تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۸۳۳۰۲

مهرداد خدیرmehrdadkhadir @ yahoo.com
ساعاتی قبل از آن که محمود احمدی‌نژاد در مشهد درباره راه‌اندازی دستگاه‌های سانتریفیوژ و تکمیل چرخه سوخت هسته‌ای ایران سخن بگوید، هاشمی رفسنجانی در تهران و در گفت‌ و گو با خبرگزاری رسمی کویت اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران، اولین واحد پایه را با تزریق گاز به 164 دستگاه سانتریفیوژ آغاز کرده و محصول گرفته است. البته این امر خیلی باید توسعه پیدا کند تا به یک مجتمع صنعتی تبدیل شود. در واقع ده‌ها واحد از این نوع دستگاه‌ها باید به هم وصل شوند تا یک کارخانه به حساب آیند.»
خبرنگار این خبرگزاری که در آستانه سفر (امروز) هاشمی رفسنجانی به کویت با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام سخن می‌گفت در ادامه پرسید: «آیا این اقدام در آستانه سفر محمد البرادعی حاوی پیام خاصی است؟» و پاسخ شنید: «ما اولین پایلوت خود را در نطنز راه انداخته‌ایم و طبعاً ایشان با موارد جدیدی روبه‌رو خواهند شد.» تولید اولین کیک زرد اورانیوم که به صورت نمادین برای ثبت در تاریخ به موزه قدس رضوی اهدا و به یادگار سپرده شد، همان خبر خوشی بود که چند روز قبل‌تر احمدی‌نژاد گفته بود در جریان سفر به استان خراسان با مردم در میان خواهد گذاشت و فرخندگی و اهمیت آن چنان است که به پاس این موفقیت، سجده شکر به جای آورند. اما این تنها هاشمی رفسنجانی نبود که خبر را زودتر از احمدی‌نژاد اعلام کرد. او خود طاقت نیاورده و در دیداری نوروزی با نمایندگان مجلس هفتم که در غیاب چهره‌های شاخص آن صورت پذیرفت به آنها گفته بود که در نخستین سفر استانی در سال جدید، پیوستن ایران به جرگه کشورهای هسته‌ای جهان را اعلام خواهد کرد. یک هفته قبل از آن سه‌شنبه (22 فروردین 1385) که او رسماً این موضوع را اعلام کرد کمال دانشیار عضو کمیسیون انرژی مجلس در گفت‌ و گو با خبرنگاران پارلمانی پیش‌دستی کرده و از تحقق ایران هسته‌ای سخن به میان آورده بود. با این حال، خبرگزاری‌های جهان و شبکه‌های تلویزیونی دوست داشتند از زبان رییس جمهور و با ادبیات صریح و خاص او موضوع را بشنوند تا درباره آینده مناقشه هسته‌ای به ارزیابی و رایزنی بپردازند و پیش‌‌بینی کنند که به کدام مسیر خواهد افتاد.
یک سایت انگلیسی حتی شرطبندی به راه انداخت و به ازای هر گزینه مبلغی را تعیین کرد. این که ایران از ادامه غنی‌سازی منصرف خواهد شد، این که دسترسی به سلاح هسته‌ای را اعلام خواهد کرد، این که سخن جدیدی در بین نخواهد بود و همان تلاش گذشته برای فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای است و چند مورد دیگر و شمار بسیاری نیز در این شرطبندی شرکت کردند.
رسانه‌های رسمی به صورت ویژه و دقیقی طی روزهای دوشنبه و سه‌شنبه به برجسته‌سازی «خبر خوش هسته‌ای» پرداختند و این مقدمه چینی و نحوه اعلام آن و خصوصاً زمان آن به گونه‌ای بود که نشان می‌داد برنامه‌ریزی شده است. دعوت از مقامات عالی رتبه نظامی و سفرای خارجی 30 کشور در حالی بود که ساعاتی قبل از آن نیز بیانیه 25 کشور عضو اتحادیه اروپا دایر بر لزوم یافتن راه‌حل دیپلماتیک در پرونده هسته‌ای منتشر شده بود. در حالی که روز قبل از آن خاویر سولانا گفته بود در نشست بروکسل راه‌های تحریم احتمالی ایران بررسی خواهد شد در بیانیه اشاره‌ای به این امر نشد و لحن آشتی جویانه‌ای داشت. هر چند بر «متوقف‌ کردن فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم» به صراحت تاکید شد.
