تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۸۳۲۲۴

مهندس داود غیاثی‌ راد
از گذشته دور سلاح سنتی سرد و گرم در زمین و دریا و هوا برای غلبه بر دشمن یا در نبرد و مبارزه تن به تن و گروهی استفاده می شد. در قرن بیستم و در حاضر نیز سلاح های بسیار پیشرفته بیولوژیکی ، شیمیایی ، میکروبی ، هسته ای ، فضایی و دریایی و حتی سلاح های اطلاعاتی در جنگ جهانی استفاده شده و هنوز هم می شود که در جای خود خطرناک و به نحوی کشتار جمعی هستند. اماسلاحی خطرناک تر و موثرتر در حال شکل گیری است که از سلاحهای زمینی و فضایی و دریایی و هوایی تاثیرگذارتر است و با سلاح های دیگر تفاوت دارد. اگر سلاح های دیگر را می توان در اثر تاثیرات بیولوژیکی ، هسته ای و شیمیایی شناخت ، این سلاح دارای رنگ و بو و مزه ظاهری نیست ، بلکه سلاحی شگفت انگیز به نام « سلاح فرهنگی » است .
دانشمندانی که آینده پژوهی می کنند و به وسیله علوم آماری ، روان شناسی و جامعه شناسی آینده جهان را پیش بینی می کنند دنیای دهه های بعدی را « دنیای فرهنگی » می بینند. در چنین دنیایی تهدیدها و نبردهای خشونت بار فرهنگی از مهمترین تهدیدات علیه هویت و موجودیت ملت ها می باشد. به مدیران استراتژیک نیروهای مسلح پیشنهاد می دهند که با کیاست و زیرکی به شناخت این سلاح جدید بپردازند و برای نیروهای فرهنگی طرح های بلند مدت بنویسند. در پژوهش های صنعتی و غیر صنعتی به دنبال طراحی و ساخت محصولات و فن آوری های دفاع فرهنگی باشند و به جای لشکرهای پیاده و زرهی به فکر سازماندهی برای بقا خود باشند.
در این راستا موقعیت و مسئولیت سازمان های فرهنگی در جهان آینده به یک عرصه فرهنگی تبدیل خواهد شد و نقش موثر نیروهای مسلح پیش بینی سلاح های دفاعی از طریق محققین فرهنگی و لشکریان و صنایع فرهنگی می باشد. پس باید به زودی برای دفاع ، شاهد تولد لشکرهای فرهنگی ، صنایع فرهنگی و دفاع فرهنگی باشیم . اگر دانشمندانی چون الوین تافلر و آلکسیس کارل در « موج سوم » و « انسان موجود ناشناخته » دردهه گذشته ، آینده را با مسائل معنوی و انسانی تخمین می زدند در آینده ای نزدیک حدس آگاهانه آنها با تحول سریع جوامع بشری تغییر خواهد کرد. هر چند تولید دانش و به عبارت دیگر نهضت نرم افزاری به عنوان یک تلاش فکری و همچنین تربیت شهروندان فاضل و گسترش الکترونیک و ارتباطات ، به ویژه شبکه جهانی اینترنت باعث سرعت و دقت رشد علوم شده است ، این توسعه علمی زمینه ساز آن است که آینده جهانیان با تغییراتی بنیادین در تمام مناسبات فردی و اجتماعی و جهانی مواجه باشد. آهسته آهسته پارادایم رقابت جهانی از رقابت های اقتصادی و نظامی به خصوص آپارتاید هسته ای به حملات و تهدیدات فرهنگی مبدل خواهد شد.
بنابراین با نگاه آینده پژوهانه جهان ، جهان فرهنگی خواهد شد. پیدایش دنیای فرهنگی پارادایم رقابت را متحول خواهد کرد ، یعنی به جای رقابت اقتصادی ، نظامی و هسته ای به رقابت فرهنگی پرداخته خواهد شد. اما این رقابت نیز سخت افزارها و نرم افزارهای ویژه خود را دارد.
در مباحث اقتصادی و نظامی ، تجارت الکترونیک ، محصولات فرهنگی در دولت های الکترونیک با سرعت انجام خواهد شد. در سطوح فلسفی ، فکری و ذهنی ارزشها ، جهان بینی ، هنجارهای اساسی و مسائل روانی و یادگیری های آنی و دائمی بنا نهاده شده است . بنابراین ، ارتباطات فرهنگی ، صنایع فرهنگی ، کنترل فرهنگی ، شک فرهنگی و ارزشهای فرهنگی جایگزین موارد مشابه خود خواهند شد. لذا در سازمان های فرهنگی ، کلیدی ترین سازمان های آینده جهان خواهند بود. البته فناوری ) رکن رکین صنایع فرهنگی خواهد بود . لذا فرهنگ جدید ، IT اطلاعات ( سرگرمی های جدید ، آموزش های جدید ، نیازهای جدید و انسان های هوشمند فرهنگی با علوم و فناوری های فرهنگی پا به عرصه وجود می گذارند.
دولت ها و ملت ها اگر بخواهند در این جهان جدید باقی بمانند باید اقدام به تاسیس سازمان ها و صنایع فرهنگی بزرگ نمایند. نیروهای مسلح باید به تولید سلاح فرهنگی و کاربرد مناسب آن همت گمارند ، زیرا تهدیدات فرهنگی ارتباط مستقیم با تهدیدات نظامی خواهد داشت . راهبردشان نظامی ، جنگ نامتقارن و سرعت و چالاکی و فرهیختگی و نفوذ منطقی را بهترین وسیله استیلا و برتری مطلق نظامی می دانند. بنابراین جنگ های سخت به جنگ های نرم تبدیل می شود. اما پیروزی مطلق خواهد بود. ملت مغلوب ، دیگر قد علم نخواهد کرد و این فقط با حمله و تهاجم بر هویت فرهنگی ملت مغلوب انجام خواهد شد.
جنگ های آینده باید جنگ های کوتاه باشد که زمینه کوتاه شدن آن ها بازی با روحیه ملت هاست مانند مارکبری که با برق چشم هایش طعمه خود را به کلی مرعوب می سازد و حیوان بیچاره از ترس می میرد و بلعیده می شود. این جاست که جنگ روانی یا جنگ مدرن فرهنگی با فرایند مرعوب سازی معنی پیدا می کند. من حیث المجموع در آینده نه چندان دور ، جنگ روانی ، سلاح های فرهنگی ، حملات رسانه ای و نفوذ در باورها ، تغییر دیدگاهها و سست کردن اعتقادات جای خود را به توپ و تانک و سلاح های زمینی خواهند داد. بر محققین لشکری و کشوری فرض است که هم و غم خود را در تحقیقات صنعتی و غیر صنعتی بر ساخت محصولات و سلاح های فرهنگی و روشهای جا به جایی و نفوذ پذیری آن ها و افزایش برد و دامنه عمل آن ها قرار دهند. دانشگاهها و مراکز علمی استراتژیک و فرهیختگان و اندیشمندان جامعه وجهه همت خود را بر شناخت آینده و دفاع استراتژیک فرهنگی و تولید نرم افزارهای مبارزه با این تهدید نرم ولی بسیار خطرناک تر از تهدیدات شیمیایی ، هسته ای و غیره قرار دهند.