این نقشهها موفق نشدند در لبنان حزبالله نشان داد که یک مقاومت اسلامى جانانه در منطقه وجود دارد که نمىگذارد اینها به اهدافشان برسند.
اگر جنگ 33 روزه را بخواهیم به یک مسابقه بوکس تشبیه بکنیم یعنى روند اول را باختند و در ثانى برگزارى مانور نیروى دریایى سپاه و ضربت ذوالفقار هرگونه تفکرى را راجع به انجام حرکت نظامى در منطقه خنثى کرد. این قدرتى که نظام جمهورى اسلامى ایران در هوا، زمین و دریا به نمایش گذاشته به آمریکا هشدار داد که اگر دوباره وارد رینگ شوند ضربه مهلکى خواهند خورد و به نظر مىرسد با مقاومت قهرمانانه حزبالله و شکلگیرى تفکر اسلام، در منطقه، آمریکاییها هیچوقت جرات چنین کارى را ندارند.
اروپایىها به مذاکره سیاسى رو آوردهاند و با ما در حال گفتگو هستند.
آمریکاییها به تحریم اعتقاد داشتند بحث نظامى و تحریم را به راحتى پاسخ مىدهیم ما اینها را مجبور کردهایم که پاى میز مذاکره بنشینند و حرف بزنند، همان کارى که حزبالله انجام داد در ابتدا مىگفتند یک مشت جوان منطقه را به آشوب کشیدهاند از داخل لبنان هم گروهها کارشکنى مىکردند، ولى عملکرد قوى حزبالله باعث شد که مسیحیان، اهل سنت، دروزیها، همه و همه دور محور حزبالله بیایند و از آنها حمایت کنند. در محور خارجى هم همینطور، کشورهاى منطقه پذیرفتند که باید زیر چتر حزبالله آمده و از آن حمایت کند.
لذا طرح خاورمیانه که به دنبال شکستن ایران، سوریه، حزبالله، حماس و عراق بود در این مقاطع قطعا شکست خورده و به ناکامى رسیده و اینها به جاى برخورد نظامى ناچار به انجام گفتگوى منطقى خواهند بود، بنابراین خاورمیانه جدید با محوریت تفکر اسلامى و گفتمان مقاومت شکل خواهد گرفت.
* طرح عقبنشینى از کرانه باخترى و نوار غزه و کشیدن دیوار حائل بر چه مبنایى است و با وجود اختلافاتى که میان دولت رژیم صهیونیستى با ارتش و مجلس بروز پیدا کرده است سرنوشت این عقبنشینى به کدام سمت و سو پیش مىرود؟
** یکى از خصیصههاى دولت شارون و اولمرت بحث یکجانبهگرایى بود و تحت فشارهاى بینالمللى و فشارهاى داخلى از سوى انتفاضه فلسطین و سیاستهاى خاص و بررسیهایى که کرده بودند به شکل یکجانبه اعلام کردهاند که از کرانه باخترى نوار غزه عقبنشینى مىکند.
ولى مقاومت لبنان باعث شده که اسرائیل بحث فلسطین را فراموش کند. الآن آنچنان در درون هیئت حاکم اسرائیل اختلاف نظر ایجاد شده که بحث دیوار حائل و عقبنشینى از سرزمینهاى اشغالى منتفى شده است اولمرت اعلام کرده است که اولویت اول فعلا مسائل داخلى است الآن دولت اسرائیل با ارتشش درگیر است ارتش با مجلس درگیر است یعنی؛ این مقاومتى که حزبالله ایجاد کرد در مسائل داخلى احزاب و مجلس و دولت رژیم صهیونیستى به صورتى دچار تنش شدهاند که عقبنشینى و دیگر مسائل را رها کردهاند.
به نظر من اگر مردم فلسطین با الگوگیرى از مقاومت لبنان و تکیه بر انتفاضه اول و دوم خود با جدیت داخل میدان بیایند و اگر اسرائیل نوار غزه را تخلیه کند گام بعدى کرانه باخترى است که در آن جوانهاى فلسطینى تلاش مىکنند با قدرت و توان و ابتکار عمل در مبارزه و حمایت از دولت حماس که یک دولت انقلابى و مسلمان است بتوانند مرحله به مرحله سرزمین خودشان را آزاد کنند.
* به دنبال پیروزى حزبالله بر رژیم صهیونیستى صاحبان سرمایه و سرمایهگذاران از اسرائیل خارج شدهاند. تحلیل شما از اقتصاد نابسامان این رژیم چیست؟
** اسرائیل در این جنگ 6 میلیارد دلار خسارت دید تقریبا 70 درصد کارخانجات و فعالیتهاى اقتصادىاش در مناطقى که زیر موشک بودند مختل شده است250 هزار نفر براى همیشه از اسرائیل مهاجرت کردهاند اینها عمدتا سرمایهداران و صاحبان سرمایه بودند. حزبالله نشان داد امنیت در اسرائیل وجود ندارد و هر زمان جنگى اتفاق بیفتد از پایتختش تا شهرهاى دیگر مورد تهدید قرار مىگیرد لذا این جنگ همان صحبتى که سیدحسن نصرالله گفت که “اسرائیل از خانه عنکبوت هم سستتر است” این را به صورت عملى در معرض نمایش قرار داد ضمن اینکه از این به بعد رژیم صهیونیستى جرات حمله به هیچ کشورى را نخواهد داشت.
* با این وجود موج مهاجرت معکوس در اسرائیل را چطور مىبینید؟
** آژانس یهود و لابى صهیونیسم تلاش مىکنند که یهودیان را براى آمدن به سرزمین موعودشان، که اسرائیل است تشویق کنند و با تمام هزینههاى سنگینى که مىپردازند سالیانه 50 هزار نفر را جذب مىکنند که در اسرائیل ساکن شوند در حالى که در این جنگ 250 هزار از صاحبان سرمایه از اسرائیل خارج شدند یعنى مهاجرت معکوس شکل گرفت 5/2 میلیون نفر براى اولین بار طعم آوارگى و جنگزدگى را کشیدند براى اولین بار جنگ به داخل اسرائیل کشیده شد.
سفارتخانههاى رژیم صهیونیستى کشورهاى اروپایى مملو از مهاجرین بود که به آنها توجه نمىکردند و اروپایىها حاضر به خدماتدهى به آنها نبودند و همین امر باعث شکلگیرى یک تبلیغات روانى علیه دولت صهیونیست شد با این وجود مردمشان نگاه منفى نسبت به دولتشان پیدا کردند.
با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار روزنامه رسالت گذاشتید.