رییس جمهور اما به جای جمع مردم در تالار کتابخانه دانشکده علوم رضوی متن از پیش تنظیم شده‌ای را قرائت کرد تا از هر احساس و هیجان غیردیپلماتیک بر کنار باشد. خبر او این بود: «چرخه تولید هسته‌ای در مقیاس آزمایشگاهی کامل شده و اورانیوم با غنای موردنیاز در 20 فروردین سال جاری یعنی 1385 به دست جوانان ما تولید شد.» وی آنگاه گفت: «رسماً اعلام می‌کنم که ایران به کشورهای هسته‌ای جهان پیوسته است.»
رییس جمهور که کمتر از یک سال است وارد ماجرای هسته‌ای شده و قبل از آن هیچ نقش و ارتباطی با آن نداشته است از «نخبگان و علما و پژوهشگران و دانشمندان و جوانان» تشکر کرد و هیچ اشاره‌ای به اسلاف خود ـ محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی‌ ـ نکرد. نه او که غلامرضا آقازاده رییس سازمان انرژی اتمی که یگانه نامی بود که در سخنرانی رییس جمهوری شنیده شد نیز چنین نکرد. مدیر امور اداری روزنامه جمهوری اسلامی که گفته می‌شود نسبتی هم با میرحسین موسوی دارد، همراه با سردبیر روزنامه و از سال 60 به دولت رفت و بعدها کلیدی‌ترین وزارت اقتصادی ـ نفت ـ به او سپرده شد. او در دولت خاتمی جای خود را به بیژن نامدار زنگنه داد و رییس سازمان انرژی اتمی شد تا اتفاقاً در حاشیه باشد و بی‌سر و صدا کار کند. اما از سال 81، پر سر و صداترین سازمان شد هر چند که‌ آقازاده همچنان چندان در چشم نبود. این سازمان متصدی راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر است که در کانون حساسیت غرب نیست و همه بحث‌ها و جنجال‌ها بر سر تولید سوخت و پروژه‌های اصفهان و نطنز است. به همین سبب بیش از آن که نام او مطرح شود، تیم مذاکره کننده بر سر زبان‌ها بود. تفاوت اظهارات آقازاده با احمدی‌نژاد در این بود که رییس جمهور به بیان کلیات بسنده کرد اما برای نخستین بار جزئیات بیشتری از زبان آقازاده شنیده شد. در حالی که رییس جمهور به تعبیر «اورانیوم با غنای موردنیاز» بسنده کرد، رییس سازمان انرژی اتمی توضیح داد: «غنی‌سازی تا حد 5/3 درصد با موفقیت انجام شده است.»
