مومنی
آنچه این روزها در لبنان و فلسطین میگذرد، دلیل دیگریست بر حاکمیت زور و چماق و منکوب و له شدن هر آنچه که به نام انسان و انسانیت است. این جنگ که تمامی قرائن و شواهد نشان میدهد از قبل طراحی شده و طراحانش منتظر بهانهای برای شعلهور شدنش بودند، از جهات مختلف قابل بررسی و مداقه است.
گرچه برای افراد آگاه و در عین حال آزاداندیش تا حدود زیادی اهداف و نتایج جنگ روشن و مشخص است لیکن عملکرد صهیونیستها و حامیانش در چند روزه اخیر اسباب فرصتی شد تا پس پرده این جنگ و دلائل آن به صورت روشنتر و واضحتر بیان شود.
با توجه به گفتگوی بوش و نخستوزیر انگلیس در حاشیه کنفرانس 8 کشور صنعتی در خصوص حزبالله لبنان و ایران و سخنان گستاخانه و شرمآور وزیر امور خارجه آمریکا (در مورد پیششرط آتشبس در لبنان) اهداف مهم آمریکا و اسرائیل از جنگ اخیر را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
1ـ تغییر جغرافیای سیاسی منطقه و تحقق خاورمیانه بزرگ مورد نظر آمریکا.
2ـ خروج آمریکا از بنبست عراق و منحرف کردن افکار عمومی جهانیان از عراق و افغانستان به سمت لبنان
3ـ حذف مقاومت اسلامی لبنان.
4ـ حذف دولت قانونی فلسطین.
5ـ متقاعد کردن شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب قطعنامه علیه ایران در مورد فعالیتهای قانونی هستهای کشورمان با استفاده از تبلیغات سوئی که از این جنگ برعلیه ایران و حزبالله لبنان به راه انداختهاند.
6ـ چنگ و دندان نشان دادن به ایران و سوریه.
7ـ ارعاب بعضی دولتها و ملتهای عرب.
با توجه به تظاهرات ضد صهیونیستی در اکثر کشورهای جهان بخصوص تظاهرات یهودیان تلآویو و حیفا علیه دولت اولمرت، سکوت معنیدار سازمان ملل و شورای امنیت و نیز بعضی دولتهای عربی در قبال این کشتارهای وحشیانه نتایج زیر تا به امروز قابل احصاء است:
1ـ شکست اسرائیل و هیمنه آن به دلیل ناکارآمدی ارتش اسرائیل در اشغال خاک لبنان (با توجه به اینکه لبنان دفاع هوائی ندارد و روزانه یکصد سورتی پرواز به روی آن کشور صورت میگیرد)
2ـ روشنتر شدن چهره کریه و ضد بشری صهیونیستها برای جهانیان
3ـ مشخص شدن قدرت حزبالله لبنان
4ـ امید نبستن به شوراها و مجامع دست پخت غربیها بویژه شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل
5ـ محترم نبودن حاکمیت ملی کشورها برای کشورهای مدعی آزادی و دموکراسی
6ـ ترجیح منافع قدرتهای باصطلاح بزرگ بر حاکمیت ملی کشورها.
7ـ مشخصتر شدن چهره ذلتبار و زبون آمریکائی صهیونیستی بعضی سران کشورهای عربی و اسلامی
جای تأسف است که در چنین شرائطی بعضی از سران کشورهای عربی از عملکرد صهیونیستها حمایت کرده و بعضی از مفتیها به نفع اسرائیل فتوا میدهند! و جای بسی تاسف است که در یک کشور اسلامی تظاهرات ضد صهیونیستی سرکوب میشود و در چنین وضعیتی که یک فاجعه انسانی برای یک امت در حال رخ دادن است، رهبران کشورهای عربی اسلامی بجای دور هم جمع شدن، سر از آمریکا و اروپا در میآورند! در حالیکه با توجه به واضح بودن اهداف این جنگ، ضرورت اتحاد و همبستگی تمامی ملل مسلمان بخصوص کشورهای خاورمیانه بیش از پیش احساس میشود. این کشورها باید بدانند با توجه به اهداف صدرالذکر آنچه امروز در لبنان و فلسطین میگذرد ممکن است فردا برای سایر کشورهای عربی و مسلمان پیش آید؛ بنابراین این سئوال اساسی مطرح است که آیا زمان آن فرا نرسیده که کشورهای مسلمان با آنهمه امکانات بالقوه، اختلافات را کنار گذاشته و لااقل بخاطر حفظ موجودیت خود، برای مقابله با دشمن مشترک طرحی در اندازند؟
در شرائطی که به خاطر محاکمه یک یا دو خیانتکار، فریاد حقوق بشر غربیها بلند میشود ولی در برابر کشتار وحشیانه لبنانیها و فلسطینیها سکوت میکنند، و زمانی که شورای باصطلاح امنیت که وظیفهاش برقراری صلح و امنیت در سراسر جهان است هیچ عکسالعملی در قبال جنایات شرمآور صهیونیستها نشان نمیدهد، همگی مهر تائیدیست بر حکومت قانون جنگل در قرن حقوق بشر!
به تحقیق، تکیه بر دیوار شکستهای همچون شورای امنیت که به وضوح به ابزار حصول مطامع آمریکا و چند کشور باصطلاح بزرگ تبدیل شده، نمیتواند تضمینکننده امنیت مرزهای کشورهای اسلامی و مردم مسلمان باشد لذا ضروری بنظر میرسد که این کشورها در کنار مجامع سیاسی و اقتصادی موجود، خود به فکر ساماندهی تشکیلاتی جهت تامین امنیت خود نیز باشند.