تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۸۳۴۴۵
روز شمار انقلاب

در روز 21 بهمن ماه یعنی در چنین روزی جنگ خونینی بین لشگر گارد با نیروی هوایی در گرفته بود و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی رفتند.
در درگیری‌های بین مردم و ماموران حکومت نظامی 152نفر دستگیر و به کلانتری تهران‌نو انتقال داده شدند،اما بعد از گذشت دو ساعت با هجوم مردم به کلانتری مذکور، بازداشت شدگان آزاد شدند.

نیروهای گارد جاویدان در یورش به پادگان نیروی هوایی مصر بودند، برخی امرای نظامی که تمام حیثیت و آبرو و موقعیت خود را در حفظ نظام شاهنشاهی می‌دیدند، سعی داشتند با استفاده از فرصت بدست آمده و با بهره گیری از همه ساز و برگهای نظامی برای انجام کودتا وارد عمل شوند.به همین خاطر ستاد بزرگ ارتشتاران به سرلشکر نشاط فرمان حمله به کارخانه تسلیحات را صادر کرد اما او به خاطر آشفتگی اوضاع و شرایط خاص روحی قدرت تصمیم گیری نداشت و به همین خاطر دستور را اطاعت نکرد.

از سویی دیگر تانکهایی که به سمت پادگان در حال حرکت بودند تا مجدداً پادگان را به تصرف خود در آورند نیز توسط مردم متوقف ‌شدند.

سرلشکر ریاحی و نیروهای تحت امر او یکی از سرنشینان این تانکها بودند که مورد حمله انقلابیون قرار گرفتند. تانک حامل وی زیر پل فوزیه واقع در میدان شهناز (امام حسین) آتش گرفت و انقلابیون موفق به دستگیری او شدند.

فرماندار نظامی تهران در ادامه اقدامات خود با انتشار بیانیه شماره 40 خود، ساعات منع عبور و مرور در تهران را افزایش داد و رفت و آمد را از ساعت 16 تا 4 بامداد ممنوع اعلام کرد.

وی متعاقباً با صدور اعلامیه شماره 41 خود مدت منع رفت و آمد را تا ساعت 12 روز یکشنبه 22 بهمن تمدید کرد.

همه چیز از اقدامات عملی نظامیان برای سرکوب شدید انقلابیون حکایت می‌کرد.

اعلامیه‌های شدیداللحنی که صادر می‌شد حتی برخی از انقلابیون را دچار تردید می کرد و آنها را وامی‌داشت تا به منظور جلوگیری از خونریزی، در جریان حوادث و اتفاقات اخیر آهسته‌تر و پیوسته تر حرکت کنند اما پیام قاطع و محکم امام همه تردیدها را از دل زدود.

ایشان طی پیامی اعلام کردند: اعلامیه حکومت نظامی خلاف شرع است و مردم به هیچوجه به آن اعتنا نکنند... من با آنکه دستور جهاد مقدس نداده‌ام ... لیکن دیگر نمی‌توانم تحمل این وحشی‌گری‌ها را بکنم و اخطار می‌کنم که اگر دست از این برادرکشی‌ برندارند و لشکر گارد به محل خویش بازنگردد و از طرف مقامات ارتش از این تهدیدات جلوگیری نشود، تصمیم آخرم را به امید خدا می‌گیرم.

این اطلاعیه عزم مردم را برای مبارزه با بقایای رژیم شاهنشاهی راسختر کرد.

شهر تبدیل به میدان جنگ شده بود. کلانتریها و مراکز انتظامی تهران یکی پس از دیگری به تصرف نیروهای مردمی در می‌آمد. این مراکز شامل کلانتریهای 9 -10-11-14-16-26 و کلانتری نارمک بود.

ارتش برای نجات نظامیان وارد میدان شد. نیروهای نظامی قصد داشتند از کرمانشاه به تهران حمله ور شوند اما مردم ساوه، جاده همدان به ساوه را که منتهی به تهران می‌شد، سد کردند تا مانع عبور نیروهای نظامی شوند.

فرار سربازان از پادگان‌های نظامی همچنان ادامه داشت و نیروهای نظامی برای رفع شبهه‌ای شرعی از امام استفتاء کردند که در چنین شرایطی آیا نیروهای مسلح می توانند از سوگندی که برای دفاع از رژیم شاهنشاهی خوردند عدول کنند.

امام در پاسخ مرقوم داشتند: قسم برای حفظ قدرت طاغوت صحیح نیست و مخالفت با آن واجب است و کسانی که به این نحو قسم خورده‌اند باید برخلاف آن عمل کنند.