وی همچنین مراحل فنی را تشریح کرد. «در بندرعباس، استحصال اورانیوم، در ساغند یزد، استخراج از عمق 350 متری و در اردکان یزد تبدیل به کیک زرد. در نطنز نیز «هگزا فلوراید اورانیوم» تولید می‌شود.» وی پروژه آب سنگین را نیز مورد اشاره قرار داد. سیاست رسمی این است که مواردی را که غربی‌ها به عنوان اتهام و تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بیان می‌کنند و اتفاقاً مورد بازدیدهای متعدد بازرسان آژانس نیز قرار داد در پرده نماند و اعلان شود. به همین سبب است که پروژه آب سنگین نه تنها انکار یا تقلیل داده نشد که آقازاده گفت: «ذخیره‌سازی مرحله اول آب سنگین آغاز شده است و پیش‌بینی می‌شود محصول این پروژه 16 تن آب سنگین در سال باشد.» خبر مهم‌تر اما این است: «تا پایان سال، 3000 دستگاه سانتریفیوژ راه‌اندازی خواهد شد.» پیش از این یکی از استدلالاتی که برای کاهش حساسیت غرب ارایه می‌شد این بود که تعداد دستگاه‌های سانتریفیوژ ایران محدود است. توضیح مفهوم غنی‌سازی در عین این که بسیار تکرار شده و کاملاً فنی است در گزارش سیاسی نیز ضرورت دارد تا روشن شود پروژه چیست و حساسیت ما بر سر چه وجه امنیتی آن نیز ایجاب می‌کند عیناً از مطلبی به نقل از «کیهان» و با امضای «مهدی محمدی» که چند ماه قبل درج شده بود، باشد:
تزریق گاز «یو.اف 6» به دستگاه‌های سانتریفیوژ اصلی‌ترین و حساس‌‌ترین مرحله چرخه تولید سوخت هسته‌ای و دقیقاً همان بخشی است که در ادبیات فنی، غنی‌سازی نامیده می‌شود. در این مرحله است که اورانیوم به حد کافی غنی می‌شود تا بتواند به عنوان سوخت در نیروگاه اتمی مورد استفاده قرار گیرد. یک نیروگاه اتمی آب سبک مانند رآکتور بوشهر برای این که بتواند به میزان ظرفیت اسمی خود (هزار مگاوات) الکتریسته تولید کند سالانه به حدود 90 تن سوخت (اورانیوم با غنای 5/3 درصد) نیاز دارد.
اکنون مجتمع غنی‌سازی ایران در نطنز صرفاً شامل یک مجموعه 164 تایی از ماشین‌های سانتریفیوژ نوع 1P است (461 ـ Machine Cascade) اگر بنا باشد نطنز سوخت یک سال نیروگاه هزار مگاواتی مانند بوشهر را تامین کند، تعداد سانتریفیوژهای موجود در آن باید لااقل به 50 هزار عدد افزایش یابد. به علاوه ایران در نظر دارد طی 20 سال حداقل 7 هزار مگاوات برق هسته‌ای وارد مدار کند. حتی اگر نطنز با ظرفیت کامل به بهره‌برداری برسد تنها می‌تواند سوخت یک سال یک نیروگاه هزار مگاواتی را تامین کند و ایران برای تامین باقی‌مانده سوخت موردنیاز خود ـ اگر رآکتورهای دیگری ساخته شده باشند ـ ناگزیر از مراجعه به بازار آزاد و خرید سوخت خواهد بود.
با این وصف این پرسش پدید می‌آید که چرا غربی‌ها با «تولید سوخت» مخالفند؟ در واقع آنها می‌گویند انرژی هسته‌ای داشته باشد اما فعلاً تنها برای مصارف برق. ثانیاً سوخت آن را خود تولید نکند. این سوخت را از بازارهای جهانی تهیه کند و اکنون ایران اعلام می‌کند به توان فنی تولید سوخت هسته‌ای ـ در مقیاس آزمایشگاهی ـ دست یافته هر چند تعداد ماشین‌های سانتریفیوژ که گاز باید به آنها تزریق شود کافی نیست. غرب، ادعا می‌کند که نگران دو موضوع است: یکی این که فعالیت هسته‌ای ایران دو رویه داشته باشد. یکی همین که اعلام می‌شود و فرآیندی است که به تولید سوخت برای تامین نیاز نیروگاه اتمی بوشهر می‌انجامد و دیگری این که به غنای 5/3 درصدی بسنده شود. افزایش این غنا از 5/3 به 90 درصد همان سلاح هسته‌ای است. اما جمهوری اسلامی با استناد به این که فعالیت ایران کاملاً صلح‌‌آمیز و محدود به غنای 5/3 درصدی است و تحت نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای صورت می‌پذیرد چنین ادعایی را مردود می‌داند.
این اتهام به مثابه آن است که جراحی را از کار پزشکی منع کنیم به این سبب که ممکن است که با تیغ جراحی اقدام به قتل کند. در حالی او مطابق قوانین در حال عمل جراحی است و تصور طراحی قتل نه در ذهن او که گمان مخالفان اوست. یا کارد آشپزخانه را از سر آشپز بگیریم زیرا که جای دیگر، فردی با این کارد، آدمی را کشته است. تازه این مثال‌ها هم قدری تند است زیرا ممکن است چاقوی مورد استفاده در آشپزخانه، مخصوص کره خوری باشد! استدلال اقتصادی نیز برای تولید سوخت چنین است: «اگر در داخل کشور توان تولید سوخت هسته‌ای وجود نداشته باشد، بازارهای بین‌المللی عرضه سوخت به روی ما گشوده نخواهد شد. اما در شرایطی که کارخانه‌ای مانند نطنز در داخل ایران مشغول به کار باشد و غربی‌ها بدانند چه به ایران سوخت بفروشند و چه نفروشند توان تولید آن در داخل وجود دارد آن‌گاه عرضه‌کنندگان سوخت هسته‌ای و تامین‌کنندگان تجهیزات رویه‌ای کاملاً متفاوت در پیش خواهند گرفت. نه تنها سوخت به ما می‌فروشند بلکه قیمتی کاملاً منصفانه و ترتیباتی مطمئن برای انتقال آن به خاک ایران در نظر خواهند گرفت.»
سه توجیه غرب برای این که از ایران می‌خواهند «تمام فعالیت‌های خود را در زمینه غنی‌سازی اورانیوم» متوقف کند اینهاست: «پنهان کاری، غنای بالا و انحراف.»
منظور از پنهان کاری این است که غیر از آنچه گفته می‌شود خبری باشد. ایران می‌گوید: امکان بازرسی برای آژانس وجود دارد و اتفاقاً بازرسی‌های سرزده از آن روست که هیچ پنهان‌کاری در میان نباشد. به گفته مقامات جمهوری اسلامی بازرسی‌های گسترده و موشکافانه آژانس که طبعاً در پاره‌ای موارد با بدبینی آغاز شده از 1500 نفر روز نیز فراتر رفته است. «غنای بالا» تنها دستاویزی است که به صورت شک و تردید بیان می‌‌شود. توضیح رسمی این بود: «یافت شدن ذرات اورانیوم با غنای بالا (HEV) در برخی تاسیسات ـ آنچه اصطلاحاً «آلودگی» نامیده شده است ـ کاملاً بی‌پایه و اساس است و اظهار قبلی دایر بر منشاء خارجی داشتن موارد معدود هم با نتایج تحلیل‌های فنی و هم اطلاعات دریافتی از طرف‌های ثالث مطابقت دارد.»
اتهام بعدی همان احتمال «انحراف» از اهداف صلح‌آمیز است که پیش‌تر مثال کارد آشپزخانه و چاقوی جراحی را در این باره آوردم. از نظر حقوقی نیز یک قاعده مسلم پذیرفته شده این است که «مدعی» است که باید دلایل و براهین خود را ارایه کند: «البینه علی المدعی» نه آن که مورد اتهام و شکایت دلیل آورد که آن کار را نکرده است. اشاره به این مطالب نشان می‌دهد که چرا احمدی‌نژاد، نه در یک سخنرانی عمومی در استان خراسان که در جمع محدود و کاملاً گزینش شده متنی را از رو قرائت می‌کرد. زیرا کافی بود در عدد میزان غنای اورانیوم اشتباه کند و به جای 5/3 درصد بگوید 35 درصد. البته او احتیاط کرد و 5/3 درصد هم نگفت و از تعبیر «غنای موردنیاز» استفاده کرد. یا ممکن بود هیجان زده شود و فراموش کند که در میان عبارت «چرخه تولید هسته‌ای کامل شد» جمله معترضه «در مقیاس آزمایشگاهی» را هم بیاورد. یا مثلاً به جای این که از «جوانان» به خاطر این فناوری تشکر کند اسامی دیگری را هم به میان آورد و تولید دردسر کند.
او بدون آن که مشتی گره کند و تعابیری چون «هیچ غلطی نمی‌تواند بکنند» را در حضور سفیران خارجی به کار برد یک متن فنی و دیپلماتیک را قرائت می‌کرد که در آن بارها واژه «صلح» را به کار برد و تصریح کرد: «ما بارها اعلام کرده‌ایم و باز هم اعلام می‌کنیم که مجموعه فعالیت‌‌های هسته‌ای ما در تمام مراحل تحت قوانین و نظارت آژانش بوده است. امروز هم علاقه داریم همچنان تحت نظر آژانس فعالیت‌های خود را ادامه دهیم.» جایگاه رییس دولت از موقعیت استثنایی و کاریزماتیک و تکرارنشدنی رهبر فقید انقلاب جداست که در یک مقطع خاص و 27 سال پیش گفت: «آمریکا، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و گفت آمریکا نه تمام غرب. که همان موقع ایران با اروپا روابط حسنه داشت. جایگاه رییس دولت به گونه‌ای نیست که از ادبیات پرخاش بهره جوید و تنها می‌تواند از فن دیپلماسی استفاده کند. به همین خاطر است که کم نیستند کسانی که معتقدند اعلام دست‌یابی ایران به چرخه سوخته هسته‌ای ـ در مقیاس آزمایشگاهی ـ بیش از آن که از وخیم شدن اوضاع خبر دهد علامتی برای حل مسالمت‌آمیز مناقشه است. به کارگیری یک لحن دیپلماتیک و قرائت متنی که بیش از آن که نظرات شخص رییس جمهور باشد برآیند دیدگاه‌های نظام است به عنوان نخستین علامت قابل اشاره است.
علامت دوم اعلام این موضوع در آستانه سفر مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با تاکید بر پای‌بندی ایران به قوانین و نظارت آژانس می‌تواند باشد. علامت سوم تاکید بر «مقیاس آزمایشگاهی» و چهارمی همزمانی آن با سفر مهم هاشمی رفسنجانی به کویت است. قطعاً در کویت در این باره مذاکره خواهد شد و ساده‌انگارانه است که تصور کنیم کویت از جانب خود سخن می‌گوید و پیامی را منتقل نخواهد کرد. برخی هم که خوش‌بین‌ترند اقدام نمادین سپردن کیک زرد به موزه امام رضا را علامتی برای توقف موقت غنی‌سازی به منظور جلب اعتماد کلیت جامعه جهانی می‌دانند. منتها پس از آن که در داخل این اطمینان ایجاد شد که به دانش‌ آن دست یافته‌ایم. نکته جالب دیگر در متن مورد قرائت رییس جمهور این بود که بر خلاف اعلام قبلی از اصطلاح «باشگاه اتمی» استفاده نکرد. با این حال بسیاری از روزنامه‌های فردای آن روز اصطلاح رایج را به کار بردند و گفتند «ایران به باشگاه اتمی جهانی پیوست». هر چند قدری بی‌سلیقگی شد زیرا رییس سازمان انرژی اتمی در گزارش رسمی خود گفت: اکنون، ایران هشتمین کشور دارای فناوری هسته‌ای است ولی کمی بعد در برنامه گفت ‌و گوی خبری شبکه دوم سیما، معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه تعبیر «یازدهمین» را به کار برد. البته ممکن است مراد از «هشتمین» از حیث توان فنی باشد و «یازدهمین» از نظر ترتیب هسته‌ای شدن. اما همین نیز باید توضیح داده می‌شد تا سوءتفاهم ایجاد نکند.
پیش از این کمال دانشیار گفته بود رییس جمهوری از پیوستن ایران به «باشگاه اتمی» خبر می‌دهد ولی او از «جرگه کشورهای هسته‌ای» سخن گفت و نه «باشگاه». زیرا ظاهراً چنین باشگاهی وجود خارجی ندارد. درباره اصطلاح «باشگاه اتمی» سه دیدگاه وجود دارد.
اول این که به دلیل نیاز کشورهای صاحب فناوری هسته‌ای به یکدیگر آنها عملاً عضو یک کلوپ بین‌المللی محسوب می‌شوند چه بخواهند چه نخواهند. این باشگاه، علنی نیست اما عملاً وجود دارد. دیدگاه دوم این است که باشگاه، اصطلاحی ژورنالیستی است اما نادرست نیست. مثل این که می‌گویند علی دایی به باشگاه صدتایی‌ها یا صدگله‌‌های دنیا پیوست. چنین باشگاهی وجود خارجی ندارد که فوتبالیست ایرانی عضو آن شده باشد یا این که ساختمان و دفتر و مقری داشته باشد اما ورزشی نویسان چنین باشگاهی را برپا کرده‌اند.
دیدگاه سوم اصطلاح باشگاه اتمی را کاملاً نادرست و عوامانه می‌داند و مسئولان و مطبوعات را از به کارگیری آن برحذر می‌دارد چرا که با اعلام اهداف صلح‌آمیز مغایر است و در موقعیت کنونی این تعبیر ناشیانه است. دکتر علیرضا اکبری مدیر موسسه مطالعات راهبردی (تصمیم) در این باره می‌گوید: در سال 1967 پس از آن که معاهده NPT در حال نوشتن و تنظیم بود به جز ژورنال‌ها پنج کشوری را که در این معاهده به عنوان دارندگان توان‌مندی هسته‌ای ذکر شدند عضو باشگاه هسته‌ای نامیدند و این نه یک اتفاق حقوقی یا فنی که کاملاً ژورنالیستی بود. به گفته وی مشخصاً این اصطلاح به کشورهایی اطلاق می‌شود که تا قبل از ژانویه 1967 یک آزمایش صحرایی انجام داده یا بمب هسته‌ای منفجر کرده باشند بنابراین اصطلاح باشگاه هسته‌ای به زیان ماست.
نکته مهم دیگر در اظهارات وی این است: « در واقع غلظت اورانیوم خالص 3 درصد را می‌‌توان در آزمایشگاه معمولی نیز به گونه‌ای ایجاد نکرد که تا حد 10 یا 20 درصد قابل تبدیل باشد. بنابراین جزئیات کیفیت و مقیاس غنی‌سازی اورانیوم بسیار مهم است.»
«خبر خوش»، «کیک زرد» و «موزه امام رضا» هر یک بخشی از فرهنگ و وضعیت ایران را نمایندگی می‌کند. «خبر خوش»، ریشه در ادبیات ما دارد. «کیک زرد»، اصطلاحی کاملاً مدرن و فنی است که بسیاری از مردم هنوز نمی‌دانند چیست. شاید لازم باشد که تلویزیون در کنار تبلیغ شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست»، اصطلاح انرژی هسته‌ای را توضیح دهد. موزه «امام رضا» هم وجه ایدئولوژیک و مذهبی موضوعی است که مطلقاً چنین باری ندارد.
حافظ از هدهد، نسیم شمال و صبا به عنوان خوش‌خبران یاد می‌کند. خبر خوش هسته‌ای اما از جنس هدهد و نسیم نیست. در بطن خود ابهامات و پرسش‌هایی را نیز به همراه دارد. با این حال باید منتظر بود و دید که این خبر خوش چه تبعاتی دارد. چنان است که روند فعالیت هسته‌ای را تشدید کند و آن‌گونه که روزنامه آمریکایی نوشت نقطه‌ای بی‌بازگشت است یا خلاف همه تصورات مناقشه هسته‌ای را درست در نقطه‌ای که بحرانی می‌نماید به سوی توازن سوق می‌دهد.